آمل شهر علم و فلسفه

Amol best city in The Islamic Republic of Iran

مشاهیر و مفاخر و بزرگان آمل


آیت الله حاج میرزا هاشم آملی

عالمی بزرگ مردی زنده دل ادیبی سیاس و حکیمی بارز ،میرزا هاشم اردشیر لاریجانی،معروف به میرزا هاشم آملی در سال 1278هجری شمسی در روستای پردمه لاریجان، در شهر علم و فلسفه شهر آمل، به دنیا آمد. خانه ساده مرحوم میرزا محمد کودکی به دنیا آمد که نامش را هاشم گذاشتند. مادرش شب تولد وی، در خواب دیده بود که ستاره ای ازآسمان فرود آمد و او آن را در آغوش کشیده، در میان پارچه ای قرارداده بود. با تولد این ستاره دیدگان همه روشن شد و سیمای کودک نورسیده از آینده ای درخشان و چهره ای تاب ناک نوید می داد. دوران کودکی را در دامان پاک پدر و مادر باتقوایش پشت سر نهاد و پس از فراگیری قرآن و تحصیلات ابتدایی، با استعداد سرشاری که داشت و عشق به تحصیل علوم دینی که از ابتدا در آن نمایان بود به فراگیری ادبیات عرب و مقدمات علوم نزد مرحوم آقا سید تاج و آقا شیخ احمد آملی پرداخت و تا مرحله سطوح را در همان شهر فراگرفت.در دوران کودکی، به فراگیری ادبیات عرب و مقدمات علوم نزد آقا سید تاج و احمد آملی پرداخت و تا مرحله سطوح را در همان شهر فراگرفت . در سیزده سالگی، برای ادامه تحصیل به حوزهٔ تهران رفت و به مدرسهٔ سپهسالار که زیر نظر سید حسن مدرس اداره می‌شد رفت و تا بیست و پنج سالگی در آن مدرسه به فراگیری علوم دینی پرداخت. میرزا محمدرضا فقیه لاریجانی، سید محمد تنکابنی، میرزا یدالله نظرپاک، محمدعلی لواسانی، میرزا طاهر تنکابنی، میرزا ابوالحسن شعرانی و محمدعلی شاه‌آبادی از اساتید وی در این مدت بودند.در سال 1305 به قم رفت. او در آنجا در درس عبدالکریم حائری یزدی، محمد حجت کوه‌کمری، محمدعلی شاه‌آبادی و محمدعلی حائری قمی حاضر شد و در مدت شش سال از آنان بهره برد. وی در این مدت دروس فقه، اصول، رجال، حدیث، فلسفه و عرفان را فرا گرفت.وی پس از دریافت اجازه اجتهاد از عبدالکریم حائری یزدی و محمد حجت کوه‌کمری، به حوزهٔ نجف مهاجرت کرد. درنجف به سال 1351 در مدرسه بزرگ آخوند ساکن شد و در درس فقه و اصول سید ابوالحسن اصفهانی، آقاضیاءالدین عراقی و میرزای نائینی حاضر شد.پس از تصویب قانون انجمن‌های ایالتی و ولایتی، در مهرماه 1341و اعتراض مراجع تقلید، وی یکی از چهره‌های سرشناس مبارز روحانیت بود. نام وی همواره ذیل اعلامیه‌های دسته جمعی مراجع تقلید دیده می‌شد.وی از اولین کسانی بود که دولت منتخب امام را تأیید کرد.ایشان در دوران انقلاب از جمله فقها و آیاتی بودند که همواره از امام عالیقدر به عنوان رهبری انقلاب و مقام امامت یاد می‌کردند و همراه و همگام با امام در دوران مبارزه و انقلاب بودند و اعلامیه‌های باقیمانده از آن عالم بزرگوار شاهد بر این مدعاست.پس از فوت امام و انتخاب آیت الله خامنه‌ای به مقام رهبری انقلاب، ایشان طی نامه‌ای بیعت خود را با معظم له اعلام کرده و تاکید کردند: انتخاب شایسته حضرتعالی که فردی دانشمند و اسلام‌شناس و صاحب درایت هستید از جانب مجلس خبرگان، مایه امیدواری و تسکین است.آیت اللّه میرزا هاشم آملی به اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام بسیار عشق می ورزید. هرگاه نام امیرمؤمنان علی علیه السلام را می آورد، اشک در دیدگانش حلقه می زد و زمانی که از خواب بر می خاست، به شوق امیرمؤمنان بر آن حضرت درود می فرستاد و می فرمود: "السلام علیک یا امیرالمؤمنین و رحمة اللّه و برکاته".ایشان در مجلس عزایی که در ده شب اول ماه محرم درمسجد اعظم قم بر پا می کرد، با صدای بلند گریه کرده و اشک می ریخت. هر صبح جمعه هم در منزل ایشان مجلس ذکر مصیبت امامان بر پا بود و این سنت نیک را سالیان طولانی ادامه دادند. آیت اللّه میرزا هاشم آملی به زیارت عاشورا و جامعه کبیره اهمیت می داد و آن دو را بسیار می خواند.مرحوم آیت اللّه العظمی میرزا هاشم آملی، یکی از چهره های سرشناس مبارز بود که با شروع برنامه های ضد اسلامی رژیم منحوس شاهنشاهی، در قالب تصویب قانون انجمن های ایالتی و ولایتی در سال 1341 ش، عمق فاجعه را احساس کرده و بی درنگ به میدان آمدند، به طوری که نام ایشان همواره ذیل اعلامیه های دسته جمعی مراجع تقلید دیده می شد. خانه اش محل شور و گردهمایی مبارزان و دیدگاه وی، روشن گر راه مبارزه بود. هم چنین نماز جماعت ایشان در حیاط مدرسه خان (آیت اللّه بروجردی فعلی)، محل اجتماع روحانیان مبارز بود.آیت اللّه العظمی میرزا هاشم آملی، در پی تدریس طولانی درحوزه های علمیه نجف اشرف و قم، شاگردان بسیاری را در محفل درس خود پرورش داد و آنان رابه سر منزل مقصود رسانید. شاگردانی که از اساتید و علمای بزرگ حوزه های علمیه به شمار می روند. آیت اللّه جوادی آملی که مدت پنج سال در درس ایشان شرکت کرده بود، درباره استادشان می گوید: "مرحوم آیت اللّه میرزا هاشم آملی، بسیار به پرورش شاگرد علاقه مند بودند و تقریرات درس را دقیقا مورد مطالعه قرار می دادند". برخی شاگردان آن بزرگوار عبارتند از: حضرات آیات مکارم شیرازی، شیخ جوادتبریزی، محمدهادی معرفت، صالحی مازندرانی، محمدی گیلانی و سید جعفر کریمی. علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی ، صادق لاریجانی، استاد حوزه علمیه قم و مدرس علم کلام و فلسفه اسلامی و رئیس قوه قضاییه، محمدجواد لاریجانی، استاد دانشگاه، عضو شورای امنیت ملی کشور، عضو کمیسیون سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی و رئیس مرکز پژوهشهای مجلس و مرکز تحقیقات فیزیک نظری و ریاضیات،فاضل لاریجانی، عضو کمیسیون مشورتی شورای عالی انقلاب فرهنگی. باقر لاریجانی، داماد علامه حسن زاده آملی، پزشک و فوق‌تخصص غدد، استادیار دانشگاه تهران و رئیس دانشگاه علوم پزشکی تهران از فرزندان ایشان هستند.آیت اللّه العظمی میرزا هاشم آملی در رفتار و گفتار به اولیای خدا علیهم السلام اقتدا کرده بود. خوش بیان، خوش برخورد و خوش اخلاق بود. با مردم مأنوس بود و بیش تر کارهای دفترش را خود انجام می داد. آیت اللّه جعفر سبحانی درباره ویژگی های اخلاقی آن بزرگ می فرماید: "آیت اللّه میرزا هاشم آملی، مردی مهربان و بسیار خوش مجلس بود. در بحث و گفت و گو جانب انصاف را از دست نمی داد و از شرایط زمان دور نبود و ضرورت ها را درک می کرد". دکتر سید جعفر شهیدی نیز که مدتی با آیت اللّه میرزا هاشم آملی رحمه الله در نجف همراه بود درباره ایشان می گوید: "ایشان خلق و خوی نرمی داشت و بسیار متواضع و غالبا بشاش و گشاده رو بودند".آیت اللّه میرزا هاشم آملی، از اوان جوانی در تحصیل دانش بسیار کوشا بود و هیچ چیز او را از این کار باز نمی داشت و در سایه همین کوشش ها بود که توانست قله های رفیع علم و دانش را فتح کند. ایشان به تدریس نیز بسیار اهتمام می داد و حتی در مواقع بیماری هم از آن دست بر نمی داشت.یکی از شاگردان قدیمی ایشان می گوید: "روزی آیت اللّه العظمی آملی به درس تشریف آوردند و علائم بیماری در چهره ایشان نمایان بود، فرمود: من امروز تب داشتم و حالم مساعد نبود، ولی برای تعطیل نشدن درس آمدم". آیت اللّه حسن زاده آملی نیز می فرمود: "روزی به دیدن و عیادت ایشان رفتم، مشاهده کردم آقا سخت مضطرب است وبی تابی می کند. عرض کردم: آقا، چرا این قدر بی تاب هستید و مضطربید؟ فرمود: بی تابی من برای این است که درسم تعطیل شده است".آیت اللّه میرزا هاشم آملی علاقه ویژه ای به حضرت امام رحمه الله داشتند و همواره از رهبر کبیر انقلاب اسلامی، با عنوان "امامُ المسلمین" یاد می کردند. ایشان پیروی از دستورهای حضرت امام رحمه الله را واجب دانسته و می گفتند: "نظر من در مسائل کشور همان است که امام می گویند". هنگام پیروزی شکوه مند انقلاب اسلامی و ورود پربرکت حضرت امام رحمه الله به ایران اسلامی، آیت اللّه میرزا هاشم آملی در پیامی، پیروزی انقلاب و تشریف فرمایی امام را گرامی داشته و مدتی بعد به تهران رفته و همراه با شهید مطهری، در مدرسه رفاه با حضرت امام رحمه الله ملاقات کردند.سرانجام روح والای آیت اللّه العظمی آملی، پس از 91 سال تلاش و کوشش در راه و گسترش معارف اسلامی و پشت سر نهادن یک دوره بیماری، در عصر روز جمعه چهارم رمضان 1413 ق (7 اسفند 1371 ش) به آسمان ها پرکشید. پس از تشییع باشکوه، پیکر مطهر آن مرحوم به آرامگاه ابدی انتقال یافته و در حرم مطهر حضرت معصومه علیهاالسلام مسجد بالاسر، کنار مرقد مرحوم شهید مطهری رحمه الله و علامه طباطبایی رحمه الله به خاک سپرده شد.


استاد آیت الله علامه فیلسوف حسن زاده آملی

شیخ عارف، فیلسوف،کامل مکمّل، واصل به مقام منیع قرب فریضه، حضرت راقی به قله های معارف الهی، و نائل به قلّه بلند و رفیع اجتهاد در علوم عقلیه و نقلیه، صاحب علم و عمل، و طود عظیم تحقیق و تفکیر، حِبر فاخر و بحر زاخر و عَلَم علم، عارف مکاشف ربانّی، فقیه صمدانی عالم به ریاضیات عالیه از هیئت و حساب و هندسه، عالم به علوم غریبه و متحقق به حقائق الهیه و اسرار سبحانیه، مفسِّر تفسیر انفسی قرآن فرقان، استاد اکبر، معلم اخلاق، مراقب ادب مع الله و مکمل نفوس شیّقه الی الکمال، آیه الله العظمی حضرت علامه ذوالفنون جناب حسن بن عبدالله طبری آملی (حفظه الله تعالی) که به «حسن زاده» شهرت دارندزندگی نامه:در اواخر سال 1307 هجری شمسی در روستای ایرای لاریجان آمل متولد و در حجر کفالت و تحت مراقبت پدر و مادری الهی، بزرگوار و اهل یقین، تربیت و از پستان پاک مادری عفیفه صدیقه طاهره و پاک از ارجاس حین الولادهکه پستان معرفت و اخلاص و صداقت بود، شیر نوشیدند و پرورش یافتند.در حالی که شش ساله بودند، به مکتبخانه خدمت یک معلم روحانی شرفیاب شدند و پیش او خواندن و نوشتن یاد گرفتند و تعدادی از جزوات متداول در مکتبخانه های آن زمان را خواندند، تا اینکه در خردسالی تمام قرآن را به خوبی یاد گرفتند.پس از آن وارد دوره ابتدایی شدند. تاریخ ورود حضرت استاد (حفظه الله تعالی) به مدرسه روحانی (حوزه علمیه) مهرماه سال 1323 هجری شمسی مطابق با شوال المکرم سال 1363 هجری قمری بود.تحصیلات کتب ابتدائیه را که در میان طلّاب علوم دینیّه معمول و متداول است از نصاب الصبیان و رساله عملیه فارسی آیه الله سید ابوالحسن اصفهانی (چون ایشان مرجع علی الاطلاق در آن زمان بودند) و کلیات سعدی، گلستان سعدی و جامع المقدمات و شرح الفیه سیوطی و حاشیه ملا عبدالله بر تهذیب منطق و شرح جامی بر کافیه نحو و شمسیه در منطق و شرح نظام در صرف، مطوّل در معانی و بیان و بدیع و معالم در اصول، تبصره در فقه و قوانین در اصول تا مبحث عام و خاص را در آمل که همواره از قدیم الدهر واجد رجال علم بوده، از محضر مبارک روحانیین آن شهر آیات عظام و حجج اسلام: محمد آقا غروی و آقا عزیزالله طبرسی و آقا شیخ احمد اعتمادی و آقا عبدالله اشراقی و آقا ابوالقاسم رجائی و غیرهم که همگی از این نشأه رخت بربسته اند و به ریاض قدس در جوار رحمت ربّ العالمین آرمیده اند، فرا گرفتند و نیز از حضرت آیه الله عزیزالله طبرسی تعلیم خط می گرفتند تا اینکه خود حضرتش در آمل چند کتاب مقدماتی را تدریس می کردند.مهاجرت به تهران:پس از آن در شهریور 1329 هجری شمسی به تهران آمدند و چند سالی در مدرسه مبارک حاج ابوالفتح (رحمه الله علیه) به سر بردند و باقی کتب شرح لمعه از عام و خاص قوانین تا آخر جلدین آنرا در محضر شریف مرحوم آیه الله آقا سید احمد لواسانی (رضوان الله تعالی علیه) درس خواندند.و بعد از آن چندین سال در مدرسه مبارک مروی به سر بردند. و به ارشاد جناب آیه الله حاج شیخ محمد تقی آملی (قدس سره) به محضر مبارک علامه حاج میرزا ابوالحسن شعرانی طهرانی (اعلی الله مقامه) رسیدند و آن بزرگوار چون پدری مهربان، سالیانی دراز در کنف عنایتش، همّ خویش را به تربیت و تعلیم ایشان مصروف داشت – به مدت 13 سال – و از فنونی چند دری بروی ایشان گشود.از منقول تمام مکاسب و رسائل شیخ انصاری (قدس سره) و جلدین کفایه آخوند خراسانی (قدس سره) و پس از آن کتاب طهارت و کتابهای صلوه و خمس و زکات و حج و ارث جواهر را به صورت درس فقه خارج استدلالی محققانه، تا اینکه مطمئن شد و باور نمود که بر استنباط فروع از اصول تواناست. آنگاه حضرتش را به تصدیق مُنّه استنباط و قوه اجتهاد مشرف ساخت.از معقول اکثر شرح خواجه طوسی (قدس سره) بر اشارات ابن سینا (قدس سره) و اکثر اسفار ملاصدرا (قدس سره) و کتاب نفس و حیوان و نبات و تشریح شفای شیخ الرئیس که از کتاب نفس تا آخر طبیعیات شفاء است. از تفسیر تمام دوره تفسیر مجمع البیان طبرسی از بدو تا ختم آن.مهاجرت از دارالعلم تهران به شهر مقدّس قم:در دوشنبه 25 جمادی الاول/ سال 1383 هجری قمری برابر با 22 مهر 1342 هجری شمسی به قصد اقامت در قم، تهران را ترک گفته اند.بعد از ورود به قم، تدریس معارف حقّه الهی و تعلیم فنون ریاضی را شروع کردند.علوم:از کتب قرائت و تجوید:شرح شاطبیه به نام «شراج المبتدی و تذکار المقری المنتهی» که شرح علامه شیخ علی بن قاصح عذری بر قصیده لامیه منظومه علامه شیخ قاسم بن فیره رعینی شاطبی در علم قرائات است. این قصیده 1375 بیت دارد که قافیه همه ابیات فقط «لام» است. مطلع این ابیات:بَدَأتَ ببسم الله فی النّظم اوّلا،تبارک رحمانا رحیما و موئلاً،و مختوم این ابیات:و تبدی علی اصحابها نفحاتها،بغیر تناهِ زربنا و قرنفلا،می باشد. شرح شاطبیه (در علم قرائات و معرفت قاریان) از کتابهای درسی بود که در مراکز علمی خوانده می شد و استاد علامه شعرانی (قدس سره) آنرا پیش پدرش خوانده بود.از کتب ریاضی و نجوم،رساله فارسی ملاعلی قوشچی در علم هیئت شرح قاضی زاده رومی بر «الملخّص الهیه» از مؤلفات محمّد بن محمود خوارزمی چغمینی معروف به «شرح چغمینی». استدراک بر تشریح الافلاک شیخ بهایی تألیف علامه شعرانی کتاب «الاصول» مشهور به اصول اقلیدس صوری به تحریر خواجه طوسی که حاوی پانزده مقاله در حساب و هندسه است که همه مسائلش به براهین ریاضی مبرهن است.اُکَرمالاناوس به تحریر خواجه طوسی،اُکَر ثاوذوسیوس در مثلثات و اشکال کروی به تحریرخواجه طوسی،شرح علامه خفری بر «تذکره فی الهیه» محقق طوسی در علم هیئت که شرحی استدلالی است بر مسائل هیئت. بعد از تعلّم شرح خفری بر تذکره به زیج بهادری که اتمّ و ادقّ و اجدّ زیجات است، پرداختند.تعلیم کتاب کبیرمجسطی تألیف بطلیموس قلوذی به تحریر طوسی در علم هیئت است و شریفترین مصنف در این علم است و نیز مقصد اسنی و مطلب اعلی و نهایه النهایات در درس هیئت استدلالی می باشد، همانگونه که شرح خفری یاد شده و اُکَر ثاوذسیوس و اُکَر مالاناوؤس و کتاب «الکره المتحرکه» تألیف اوطوقوس به تحریر خواجه طوسی و رساله قسطابن لوقا در عمل به کره ذات الکرسی و نظایر این کتاب از متوسطات و اصول اقلیدس و کتابهای پایین تر از آن در حساب و هندسه و هیئت از بدایات در این رشته طبق مراتب درجاتی که نزد اهل هیئت معمول است می باشند.استخراج تقویم نجومی که چهار سال تعلیم آن در محضر علامه شعرانی طول کشید حضرت استاد علامه حسن زاده (مدّ ظله العالی) به غوص در مسایل آن تا آنجا متبحر شدند که بر استخراج آن متمهّر گشتند و آنرا به طور کامل شرح کردند که هنوز چاپ نگشته است. از این زیج نه سال استخراج تقویم کردند که چاپ و منتشر شد.در عمل به آلات رصدی،اسطرلاب و ربع مجیّب به نحو کمال و معرفت آلاتی که در کتابهای یاد شده مذکور است.از کتب طبّ:قانونچه محمد بن محمود چغمینی شرح الاسباب نفیس بن عوض بن حکیم طبیب تشریح کلیات قانون شیخ الرئیس؛در علم درایه و رجال:دوره کامل رساله استاد علامه شعرانی که تاکنون چاپ نگشته است و دوره کامل «جامع الرواه اردبیلی» علیه الرحمه؛در حدیث و روایت:جامع وافی فیض کاشانی (رضوان الله تعالی علیه):پس از خواندن جامع وافی به انخراط در سلک روات دین و انسلاک درسلسله حمله احادیث صادره از اهل بیت عصمت و وحی مشرف گشته است که دستخط شریف علامه شعرانی در کتاب «درآسمان معرفت» حضرت مولی آمده است.اساتید:در محضر علامه رفیعی قزوینی:در آن سنوات استاد آیه الله حاج میرزا ابوالحسن رفیعی قزوینی (قدس سره) از قزوین به تهران تشریف فرما شدند و اقامت فرمودند که به هدایت جناب استاد شعرانی به حضور شریفش تشرّف یافتند و چند سالی (5 سال) در محضر مبارکش نیز به تحصیل علوم عقلی و نقلی و عرفانی از اسفار صدر اعظم فلاسفه و شرح علامه محمد بن حمزه مشهور به ابن فناری بر مصباح الانس صدر الدین قونوی و خارج فقه (طهارت و صلوه و اجاره از روی متن عروه الوثقی فقیه آقا سید محمد کاظم یزدی) و خارج اصول (از متن کفایه الاصول آخوند خراسانی) مشتغل بودند و به «فاضل آملی» از زبان مبارک ایشان وصف می شدند.در محضر درس آیه الله حکیم الهی قمشه ای (رضوان الله تعالی علیه)تمام حکمت منظومه متأله سبزواری و مبحث نفس اسفار و حدود نصف شرح خواجه بر اشارات شیخ رئیس را تلمذ نمودند. و نیز در مجلس تفسیر قرآن آن جناب خوشه چین بودند که همه درسها بیش از ده سال در بیت شریف حکیم متأله الهی قمشه ای (رضوان الله تعالی علیه) بعد از نماز مغرب و عشاء برگزار می شد.و نیز مدتی مدید در تهران در درس خارج فروع فقهیه و اصول علامه جناب آیه الله آشیخ محمد تقی آملی شرکت فرمودند.و همچنین از اعاظمی که در تهران به ادراک محضرشان بهره مند بودند، جناب حکیم الهی و عارف صمدانی استاد محمد حسین فاضل تونی (رحمه الله تعالی علیه) است که قسمتی از طبیعیات شفا و شرح علامه قیصری بر فصوص شیخ اکبر محی الدین عربی را نزد ایشان تلمذ نمودند.و قسمتی از طبیعیات شفا را در محضر مبارک جناب آیه الله حاج میرزا احمد آشتیانی (قدس سره) خوانده اند. و یکی از آن بزرگواران شیخ جلیل مفضال و خدوم علم و کمال و بارع در علوم عقلیه و نقلیه حاج شیخ علی محمد جولستانی (رحمه الله تعالی علیه) بود که در فراگیری لئالی منتظمه در منطق تصنیف متأله سبزواری پیش ایشان شاگردی نمودند.تدریس:برخی از دروسی که حضرت استاد (حفظه الله تعالی) تدریس فرمودند، [۱] به شرح ذیل می باشد:تدریس چهار دوره اشارات با شرح خواجه که در هر دوره ای با تصحیح دقیق و تعلیقات وشرحی محققانه همراه بوده است.(صفحه 253)تدریس مصباح الانس به مدت هشت سال در حوزه علمیه قم برای چندین نفر از عزیزان به خصوص جناب عارف واصل حضرت حجه الاسلام سمندری نجف آبادی و جناب عارف واصل حضرت آقای دکتر امامی نجف آبادی و دوره دوم تدریس آن نیز در تاریخ 24/7/1370 برابر هفتم ربیع الثانی 1412 قمری آغاز شد که تا صفحه 49 این کتاب به طبع انتشارات فجر در طی 184 جلسه ادامه یافت و در تاریخ 26/11/71 با کسالت حضرت مولی تعطیل شد. (صفحه 255)تدریس شرح فصوص الحکم قیصری چهار دوره که برای شاگردان املاء می فرمود و آنان مینوشتند. (صفحه 255)تدریس یک دوره کامل شفا شیخ رئیس که در ضمن تدریس از روی چندین نسخه تصحیح شده و تعلیقات و حواشی نمودند. (صفحه 254)تدریس چهار دوره تمهید القواعد در حوزه علمیه قم که هر دوره اش حدود چهار سال به طول انجامید. (صفحه 254)تدریس « اُکَر مانالاؤس » که مدت سه سال در حوزه علمیه قم بطول انجامید. (صفحه 256)تدریس دو کتاب « اُکَر ثاوذوسیوس و مساکن » به تحریر خوجه طوسی. (صفحه 257)تدریس اصول اقلیدس. (صفحه 257)تدریس دروس هیئت و دیگر رشته های ریاضی. (صفحه 263)و ...تدریس همراه تحصیل:در مدت اقامت حضرتش در تهران در طی سیزده سال یا بیشتر همراه با اشتغال به تحصیل علوم از آن محاضر عالیه طبق روش معهود و سیره جاریه بین علمای روحانی به تعلیم و تدریس در مدارس (حوزه علمیه) روحانی نیز اشتغال داشتند و کتابهای ذیل را تدریس فرمودند:معالم الاصول،مطوّل تفتازانی, « حضرت مولی شش دوره به تدریس مطوّل توفیق داشت » و معانی مطوّل از اول تا آخر و قسمت زیادی از بیان بدیع آنرا تحشیه فرمودند که بسیار گرانقدر و شریف است.کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد در علم کلام که اینک با تصحیح و تعلیقات حضرتش به طبع رسید.قوانین در اصول،شرح محقق طوسی بر اشارات شیخ رئیس در حکمت مشائیّه،شرح لمعه در فقه،ارث جواهر در فقه،لئالی منتظمه،جوهر نضید،حاشیه ملاعبدالله،شرح شمسیه،این چهار کتاب اخیر در علم منطق است.هیئت فارسی در قوشچی،شرح چغمینی،تشریح الافلاک شیخ بهایی،اصول اقلیدس،زیج بهادری،این پنج کتاب در ریاضیات:هیئت،حساب،هندسه،است و همچنین موفق به یادگیری زبان فرانسه گردیدند.ادراک محضر علامه طباطبائی (رحمه الله علیه)حضرت استاد علامه، یگانه عصر به مدت 17 سال از محضر قدسی علامه طباطبائی (ره) بهره بردند. در خدمت ایشان کتابهای زیر را خواندند:کتاب «تمهید القواعد» صائن الدین علی بن ترکه، که شرحی است شریف بر « قواعد التوحید » ابن حامد ترکه و تدرّس آن شب جمعه 12 شعبان المعظم سنه 1383 هجری قمری به اتمام رسید.کتاب برهان منطق شفاء شیخ رئیس. تاریخ شروع آن شعبان المعظم 1386 هجری قمری مطابق با آذر ماه 1347 هجری شمسی بوده است. جلد نهم اسفار صدرالمتألهین به چاپ جدید که از اول باب هشتم کتاب نفس تا آخر آن می باشد و درس آن در روز یکشنبه 23 شعبان المعظم مطابق با پنجم آذر ماه 1346 هجری شمسی بطور کامل پایان پذیرفت.کتاب توحید بحار مجلسی. تاریخ شروع آن: شب پنجشنبه 14 شوال المکرم 1394 هجری قمری بوده است.جلد سوم بحار که در مورد معاد و مطالب دیگر آن است و آنرا به تمامی خواندند.حضرتش سوگند یاد کرده و می فرمایند: « به جانم سوگند مهم‌ترین چیزی که در محضر شریف او جوهر عاقل را مبتهج می کرد، اصول علمیّه و امهّات عقلیه ای بود که القاء می فرمود و هر یک از آنها دری بود که درهای دیگری از آن گشوده می شد. به خداوند سوگند از محضر روحانی او علم و عمل فیضان می کرد؛ حتی سکوتش نطقی بود که هیمانی ملکوتی را حکایت می کرد. »در محضر علامه محمد حسن الهی طباطبائی (ره)از جمله کسانی که در عتبه علیای او اعتکاف داشتند، زبده علمای عامل و عمده عرفای شامخ، عروج کرده به مطالع یقین، حکیم متفقه، فقیه متأله، استاد علامه مکاشف و بحر معارف مولای حضرتش حاج سید محمد حسن الهی طباطبائی تبریزی – برادر علامه استاد حاج سید محمد حسین طباطبائی تبریزی – بود که در فنون علوم غریبه اوفاق، جفر، رمل علم حروف، علم عدد و زُبُر و بیّنات و دیگر شعب ارثماطیقی از محضرشان بهره مند گردیدند.در محضر حاج سید مهدی قاضی تبریزی ،حضرت آقا به مدت چهار سال یا بیشتر جهت تعلم علوم ارثماطیقی در محضر گرانقدر عالم وفیّ زکیّ تقیّ، صاحب خط ممتاز، دوحه شجره قرآن و عرفان و برهان، فرزند صاحب کمالات و خوارق عادات، عالم کامل، مکمّل مکاشف، حضرت آیه الله العظمی حاج سید علی قاضی تبریزی مصداق « اَلوَلَدُ سِرُّ اَبیه» اعنی الحجه سید مهدی قاضی مشرف بوده اند. به فرمایش حضرت آقا: «ایشان در تعلیم من بذل جهد فرمود و او را بر من حقی است عظیم.»به خداوند سوگند قلم و زبان به ادای شکر محشار نیکی هایی که این مشایخ عظام در حقّ ما نموده اند وافی نیست؛ اگر چه عله العلل و مفیض علی الاطلاق، الله ربّ العالمین استو الحمد لله ربّ العالمین.تالیفات،کتب و رساله‌های بسیاری از وی موجود است. از آن میان، می‌توان به این عناوین اشاره کرد:معرفت نفس،نهج الولایه،رساله انسان در عرف عرفان،ریاضیایت و هیات،رساله نور علی نور ،ذکر و ذاکر و مذکور،دیوان اشعار،گشتی در حرکت،انه الحق،نهج الولایه،انسان کامل از دیدگاه نهج البلاغه الهی نامه متن الهی نامه :وحدت از دیدگاه عارف و حکیم و ...توصیه‏هایى از علامه حسن‏زاده آملى دهان روح و تن انسان دو دهان دارد: یکى گوش که دهان روح او است و دیگر دهان که دهان تن او است. این دو دهان خیلى محترم‏اند. انسان باید خیلى مواظب آن‏ها باشد. یعنى باید صادرات و واردات این دهنها را خیلى مراقب باشد. آن‏هایى‏که هرزه خوراک مى‏شوند، هرزه کار مى‏گردند. کسانى که هرزه شنو مى‏شوند، هرزه گو مى‏گردند.وقتى واردات انسان هرزه شد، صادرات او هم هرزه و پلید و کثیف مى‏شود. یعنى قلم او هرزه و نوشته‏هایش زهرآگین خواهد داشت. حضرت وصى، امیرالمؤمنین، علیه السلام فرمود: عمل نبات است و هیچ نبات از آب بى‏نیاز نیست و آب‏ها گوناگون‏اند. هر آبى که پاک است، آن نبات هم پاک و میوه‏اش شیرین خواهد بود; و هر آبى که پلید است، آن نبات هم پلید و میوه او تلخ است.*خود عمل، حاکى است که از چه آبى روییده شده است.وقت اندک و کار بسیار بدان که باید تخم و ریشه سعادت را در این نشأ، در مزرعه دلت‏بکارى و غرس کنى. این‏جا را دریاب، این‏جا جاى تجارت و کسب و کار است; و وقت هم خیلى کم است. وقت‏خیلى کم است و ابد در پیش داریم. این جمله را از امیرالمؤمنین علیه السلام عرض کنم، فرمود: «ردوهم ورود الهیم العطاش‏» ; یعنى شتران تشنه را مى‏بینید که وقتى چشمشان به نهر آب افتاد چگونه مى‏کوشند و مى‏شتابند و از یکدیگر سبقت مى‏گیرند که خودشان را به نهر آب برسانند، شما هم با قرآن و عترت پیغمبر و جوامع روایى که گنج‏هاى رحمان‏اند این چنین باشید. بیایید به سوى این منبع آب حیات که قرآن و عترت است. وقت‏خیلى کم است و ما خیلى کار داریم. امروز و فردا نکنید. امام صادق علیه السلام فرمود: «اگر پرده برداشته شود و شما آن سوى را ببینید، خواهید دید اکثر مردم به علت تسویف، به کیفر اعمال بد این‏جاى خودشان مبتلا شده‏اند .» تسویف یعنى سوف سوف کردن، یعنى امروز و فردا کردن، بهار و تابستان کردن، امسال و سال دیگر کردن.وقت نیست، و باید به جد بکوشیم تا خودمان را درست‏بسازیم.

استاد آیت الله علامه جوادی آملی

حضرت آیة‌ الله عبدالله جوادی‌ آملی‌از علمای بزرگ ومعاصر شیعه در جهان،خطیب،فیلسوف،بالغ،شاع ر،حکیم،محدث،مفسر،علیمی عالم و نادره زمان در سال‌ 1312 هجری‌ شمسی‌ در آمل‌ به‌ دنیا آمد. پدر و جدش‌، میرزا ابوالحسن‌ و ملا فتح‌ الله از مبلغین‌ اسلام‌ وارادتمندان‌ به‌ آستان‌ ولایت‌ بوده‌اند. از ویژگیهای‌ جدّی‌ وی‌ این‌ بوده‌ که‌ در منابر خود به‌ ذکر احکام‌ و مناقب‌ اهل‌ بیت‌ (علیهم‌ السلام‌) می‌پرداخته‌ و ظاهراً علاقة‌ وافری‌ به‌ علم‌ کلام‌ داشته‌ است‌. فرزندانی‌ که‌ خدا به‌ پدر استاد عطا می‌کرده‌ است‌، معمولاً بر اثر ضعف‌ امکانات‌ بهداشتی‌ پزشکی‌ یا به‌ علل‌ و عوامل‌ دیگر زنده‌ نمی‌ماندند. پیش‌ از تولّد استاد، یکی‌ از بستگان‌ در عالم‌ رؤیا می‌بیند که‌ شخصی‌ عصایی‌ به‌ دست‌ پدر استاد می‌دهد و او آن‌ را به‌ دست‌ گرفت‌. این‌ رؤیا را چنین‌ تعبیر کردند که‌ خداوند به‌ میرزا ابوالحسن‌، پسری‌ عطا خواهد کرد که‌ زنده‌ می‌ماند و عصای‌ دست‌ پدر خواهد شد. از این‌ رو، پدر و مادر نذر کردند اگر خدا به‌ آنها پسری‌ داد، او را به‌ مشهد امام‌ رضا (ع‌) ببرند؛ و این‌ گونه‌، استاد جوادی‌ آملی‌ متولّد شد.فشار دوران‌ پهلوی‌ و مشکلات‌ پدر و جدّ استاد در مسائل‌ مادی‌ و سیاسی‌، باعث‌ نشد که‌ از علاقة‌ این‌ خانواده‌ به‌ روحانیّت‌ شیعه‌ کاسته‌ شود و همانا، آرزوی‌ آنان‌، تحصیل‌ فرزند خود در حوزه‌های‌ علمیه‌ بود.دوران‌ تحآیة‌ الله جوادی‌ آملی‌ پس‌ از به‌ پایان‌ رساندن‌ سال‌ ششم‌ ابتدایی‌، در سال‌ 1325 یا 1326، با پیشنهاد پدر و علاقة‌ وافر، وارد حوزه‌ علمیه‌ آمل‌ شد و تا سال‌ 1329 در آن‌ شهر، به‌ تحصیل‌ پرداخت‌ و بخشی‌ از دروس‌ سطح‌ را در آنجا به‌ پایان‌ برد. پس‌ از آن‌ با تشویق‌ استاد خود، مرحوم‌ آقا شیخ‌ شعبانی‌ نوری‌، عازم‌ حوزه‌ علمیه‌ مشهد مقدس‌ شد. در بدو ورود به‌ حوزه‌ علمیه‌ مشهد، در یکی‌ از مدارس‌ به‌ برخی‌ از طلاب‌ برخورد که‌ در کسوت‌ روحانیت‌ بودند، ولی‌ نسبت‌ به‌ علمای‌ بزرگ‌ مشهد در آن‌ روزگار، تکریمی‌ نداشتند و تعابیرشان‌ دربارة‌ علما همراه‌ با تندی‌ و طعن‌ بود! این‌ خاطره‌ چنان‌ برای‌ استاد تلخ‌ بود که‌ حاضر نشد در چنین‌ حوزه‌ای‌ بماند و درس‌ بخواند. از این‌ رو مشهد را ترک‌ گفت‌ و به‌ همراه‌ پدر، رهسپار تهران‌ شد تا در آن‌ حوزة‌ عظیم‌ در آن‌ روزگار و در محضر بزرگانی‌ همچون‌ آیة‌ حاج‌ شیخ‌ محمد تقی‌ آملی‌، به‌ تحصیل‌ بپردازد. مرحوم‌ شیخ‌ محمد تقی‌ آملی‌ نیز پدر استاد را می‌شناخت‌ و طی‌ نامه‌ای‌ به‌ مرحوم‌ حاج‌ محمدباقر آشتیانی‌، متصدی‌ مدرسه‌ مروی‌، که‌ از بهترین‌ مدارس‌ آن‌ روز بود، خواستار پذیرش‌ استاد جوادی‌ شد.با ورود به‌ مدرسه‌ مروی‌ و قبولی‌ در آزمون‌ ورودی‌ آن‌، استاد به‌ خواندن‌ رسائل‌ و مکاسب‌ اشتغال‌ یافتند. پس‌ از آن‌ به‌ فراگیری‌ کفایة‌ الاصول‌ پرداخت‌ و سپس‌ در دروس‌ خارج‌ استادان‌ بنام‌ حوزه‌ علمیه‌ تهران‌ شرکت‌ جست‌ و همزمان‌، به‌ فراگیری‌ علوم‌ عقلی‌ نیز پرداخت‌. پس‌ از حدود 5 سال‌ تحصیل‌ در تهران‌ و با کسب‌ اجازه‌ از محضر مرحوم‌ آیة‌ الله حاج‌ شیخ‌ محمد تقی‌ آملی‌، در سال‌ تحصیلی‌ 35 ـ 1334 به‌ حوزه‌ علمیه‌ قم‌ آمد تا از محضر علمای‌ آن‌ دیار نیز بهره‌های‌ فراوانی‌ برگیرد. از آن‌ سال‌، تا کنون‌ وی‌ در حوزه‌ علمیه‌ قم‌ حضور دارد و ضمن‌ بهره‌مندی‌ از محضر علمای‌ بزرگ‌ این‌ حوزة‌ مبارکه‌، خود سر منشأ خیرات‌ و برکات‌ کثیری‌ برای‌ آن‌ بوده‌ است‌.استاد جوادی‌ آملی‌، در دوران‌ تحصیلی‌ خود، با استادان‌ بنامی‌، انس‌ داشته‌ است‌. پدر او معتقد بود که‌ درس‌ حوزوی‌ را باید پیش‌ انسان‌ بزرگواری‌ که‌ خود تزکیه‌ شده‌ باشد، آغاز کرد. بدین‌ منظور، فرزند خود را برای‌ تحصیل‌، نزد آیة‌الله فرسیو (ره‌) که‌ از دانشمندان‌ و علمای‌ بزرگ‌ آمل‌ بود، برد و او در آغازین‌ روز درس‌، جمله‌ «اول‌ العلم‌ معرفة‌ الجبار» را چنان‌ معنا کرد که‌ استاد خود را هنوز مرهون‌ آن‌ سروش‌ غیبی‌ می‌داند.آیة‌ الله جوادی‌ آملی‌، دروس‌ ادبیّات‌ را نزد پدرش‌ و حجج‌ اسلام‌، عبدالله اشراقی‌ شیخ‌ احمدی‌ اعتمادی‌ و برخی‌ دیگر خواند و بخش‌ مهمّ شرح‌ لمعه‌ را نزد مرحوم‌ آیة‌ الله شیخ‌ عزیزالله طبرسی‌ فرا گرفت‌. بخش‌ اوامر قوانین‌ را در محضر آیة‌ الله ضیای‌ آملی‌ و بقیه‌ را از مرحوم‌ آیة‌ الله محمد غروی‌ آموخت‌ در روزهای‌ تعطیل‌ هم‌ امالی‌ شیخ‌ صدوق‌ را در محضر آیة‌ الله ضیاء الدین‌ آملی‌ می‌خواند.با ورود به‌ تهران‌، به‌ مدرسة‌ علمیه‌ مروی‌ رفت‌ و دروس‌ سطح‌ را در آنجا به‌ پایان‌ برد. از ویژگیهای‌ مدرسه‌ مروی‌ این‌ بود که‌ طلاب‌ آن‌ می‌بایست‌ در کنار فراگیری‌ علوم‌، قرآن‌ را نیز تلاوت‌ کنند و سالی‌ دوبار برای‌ بازدید کتابها جلساتی‌ تشکیل‌ می‌شد. انس‌ با کتابخانة‌ نیز نصیب‌ طلاب‌ علوم‌ می‌شد و توفیق‌ بود تا محصلان‌ با کتابهای‌ خطی‌ و چاپی‌ آشنا شوند. استاد جوادی‌ آملی‌، دروس‌ رسائل‌ و مکاسب‌ را در محضر آیة‌ الله سید عباس‌ فشارکی‌، آقای‌ شیخ‌ اسماعیل‌ جاپلقی‌ و آقا شیخ‌ محمد رضا محقق‌ خواند. در بخش‌ فلسفه‌ نیز، شرح‌ منظومه‌، طبیعیات‌، اشارات‌ و بخشی‌ از اسفار را نزد حاج‌ شیخ‌ ابوالحسن‌ شعرانی‌ و مقداری‌ از شرح‌ منظومه‌ و شرح‌ اشارات‌ و بخشی‌ از اسفار را خدمت‌ آیة‌ الله حاج‌ میرزا مهدی‌ محی‌ الدّین‌ الهی‌ قمشه‌ای‌ که‌ عارفی‌ بی‌ نظیر و صاحبدلی‌ بی‌ بدیل‌ بود فراگرفت‌. برای‌ آموختن‌ شرح‌ فصوص‌ ابی‌ عربی‌ (شرح‌ قیصری‌ بر فصوص‌) به‌ محضر آیة‌ الله محمد حسین‌ فاضل‌ تونی‌ رفت‌ و دروس‌ خارج‌ فقه‌ و اصول‌ را نزد مرحوم‌ شیخ‌ محمد تقی‌ آملی‌ آموخت‌، ضمن‌ اینکه‌ در علوم‌ معقول‌ نیز از ایشان‌ بهره‌های‌ فراوان‌ می‌برد.با هجرت‌ به‌ قم‌، در سال‌ تحصیلی‌ 35 ـ 1334 در درس‌ بزرگان‌ قم‌، از جمله‌ آیة‌ الله العظمی‌ بروجردی‌(ره‌) حضرت‌ امام‌ خمینی‌ (ره‌)، علامه‌ سید محمد حسین‌ طباطبایی‌(ره‌)، آیة‌ الله محقق‌ داماد (ره‌) و آیة‌الله میرزا هاشم‌ آملی‌ (ره‌) حاضر شد. وی‌، ویژگی‌ بارز درس‌ امام‌ خمینی‌ (ره‌) را پرورش‌ روح‌ دقت‌ و آزادگی‌ علمی‌ می‌داند و بر حکیمانه‌ بودن‌ دیدگاههای‌ امام‌ در دروس‌ حوزوی‌ تأکید می‌نماید.استاد جوادی‌ آملی‌، در حدود 25 سال‌ از محضر علامه‌ طباطبایی‌، در علوم‌ نقلی‌ و عقلی‌ بهره‌ بود و در خلوت‌ و جلوت‌، انیس‌ این‌ مفسر بزرگ‌ قرآن‌ کریم‌ بود. از این‌ رو خاطرات‌ بسیاری‌ از ایشان‌، در سینه‌ دارد که‌ در بسیاری‌ از مصاحبه‌ها و نوشته‌ها، آن‌ را بیان‌ داشته‌ است‌.از دوستان‌ آیة‌ الله جوادی‌ آملی‌، می‌توان‌ از آیة‌الله شهید مطهری‌، مرحوم‌ حاج‌ آقا مصطفی‌ خمینی‌ و امام‌ موسی‌ صدر نام‌ برد. او در سال‌ 1332 در تهران‌، با شهید مطهری‌ آشنا شد که‌ این‌ دوستی‌ تا زمان‌ شهادت‌ ایشان‌ ادامه‌ داشت‌.آیة‌ الله عبدالله جوادی‌ آملی‌، در طول‌ عمر شریف‌ خود، تا کنون‌ خدمات‌ علمی‌ و فرهنگی‌ شایان‌ توجهی‌ را به‌ انجام‌ رسانده‌ است‌. وی‌ از سالهای‌ نخستین‌ تحصیل‌ به‌ تدریس‌ در تربیت‌ طلاب‌ مبتدی‌ می‌پرداخته‌ است‌ و تا کنون‌، شاگردان‌ بسیار مفیدی‌ را به‌ عالم‌ اسلام‌ تقدیم‌ داشته‌ است‌. استاد، همواره‌ بر تهذیب‌ نفس‌ در کنار تحصیل‌ پای‌ می‌فشرده‌ و همواره‌ شاگردان‌ خود را به‌ اخلاص‌ در تبلیغ‌ معارف‌ وحیانی‌ و انس‌ هماره‌ با قرآن‌ و روایات‌ سفارش‌ می‌نموده‌ است‌.از خدمات‌ مهم‌ فرهنگی‌ استاد جوادی‌ آملی‌، تأسیس‌ مؤسسه‌ تحقیقاتی‌ و نشر اسراء در سال‌ 1372 است‌. مؤسسه‌ اسراء به‌ منظور پژوهش‌ در رشته‌های‌ مختلف‌ علوم‌ اسلامی‌ و پاسخ‌ گویی‌ به‌ شبهات‌ موجود در اسلام‌ تأسیس‌ شده‌ است‌ و تا کنون‌ خدمات‌ شایان‌ توجهی‌ را تقدیم‌ داشته‌ است‌.آیة‌ الله جوادی‌ آملی‌، تاکنون‌ کتابهای‌ بسیاری‌ را در زمینه‌های‌ گوناگون‌، از جمله‌ تفسیر، فلسفه‌، کلام‌، فقه‌ و اصول‌ نگاشته‌ است‌ که‌ به‌ برخی‌ از آنها اشاره‌ می‌رود:کتاب بزرگ تسنیم‌، تفسیر قرآن‌ کریم‌ (تا کنون‌ 4 جلد؛)تفسیر موضوعی‌ قرآن‌ کریم‌ (در 15 جلد؛) رحیق‌ مختوم‌ (2 جلد؛)ولایت‌ فقیه‌؛عصارة‌ خلقت‌، دربارة‌ امام‌ زمان‌ (عج‌)؛ عید ولایت‌؛ولایت‌ در قرآن‌؛ولایت‌ علوی‌؛ تجلّی‌ ولایت‌؛ـ حکمت‌ علوی‌؛ ظهور ولایت‌؛دنیاشناسی‌ و دنیاگرایی‌ در نهج‌ البلاغه‌؛ علی‌ (ع‌) مظهر اسمای‌ حسنای‌ الهی‌؛ وحدت‌ جوامع‌ در نهج‌ البلاغه‌؛حیات‌ عارفانة‌ امام‌ علی‌ (ع‌) ؛انتظار بشر از دین‌؛بنیان‌ مرصوص‌ امام‌ خمینی‌ شریعت‌ در آینه‌ معرفت‌؛زن‌ در آینه‌ جلال‌ و جمال‌؛حماسه‌ و عرفان‌؛صهبای‌ حج‌؛فلسفة‌ حقوق‌ بشر؛ـ تبیین‌ براهین‌ اثبات‌ خدا؛ـ حکمت‌ نظری‌ و عمل‌ در نهج‌ البلاغه‌؛ مراثی‌ اهل‌ بیت‌؛ حکمت‌ و عبادات‌؛ گنجور عشق‌؛ کتاب‌ الخُمس‌؛ اسرار الصلوة‌؛علی‌ بن‌ موسی‌ الرضا (ع‌) و القرآن‌ کریم‌؛علی‌ بن‌ موسی‌ الرضا و الفلسفة‌ الالهیّة‌؛ـ کتاب‌ الحجّ؛بسیاری‌ از کتب‌ استاد نیز تا کنون‌ منتشر نشده‌ و مؤسسه‌ اسراء سرگرم‌ تدوین‌ و چاپ‌ آن‌ است‌.علامه استاد جوادی‌ آملی‌ که‌ از یاران‌ صدیق‌ و از شاگردان‌ مبرّز امام‌ خمینی‌ (ره‌) بود، در جبهه‌های‌ سیاسی‌ نیز هماره‌ پیرو پیر و مراد خود بود و در سالهای‌ مبارزه‌ بر ضد رژیم‌ شاه‌ از هیچ‌ کوششی‌ دریغ‌ نمی‌ورزید. وی‌ از سال‌ 1342 همراه‌ امام‌ بود و در طول‌ این‌ دوران‌، بارها مورد دستگیری‌ و بازجویی‌ ساواک‌ قرار گرفت‌.بخشی‌ از این‌ مبارزات‌، همکاری‌ در مبارزات‌ مردم‌ آمل‌، سخنرانی‌، افشاگری‌ و تنظیم‌ اطلاعیه‌ها و بیانیه‌ها بود.با شکل‌گیری‌ مبارزات‌ و تظاهرات‌ در همه‌ جای‌ ایران‌، مردم‌ آمل‌ نیز با ارشادها و راهنماییهای‌ آیة‌ الله جوادی‌ آملی‌، به‌ صفوف‌ مبارزان‌ پیوستند و رژیم‌ پهلوی‌ را با شکست‌ رو به‌ رو ساختند.پس‌ از پیروزی‌ انقلاب‌ اسلامی‌ ایران‌ نیز، آیة‌ الله جوادی‌ در مسؤولیتهای‌ گوناگونی‌ به‌ انجام‌ وظیفه‌ پرداخت‌. در سالهای‌ آغازین‌ انقلاب‌، با حکم‌ امام‌ خمینی‌ (ره‌) به‌ ریاست‌ دادگاه‌ انقلاب‌ و حاکمیت‌ شرع‌ منصوب‌ شد و همچنین‌ عضو شورای‌ عالی‌ قضایی‌ بود. از دیگر فعالیتهای‌ ایشان‌ در آن‌ دوره‌، تدوین‌ لایحة‌ قصاص‌ بود که‌ همواره‌ مورد نفرت‌ دشمنان‌ انقلاب‌ و ملی‌ گراها بود.استاد جوادی‌ آملی‌، سفرهای‌ گوناگونی‌ به‌ کشورهای‌ مختلف‌ جهان‌، با انگیزه‌های‌ تبلیغی‌ و سیاسی‌ انجام‌ داده‌ است‌. یکی‌ از مهمترین‌ سفرهای‌ وی‌ سفر به‌ شوروی‌ سابق‌ برای‌ تسلیم‌ پیام‌ امام‌ خمینی‌ (ره‌) به‌ گورباچف‌، رهبر وقت‌ اتحاد جماهیر شوروی‌ بود که‌ از دید صاحب‌ نظران‌ جهانی‌، پدیده‌ای‌ بسیار مهم‌ تلقی‌ می‌شد. از دیگر سفرهای‌ مهم‌ وی‌، سفر به‌ نیویورک‌ و شرکت‌ در نشست‌ ادیان‌ و ابلاغ‌ پیام‌ مقام‌ معظم‌ رهبری‌ بود که‌ معظم‌ له‌ با صلابت‌ تمام‌، پیام‌ رهبر ایران‌ را در آن‌ قرائت‌ کردند.از دیگر مسؤولیتهای‌ وی‌، عضویت‌ در مجلس‌ خبرگان‌ قانون‌ اساسی‌ و نیز عضویت‌ در مجلس‌ خبرگان‌ رهبری‌ در دوره‌های‌ اوّل‌ و دوّم‌ بود. وی‌ همچنین‌ از اعضای‌ جامعه‌ مدرسین‌ حوزه‌ علمیه‌ قم‌، پیش‌ و پس‌ از انقلاب‌ اسلامی‌ بوده‌ است‌ و نیز هم‌ اکنون‌، امامت‌ نماز جمعه‌ شهر مقدس‌ قم‌ را بر عهده‌ دارد. آیة‌ الله جوادی‌ آملی‌، هم‌ اکنون‌ در حوزه‌ علمیه‌ قم‌ به‌ تربیت‌ طلاب‌ می‌پردازد.

امام محمد بن جریر طبری

بزرگی بی مثال که دنیا به خود ندیده نابغه ای بالغ ،حافظ،ادیب،عالم،فیلسوف نویسنده محمد بن جریر طبری (زادهٔ ۲۲۴ در آمل یا طبرستان – درگذشتهٔ ۳۱۰ هجری قمری در بغداد) مورخ، اولین مفسر قرآن و مؤلف کتاب بزرگ تاریخ طبری است.جریر طبری معروف به امام المفسرین و امام شیخ المفسرین معروف به جریر کبیر است که آوازه او به پدر تاریخ جهان مشهور است.محمد بن جریر طبری در سال ۲۲۴ ه. ق. در آمل یا طبرستان چشم به جهان گشود وی در عین مورخ بودن مفسری پرتوان نیز بود، وی کتاب تاریخ طبری را نگاشت که در آن وقایع به ترتیب سال تنظیم شده و تا سال ۳۰۲ هجری را در برمی گیرد. تاریخ طبری مرجع عمده تاریخ جهان و ایران تا اول سده چهارم هجری است، همچنین این کتاب در واقع مأخذ عمده تمام کسانی واقع شده‌است که بعد از طبری به تألیف تاریخ اسلام اهتمام ورزیده‌اند. محمد بن جریر پس از مدتی میان‌رودان(بین النهرین) را ترک کرد و برای آشنایی با اصحاب رأی عازم مصر شد. او در این سفر از راه شام و بیروت گذشت و در ۲۵۳ قمری هنگام حکومت احمد بن طولون به مصر وارد شد و سه سال در آن دیار ماند و در شهر فسطاط مصر نزد پاره‌ای از دانشمندان آن دیار شاگردی کرد. طبری طی سفرهای بسیار خود بیش‌تر سفرنامه‌هایی را که حاوی تاریخ و جغرافیای پیش از زمان خود بود، مطالعه کرد. هم‌چنین، طی آن سفرها سیره نویسان گوناگونی را در جهان اسلام دیدار کرد و اطلاعات زیادی از آن‌ها به دست آورد. او پس از زندگی سه ساله در مصر از راه شام به بغداد بازگشت و پس از زمان کوتاهی برای دیدار از وطنش راهی طبرستان شد و در سال ۲۹۰ قمری به آمل آمد. طبری پس از آن که محیط آمل را برای ادامهٔ تحصیل خود مساعد ندید به بغداد بازگشت و در محلهٔ رحیه یعقوب اقامت نمود و مطالعات خود را ادامه داد. طبری در بغداد ضمن آن که دانش خود را در فقه، تاریخ، حدیث تکمیل می‌کرد، شاگردانی نیز تربیت نمود و زمانی که در محلهٔ قنطره البردان بغداد زندگی می‌کرد، نگارش تاریخ خود را با نام «تاریخ الرسل و الملوک و اخبارهم و من کان فی زمن کل واحد منهم» که با نام تاریخ طبری شناخته می‌شود، به زبان عربی آغاز کرد. او که روزانه چهل برگه از تاریخ خود را گردآوری‌آوری می‌کرد، نزدیک چهل سال به نوشتن تاریخ طبری پرداخت. به این ترتیب که از ۴۸ سالگی شروع به گردآوری نسخه‌های پراکنده سفرنامه‌ها نمود و از ۶۵ سالگی به طور مستمر در بغداد یادداشت‌های پراکنده خود را به مدت ۲۳ سال تنظیم کرد تا آن که پیش از مرگش آن را به پایان رساند. طبری در کنار تنظیم تاریخ خود، به خواهش المکتفی، خلیفهٔ عباسی، کتابی درزمینهٔ وقف نوشت که در بر گیرندهٔ نظر همهٔ دانشمندان و فقیهان مسلمان تا آن زمان بود. هم‌چنین، کتابی به نام الفضایل نوشت که دربردارندهٔ زندگی خلفای راشدین و اثبات و درستی حدیث غدیر بود و آن را با ذکر فضایل حضرت علی (ع) به پایان رساند. او طی آن سال‌ها کتاب جامع البیان عن تاویل القرآن را نیز در تفسیر قرآن نوشت.جریر طبری اولین مفسر قرآن در جهان اسلام و نویسنده و به وجود آورنده تاریخ طبری می‌باشد جریر طبری عالم بزرگ و توانا که در سراسر جهان از او به عنوان افضل العما و مرد اسلام یاد می‌شود او اگر کتابی را فقط یک بار می‌خواند تمامی کتاب را حفظ می‌شد. طبری مردی صریح اللهجه، آزاد فکر، زاهد و بی رغبت به شهرت و مال دنیا بوده‌است. علاوه بر تفسیر، حدیث، فقه و تاریخ، در علوم دیگر هم ید طولانی داشته‌است. وی نزد مردم و خلفا مرتبه‌ای والا داشت، با این همه مردی بلندهمت و بزرگوار بوده و هزینه زندگی وی از سوی پدرش تأمین می‌شد. طبری گرچه آثار و تألیفات بسیار داشته‌است اما همه آثار او به جای نمانده و تنها دو کتاب عظیم از او باقی مانده که به شرح مختصری در باب آنها می‌پردازیم.طبری در سال ۳۱۰ ه. ق. در شهر بغداد دیده از جهان فروبست. و به یاد او چندین مدرسه و تیم ورزشی مهم و موزه در سراسر جهان بنا نهاده‌اند.اکثرعلما می گویند او از علمای و مفسران بزرگ است که در مورد او گفته‌اند: «کسی مانند محمد بن جریر در علم، دانش و تفسیر برنخاسته‌است».

امام محمد بن عمر بن حسین بن علی طبرستانی

فقیه و فیلسوف مسلمان بزرگ،شاعر،ادیب،سخنران،حکی م،بزرگترین خطیب فلسفه جهان،استادی که همهگان در مقابله با علم او شکست خورده اند، از بزرگان فلسفه و حکمت و فقه و علم منقول جهان که درسال ۵۴۴ هجری قمری در ری متولد شد و وفاتش در سال ۶۰۶ هجری، در هرات اتفاق افتاد،لقبش فخرالدین است و به امام رازی یا امام فخر رازی نیز شهرت دارد. او بر علوم عقلی و نقلی، تاریخ، کلام، فقه، اصول،فلسفه،پزشکی و علوم ادبی عصر خود تسلط کامل داشت. کتابهایش در دوران حیاتش بسیار مورد استقبال قرار گرفت و به عنوان کتب درسی از آنها استفاده می‌شد.پدرش ضیاءالدین عمر از اهالی طبرستان(آمل) بود که به ری سفر کرد.برجسته‌ترین دوره زندگی امام فخر رازی در شهرهرات بوده ودر مجمع درسی اش بیشتر از دو هزار نفر دانشمند شرکت می‌کردند و حتی در هنگام سواری نیز بیش از سیصد نفر از فقها وشاگردانش برای بهره بردن از دانشش او را همراهی می‌کردند.وی در اصول و کلام مذهب اشعری و در فروع و فقه مذهب شافعی داشت. برای فراگیر علم و تدریس و تقریر خطابه های علمی به شهرهای بزرگ و مراکز علمی از جمله خوارزم سفر کرد. در آنجا با معتزله به بحث و مجادله افتاد و سرانجام از آنجا اخراج شد. بعدا به ماوراء النهر و شهرهای بخارا، سمرقند، خجند و چندین شهر دگر با فقها و علما مناظراتی کرد و بر همه فائق آمد و هیچکس یارای جر و بحث و مناظره با او نبود، گاهی هم در مباحثه تند می شد و بدگویی می کرد. او سخنرانی ماهر و مورد احترام فوق العاده پادشاهان و حکام زمان خودش بود. ثروت زیادی داشت، در علوم فقه، تفسیر، کلام، فلسفه، طب و ریاضیات متبحر بود و در تمام این زمینه ها تالیفاتی دارد که تالیفاتش نیز مثل خودش، شهرت و اهمیت زیادی پیدا کرد و در سراسر ممالک اسلامی مورد بحث و تحقیق قرار گرفت. امام فخر رازی، در اواخر زندگیش در هرات ساکن بود. در آن زمان، هرات نیز در تصرف محمد خوارزمشاه بود.وی نخستین کسی بود که از شیوه «سبر» و «تقسیم» در کتاب‌های خویش استفاده کرد. به این معنی که هر مساله‌ای را با موشکافی کم‌نظیری می‌شکافت، آن را به کوچکترین اجزای سازنده آن تجزیه می‌کرد و از همه زوایا و وجوه به آن می‌نگریست.از شاگردان این عالم و فیلسوف بزرگ میتوان به شمس الدین خسرو شاهی، قطب الدین مصری؛زین الدین کشی،شمس الدین خوئی،شهاب الدین نیشابوری،اشاره کرد.امام فخر رازی آثار بسیاری در علوم نقلی و عقلی دارد که برخی از مهمترین آنها عبارتند از:حفظ البدن؛الاربعین فی اصول الدین، این کتاب دارای جهار مسئله از مسائل کلامی است. او این کتاب را برای پسرش محمد تالیف نمود.اساس التقدیس، این کتاب برای سیف الدین ملک عادل نوشته شده‌است و در قاهره منتشر شده‌است.اسرارالتنزیل و انوارالتاویل، امام فخر رازی می‌خواسته‌است این کتاب را در چهار مبحت: اصول، فروع، اخلاق و مناجات بنویسد. ولی بعد از پایان مبحث اول در گذشت.اسرارالنجوم،الانارات فی شرح الاشارات، در این کتاب از بوعلی سینا انتقاد نموده‌است.البیان و البرهان،تحصیل الحق، رساله‌ای در مورد کلام تعجیزالفلاسفه،تفسیر کبیر که به مفاتیح الغیب موسوم است.تهذیب الدلایل و عیون المسائل،زبده العالم فی الکلام،شرح قانون ابن سینا،شرح نهج البلاغه،الشجرة المبارکة،سید نورالله حسینی شوشتری : فخر الدین رازی، اساس تفسیر خودش را از تفسیر "ابوالفتوح رازی" گرفته و برای رفع توهم، بعضی از تشکیکات خود را بر آن اضافه کرده است.حلبی، قول شوشتری را رد می کند و معتقد است که چون امام فخر رازی، عقل گرا بوده، بسیاری اوقات با خواندن تفاسیر عقلی از جمله تفاسیر شیعی، متاثر گشته و برخلاف عقاید اشاعره سخن گفته است.ذهبی : این تفسیر از نوع تفسیر به رأی جائز است.طباطبایی : از طرفی این تفسیر را تفسیری کلامی می گوید و از طرف دیگر، تفسیر متکلمان را تطبیق نامیده و رد کرده است.از جمله سفرهای مهم او،سفری به خوارزم بود که در آنجا با طرفداران عقاید معتزله سخت درگیر شد،و قدرت گروهی از داعیه داران مقیم خوارزم را به خطر افکند.پس از پیروزی امام فخر،زمینهء تحریک عوام‏ فراهم آمد و احتمال برپایی فتنه و آشوب مردم،حکام‏ خوارزم را به وحشت افکند.ناگزیر از حمایتش دست‏ برداشتند و از خوارزم اخراجش کردند. پس از آن راه ماوراء النهر در پیش گرفت.در شهرهای‏ سمرقند و بخارا،خجند و بناکت،با علما و فقهای‏ سرشناس به مباحثه و مناظره پرداخت.از جمله‏ با رضی الدین نیشابوری،رکن الدین قزوینی و شرف الدین مسعودی در مجالس عمومی به جدل و مناظره نشست و بر همگان چیره شد. در سال 582 هجری اختر شناسان سمرقندی و طرفداران احکام نجوم،پیش بینی کرده بودند که در این سال در برج میزان طوفانی از باد رخ می‏نماید که‏ شهر را زیر و زبر می‏کند.امام فخر با شرف الدین‏ مسعودی در مورد بطلان حکم منجمان به مباحثه‏ نشست و سرانجام بر وی پیروز شد و بر سخن منجمان و بطور کلی به احکام نجومی خط بطلان کشید.صاحب‏ مجمل فصیحی این حادثه را چنین توصیف کرده است: «در این سال اجتماع اختران هفتگانه در ماه‏ رجب 582 در برج میزان واقع شد و مدتها در افواه افتاده بود که«طوفان باد»خواهد شد. طوفانی که سی گز یا بیست گز،از(خاک)زمین‏ برگیرد!و از ابتدای قران تا یکماه بادی نجنبید که برگ درختی حرکت یابد یا شعلهء چراغی فرو نشاند،و در این واقعه شعرا به جد و هزل چیزی‏ گفته‏اند.امام فخر رازی خطیبی زبر دست بود و مردم خراسان‏ برای شنیدن سخنانش شوق و رغبت بسیار نشان‏ می‏دادند.وی مورد احترام فوق العادهء شاهان و امیران و وزیران روزگار خود قرار داشت و از ثروت و اعتبار فراوان برخوردار شد.در جدل و مناظره سخت نیرومند بود و کسی را یارای مباحثه با او نبود.در مناظره گاهی‏ تندی می‏کرد و بدمی گفت.در علوم زمان خود مانند: فقه،تفسیر،کلام،فلسفه،طب و ریاضیات متبحر بود و در تمام این زمینه‏ها تألیفات مرغوب دارد. تألیفات وی نیز مانند خودش شهرت و اهمیت فراوان‏ یافت و در سراسر ممالک اسلامی آن روزگار مورد بحث و تدریس قرار گرفت.امام فخر ذهنی آزاد و مستقل داشت‏ و می‏کوشید که تحت تأثیر هیچ مکتبی قرار نگیرد.هم‏ بر نهج البلاغه علی بن ابیطالب ع شرح نوشت و هم بر سقط الزند ابو العلاء معری.با این همه در کلام‏ پیرو مذهب اشعری و در فقه پیرو امام شافعی بود.امام فخر رازی در روز شنبه، عید فطر سال ۶۰۶ هجری قمری در شهر هرات در گذشت. او بسیار مورد علاقه و احترام دولت وقت بود و برخی می‌گویند بهمین سبب فرقه کرامیه به خاطر حسادت به موقعیتش او را مسموم نمودند. مرقدش در شمال غرب شهر هرات و در سمت غربی متوسط جاده خیابان هرات واقع بوده و زیارتگاه خاص و عام می‌باشد. در طول جنگ‌های اخیر و هجوم روسها به افغانستان، مقبره امام فخر رازی بزرگ فلسفه جهان ویران گردیده اما در این اواخر مختصر بازسازی گردیده‌است.

حسن کاشی

مولانا حسن بن محمود کاشانی آملی مشهور به حسن کاشی از شاعران نامدار سده هشتم قمری است که همه اشعارش درباره ستایش از امامان شیعه، به ویژه علی است.بنا به گفته دولتشاه سمرقندی، حسن کاشی همعصر سلطان محمد خدابنده الجایتو (پادشاهی ۶۹۵-۶۸۲ شمسی/ ۷۱۶-۷۰۳ قمری) بوده است و بنابراین بخشی از عمر او باید در اواخر سده هشتم قمری بوده باشد. چون تاریخ وفات حسن کاشی معلوم نیست، نمی‌توان دانست که چه مقدار از عمر او در سده ۸ ق. سپری شده است. او تمام ذوق شاعری خود را صرف ستایش خاندان پیامبر اسلام کرده است و از ستایش دیگران گریزان بوده است.حسن کاشی زندگی‌اش را به پرهیزگاری و فناعت می‌گذراند. او به زیارت مدینه و مکه و نجف هم رفته است و بر مزار علی، منقبتی با این مطلع (آغاز شعر) خوانده است،ای زبد و آفرینش پیشوای اهل دین ... وی ز عزّت مادح بازوی تو روح‌الامین،این همان «قصیده هفت‌بند» است که قاضی نوراللّه در مجالس المومنین آورده و نوشته است «اکثر استادان متأخرین در تتبّع آن درّها سفته‌اند و به آن لطافت تا غایت چیزی نگفته‌اند». قصاید حسن کاشی در ستایش و منقبت بزرگان دین، شهرت بسیار داشته و مورد تقلید شاعران شیعه در دوره‌های بعد قرار گرفته است.تاریخ مرگ حسن کاشی مشخص نیست و آرامگاه او «در جانب قبلهٔ شهر سلطانیه» نوشته‌اند و گفته‌اند که به دستور شاه اسماعیل یکم صفوی «عمارتی بر بالای قبر او ساختند و باغچه‌ای در آنجا طرح انداختند» که محل زیارت دوستداران او بوده است.

بیدل کرمانشاهی

شاعر و حکیم بیدل از شاعران بزرگ ایرانی که اصل وی از چلاب مازندران بوده و از بنی اعمام میرزا علینقی، متخلص به اقبال بود.در ایام شیرخوارگی وی، پدرش به کرمانشاه رفت . او در عهد ناصرالدین شاه می‌زیست .بیدل مراثی بسیار دارد و در بدیهه گویی خاصه در ماده تاریخ تسلطی غریب در سایر اقسام شعر نیز طبع روان و سریع داشت . از آثار وی می‌توان به رساله‌ای در عروض و قافیه و مثنوی، عسر و یسر، تحفه الذاکرین، دستان ماتم، در مقتل، وقایع صفین، در بحر تقارب، ربیعیه، در علم صرف، و دیوان اشعار در خدود بیست هزار بیت اشاره کرد .

غلامحسین بنان

استاد غلامحسین بنان، در اردیبهشت ۱۲۹۰، آمل(انگرود) به دنیا آمد، که از سالهای ۱۳۲۱ تا دهه ۵۰ در زمینه موسیقی ملی ایران فعالیت داشت. او عضو شورای موسیقی رادیو، استاد آواز هنرستان موسیقی تهران و بنیان‌گذار انجمن موسیقی ایران بوده‌است.پدرش کریم خان بنان الدوله و مادرش دختر شاهزاده رکن‌الدوله (برادر ناصرالدین شاه) بود. از شش سالگی به خوانندگی و نوازندگی ارگ و پیانو پرداخت و در این راه از راهنمایی‌های مادرش که پیانو را بسیار خوب می نواخت بهره‌ها گرفت، اولین استاد او پدرش بود و دومین استاد، مرحوم میرزا طاهر ضیاءذاکرین رثایی و سومین استادش مرحوم ناصر سیف بوده‌اند.از سال ۱۳۲۱ صدای غلامحسین بنان، همراه با همکاری عده‌ای از هنرمندان دیگر از رادیو تهران به گوش مردم ایران رسید و دیری نگذشت که نام بنان زبانزد همه شد. روح‌الله خالقی او را در ارکستر انجمن موسیقی شرکت داد و با ارکستر شماره یک نیز همکاری را شروع کرد و از بدو شروع برنامه همیشه جاوید «گلهای رنگارنگ» بنا به دعوت استاد داود پیرنیا همکاری داشت. بنان در طول فعالیت هنری خود، حدود ۳۵۰ اهنگ را اجرا کرد و انچه که امتیاز مسلم صدای او را پدید می اورد، زیر و بم‌ها و تحریرات صدای او است که مخصوص به خودش می‌باشد. بنان نه تنها در اواز قدیمی و کلاسیک ایران استاد بود، بلکه در نغمات جدید و مدرن ایران نیز تسلط کامل داشت. تصنیف زیبا و روح پرور «الهه ناز» او بهترین معرف این ادعا می‌باشد. بنان را می‌توان به حق بزرگترین اجرا کننده آهنگ‌های سبک وزیری-خالقی دانست. او همچنین در کنار ادیب خوانساری از بهترین اجرا کنندگان آثار صبا و محجوبی محسوب می‌شود. استعداد شگرف او در مرکب خوانی و تلفیق شعر و موسیقی بارها ستایش موسیقی دانان معاصرش را بر انگیخته است.در سال ۱۳۳۲ به پیشنهاد شادروان خالقی به اداره کل هنرهای زیبای کشور منتقل شد و به سمت استاد آواز هنرستان موسیقی ملی به کار مشغول گردید و در سال ۱۳۳۴ ریئس شورای موسیقی رادیو شد. غلامحسین بنان از ابتدا در برنامه‌های گلهای جاویدان و گلهای رنگارنگ و برگ سبز شرکت داشته و برنامه‌های متعدد و گوناگون دیگری که از این خواننده بزرگ و هنرمند به یادگار مانده است.آذر ماه ۱۳۳۶ وقتی بنان با اتومبیل شخصی در جاده کرج مشغول رانندگی بود با کامیونی که فاقد چراغ ایمنی عقب بود تصادف کرد و در این سانحه چشم راست خود را از دست داد و به همین خاطر همیشه از عینک دودی استفاده می کرد،از ماندگارترین ترانه‌های بنان می‌توان به: آهنگ آذربایجان در مایه ی دشتی، آمدی جانم به قربانت در مایه ی بوسلیک، الهه ناز در مایه ی دشتی، بهار دلنشین در آواز اصفهان، بوی جوی مولیان در آواز اصفهان، تصنیف توشه عمر در دستگاه همایون، یار رمیده، می ناب، خاموش، مراعاشقی شیدا، من از روز ازل، نوای نی و سرود همیشه جاوید ای ایران در مایه ی دشتی اشاره کرد.به تصریح همسرش، بنان بهترین اثر خود را "حالا چرا" و "کاروان" می دانست و می گفت: "کاروان را برای بعد از مرگم خوانده ام". اواخر عمر هم دلبستگی عجیبی به ترانه ی "رویای هستی" پیدا کرده بود تا آنجا که با این آهنگ می گریست.غلامحسین بنان در ساعت ۴۵/۶ دقیقه غروب ۸ اسفند ۱۳۶۴ پس از اذان مغرب در بیمارستان ایرانمهر تهران در گذشت و بر خلاف وصیتش که مایل بود در مزار ظهیرالدوله به خاک سپرده شود،در امام زاده طاهر کرج به خاک سپرده شد.

کاتب،ابن اسفندیار

کاتب بزرگ ابن اسفندیار آملی مورخ قرن ششم و هفتم و اهل کهن شهر آمل می‌باشد. وی مولف تاریخ بزرگ طبرستان است ولی اطلاعات زیادی از زندگی او در دست نیست.وی در هنگام کشته شدن رستم بن اردشیر، اسپهبد باوندیان تبرستان، در بغداد بود. کتاب تاریخ تبرستان وی توسط ادوارد براون به انگلیسی ترجمه گشت و در سال ۱۹۰۵ میلادی منتشر شد.ابن اسفندیار مندرج کننده رویدادهای شمالی ایران بوده است.

ملک الشعرا طالب آملی

طالب آملی (طالبا) از شاعران مشهور ایران در قرن یازدهم هجری است که در سرزمین هند شهرت بسیاری به دست آورد و جزو شاعران طراز اول زمان خود قرار گرفت. در شعر به نام خود؛ یعنی «طالب» تخلص می کرد. طالب در آمل به دنیا آمد و در همان شهر به کسب دانش و ادب پرداخت و در ابتدای جوانی و خیلی زود به شاعری روی آورد و از حدود بیست سالگی شروع به مدح حاکم آمل و بزرگان آن دیار کرد. خود شاعر به مهارتش در بعضی علوم و توانایی اش در ابتدای جوانی، در قصیده ای به مطلع:آنم که ضمیرم به صفا صبح نژادست،چون باد مسیاشاره کرده و نیز تقی الدین اوحدی که او را در اصفهان دیده بود، درباره ی طالب چنین می گوید:«با آنکه هنوز در عنفوان شباب بود و بر صفحه ی عذار خطی نداشت، رقم خط و نظم دلپذیرش چون زلف دلبران صید قلوب عارفان می کرد، الحق خوش می نویسد و شعر را از چاشنی و تازگی و مزه رتبه ی عالی داده و طالع شهرتی غریب و عجیب دارد. »محمد عارف شیرازی در لطایف الخیال می گوید که طالب خیلی زود و در حدود سال 1010 هجری از مازندران خارج شد. مدتی مقیم اصفهان بود و این حوالی همان زمان بود که تقی الدین اوحدی می گوید که هنوز «بر صفحه ی عذار خطی نداشت». طالب پس از اصفهان به کاشان رفت و در آنجا اقامت گزید و همانجا ازدواج کرد. خویشاوندان مادری طالب در کاشان بودند. حکیم نظام الدین علی کاشی، طبیب دیوان شاه تهماسب و سلطان محمد خدابنده، شوهر خاله ی او بود و حکیم رکنای مسیح، شاعر بسیار مشهور، پسرخاله اش. به همین دلیل اقامت طالب در کاشان از چهار یا پنج سال بیشتر طول کشید. بعد از آن، به شهر و زادگاه خود برگشت و از آنجا به خراسان رفت و در مرو شاهجهان به ملازمت بکتش خان استاجلو حاکم این شهر رسید و بنا به روایت فخرالزمانی، مثنوی ای به وزن خسرو و شیرین به نام او سرود و در همان، از بکتش خان اجازه ی بازگشت به مازندران و دیدار خویشاوندانش را خواست؛پس از خارج شدن از مرو که پیش از سال 1017هجری و یا نزدیک به این تاریخ بود، به سوی هندوستان به راه افتاد و بعد از اینکه مدتی در هند سرگردان بود، سرانجام به قندهار و به ملازمت میرزاغازی خان ترخان که به «وقاری» تخلص می کرد، رسید و مدتی در خدمت او در آسایش و رفاه به سر برد و چند قصیده ی مشهورش را در مدح او سرود .که دارای سه مطلع و قصیده ای بسیار طولانی است. شاعر در همین قصیده به سرگردانی اش در هندوستان تا زمانی که به قندهار رسیده و ماجراهای سفرش از اگره تا لاهور و مولتان را که به طور طبیعی باید از دهلی هم می گذشت و مدتی را که در آنجا اقامت کرده بود، شرح می دهد. برخی از تذکره نویسان این سرگردانی طالب را در هند، سفر اولش به هند دانسته اند؛ از جمله ی آنها، نویسندگان خزانه ی عامره و شمع انجمن هستند. وقتی میرزاغازی خان ترخان در سال 1021 هجری درگذشت، طالب نیز به ناچار دومین سفرش به هند را آغاز کرد. این تاریخ مقارن بود با دوره ی پادشاهی جهانگیر. طالب از قندهار به اگره رفت و در آنجا با فخرالزمانی، صاحب تذکره ی میخانه دیدار کرد و فخرالزمانی او را جوانی آراسته به انواع هنر و در فن شعر از هم عصرانش برتر و نیز زود آشنا و مهربان و شعرشناس یافت.پس از آن، طالب از اگره به بندر سورات نزد پادشاه چین، قلیج خان رفت و کار مداحی او را بر عهده گرفت؛ اما حکومت آن خان زیاد طول نکشید و طالب دوباره به اگره برگشت. آنگاه سفارشنامه ای از محمد حسین دیانت خان دشت بیاضی برای عبدالله خان فیروزجنگ که حاکم گجرات و از نوادگان خواجه عبیدالله احرار نقشبندی و هردو از مشاهیر دوره ی جهانگیر بودند، گرفت.فیروزجنگ از طالب به گرمی استقبال کرد و او را بسیار نواخت؛ اما طالب مدت زیادی را در خدمت این سردار خونریز نماند و دوباره از گجرات به اگراه برگشت و از آنجا به لاهور رفت. در این شهر با آقاشاپور تهرانی از شاعران مشهور آن دوره و پسر عموی اعتمادالدوله غیاث الدین محمد تهرانی دیدار کرد و ظاهرا شاپور او را به اعتمادالدوله معرفی کرد. اعتمادالدوله نیز که بسیار دوستدار ادب پارسی بود، او را به بارگاه جهانگیر برد. بعد از این، طالب مرتبه های ترقی را به سرعت طی کرد تا اینکه در سال 1028 هجری قمری به منصب ملک الشعرایی رسید و بعد از آن در کمال نعمت و عزت تا هفت، هشت سال زندگی کرد و آنگاه بعد از مدت زمانی بیماری و گرفتاری به یک نوع اختلال حواس، سرانجام در سال 1035 یا 1036 درگذشت و پسرخاله اش، حکیم رکنای مسیح کاشی که او نیز در هند و برخی سفرهای طالب با او همراه و از نظر سن از او بزرگتر بود، رباعی ای در ماده تاریخ مرگ طالب سرود.اما درباره ی اختلال حواس طالب در اواخر عمر، برخی تذکره نویسان نوشته اند که او دچار عارضه ی اختلال حواس شد و مرگش نیز در پی همین بیماری رخ داد؛ اما تصور می شود (اگر این گفته حقیقت داشته باشد) این اختلال حواس طالب در اثر افراط در استفاده ی او از معجون افیون دار باشد. گویند که طالب زمانی که به درگاه جهانگیر می رفت از این افیون استفاده کرده و هنگام حضور در پیشگاه جهانگیر، در اثر آن دچار اختلال حواس شده و نتوانست در مقابل بخششها و التفات شاهانه کلمه ای بر زبان آورد.پس بعید نیست که شاعر پراستعدادی چون طالب، به خاطر اعتیاد به افیون دچار مرض اختلال حواس شده است. خواهر طالب به نام ستی النساء زن یکی از دو برادر حکیم رکنای کاشی؛ یعنی نصیرای کاشی بود که پس از مرگ این شاعر، دو دختری را که از او بجا مانده بودند را تحت سرپرستی خود گرفت؛ زیرا ظاهرا مادر این دو دختر نیز قبل از طالب در گذشته بود. ستی انساء از نظر سن از طالب بزرگتر و برادرش را بسیار دوست می داشت. زنی بود باسواد که از علم پزشکی نیز مطلع بود. بعد از خارج شدن طالب از کاشان، ستی النساء که مدت چهارده سال از او دور بود، به اشتیاق دیدار برادر راهی هند شد؛ اما هنگامی که به اگره رسید، طالب در ملازمت جهانگیر به تفرج در سرزمین هند مشغول بود و وقتی خبر رسیدن خواهرش به اگره را شنید، قطعه ای سرود و در آن از جهانگیر اجازه خواست تا به اگره برگردد.به هر حال دوره ی زندگی طالب آملی که در ادب پارسی یکی از نو آوران بود، بدین شرح در سنین جوانی به پایان رسید؛ اما او باتوجه به کمی سنش توانست مجموعه ی بزرگی از اشعار فراهم آورد. تذکره نویسان تعداد ابیات دیوان او را از نه هزار تا پانزده هزار بیت ذکر کرده اند؛ اما نسخه ی چاپی دیوان او شامل بیست و دو هزار و نهصد و شصت و هشت بیت، حاوی قصیده، ترکیب بند، ترجیع بند، مثنوی، غزل، قطعه، رباعی و مفردات است. قصاید، ترکیبها و ترجیعاتش در مدح حاکمان مازندران، میرزاغازی خان ترخان، دیانت خان، عبدالله خان فیروزجنگ، اعتمادالدوله و جهانگیر پادشاه و تعدادی از آنها هم در مدح و منقبت امامان است. قطعه های او برخی در مدح اشخاص مختلف و برخی دیگر به مناسبتهای گوناگون سروده شده است. از مثنویهای او، یکی مثنوی کوتاهی به نام قضا و قدر است. دیگر، منظومه ی کوتاهی به نام سوز و گداز و نیز یک مثنوی دیگر که به نام جهانگیر پادشاه سروده شده که فخرالزمانی در تذکره ی میخانه به جای ساقی نامه روایت کرده است؛ اما بخش اصلی و بزرگی از دیوان او، غزلیات و بعد از آن، تعداد755 رباعی در موضوعهای مختلف است.تمام معاصران طالب او را به داشتن ذهنی هوشمند و پراز استعداد و اطلاعات وسیع و ستوده و استعداد او را در سخنوری کم نظیر دانسته اند؛ اما برخی از تذکره نویسان همچون تقی الدین اوحدی درباره اش مبالغه ی بسیار کرده و برخی نیز همچون آذر بیگدلی کلام او را«مطلوب شعرای فصیح» ندانسته اند؛ اما واقع امر آن است که طالب به جهت تأثیر بسیاری که در سبک شعر فارسی دوره ی صفوی داشت؛ شاعری با اهمیت و قابل توجه است. طالب ازجمله کسانی است که در پیروی و دنباله روی از سبک شعرای آغاز قرن دهم، به سوی تحولی سریع و تغییری قاطع پیش رفتند که نتیجه اش ظهور شاعرانی در همان قرن یازدهم، از جمله جلال اسیر، کلیم کاشانی و صائب تبریزی شد.هوش بسیار و همت بلند و استعداد خدادادی او به همان نسبت که او را در جوانی شاعری توانا کرد، به او فرصتی داد تا در شعر به نوآوری و تازگی بپردازد که خود به این تازه بودن لفظ و معنی در شعر خود آگاهی داشت و آن را نتیجه ی «خیالبافی» خود دانسته و به این «روش تازه» که آن را از همه تازه تر می دانست، مغرور بود. این قریحه ی خدادادی که بیشتر وقتها او را از گرفتاری در تنگناهای خیالبافی و مضمون یابی، پیروز بیرون می آورد؛ گاهی نیز خیالهای دست نیافتنی شاعر، او را از رعایت لفظ و کلام دور می داشت و در اینگونه موارد، گاهی بیتهای اشعارش نادرست و گاه اگر می شود لفظ او را به تعبیری درست کرد، به ناچار بخشی از پیوندهای لفظی او را می بایست درعالم خیال و اوهام جستجو کرد. به علت اینکه اینگونه بیتها در اشعار طالب زیاد است، شاعران و ادبای دوره ی بازگشت ادبی همچون آذر بیگدلی او را در شمار شاعران فصیح ندانسته و یا رضا قلی خان هدایت حتی از آوردن نام او روی گردانده است؛ اما چه آنهایی که در مورد طالب راه مبالغه پیش گرفته و چه آنان که راه طرد این شاعر را در پیش گرفتند، هر دو از طریق عدالت و انصاف خارج شده اند؛ چرا که گرچه عده ای از اشعار طالب سست و نا مفهوم و حتی بی مزه هستند؛ اما در دیوان او؛ به خصوص در غزلهایش، می توان اشعاری بسیار زیبا و دل انگیز یافت که از نظر لفظ و معنی متناسب، زیبا، گویا، تازه و بدیع است و اینچنین است که توانسته دیوان بزرگی از اشعار دل انگیز؛ به خصوص غزل را فراهم سازد.ازجمله ویژگیهای شعر طالب، توجه و علاقه ی او به آوردن تشبیهات و استعاره هایی است که بیشتر مرکب و خیالی و نیز مبالغه در آوردن آنها است. او معتقد است سخنی که خالی از تشبیهات و استعارات باشد، بی مزه است. نکته ی دیگری که درباره ی اشعار طالب آملی لازم به ذکر است، این است که این شاعر با وجود ادعای خود در آوردن مضامین و الفاظ تازه و نوآوری در شعر، از پیروی و استقبال اشعار شاعران استاد پیش از خود و یا نزدیک به زمانش خودداری نکرده و غزلهای بسیاری به استقبال سعدی، مولوی، امیرخسرو دهلوی، حافظ، فیضی، نظیری و عرفی سرود و نیز در قصیده های خود بیشتر متمایل به شیوه ی خاقانی بود اما با وجود این، گرچه در قصیده سرایی همان دراز آهنگی خاقانی را دارد؛ ولی هرگز نتوانست از عهده ی آنهمه رنگ آمیزی و زبان آوری آن استاد بزرگ برآید. برخی از این قصیده ها با ردیف و برخی دیگر با قافیه های ساده است و استفاده از ردیف که طالب علاقه ی زیادی به آن دارد نیز تقریبا در اکثر غزلهای او دیده می شود. همچنین او نیز مانند تمامی شاعران عصر خود، تکرار قافیه را در بیشتر شعرهایش دارد.

ضیاء الدین ، ابوالقاسم عمر بن حسین رازی


ساکن و خطیب ری بود. پدر فخرالدین رازی (وف ۶۰۶ق) است. علم کلام را از ابوالقاسم انصاری ، شاگرد امام الحرمین ، فرا گرفت. نثر نوشته‌هایش آنقدر زیباست که حریری در "مقامات" خود از آنها بسیار نقل می‌کند. از آثارش: "غایهٔ‌المرام فی علم الکلام" ، در دو مجلد.

عباس میرزا

چهارمین پسر فتحعلی شاه "عباس میرزا" در سال 1303 در قصبه (نوا) از توابع لاریجان آمل قدم به عرصۀ وجود گذاشت و فتحعلی شاه نام این مولود را عباس میرزا گذاشت و نسبت به وی مهر و انسی خاص یافت، او بر خلاف پسران دیگرش در دوران کودکی، طفلی مریض المزاج و فوق‌العاده مؤدب و سر بزیر و محجوب بود و در سن ده سالگی به کسالت و درد مفاصل و استخوان مبتلا گشته بود. او در کودکی بسیار مورد علاقه آقا محمد خان قاجار سر سلسلۀ سلاطین قاجار بود و خود تعلیمات نظامی مخصوص را به او می‌آموخت عباس میرزا ضمن فرا گرفتن تعالیم مختلف و روش‌های گوناگون فنون سواری و جنگ در ایام فراغت و بیکاری به مطالعه کتب سودمند و مفید می‌پرداخت و به آسانی به بیشتر زبان‌های شرقی آشنا شده بود.فتحعلی شاه در سال دوم جلوس سلطنت خود، مجلس با شکوهی ترتیب می‌دهد و جمع کثیری از بزرگان و علماء و رجال سرشناس و درباریان و وابستگان صاحب رأی و نظر و همچنین سرکردگان خاندان قاجار را دعوت می‌کند تا آنها در زمینۀ تفویض ولیعهدی به فرزند قابل و کاردانش، عباس میرزا به مشورت و گفتگو بپردازند. فتحعلی شاه که عباس میرزا را از دیگر فرزندان خود باهوش‌تر و دلیرتر و مستعدتر می‌دید وقتی در این مجلس، عموم بزرگان و سران قاجار نسبت به شجاعت و امتیازات برجسته عباس میرزا و درایت و قابلیت او اتفاق نظر داشتند، این انتخاب شاه را شایسته دانستند و فردای آن روز شاه او را به حکومت آذربایجان تعیین می‌نماید.فتحعلی شاه پیش از عزیمت نایب السلطنه عباس میرزا به آذربایجان به فکر ازدواج برای فرزند خود برآمد و بهمین لحاظ پس از آنکه با عباس میرزا در این زمینه صحبت کرد، دختر میرزا محمدخان دولوی قاجار را که از زعمای طایفۀ قاجار بود به نام «خرده خانم» برای وی نامزد کرد و این از لحاظ سیاسی نیز برای ایل قاجار اهمیت فراوان داشت که وصلت عباس میرزا درون ایلی باشد و به این ترتیب عباس میرزا روانه آذربایجان شد.اواخر ماه ذیحجه، 1213 هـ، ق عباس میرزا به شهر تبریز وارد شد او خوشحال بود که توانسته این سفر طولانی را پشت سر بگذارد، کلیه حکام شهرها و امراء و سران عشایر و طوایف و همه بیگلربیگیان که از مدتها پیش انتظار او را می­کشیدند در دروازۀ تبریز اجتماع کرده بودند، او پس از ورود به این سرزمین دست به اصلاحاتی در آذربایجان زد، او به کارهای دیوانی نظم و ترتیبی خاص داد وی طرز جمع‌آوری مالیات و عواید دولتی ظالمانه و برخلاف اخلاق و عدالت را سامان داد.عباس میرزا دستور داد شهرهای مهم آذربایجان، از جمله اردبیل و خوی و مراغه و غیره از شکل و صورتهای قبلی خارج شوند و مخصوصاً ترتیب خیابانها و عمارات دولتی به طرز نوین احداث گردد. او در شهر تبریز بناها و ساختمانهای عمومی و گردشگاههای مختلفی را ایجاد کرد و بخاطر رفاه حال عموم، دستور داد اماکن و باغهای عمومی مفرح و دل‌انگیزی در داخل شهر تبریز ساخته شود.بعد از فتح گرجستان به وسیلۀ روسیه تزاری کشمکشها بین ایران و روس آغاز شد و جنگ با روسیه با هدف فتح گرجستان چندان آسان به نظر نمی‌رسید، حال که انگلیسی‌ها رغبتی برای کمک کردن‌ نشان نداده بودند می‌بایست در جستجوی متحد دیگری می­بود و چون کشور فرانسه با روسیه در حال جنگ بود، دولت ایران از ناپلئون تقاضای کمک کرد و او نیز بخاطر دست‌یابی به هند در صدد اتحاد با ایران بود.در آغاز جنگ، پیروزی از آن قشون ایران و نائب السلطنه عباس میرزا بود ولی بعد نیروهای روسی به اتکا توپ خانه مجهز خود، نیروهای ایرانی را به عقب راندند و از طرفی فرانسویها که با روسها صلح کردند، با میانجی‌گری بریتانیا دو طرف را به مذاکره برای پیمان صلح کشانید که سرانجام در 14 اکتبر 1813 (22 مهر 1192) در دهکده گلستان به امضاء رسید، بر اساس مفاد این پیمان ایران بسیاری از ایالات خود در قفقاز را مانند: قره باغ، گنجه، شیروان، باکو و... را از دست داد.احتمالاً نه شاه ایران و نه تزار روسیه، عهدنامه گلستان را قطعی تلقی نمی‌کردند عباس میرزا آن را فقط آتش‌بسی موقت می‌دانست و خود را برای جنگی دیگر آماده می‌کرد، در این زمان حکومت ایران ابوالحسن خان شیرازی سفیر سابق ایران در لندن را به سنت پترز بورگ فرستاد تا درخواست کند که به تصحیح خطوط مرزی اقدام شود، اما وزیر خارجه روسیه درخواست ایران را رد کرد، با وجود اینگونه رفتار سرد و دو پهلو از جانب دولت روسیه و فشار روحانیون و اینکه در مه 1826 (اردیبهشت 1205) سپاهیان روسیه میرک محلی در خانات ایروان را اشغال کردند و ایرانیان نیز در برابر، دریاچه گوکچا را گرفتند و این بهانۀ جنگ‌های دوم ایران و روس شد که در آغاز، سپاه ایران موفقیتهای زیادی بدست آورد اما به خاطر کمی تجهیزات، سپاه ایران شکست خورد و در ترکمن چای عهدنامۀ دیگری بر ایران تحمیل شد که علاوه بر شهرهایی که در پی عهدنامۀ گلستان از ایران جدا شده بود شهرهای جدیدی به همراه غرامت 20 میلیون روبلی به ایران تحمیل شد.سالیان متمادی بود که یک بیماری مزمن که دستگاه گوارشی و کلیه‌های عباس میرزا نائب السلطنه را مورد حمله قرار داده بود، مزاج این شاهزاده نیرومند و مقتدر را از حال اعتدال خارج ساخته و باعث شده بود او از لحاظ بنیه ضعیف شود و لزوم مداوا و درمان فوری و مستمر را ایجاب می‌کرد ولی متأسفانه اشتغالات جنگی و سیاسی و حرکت‌های مداوم او برای امنیت دادن به شهرهای ناامن و سرکوبی گردنکشان اجازۀ استراحت و معالجه را به او نمی‌داد و معالجات طبیب او کورمک نیز مأثر واقع نشد و بعد از برگشت از زیارت حضرت رضا (ع) در سال 1249 هـ دچار استفراغ‌های پی در پی ‌گردد که مربوط به کبد او می‌شد و احتمالاً با سم مسموم شده بود.

ملا صالح مازندرانی


ملا محمد صالح بن احمد مازندرانی آملی از علمای مشهور و اعاظم علوم اسلامی است که پس از فراگیری مقدمات علوم درزادگاه خود آمل ‘ به دارالعلم اصفهان رهسپار شد و در محضر درس علامه محمد تقی مجلسی حاضر شد . به علت فقر مالی و کهنگی لباس در مجلس درس داخل نمی شد و در بیرون در گوشه ای می نشست به طوری که طلاب گمان داشتند که او برای تکدی وکسب معاش در مدرس می آمد روزی پاسخ به مسئله ای برای ملامحمد تقی مشکل شد و جواب آن را به روز دوم و سوم موکول کرد ‘ در روز سوم یکی از شاگردان نوشته های ملاصالح را بر روی برگ چنار دید که پاسخ آن پرسش در آن نوشته بود پس از تحقیق معلوم شد که جواب از طرف ملا محمد صالح بود . مجلسی او را به مجلی درس فراخواند و به علت استعداد ذاتی خود و کوشش فراوان مورد توجه مجلسی قرار گرفت به طوری که دخترش آمنه بیگم را که زنی عابد و فاضل بود به همسری او در آورد .ملا صالح در تاریخ 1081 هجری در اصفهان دار فانی را وداع گفت و پیکرش در تکیه مادر شاه زاده اصفهان در کنار مقبره ی علامه مجلسی به خاک سپرده شد،خاندان او آملی و از چلاو به نام کنگرج بوده اند که بعدها به خنگه و خنکدار معروف شده اند که به ساری مهاجرت کرده اند.

شیخ محمد تقی آملی


آقا شیخ محمد تقی جوان آملی در سال 1304 هجری در شهر آمل به دنیا آمد.پدرش آقا شیخ محمد آملی از حکما و فیلسوفان عهد خود و از بوستان میرزا ابوالحسن جلوه بود.محمد تقی آملی فارسی را در مکتب خانه ی آن عهد آموخت و در سنین نوجوانی ادبیات و کتاب های سیوطی،جامی و شرح منظومه ی سبزواری را نزد پدر و عالمان دیگر فرا گرفت. در سال 1322 هجری معانی بیان را در محضر آقا شیخ محمد طالقانی و آقا سِید جلیل به پایان برد،سپس شرح لعمه و قوانین را نزد پدر و شیخ محمد طالقانی به اتمام رسانید.شیخ محمد تقی آملی علوم ریاضی از جمله هیئت فارسی قوشچی،خلاصه الحساب شیخ بهای و قضایای اقلیدیس را در نزد شیخ عبدالحسین هزار جریبی به پایان رسانید،سپس در دروس میرزای کرمانشاهی در مدرسه سپه سالار حاضر شد.اشارات و الهیات شفاء بخشی از طبیعیات بوعلی و شرح فصوص قیصری را نزد بزرگان آن عهد آموخت. آقا محمد تقی آملی پس از در گذشت میرزای کرمانشاهی مدت چهارده سال از محضر حاج میرزا عبدالنبی نوری بهرها برد.ایشان علم اخلاق را از محضر عارف حاج میرزا علی آقا قاضی فرا گرفت.آقا شیخ محمد تقی آملی در سال 1340 هجری برای زیارت مولی الموحدین علی (ع)به عتبات عالیات سفر کرد.در نجف در درس اصول آقا شیخ ضیاء الدین عراقی شرکت کرد و پس از فراغت از درس اصول، در محضر بزرگانی چون حاج میرزا حسین نایینی و آقا سید ابوالحسن اصفهانی حاضر شد.تا سال 1350 هجری درنجف ماند،سپس عازم ایران شد واز آن زمان امامت مسجد مجدالدوله تهران را به عهده گرفت.آقا شیخ محمد تقی آملی در جریان انقلاب مشروطیت مصایب زیادی را تحمل کرد.چون پدرش آقا شیخ محمد آملی از یاران شیخ فضل الله نوری بود،بنا بر این پس از پیروزی انقلابیون بارها به قتل تهدید شد و خانواده ی او همواره در اضطراب و تشویق به سر می بردند.پدرش شیخ محمد آملی نبز پس از پیروزی انقلاب مشروطه کاندیدای اعدام بود،ولی به دلیل اثر سوء اعدام شیخ فضل الله درجامعه ،شیخ محمد از اعدام رهایی یافته،ولی به تبعید محکوم شد.ایشان مدت پنج سال به مازندران که حکومت آن در دست امیر مصدق قرار داشت تحت نظر بود.در دوران تبعید پدر تامین معیشت زندگی دو خانواده به عهده ی آقا محمدتقی بود،بنا بر این در آن سال ها به دلیل کمی درآمد به ایشان بسیار سخت گذشت. آقا شیخ محمد پس ازسپری شدن دوران تبعید به تهران مراجعت کرد و در همان سال به رحمت ایزدی پیوست.آقا شیخ محمد تقی جوان آملی از اعاظم علمای عهد خود بود.زندگی زاهدانه ی با تواضع و خشوع و دانش بالا و دید عارفانه از ایشان عالمی مورد احترام عارف و عامی ساخته بود.در مورد زهد و ورع و تقوی و تواضع وی داستان های است که ورود درآن موجب اطاله ی کلام است.

کاشف ، خلیل آملی


کاشف بزرگ خلیل آملی مکتشف ساعت شهری خلیل آملی ،خلیل بن ابی بکر بن خلیل آملی از دانشمندان و منجمان نامی جهان در قرن هشتم هجری است و بنابر نوشته ی جعفر بن محمد بن حسن،معروف به "تاریخ جعفری"مولف تاریخ یزد به سال725 هجری،خلیل آملی در مقابل مدرسه ی رکینه(از بناهای رکن الدین قاضی)در یزد در رصد خانه ای بنا نمود،به رصد مشغول بودکه بر سر یکی مرغ رویین نهاده که چون آفتاب طالع می شود آن مرغ رو به خورشید می کند وهر چه که خورشید بر می آید او رو به آفتاب دارد.در میان رصد چرخ چوبین منقش نهاده و به سیصد و شصت درجه قسمت کرده و محل آفتاب در درجه ای می نماید که آفتاب در کدام درجه است،این درجات را به دوازده برج تقسیم نموده و درجات را به دروازه برج تقسیم نموده و درجات به حروف ابجد بنا نهاده و در هر دایره که در جهار گوشه ی چرخ نهاده، سی خانه ساخته و ماه ترکی و فارسی و عربی و رومی نموده که هر روز معلوم شود که چند روز از ماه گذشته است و بر بالای چرخ دایره کشیده و در موضوع قمر هر روز در هر منزل که باشد از شرطین و بطین و ثریا و دابران و هفعه و ذارع و نژه و نارشا و بطن الحوت نموده و سی دایره بر گرد دایره قمر نهاده که هر یک روز از ماه بگذرد،دایره سفید سیاه شود تا آخر ماه.دوازده خانه یمین و دوازده خانه بر یسار چرخ ساخته که دوازده دایره یمین هر یک ساعت که گذرد از دریچه ی که از دریچه ای که در زیر آن ساخته،مرغی رویین سر بیرون کند و مهره ای از دهن در طاسی که در زیر این دریچه ساخته است بیاندازد و درآن چرخ به گردش در آید.یک تخته از آن دوازده خانه یمین رصد سیاه شود ساعتی از زمان گذشته باشد و در وقت صبح و پیشین و پسین و شام و خفتن چون مرغ مهره در آن طاس اندازد آن چرخ به گردش درآید و در اندرون رصد طبل زده شود و بر بالای مناره علمی ظاهر شود،سپس آوازه و علم بازنشینند و بر بالای دایره خمسه متحیره باشد و منسوبات هر روزه به آن کواکب و اسامی روزها نوشته و در کنار آن رصد تنوره ی مسینی پر آب نموده و لنگری بر زنجیر آویخته بر روی آب و به طریق اسطرلاب در پایین آن تنوره نهاده و از تنوره آن آبی بیرون می آید و در چاه می رود و هر مقدار آن آب کم می شود آن لنگر فرو می رود،قریب یکصد و پنجاه قطعه طناب هر یک را لنگری چوبین بر آن متصل کرده و آویخته به آن لنگر حرکت می کند و آن دوازده خانه که برابر دوازده ساعت شب و روز است در سوراخ کرده وهر ساعت از شب چراغی نهاده می شود و در هر ساعتی که از شب می گذرد چراغی باز نشانده می شود و مصنف این رصد مولانا خلیل بن بی ابکر آملی است و در پایین چرخ پنجره ای کشیده و به معلقی بهم نشانده.از مورخ تاریخ یزد بر می آید که مولانا خلیل آملی تا سال 725 هجری قمری و چندین بعد از آن نیز در قید حیات بود.

مولانا سراج الدین قمری

سراج‌الدین قُمری آمُلی معروف به سراج قمری یا قمری آملی شاعر و عارف بزرگ ایرانی (زادهٔ میانه‌های سدهٔ ششم قمری در آمل- درگذشتهٔ ۶۲۵ ق.)، از شاعران پارسی‌گوی نیمه دوم سدهٔ ششم و اوایل سدهٔ هفتم است.برخی او را خوارزمی و بعضی گرگانی دانسته‌اند ولی غالباً او را آملی می‌دانند.وی با عمادی شهریاری و کمال اسماعیل هم‌روزگار بوده و مداحی سلطان غیاث‌الدین ملکشاه خوارزمی را می‌نموده‌است.دیوان سراج قمری سیزده هزار بیت دارد و سراینده‌ای هجوگو و بذله‌پرداز است.از سراج قمری حدود ۲۰۰ رباعی برجای مانده‌است که برخی از آن‌ها در ردهٔ خمریات جای می‌گیرد. سروده‌های او دربرگیرندهٔ قصیده‌ها و قطعات و رباعیات است و یک «کارنامه» هم دارد که در قالب مثنوی است. در برخی منابع، او را شاگرد امام فخر رازی و خواجه نصیرالدین طوسی دانسته‌اند. سراج آملی قصیده‌ای نیز در ستایش صوفی نامور روزگار خود، سیف‌الدین باخرزی (درگذشتهٔ ۶۲۹ ق) دارد و در آن آرزوی دیدار او را کرده‌است.دیوان سراج الدین قمری آملی در سال ۱۳۶۸ به تصحیح دکتر یدالله شکری به چاپ رسید که اساس آن دستنویسی است که عمر بن محمد لالای مروزی آن را در جمادی الاول سال ۷۱۶ ق نوشته‌است و اکنون در کتابخانه چستربیتی ایرلند نگهداری می‌شود. این دیوان دربردارنده ۷۰۰۰ بیت شعر است. در بخش رباعیات این دیوان، ۱۴ رباعی از امامی هروی نیز داخل رباعیات سراج الدین شده و از چشم مصحح دیوان او پوشیده مانده‌است،شیخ طوسی چندین بار به پیش او برای گرفتن درس آمده است.

حسین بن ابراهیم طبری

حسین بن ابراهیم حسن بن خورشید طبری ناتلی در حدود ۹۹۰ - ۹۹۱ میلادی برآمد. مترجم یونانی به عربی. در ۹۹۰ - ۹۹۱ میلادی ترجمه‌ٴ اصلاح شده‌ای از کتاب دیوسکوریدس را به امیر ابوعلی سَمْجوری اهدا کرد.

علی بن فاضل مازندرانی

عالم و جهانگرد بزرگ زین الدین علی بن فاضل مازندرانی،شخصی است که حدود هفتصد سال پیش طبق ادعای خود به جزیره خضرا سفر کرده است وی داستان خود را در نیمه شعبان 699 در سامرا به دو نفر از علمای شیعه بازگو کرد.در شوال همان سال، مشروح سفر خود را در حله و در منزل سید فخر الدین مازندرانی به « فضل بن یحیی» باز گفت. « فضل بن یحیی» که داستان جزیره خضرا را بدون واسطه از « علی بن فاضل» شنید آن را در کتابی به نام «الجزیره الخضرا» گرد آورد،برخی نقل داستان جزیره خضرا در کتب بعضی علما را دلیل بر فضیلت و وثاقت «علی بن فاضل» دانسته اند. در نجم الثاقب آمده است که وی اهل مازندران و شهرکی به نام ابریم بود.و اما شیخ حر عاملی در کتاب عمل الامل شرح حال « فضل بن یحیی» را نوشته ولی راجع به علی بن فاضل هیچ اشاره نمی کند گروهی این موضع گیری حر عاملی را دلیل بر بی اعتبار دانستن او نسبت به «علی بن فاضل» می دانند.از کلام میرزا عبدالله اصفهانی – که ظاهرا اولین کسی است که برای «علی بن فاضل» شرح حال نوشته است- استفاده می شود که او در شرح حال «علی بن فاضل» ، تنها بر داستان جزیره خضرا اعتماد کرده است در صورتی که نقل این روایت ، برای اعتماد به «علی بن فاضل» کافی نیست؛ مخصوصا با درنظر گرفتن این که مرحوم علامه و ابن داود از معاصران «علی بن فاضل» بوده و مع الوصف راجع به او هیچ شرحی ننوشته اند.

آیت الله میرزا ابوالقاسم فرسیو

مرحوم آیت الله میرزا ابوالقاسم فرسیو، فرزند مرحوم ملا ابراهیم آملی از علمای عاملین و مشهور به زهد و تقوا و کرامت بود. او تحصیلات مقدماتی و سطوح حوزوی را در تهران و اصفهان فرا گرفت و سپس برای تکمیل مبانی علمی و عملی خویش رهسپار حوزه نجف شد.در نجف اشرف از محضر بزرگانی چون آیات عظام، مرحوم حاج سید ابوالحسن اصفهانی، آخوند ملا محمد کاظم خراسانی و میرزا حسین نائینی استفاده کرده و به کمالات علمی و عملی نائل آمدند. سپس به ایران بازگشت و مدتی در تهران به سر برد و چند ماهی کتابدار رسمی مدرسه شهید مطهری بود. سپس به زادگاهش آمل مراجعت کرد و مرجع خاص و عام شد.استاد درباره ایشان می‌فرماید: «آیت الله فرسو از شاگردان مرحوم آخوند خراسانی بوده، نسبت به دیگر علما از لحاظ زهد و تقوا معروف‌تر بود. من اولین درس حوزوی را نزد وی فرا گرفتم». مرحوم آیت الله فرسیو در حدود سال ١٣٢۵ هجری شمسی دار فانی را وداع گفت.

آیت الله شیخ محمد غروی

مرحوم آیت الله شیخ محمد غروی فرزند ابوطالب، از علما و مجتهدان به نام شهر آمل بود. ولادت آن جناب در روز ٢٢ ذی حجة الحرام سال ١٢٩۶ هجری قمری در کربلا بود. وی تحصیلات ابتدایی و مقدماتی را در زادگاه خود نزد پدر بزرگوارش، که از علما بود و نیز نزد برخی از علمای دیگر فرا گرفت و سپس به تهران رفت و در مدرسه سپه‌سالار سابق ـ شهید مطهری کنونی ـ اقامت گزید و به ادامه تحصیل حوزوی نزد اساتید آن مدرسه پرداخت. تا این‌که در سال ١٣٢٣ هجری قمری رهسپار حوزه نجف گردید و دروس خارج فقه و اصول و غیر آن را نزد بزرگان از علما، به ویژه مرحوم آخوند خراسانی فرا گرفت تا خود به مقام اجتهاد و استادی رسید. وی پس از مدتی اقامت در شهرهای نجف و کربلا به زادگاهش آمل برگشت و به تربیت طلاب وتدریس علوم اسلامی پرداخت.
استاد، نزد او تتلمذ کرده و برخی کتب حوزوی، به ویژه بخش‌هایی از قوانین الاصول میرزای قمی را نزد ایشان فرا گرفت. استاد گاه از ذهن و حافظه بسیار قوی ایشان تعریف کرده و می‌فرمود: من شخصیتی به آن اندازه دارای هوش و ذکاوت در حوزه‌ها کمتر دیده‌ام. با این‌که سنشان به ٩٢ سال رسیده بود، اما هوش علمی‌شان محفوظ بود؛ یعنی زمانی که قوانین را برای ما تدریس می‌کردند، بیش از ۴۵ سال بود که از حوزه نجف به آمل مراجعت کرده بودند، اما همچنان بر مسائل اصولی و خصوص قوانین الاصول تسلط داشته و بهره‌های علمی‌شان از حوزه نجف مشهود بود. او بسیار ساکت، کم‌گو و گزیده‌گو بود. محضرش آموزنده و بسیار سنگین بود.»فقهای عصر اخیر نظیر مرحوم آقا سید ابوالحسن اصفهانی، مرحوم حاج شیخ محمد حسین اصفهانی، مرحوم حاج آقا حسین بروجردی، مرحوم حاج آقا حسین قمی، مرحوم آقا ضیاء الدین عراقی و غیر آنان همگی از شاگردان این بزرگ عالم دینی بوده‌اند. شهرت بیشتر آخوند خراسانی در علم اصول است. کتاب «کافیت الاصول» او یک کتاب درسی مهم است، و حواشی زیادی بر آن نوشته شده است. آراء اصولی آخوند خراسانی همواره در حوزه‌های علمیه نقل می‌شود و مورد توجه است. آخوند خراسانی همان کسی است که فتوای به ضرورت مشروطیت داد؛ مشروطیت ایران رهین او است. او در سال ١٣٢٩ هجری قمری درگذشت


ابوسهل بیژن کوهی

ابوسهل بیژن بن رستم کوهی یا ابوسهل کوهی ریاضیدان و ستاره‌شناس فیلسوف بزرگ سدهٔ دهم ایرانی و اهل مازندران بود. او کتابی دربارهٔ نواقص مسائل ارشمیدس نوشت و اولین بار اقدام به محاسبه نصف النهار نمود.ریاضیدان و منجم معروف ایرانی (مرگ: در حدود ۴۰۵)این ریاضیدان دراصل از مردم طبرستان بود و در ایام سلطنت عضدالدوله و شرف الدوله در بغداد میزیست . در سال ۳۷۸ به دستور شرف الدوله رصد خانه ای در بغداد بنا کرد و در آن به رصد پرداخت . در جوانی از شاگردان ابو حامد صاغانی بوده است . تاریخ وفات کوهی را مورخان ۴۰۵ یا کمی بعد ازآن دانسته اند. کوهی علاوه بر آن که منجمی دقیق و زبردست بود، در ریاضیات و بخصوص هندسه مقامی شامخ داشت. سارتن نوشته است : " کوهی علاوه برآنکه منجمی دقیق و زبردست بود، در ریاضیات، خصوصا هندسه مقامی شامخ داشت. " . سارتن نوشته است که : " کوهی هم خود را مصروف آن عده از مسائلی کرد که ارشمیدس و آپولونیس طرح کرده بودند و منجر به معادلات بالاتر از درجه دوم می شد و بعضی از آنها را حل کرد و شرایط قابل حل بودن آنها را مورد بحث قرار داد ." تحقیقات او دراینباره از بهترین آثار هندسی دوران اسلامی است. از تفحص در آثار ریاضی " کوهی "، که اسامی آنها را ذکرخواهیم کرد، معلوم می‌شود که وی در ریاضیات دارای شخصیتی بارز داشته و بخصوص در هندسه استاد و زبردست بوده است و عده ای از بزرگترین ریاضیدانان دوره اسلامی به آثار و تالیفات وی استناد و اشاره کرده اند. بیرونی در کتاب قانون مسعودی " کوهی " را از مبرزان زمان خود در هندسه نامیده است و در کتاب" تحدید نهایات الاماکن" نوشته است که " شرف الدوله، ابوسهل کوهی را به تجدید رصد مامور ساخت و او دربغداد بنایی ساخت که قاعده اش قطعه کره ای به قطر ۲۵ ذراع ( تقریبا ۱۲/۵) بود و درمرکز آن سوراخی در سقف بنا قرارداشت و شعاعهای خورشید از آن سوراخ وارد بنا می شد ... " حکیم عمر خیام در رساله " جبر و مقابله " خود نوشته است : " و مساله ای که ابوسهل کوهی، ابوالوفای بوزجانی، ابوحامد صاغانی و جماعتی از رفقای ایشان از حل آن عاجز ماندند، این است که می خواهیم عدد ۱۰ را به دو پاره تقسیم کنیم که مجموع مربعین آنها به اضافه خارج قسمت پاره بزرگتر بر پاره کوچکتر هفتاد و دو شود. " چون ترجمه احوال ابوسهل کوهی در کتاب " تاریخ الحکما " مفصلتر از جاهای دیگر آمده است. اینک قسمتی از آن را عینا از روی ترجمه فارسی کتاب مذکور در اینجا نقل می کنم : " منجمی است فاضل و کامل و به هیات و به صنعت آلات ارصاد خبیر و عالم . در دولت آل بویه و ایام عضد الدوله و بعد از آن، تقدم و تفوق وی بر اقران مسلم بود. چون شرف الدوله وارد بغداد گردید و برادرش صمصام الدوله را از عراق بیرون کرده خود برآن مستولی شد. درسال ۳۷۸ امرکرد به آنکه کواکب سبعه را رصد کنند، به حسب مسیرات ایشان و به حسب انتقالات ایشان در بروج، بر همان مثال که مامون در ایام خود فرموده بود . ابوسهل ویجن بن رستم بود به هندسه وهیات معرفتی به کمال داشت و درآن دو فن، کار به نهایت رسانیده بود. لاجرم خانه ای در دارالمملکة، در آخر بستانی نزدیک دروازه حطابین، بنا نهاد و کمال اهتمام و اعتنا به استحکام اساس و قواعد آن رعایت کرد، تا مبادا بنیان حرکتی کند یا دیوارها نشستی بنمایند. و آلتها که خود استخراج نموده بود نصب کرد.ابوسهل کوهی از جمله ی نخستین ابداع کنندگان نظریه ی پرگار تام بوده است. این پرگار برای رسم تمام مقاطع مخروطی طراحی شده بوده است.با استفاده از علم اشکال هندسی ابن سهل بزرگترین مجسمه های جهان ساخته شده است.

آیت الله ملا علی کنی

عالم ربانی آیةاللّه حاج ملا علی کنی از جمله شخصیت های بزرگ و نامی جهان تشیع و عالمی حافظ و شیخی که ایران در زمان خود مریدش بودند و احترام ویژه ای داشت و از بزرگان امامت و رهبری مردم جهان در عصر قاجار به شمار می آید.ایشان فقیهی وارسته‚ شجاع و با نفوذ بود که با تلا ش و اقدامات شجاعانه اش‚ در مقابل بی تدبیری ها و سوء مدیریت حاکمان وقت ایستاد و از اسلام و استقلال کشور دفاع کرد.این فقیه مجاهد‚ در محله کن واقع در شمال غرب تهران و در یک خانواده مذهبی در خانواده دیده به جهان گشود. پس از آموزش های رایج مکتب خانه‚ اندیشه تحصیل علوم دینی در ذهنش تقویت و علاقه مند به حضور در حوزه علمیه شد‚ لکن با مخالفت خانواده اش روبرو گردید. او ابتدا مدتی مخفیانه به درس مشغول شد‚ سپس با کسب رضایت خانواده‚ راهی حوزه علمیه تهران گردید. پس از آن به اصفهان رفت و از محفل درس اساتید بزرگ و فرهیخته آن دیار استفاده های فراوان و شایانی برد. چندی بعد عازم نجف اشرف شد و از محضر اساتید بزرگ و معماران علمی و معنوی آن حوزه مخصوصاً صاحب جواهر کمال استفاده را برد.دوران تحصیل ملا علی کنی با مشکلا ت زیادی همراه بود. فقر و نداری در مدت تحصیل بر زندگی اش سایه افکنده و رفیق ایام تحصیل او شده بود. آقای طباطبایی حایری می گوید: در ایام طلبگی که به نجف اشرف آمده بودم‚ من و آقای شیخ عبدالحسین شیخ العراقین و آخوند ملا علی کنی‚ در یک حجره از مدارس حوزه علمیه‚ در نهایت فقر به سر می بردیم و فقیرتر از همه حاجی کنی بود که هر هفته به مسجد سهله می رفت و از گوشه و کنار مسجد‚ بدون این که کسی بفهمد نان خشک جمع می کرد و به مدرسه می آورد و گذران هفته را از آنها می کرد.حاج ملا علی کنی در مدت تحصیل‚ از نعمت دوستان فاضل و کوشایی برخوردار بود که با جمع خود‚ محفل انس علمی پرباری را تشکیل می دادند. یکی از دوستان صمیمی و نزدیکش‚ شیخ انصاری رحمةاللّه علیه بود. خودش می گوید: حدود بیست سال در کربلا با مرحوم شیخ‚ دوست و معاصر بودم ملا علی کنی پس از تلا ش و تحمل سختی های فراوان در فراگیری علم و دانش‚ به مقام اجتهاد و استنباط احکام دست یافت و استادش شیخ محمدحسن نجفی صاحب جواهر‚ روزی برفراز منبر درس‚ به اجتهاد و مقام علمی او اشاره کرد. آن فقیه پارسا در سال 1262 قمری عراق را به مقصد تهران ترک کرد. در روزهای آغازین ورودش به تهران مدتی را در سختی و فشار زندگی کرد‚ تا این که دو کتابی را که خود نوشته بود‚ به چاپ رساند و از درآمد حاصله‚ زمین متروکه ای را خریداری و به کار کشاورزی و امرار معاش پرداخت. مدتی گذشت تا این که مقامات عالیه علمی و معنوی ایشان‚ بسان خورشید از پس ابر نمایان شد. از آن پس مراجعات پی در پی مردم و پرسش های کتبی و شفاهی در قالب استفتائات شرعی‚ آغاز شد تا این که به محور و ملج مشکلا ت دینی و اجتماعی مردم تبدیل گردید. آن فقیه برجسته‚ تولیت مدرسه مروی را عهده دار شد و به تدریس فقه و اصول و دیگر رشته های مختلف علوم اسلا می پرداخت و شاگردان بزرگی را پرورش و تربیت نمود.مرحوم ملا علی کنی از قدرت و نفوذ عجیبی برخوردار و محبت قلبی مردم به آن پیشوای بزرگ دینی فوق العاده بود; تا جایی که ساموئل گرین بنجامین‚ نخستین سفیر آمریکا در ایران‚ در خاطراتش می نویسد: ... حاجی ملا علی‚ که شخص مسنی است وقتی در کوچه ای راه می رود‚ بر قاطر سفیدی سوار می شود و فقط یک نفر نوکر دارد‚ اما جمعیت از هر طرف کوچه در مقابل او ازدحام می کنند. مثل این که وجودی ملکوتی است. اگر یک کلمه بگوید‚ می تواند اعلی حضرت را از سلطنت خلع کند. سربازهایی که در سفارت ممالک متحده آمریکا‚ قراول می کشیدند‚ به من گفتند: اگر چه ما برای حفظ وجود شما این جا فرستاده شده ایم‚ اما اگر حاجی ملا علی امر کند همه شما را می کشیم!گرچه برخی افراد‚ از روی بی اطلا عی و یا عناد بر اقتدار‚ عظمت و هیبت ملا علی کنی که موهبتی الهی بود خرده گرفته و آن را منافی زهد و پارسایی علمای دین می شمردند‚ اما مرحوم شیخ مرتضی انصاری دوست بسیار نزدیک و صمیمی ملا علی کنی شدیداً با این فکر برخورد کردند; چنان که وقتی دختر ناصرالدین شاه برای زیارت و دیدار شیخ انصاری به منزل ایشان در نجف رفت‚ وقتی با زندگی بسیار ساده و زاهدانه آن مرجع بزرگ شیعیان مواجه شد‚ گفت: اگر ملا و مجتهد این است پس حاج ملا علی کنی چه می گوید؟! شیخ انصاری از جا برخاست و با ناراحتی فرمود: چه گفتی؟ این کلا م کفرآمیز چه بود؟! بدان که خود را جهنمی کردی‚ برخیز و از نزد من دور شو; تو کجا و اظهار نظر درباره ملا علی کنی کجا؟! ... .رسیدگی به ضعیفان و دست گیری از مستمندان‚ از صفات بارز مرحوم ملا علی کنی بود. او چون پدری دل سوز و مهربان‚ بسیاری از یتیمان را تحت تکفل داشت و برای گذران زندگی آنان‚ مقرری مناسب قرار داده بود. اما در مقابل ستم گران و متجاوزان به حقوق مردم‚ بسیار سخت و محکم می ایستاد و ذره ای نرمش نشان نمی داد. بسیاری از مورخان تاریخ معاصر ایران بر این نکته اتفاق نظر دارند که ناصرالدین شاه قاجار از عظمت و نفوذ حاج ملا علی کنی فوق العاده بیم و ملا حظه داشت. آنها نوشته اند: روزی ناصرالدین شاه به مقصد شکار به همراه اطرافیانش از دروازه شهر خارج شد. هنوز مسافتی را طی نکرده بود که از دور‚ نگاهی به پایتخت کرد و در فکر فرو رفت. پس از آن بی درنگ از شکار منصرف شده و به تهران بازگشت. یکی از درباریان سبب انصراف شاه را جویا شد; شاه در پاسخ گفت: چون از دروازه بیرون رفتم‚ نگاهم به شهر افتاد‚ این فکر را کردم که اگر حاجی ملا علی کنی امر نماید دروازه را به روی من ببندند و باز نکنند‚ من چه خواهم کرد؟! از این رو ترس و وحشت‚ مرا فراگرفت و گفتم برگشتن بهتر است! هم چنین منقول است که ناصرالدین شاه یک وقت به این فکر افتاد که مسجد کوچکی را که در کنار کاخ بزرگ شمس العماره بود به کاخ خود ملحق کند و به جای آن در جای دیگری از تهران‚ مسجد بزرگی بسازد‚ اما از مخالفت علمای طراز اول می ترسید. او برای جلب نظر مجتهد نامی آن زمان‚ حاج ملا علی کنی‚ نامه ای به ایشان نوشت و تصمیم خود را اظهار داشت. آیةاللّه ملا علی کنی در جواب شاه نوشت: بسم اللّه الرحمن الرحیم: الم تر کیف فعل ربّک باصحاب الفیل ... ناصرالدین شاه وقتی این پاسخ کوبنده و قاطع را دریافت‚ از تصمیم ابرهه گونه خویش منصرف شد. کردار مغایر با دین و همکاری ذلت آور با بیگانگان و دولت های استعماری‚ از شاه چهره ای کریه و خائن در افکار جامعه ساخته بود. تا بدان حد که حاجی کنی درباره او می گفت: او ناصرالدین شاه نیست بلکه ناصرالکفر است .یکی از اقدامات حیاتی و مدبرانه این عالم شجاع و بافراست‚ مبارزه و اقدام علیه لغو امتیاز و قرارداد ننگین رویتر بود. به موجب این قرارداد‚ تسیس راه آهن از دریای خزر تا خلیج فارس‚ حق تصرف کلیه زمین های واقع در مسیر‚ دایرکردن راه آهن شهری‚ بهره برداری از معادن‚ بهره برداری از جنگل های ملی در سراسر کشور و وصول انحصاری حقوق گمرکی‚ به طور خلا صه کلیه منابع ثروت ملی کشور‚ به مدت هفتاد سال به رویتر واگذار می شد!! شاه و صدراعظم بابت این قرارداد‚ مبلغ چهل هزار لیره رشوه دریافت کردند!لردکرزن این امتیاز را چنین توصیف می کند: موقعی که متن این قرارداد منتشر گردید‚ نفس اروپا از حیرت بندآمد. زیرا در تمام آخر تاریخ‚ در صحنه معاملا ت بین المللی چنین امری سابقه نداشت که پادشاهی تمام ثروت های زمینی‚ زیرزمینی و کلیه منابع طبیعی و پولی و اقتصادی کشورش را بدین سان مفت و دربست در اختیار یک سرمایه دار خارجی گذاشته باشد .حاج ملا علی کنی در نامه اعتراض آمیز خود به شاه نسبت به انعقاد این قرارداد‚ شدیداً انتقاد کرد. این موضع گیری صریح و قاطع آن مرجع آگاه‚ خیزش و حرکت عمومی مردم را به همراه داشت که در نهایت به لغو آن قرارداد انجامید و بدین سان برگ زرین دیگری بر تاریخ پرافتخار مرجعیت شیعه و پیوند امت و روحانیت‚ ورق خورد و اقتدار و تعهد علمای اسلا م را عیان ساخت.این مرجع وارسته و فقیه فرزانه سرانجام در 27 محرم 1306 قمری دارفانی را وداع گفت و به دیار باقی شتافت. مردم مسلمان ایران به ویژه اهالی تهران و حومه که مرجع و ملج خود را از دست داده بودند‚ سه روز به اقامه عزا و ماتم پرداختند و پیکر مطهرش را در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السلا م به خاک سپردند.

ابو صالح خیام آملی

محدث. معروف به ابوصالح خیام. اهل آمل بود که در بخارا زندگى مى‏کرد. و چون پیشه او خیمه‏ دوزى بود به خیام شهرت یافت. او را بُندار حدیث ماورالنهر مى‏گفتند. او از صالح بن محمد جَزَره و نصر کِندى و فرح بن ایوب و دیگر مشایخ دیارش حدیث نقل کرده. حاکم نیشابورى و ابن منده و محمد بن احمد غُنجار از او روایت کرده‏اند. فقط ابوسعد ادریسى ثقه بودن او را کمرنگ جلوه داده است.

مولانا صوفی مازندرانی

ملک الشعرا شاعر و صوفى، متخلص به محمد. وى در آمل تولد یافت و در جوانى بناى جهانگردى گذاشت. چندى در شهرهاى ایران به سیاحت گذرانید و در کازرون از محضر شیخ ابوالقاسم کازرونى، از مشایخ صوفیان مرشدیه‏ى آن روزگار، بهره‏مند شد. بعد از آن قصد حج کرد و گویند پانزده سال در مکه ماند و سپس به هند رفت. تقى‏الدین اوحدى و ملا عبدالنبى فخر الزمانى قزوینى او را در هند ملاقات کرده‏اند و نظیرى نیشابورى با وى معاشر بوده است. در هند جلال‏الدین صدر متخلص به رضایى، از میان رجال و مشاهیر هند، بیشتر با وى انس داشت و از وى کسب فیض مى‏کرد، ولى با این حال او در هند مسافرتهاى بسیار کرده و ظاهر در احمدآباد گجرات از دنیا رفته است. از جمله آثارش: «بت خانه»، که جنگى از شعر شاعران پیشین است؛ «دیوان» شعر، حدود هزار و پانصد بیت؛ «ساقى‏نامه».

ادیب قائمی آملی

(س دهم ق)، شاعر و مردی فاضل. در اوایل و اواخر عمر در آمل بود. سیر و سیاحت بسیار مى‏کرد. در دوره‏ى اکبرشاه (1014 -963 ق) به بیشتر شهرهاى هند مسافرت کرد و به زیارت حرمین شریفین نیز مشرف شد. وى به علم شعر و صنایع و بدایع شعرى آگاهى داشت و در فن معما و لغز از شعراى زمان خود استادتر بود. در شاعرى از سبک ابن‏یمین بهره مى‏گرفت و از سبک وى در اشعار خود استفاده مى‏کرد. در «کاروان هند» صاحب عنوان با قاسم مازندرانى و قاسمى مازندرانى یکى دانسته شده است.

علامه غلام خلیل

محدث و واعظ بزرگ، معروف به غلام خلیل. اصل وى از طبرستان است. در بصره متولد شد و در بغداد سکونت داشت و شیخ بغداد بود. از دینار و قُرَّة بن حبیب و سهل بن عثمان و شیبان حدیث شنید، و محمد بن مخلد و عثمان سمّاک و احمد بن کامل و گروهى از او حدیث روایت کرده‏اند. محمد بن محمد کندى از راویان او است. ابن غضائرى و نجاشى او را محدثى ضعیف شمرده‏اند. در بغداد درگذشت، در فقدش بازارها بسته شد و زن و مرد و کودک از منازل خارج شدند تا بر وى نماز گزارند. جنازه‏اش به بصره حمل و در آنجا دفن و بنایى بر آن افراشته شد. از آثارش: کتاب «الوصول الى معرفة الاصول»؛ کتاب «الکشف».

زجاجی طبری

عارف بزرگ وی متوای قضاوت بود. از آثارش "التهذیب" ، در فروع فقه شافعی که مختصری مشتمل بر "فروع زائدهٔ ‌علی‌المفتاح" است که به همین مناسبت به نام "زوائد‌المفتاح" نامیده شده است. از دیگر آثارش تصنیف کتابی در "علل‌الحدیث" است.

میرزا ابراهیم مازندرانی

ملقب به ملاباشی. اهل علم و عرفان و مردی صوفی و درویش بود. در سال ۱۲۸۰ ق برای تحصیل به تهران رفت و علوم معقول و منقول را فرا گرفت. سپس به تهران رفت و علوم معقول و منقول را فرا گرفت. سپس به عرفان و تصوف روی آورد و توسط حاج میرزا عبدالکریم ملاباشی تبریزی نزد حاجی استاد غلام‌رضا شیشه‌گر رفت. بعد از آن به صفی علیشاه ارادت ورزید و در سال ۱۲۹۴ ق که منور علیشاه به تهران آمد از وی امضاء دستورالعمل گرفت. از فیض صحبت و برکت و تربیت آنان به درجات عالیه علم و عرفان رسید و با رجال و اعیان تهران آشنائی و معاشرت به‌هم رسانید ، و در خدمت به مردم کوتاهی نکرد و به همین سبب لقب ملاباشی گرفت و به تولیت کتابخانهٔ مدرسهٔ سپهسالار منصوب شد.

رکن الدین بن شریف الدین آملی

عالم بزرگوار از بزرگان علم رکنیه در زمان خویش بود،چندی در فارس و کرمان و هند به‌سر برد. وی گذشته از ریاضی و نجوم در فقه و حدیث نیز دست داشت و چون به خاندان مرعشی مازندران پیوسته بود. کتابی در شرح احوال دانشمندان این خاندان نوشت. تألیفات دیگر او عبارتند از: "زیج جامع سعیدی" در تنقیح "زیج ایلخانی" خواجه‌نصیر‌الدین طوسی ، به‌نام سلطان ابوسعید تیموری؛ و "پنجاه باب سلطانی" به اسم بابرخان بهادر در هرات است.

رفیقی آملی

از وطن خود به حجاز سفر کرد و از آنجا به دکن رفت و چندی در حیدرآباد و بیجارپور در نزد سلاطین آنجا به سر برد و سپس به دربار جلال‌الدین اکبرشاه روی آورد و در سلک ملازمان وی درآمد. در فن معما و ماده تاریخ ماهر و استاد بود.

مولانا زمانی آملی

وی ابتدا وفائی تخلص می‌کرد و چون با شاعر دیگری به نام میراحمد وفائی تخلص یکسان داشت ، تخلص خود را به زمانی تغییر داد. وی از غزل‌سرایان مشهور زمان خود بود.

ابوعبدالرحمان عبدالله بن حمٌاد

عالم جلیل القدر از قعنبی و ابن معین و دیگران حدیث شنیده است. بخاری در خوارزم به خدمت او رسید و کتب او را بررسی کرد. گذشته از بخاری که از او در "صحیح" خود نقل حدیث کرده ، قاضی محاملی و ابن‌بُجیر و ابراهیم بن‌خُزیم نیز از وی روایت کرده است و او را ثقه دانسته‌اند. آمل (چهارجوی) از نواحی مرو و زیر آمودریا است. در تاریخ بغداد نسبت او به‌ جای آملی ، ایلی ذکر شده است.

سیدکمال‌الدین بناء

یکی از شیخان بزرگ،که از آثار وی: کتیبهٔ سرور ورودی برج‌السلطان زین‌العابدین در ساری که بر روی کاشی نقش شده و رقم: "عمل سید کمال‌الدین بناء‌ آملی" دارد. در برج سلطان زین‌العابدین صندوق چوبینی وجود دارد که بر روی آن کتیبه‌ای است به خط ثلث که ممکن است این اثر نیز از استاد سیدعلی باشد و چنین رقم دارد: "...سنهٔ تسع و ثمانمائهٔ".

حسین‌بن محمد حسینی مرعشی

نزد پدر خود خلیفه سلطان ، که از علما و دانشمندان به‌نام عهد خویش بود تلمذ کرد. وی تعلیقات و حواشی بسیاری بر کتاب‌های فقهی و کلامی و اصولی نوشت که بهترین آنها حاشیه‌ای بر "شرح لمعه" تا کتاب طهارت ، است. او همچنین حواشی متفرقه‌ای بر کتاب "المدارک" نوشته که از آنها گسترهٔ فکر و اندیشه و دقت‌نظر و حسن سلیقه او پدیدار است. وی با اینکه در سه‌سالگی بینائی خود را از دست داده بود با پشتکار و جدیت به دنبال دانش رفت و بر بسیاری از صاحبان دیده تفوق یافت.

محمدبن جریر رستم طبری

عالمی فقیه و متحبر در علوم دینی و به منصب خدمتگزاری حضرت مقدس امام کسب علم فقه و کلام کرده و چند جلد کتاب نیز تألیف نموده که از آنجمله کتاب المسترشد و ایضاح در امامت و ... می باشد.

خواجه امام عمادالدین

خواجه عماد الدین عبدالله معروف به خواجه آملی عالمی پرهیزکار و در علم فقه و اصول به درجه کمال بود . مدتی در عراق به تعلیم و تربیت مشغول و پس از آن به وطن اصلی خود آمل برگشت نمود و در یکی از مدارس آن به تدریج مشغول بود . پس از چندی مجددا" به نجف اشرف رفته و در آنجا رحل اقامت افکند و امیر بن ورام یکی از امرای معروف دخترش را به زنی گر فت و از این دختر پسری بوجود آمد که در علم از جد امی خود پیشی گرفت و این امیر زاده نیز به نام خواجه آملی نامیده می شد و بسیار مورد احترام بود.

امام شهید فخرالاسلام

فخر الاسلام یکی از علمای مشهور زمان سلجوقیان و معاصر با غزالی معروف بوده است. امامین محمد جونیی و ابوحامد محمد غزالی مراتب فضل و دانش او را ستوده اند و بیش از 40 جلدکتاب تحریر و تألیف نموده است. خواجه نظام الملک وزیر ملکشاه سلجوقی مدرسه ای جهت او در آمل ساخته و طلاب علوم دینی بسیار از اطراف گرد آمدندو سرانجام بدستور حسن صباح در همین مدرسه بدست ملاحده به قتل رسید و اهالی نیز قاتل را کشته و کارد اورا مدتها در مدرسه ضبط نموده بودند.

ابن فورک

مبارک بن فورک یکی از فضلای مشهور و متکلم معروف و کسی بود که مسجد مبارک آمل به نام او ساخته شده و بعدا" خراب گردید ، سالار نامی مجددا" انرا ساخته و به نام خود مسجد سالار نامید . ابن فورک مدتی در انجا نماز جماعت گذارد ، به تألیف و تدریس مشغول بود و چندی بدستور صاحب بن العباد در ری محبوس بود بعدا" با وساطت ابواسحق اسفراینی مستخلص شده و به آمل برگشت نمود. دو کتاب در کلام تألیف نمود و مرگ او در آمل اتفاق افتاد .

ابوالقاسم البیاعی

قاضی ابوالقاسم نادر اهل زمان ، در علوم فقه و کلام و شعر و ترسل و حکمت و نظم و نثر پارسی و طبری متبحر بود. مولدش در آمل پس از فراگرفتن علوم مقدماتی جلای وطن اختیار نمود و در ری به شغل قضاوت مشغول شد و تألیفاتی نیز دارد.

محمد بن علی بن یزدادی

مورخ شهیر محمد بن علی یزدادی عالمی فاضل و متدین بود . در تاریخ عجم دست داشت . مخصوصا" در جمع آوری تاریخ طبرستان زحمت بسیار کشید و نسبش به مبارک که یکی از متفذین آمل و اول مسلمان این شهر است می رسد.

دیواره وز

دیوار وز شاعری خوش قریحه و زنده دل و معاصر با عضدالدوله دیلمی بوده است . مدتها در بغداد در خدمت استاد علی پیروزه که شاعر طبری بود می زیست و بعدا" به خدمت عضد الدوله رسید و در اثر طبع سرشار خود مورد ملاطفت شاه قرار گرفت و از آنجا به آمل آمد و در اثر حرکات خلاف مورد تعقیب ناصر کبیر قرار گرفت و مدتی در حبس بود و پس از خلاصی به گرگان رفته و به خدمت قابوس وشمگیر رسید . وجه تسمیه دیوار وز این است که از دیوار باغی که عضدالدوله دیلمی در آن به عیش و طرب مشغول بود به دئاخل پرید و خود را معرفی نمود و وجه تسمیه مسته مرد این است که در آمل به علت مستی زندانی شد و وقتی که جریان را نزد قابوس بیان نمود اورا مسته مرد لقب دادند.

قاضی ابو احمد آملی

قاضی مسلمین از جانب خلیفه عباسی ، مردی با سیاست و کیاست و متدین و هم عصر با مازیار بن قارن بود . چون مازیار با مسلمین بد رفتاری می کرد در نتیجه قاضی بدون اجازه خلیفه حکم جهاد بر علیه مازیار را صادر و مردم را به شورش وادار کرد. مازیار به آمل قشون کشید و شهر را به تصرف درآورد و قاضی را بکشت.

قوام الدین میر بزرگ(مرعشی کبیر)

از بزرگان حکمت و سیاست جهان،سید جلیل الدین میر قواما لدین معروف به میر بزرگ ، از سادات مرعشی و به یازده واسطه با امام چهارم (ع) می رسد. در آمل متولد و ایام جوانی را در خراسان گذرانده و در آنجا از محضر قطب العارفین سید عزالدین نوغندی کسب فضل می نمود و با کسب اجازه او به آمل مراجعت می کند. و در سنه 760 فرمانفرمای مازندران می شود. و با افراسیاب چلابی نیز نزاع کرده است. در سنه 781 هجری در شهر آمل دعوت حق را لبیک گفت . صمنا" پسران او سید رضی الدین والی آمل و سید فخرالدین سردار رستمدار و سید کمال الدین فرمانفرمای ساری را نیز باید یاد آورد که معاصر با امیر تیمور گورکانی و بدست این سلطان مدتها در سمر قند تبعید بودند.خاندان بزرگ مرعشی که مرعشیان هستند از میر بزرگ مرعشی نشو یافتند و ادامه نوادگان میر بزرگ هستند.مقبره او در مازندران در مصلی قدس آمل که بارگاهی عظیم است قرار دارد.خطیبی بزرگ بود و سلسه بزرگ مرعشی از برکات او است.

عبدالله ابن حسین سهل

که معاصر با یکی از اسپهبدان پادوسبان مردی مالدار و عالمی دیندار بود.

علی بن هشام آملی

علی بن هشام ، یکی از ثروتمندان بی نظیر عصر خود بشمار می رود. با مأمون خلیفه عباسی معاصر بوده است. و هر بار که به حج می رفت عده زیادی را با هزینه خویش با تشریفات بسیار می برد.بطوریکه مورد توجه مأمون قرار گرفته بود.

آقا محمد رفیع بن محمد امین

حکیمی دانشمند و مورخی بنام و طبیبی حاذق و معاصر با شاه عباس صفوی بود . بدستور این سلطان مدتی در آمل تبعید و تحت نظر بوده است. این شخص راجع به تاریخ آمل کتابی نوشته و چنین توضیح داده است که آمل شهری است زیبا و روح افزا ، آب وهرهز از وسط آن عبور می کند ف این رود از کوههای اطراف لاریجان و دماوند سرچشمه گرفته و دارای مواد معدنی بسیار است و تأثیر تامی در مزاج و روحیه مردم این نواحی دارد و مغزهایشان را خشک شبیه به اهالی عربستان می پروراند ، هر آینه اگر هوای خشک و سرد ییلاق و رطوبت دشت نباشد به مردم مناطق حاره شباهت خواهند داشت . چون به دقت می نگرم ، مردم آمل آنهاییکه اغلب در تابستان در اطراف کوه دماوند می روند مردمی هستند سیمین اندام و بزرگ صورت و دندان گشاده و خوش چشم .

شیخ جعفربن محمدعلی مازندرانی

از اجله مجتهدین و مروجین دین بوده از خدمت شیخ بزرگوار شطخ محمد حسن صاحب جواهر درجه علیای فقاهت داشت . در تهران در گذشت و به حجره ای که به همین شخص تعلق دارد در صحن صدوق علیهاالرحمه که مقابل حجره مزار آقای محمد مهدی نواب است مدفون گردید.

حاجی میرزا حسین طبرسی

ازعلمای بزرگ و مروج اصول مذهب جعفری و تشیید بنیان طریقه اثنی عشری بشمار است. بدر جلیل الشأنش میرزا محمد تقی مازندرانی از فحول مجتهدین و مشاهیر دوره فتحعلی شاه بوده و تصنیفات سودمندی دارد.

حاجی سید اسماعیل عقیلی

عالمی عامل و فقیهی فاضل در تهران مقیم بود. تدلیفاتی در عقاید و اخلاق به پارسی دارد و به طبع نیز رسیده است.

آقا سید محمد علی نیاکی

از ائمه جماعت تهران بوده است. در بازار پامنار مدرسه و مسجد کوچکی ساخته و خود در آنجا به امامت و تدریس علوم دینی مشغول بود و سرانجام در تهران وفات یافت.

سید ابوطالب لاریجانی شاهاندشتی

از افاضل سلسله جلالیه است که نسبش بخ سید جلال الدین اشرف می رسد.

شیخ عبدالنبی

از فضلای شاگردان حجة الاسلام میرزای شیرازی بوده و بسیار مشهور و در انواع علوم متبحر بوده است.

حاجی سید محمد علی لاریجانی

از اجله سادات عالی درجات ، سلسله ایشان اغلب در قریه دینان (امیری ) جمعند و خود در اعلوی ، رضوی ، موسوی و تقوی می دانند. و نسب به شاهزاده ابراهیم و امامزاده زرین کیا که از موسی المبرقع که در قم مدفون است می رسانند.

میرزا محمد تقی نوائی

پسر حاج میرزارضا قلی منشی الممالک وزیر فارس خراسان در عصر فتحعلی شاه و منشی دیوان دربار محمد شاه یکی از رجال عالم و فاضل و شاعر بود .

عبداللطیف لاریجانی

از کاتبان و منشیان دیوان قاجاریه بود و عنوان کاتب‌السلطانی داشت. شعر می‌گفت و مردی خوش‌خوی بود. هنگامی‌که میرزا سنگلاخ در تهران اقامت داشت ، نزد وی تعلیم خط نستعلیق و شکسته گرفت. از آثار وی: یک قطعه به قلم دو دانگ و نیم دو دانگ خوش ، با رقم: "بعزّ و شوکت فتحعلی‌شاه قاجار... کاتب حضرت‌السلطانی عبداللطیف لاریجانی"؛ قطعه‌ای به قلم دو دانگ و کتابت جلی متوسط ، با رقم: "... عبداللطیف اللاریجانی".

میرزا علیقلی اقبال

ازچلاب (چلاو) آمل مردی فاضل و متتبع بود. تاریخی برای خاندان قاجار به نام ملک آرا نوشت و دبیر شاهزاده طهماسب میرزا نیز بود و در چلاو اورا کشته و به چاه انداختند و آن چاه را اکنون به نام کلن چاه می نامند.

سید نعمت الله فکرت لاریجانی

سیدنعمت اﷲ. از اجله ٔ سادات لاریجان مازندران بود،مردی عالم و شاعر و مقرب دربار فتحعلی شاه بود و به شیخ الاسلام ملقب گردید.

شریف الدین محمد بن حسنعلی آملی


در حدود سال 1246 در کربلا درگذشت رئیس اصولیان عصر خود بوده و چندین فقیه شاگرد وی بوده اند.

شیخ فضل الله بن محمد حسن نوری

عالم و فقیه مشهور بوده کتب بسیار نیز نوشته است . در کربلا سال 1345 در گذشت فرزندان شیخ محمد علی مجتهد اصولی و شیخ محمد صالح دارای تصانیف می باشد.

ملا عنایت الله لهری دلارستاقی

یکی از علما بزرگ و مشهور و در فقه و اصول و مورد احترام عام و خاص بود. پس از ختم تحصیلات مقدماتی به نجف اشرف و سامره رفته و از محضر استاد اجل حاجی میرزا حسن شیرازی کسب علم نمود به سال 1322 قمری در موطن اصل خود دارفانی را وداع گفت و حسب الوصیه آنمرحوم پس از ده سال نعش او را به ارض مقدس قم حمل و در آنجا دفن نمودند.

ملا محمد وازی نائیجی

از علمای عارف به حکمت و کلام بوده و کتابی در مبدأ و معاد هم به فارسی و هم به عربی نوشت.

ملا محمد علی پیشنماز نائیجی

مردی فقیه و ادیب و از پارسایان دوره خویش به شمار می آید و بیشتر اوقات به تربیت و تعلیم طلاب دینی می پرداخت و مسجد حاج علی کوچک آمل مدرسش بود.

آقا میرزا عبدالحسین شاهاندشتی

فرزند حاج سید عبدالله مقیم چلاو (چلاب ) آمل بود ./ تحصیلات مقدماتی را در آمل و تهران انجام و سپس به نجف اشرف رفت . پس ار نیل به مقام اجتهاد به آمل برگشت و به تدریس فقه و اصول پرداخت . در اصول تخصص داشت . در یوم دوشنبه 10 صفر 1346 قمری در چلاو درگذشت و نعش آن مرحوم را با تجلیل تمام در مزار مخصوصی در شاهاندشت مدفون ساختند.

آقا شیخ اسمعیل شهابی چهار افرائی


آقای شیخ اسمعیل چهار افرائی فرزند مرحوم میرزا یوسف بن سیف الله امیر دیوانی فرزند حاجی عبدالله خان فرزند ساطان احمد شهاب الدین بن شیخ شهاب الدین ( معروف به سلطان حاجی که مقبره وی در یکی از قراء بلوک دلارستاق که به نام وی حاجی دلار نامژده می شود. باقی است. و شیخ شهاب الدین جد اعلایشان در جنگ صلیبی در بغداد شهید شده است، می باشد. مردی فقیه و عالم بوده است. از اولادان آنمرخوم آقایان : علی شهابی طبری و دکتر محمد شهابی و سه دختر می باشند.

حاجی میرزا احمد درکائی دلارستاقی

تحصیلات مقدماتی را در قریه میله آمل گذرانده و سپس در تهران و دوباره به نجف اشرف رفته و پس از نیل درجه اجتهاد از استاد خود مرحوم حاج میرزا حبیب الله رشتی متوفی 1312 قمری رئیس حوزه علمی نجف . به زادگاه خویش برگشت و به تدریس و قضا و ارشاد پرداخت مردی وارسته و پارسا بود. در سن 83 سالگی به سال 1347 در آمل درگذشت.

آیت الله شیخ لطف الله مجتهد

اهل اسک لاریجان است ، لذا به ملالطف‌الله اسکی لاریجانی نیز مشهور است. وی از شاگردان شیخ محمدحسن ، صاحب "جواهر" و شیخ مرتضی انصاری بود. در نجف مستقلاً به تدریس فقه و اصول پرداخت و بسیاری از افاضل به درسش حاضر شدند. او از مشایخ روایتی علامه سید ابوتراب خوانساری بود. وی در صحن غروی به اقامهٔ جماعت پرداخت. در نجف درگذشت و در صحن غروی به خاک سپرده شد.از آثارش: "ایضاح‌المضامین" ، حاشیه بر "قوانین‌الاصول" ، که به "ایضاح‌القوانین" نیز معروف است؛ "ذریعهٔ‌الاعتماد"؛ حاشیه بر "فرائد‌الانسداد"؛ شرح "قواعد‌الاحکام" علامهٔ حلّی ، در چهار مجلد؛ حاشیه بر "حجیهٔ‌الظن" علامه انصاری.

حسن شمسی

تحصیلات اولیه را که گذرانید به دانشکدۀ فنی رفت و در ضمن ، فن نقشه‌برداری را نیز فرا گرفت. چندی نیز مدیر مجلهٔ "اختراعات" بود. پس از آن برای تکمیل تحصیلات خود به آمریکا عزیمت نمود و در دانشگاه سیراکوز به تحصیل در رشتهٔ فیزیک الکترونیک پرداخت و در مدت کوتاهی بنا بر استعداد و پشتکار خود دورهٔ دانشگاه را به اتمام رسانید و به ایران بازگشت. مراجعت وی مصادف با ملی شدن نفت بود و او پس از رفتن انگلیسی‌ها ریاست دانشگاه نفت آبادان را عهده‌دار شد. از آثار او: "دورهٔ کامل نقشه‌برداری و زئودزی و دورهٔ‌ الکتریسته صنعتی و رادیو"؛ "نقشه‌برداری زمینی"؛ "نقشه‌برداری هوائی.

میر حسین سرعت مازندرانی

مولانا از اهالی آمل ولی مدتی در کربلا ساکن بود. سفری نیز به اصفهان کرد و به قول ملا عبدالنبی فخرالزمانی به علت تنگی معیشت اکثر ایام را به بی‌چیزی و تهیدستی می‌گذرانید و دوران زندگی او به خوشی و راحتی نگذشت و در حالی‌که با فقر وفاقه دست و پنجه نرم می‌کرد لباس عاریت را از تن کنده و به دیار آخرت رهسپار و از غم و اندوه این جهان فانی رهائی یافت.

چراغ علی‌خان فطرت

اصل وی از قصبه نوای مازندران و از بزرگان آن سامان بود. در دولت فتحعلی‌شاه (۱۲۱۲ - ۱۲۵۰ ق) اعتبار بسیار داشت. بعد از چندی به وزارت حسین‌‌علی میرزا فرمان‌فرمای فارس مأمور شد. اثر وی "دیوان" شعر می‌باشد.

ملامحمد زمان

شاعر بزرگوار وی اهل مازندران بود و به اصفهان رفت و در آنجا به تحصیل علوم و فنون پرداخت. پس از چندی به وطن خویش بازگشت. در سرودن شعر توانا بود.

کاشف،حکیم ابن ربن طبری

فیلسوف و طبیب بزرگ یاِبْن ِرَبَّن طَبری، با عنوان کامل ابوالحسن علی بن سهل، پزشک بزرگ ایرانی سده ۳ قمری (۹ میلادی)است.زادگاه او در آمل بوده و مهم‌ترین اطلاعاتی که دربارهٔ زندگی او در دست است، اطلاعاتی است که خود در کتاب‌هایش آورده‌است.به سبب همزمانی او با متوکل عباسی می‌توان گفت که وی تا اواخر نیمه اول قرن ۳ (قمری) زنده بوده‌است. عده‌ای با توجه به اینکه «ربن» و «راب» از القاب روحانیون یهود است، او را یهودی انگاشته‌اند.برخی نیز او را در ابتدا زرتشتی دانسته‌اند. در حالی که خود در کتاب «الدین و الدولة» آورده‌است که ابتدا مسیحی بوده و سپس با تعمق در اندیشه‌های اسلامی و معانی قرآنی به اسلام گرویده‌است.پزشکی ابن ربن پزشکی را نزد پدرش آموخت، سپس با استفاده از آثار یونانیان و دانشمندان دیگر آن را تکمیل کرد او استاد زکریای رازی است. جوانی‌اش را در طبرستان گذراند. سپس در ۲۲۴ (قمری) به عراق رفت و در سامرا اقامت گزید و مورد احترام معتصم قرار گرفت. او در زمان متوکل و با راهنمایی و در منادمت او اسلام را پذیرفت.ابن ربن از نظر علمی چنان مقامی داشت که او را همطراز رازی و مجوسی و ابن سینا نام برده و یکی از ۴ دانشمند و پزشک بزرگ مسلمان دانسته‌اند. او مسری بودن سل ریوی کشف کرد.آثار بسیار به او نسبت داده شده که برخی به دست ما رسیده‌اند و از برخی نامشان باقی‌است. معروف‌ترین آثار او:فردوس الحکمة، دائرةالمعارفی است طبی و یکی از قدیمی‌ترین و معتبرترین آثار جامع طب اسلامی و از نخستین کتابهای طبی اسلامی. ابن ربن در تألیفات این کتاب از آثار بقراط، جالینوس، ارسطو، یوحنا برماسویه، حنین بن اسحاق و رساله‌های هندی و دیگر آثار گذشتگان بهره برده.الدین و الدولة فی اثبات نبوة النبی محمد (ص). در این کتاب، ابن ربن حقانیت دین اسلام و برتری آن را بر ادیان دیگر مورد بررسی قرار داده و اطلاعاتی دربارهٔ ادیان هند و فرق گوناگون اسلام و مسیحیت و غیره آورده‌است،تحفة الملوک،کتاب فی الامثال و الادب علی مذاهب الفرس و الروم و العرب،کتاب منافع الاطعمة و الاشربة و العقاقیر،کتاب عرفان الحیوة یا ارفاق الحیاة،کتاب فی ترتیب الاغذیة،کتاب فی الحجامة،حفظ الصحة،کتاب الرد علی اصناف الناصری،الکتاب اللؤلؤ.

حائری طبرسی مازندرانی

معروف به ابی‌‌علی.این عالم بزرگ، اصل وی از طبرستان (چلاو) و زادگاه خود کربلا بود. ابوعلی از شاگردان محمدباقر وحید بهبهانی ، سیدعلی طباطبایی ، صاحب "ریاض" ، و سیدمحسن کاظمی اعرجی بود. وی در عراق درگذشت. از آثار او: "زهر / ازهارالریاض"؛ "عقداللآلی البهیه" ، در رد اخباری‌‌ها؛ "منتهی‌‌المقال" ، در رجال؛ "العذاب‌‌الواصب" یا "نقض نواقض‌‌الروافض.

مهندس حاسب طبری


ابوجعفر محمّد بن ایّوب، ریاضیدان و ستاره شناس بزرگ زمان خود و فارسی نویس نیمه ی دوم سدۀ 5ق، اهل شهر آمل طبرستان. القابی مانند "شمس الدین"، "مازندرانی" و "مهندس" نیز به او داده اند. در مورد فعّالیّت علمی او تاریخ هایی از قرن چهارم تا هفتم ذکر کرده اند. برای مثال، زوتر سال کتابت مفتاح المعاملات، یعنی 632ق را به عنوان تاریخ تألیف آن ذکر کرده است . این تاریخ به بعضی فهرست های دیگر نیز، سرایت کرده است. امّا قدیمی ترین یادنامه ای که از حاسب طبری نام برده، تتمّه ی صوان الحکمة، تألیف ابوالحسن بیهقی(د 565ق) است.از او آثار بزرگ و غنی به جای مانده است.

جلال‌الدین اعتضادی

جلال‌الدین اعتضادی (متولّد ۱۲۷۵ شمسی) ملقب به «صدر الکتاب» از خوشنویسان مشهد و از بزرگان نویسندگی ایران بود.او فرزند «شیخ اسماعیل اعتضادی» (زادهٔ ۱۲۴۰ ه‍. ق در آمل) مجتهد دوره ناصری بود که از طرف ناصرالدین شاه ملقب به «اعتضاد العلما» گردید و طی حکمی مستمری مادام العمر برای او تایین کرد. وی نزد میرزا غلامرضا اصفهانی به مشق خط پرداخت و از جمله خوشنویسان صاحب‌نام شد و استاد کسانی چون رضا مافی بود.جلال‌الدین متولد آمل بود و معلومات متداول زمان خود را در یکی از مکتب‌خانه‌های قدیم فرا گرفت و از آغاز جوانی عشق سرشار به خوشنویسی وی را بر آن داشت که با پشتکار کم نظیری شب و روز نزد میرزا غلامرضا اصفهانی خوشنویسی خط نستعلیق را فرا گیرد. میرزا غلامرضا به او بسیار علاقه دشت و از همان روز نخست که وی را مستعد یافتن دقایق این هنر ظریف دید گونه‌اش را بوسید و در پهلوی خویش جایش داد و تا زمانی که جلال‌الدین در خدمت میرزا غلامرضا بود استاد صمیمانه رموز خوش‌نویسی را به او می‌آموخت و در پیشرفتش علاقه‌مندانه می‌کوشید.جلال‌الدین همزمان با آموختن این هنر به خدمت وزارت فرهنگ درآمد و هم در مدارس سعدی، وطن، همایون، ترقی و قدسیه خوشنویسی را به نوآموزان آن مدارس می‌آموخت و برای مدتی نیز مدیریت و مشاقی دبستان ایتام سپهسالار از طرف سلیمان میرزا (عضدالملک) نایب‌السلطنه که نیابت تولید مدرسه ناصری را نیز عهده دار بود به او واگذار شد. اعتضادی پس از سال‌ها تعلیم و تربیت شاگردان در فروردین ماه ۱۲۹۷ رسماً وارد خدمت پست و تلگراف گردید و در مهرماه سال ۱۳۳۶ به تقاضای خود از خدمت دولت بازنشسته شد. این مرد مدارج خدمت را در نهایت صداقت و عزت نفس و علو طبع طی کرد و به پاس خدمات صادقانه خود به دریافت تقدیرنامه و نشان پیام از طرف نخست وزیر وقت نائل آمد. به او لقب «کتاب الملک» داده شده بود. وی در اواخر خدمت و پس از ۱۳۳۹ در دوران بازنشستگی همچنان در آستان قدس رضوی مشغول بود.استاد در سال 1360 هجری شمسی در تهران دار فانی را وداع گفت. فرزندان ایشان هوشنگ اعتضادی، ایرج اعتضادی، ناصر اعتضادی، دکتر محمد رضا اعتضادی و بهجت الملوک اعتضادی می باشند،از آثار خطی او چند مرقع و تفسیر قرآن معروف به چاپ اخگر می‌باشد.

النقوری

(شهاب الدین آل النقوری) پزشک ایرانی که در قرن چهارهم می‌زیست. از آثار النقوری می‌توان به چند رساله و کتاب پزشکی اشاره کرد.

احمد مشیرالسلطنه

احمد مشیرالسلطنه: در 1260 هـ.. ق در مازندران متولد شد. تحصیلات معمول زمان را فرا گرفت، مخصوصاً در تعلیم حسن خط و نگارش همتی به خرج داد ضمناً مقدماتی از فقه و اصول را نیز آموخت.(1) در 1280 هـ. ق به دعوت برادرش مشیرنظام که در دربار ولیعهد در آذربایجان خدمت می‌کرد بدان سبب عزیمت نمود و به خدمت در دربار درآمد. نظر به اینکه حسن خط و شیوه نگارش وی مورد پسند بود به امور تحریری مشغول و پس از مدتی کوتاه منشی و رئیس دفتر ولیعهد شد و لقب منشی باشی به او اعطا گردید. جدیت میرزا احمد خان منشی باشی در کارها و صداقت و علاقمندی وی باعث شد که مورد علاقه ولیعد قرار بگیرد و از این رو ضمن امور انجام امور تحریری ولیعهد به حکمرانی چند شهر آذربایجان نیز رسید و روز به روز بر اعتماد و صمیمیت ولیعهد (مظفرالدین میرزا) بر خود افزود تا اینکه در 1297 هـ. ق وزیر و پیشکار کل آذربایجان شد. در 1298 فتنه شیخ عبیدالله نقشبندی در آذربایجان پیش آمد. شیخ، بناب و چند قصبه را به تصرف درآورد و قصد تسخیر آذربایجان را داشت. نمایندگانی نیز نزد عباس میرزا ملک آراء برادر ناصرالدین شاه فرستاد تا او را به سلطنت برسانند.(2) مظفرالدین میرزا ولیعهد و منشی‌باشی و پیشکارش قادر به دفع فتنه نشدند و هر روز دامنه اغتشاش وسیع‌تر می‌شد. ناصرالدین شاه دستور داد میرزا حسین خان سپهسالار قزوینی صدراعظم سابق که تبعیداً در قزوین به سر می‌برد به آذربایجان عزیمت و قیام شیخ را منکوب و سرکوب نماید. سپهسالار در مدتی کوتاه توانست فتنه را خاموش و امنیت را در آذربایجان برقرار کند. ناصرالدین شاه در اثر این واقعه بر ولیعهد و پیشکارش متغیر شد و هر دو را به تهران احضار کرد و قصد داشت مظفرالدین میرزا را از ولیعهدی عزل و به حکومت کرمان اعزام دارد. دخالت زنان حرمسرا و حمایت میرزا یوسف خان مستوفی‌الممالک و عده‌ای دیگر از درباریان موجب شد تا شاه از تقصیر ولیعهد صرفنظر کند و مجدداً به آذربایجان باز گردد. لیکن با بازگشت میرزا احمد خان پیشکار و وزیر وی موافقت نگردید و از خدمات دولتی برکنار شد. منشی‌باشی در 1300 هـ. ق بهجت السلطنه دختر میرزا عباس خان قوام الدوله را که از رجال مهم آن عصر بود به زنی گرفت. این وصلت موجب شد مجدداً تا حدی میرزا احمد خان مورد توجه قرار بگیرد و به او لقب مشیرالسلطنه داده شد.در 1302 حکومت گیلان و طوالش را به عباس میرزا ملک آراء پیشنهاد نمودند چون او نپذیرفت میرزا احمد خان مشیرالسلطنه با پرداخت سی هزار تومان پیشکشی به این مأموریت رفت و مدت یکسال در آنجا باقی ماند و از این رهگذر مداخل نسبتاً قابل ملاحظه‌ای بدست آورد. پس از مراجعت از گیلان مدتها بلاشغل بود و بنا به درخواست میرزا علی اصغر خان امین السلطان سالیانه مبلغی به عنوان حقوق از دربار اعظم به وی پرداخت می‌شد و در وزارت‌ داخله عنوان منشی باشی داشت. در 1309 مجدداً از طرف کامران میرزا نایب السلطنه که حکومت مرکزی با وی بود به حکومت گیلان رفت و مدت سه سال در این قسمت باقی ماند. در 1314 هـ. ق مشیرالسلطنه به وزارت خزانه منصوب شد. تا آن تاریخ وزیر خزانه محمد ولی خان نصرالسلطنه به وزارت خزانه منصوب شد. تا آن تاریخ وزیر خزانه محمد ولی خان نصرالسلطنه (محمد ولی خان سپهسالار) بود و بر اساس اختلافی که بین وی و امین الدوله بر سر عیار مسکوکات بوجود آمد از وزارت خزانه خلع گردید و مشیرالسلطنه به جای وی به این سمت برگزیده شد. امین الدوله در کتاب خاطرات خود(3) درباره انتصاب صاحب ترجمه به وزارت خزانه اینطور می‌نویسد: «… میرزا احمدخان مشیرالسلطنه که در بی‌فهمی و نادانی معروف و چند سال در تبریز پیشکار شخصی مظفرالدین شاه بود و فتنه شیخ عبیدالله کرد را که داستان آن محتاج به تکرار نیست و آذربایجان را دچار آن بدبختی و قشون‌کشی و غارت کرد و به همت مرحوم سپهسالار حاج میرزا حسین خان قزوینی آرام گرفت، از سوءسیاست و نادانی مشیرالسلطنه می‌دانستند و به همین جهت درخدمت ناصرالدین شاه سخت مقصر و چند سال خانه‌نشین شد، به اصرار مظفرالدین شاه وزیر خزانه شد.»مشیرالسلطنه در وزارت خزانه جلوی سوءاستفاده و تقلب در عیار مسکوکات را گرفت و مقدار زیادی از بروات معوقه را که از زمان ناصرالدین شاه در دست مردم بود پرداخت نمود. امین الدوله این اقدام مشیرالسلطنه را با دیده انتقاد نگریسته و از اینکه مظفرالدین شاه مبالغی از وام دیافتی از روسیه را برای واریز بدهی‌های پدر خود اختصاص داده است انتقاد نموده و آن را نوعی سوءاستفاده تلقی می‌نمود در حالیکه مشیرالسلطنه به علت داشتن احساسات شدید مذهبی و ملی هرگز اهل سوءاستفاده و دغل‌کاری نبود. پس از عزل امین‌الدوله همچنان وزارت خزانه با مشیرالسلطنه بود و با روابطی که با اتابک داشت در کار خزانه استقلال کامل پیدا کرد. وزارت خزانه او تا دوران صدرات عین‌الدوله طول کشید. در سفر سوم مظفرالدین شاه به فرنگ مشیرالسلطنه دارای سه شغل مهم بود که عبارت بودند از وزارت خزانه، وزارت داخله و رئیس شورای سلطنتی. چند ماه پس از بازگشت مظفرالدین شاه از اروپا بین عین‌الدوله صدراعظم و مشیرالسلطنه وزیر خزانه و داخله اختلاف سلیقه یا نظر ایجاد شد. عین‌الدوله با خوی استبدادی و خشونت خود می‌خواست تمام وزراء را تحت سلطه خود قرار دهد ولی مشیرالسلطنه به علت اینکه سالها وزیر و پیشکار ولیعهد در آذربایجان بود و عین‌الدوله زیردست او کار می‌کرد از صدراعظم تمکین نمی‌نمود و جالب این بود که شاه به هر دوی آنها محبت و عنایت داشت. کار اختلاف و منازعه عین‌الدوله و مشیرالسلطنه بالا گرفت و بالاخره صدراعظم پیروز شد و مشیرالسلطنه تبعیداً به خراسان اعزام شد. پس از استعفای عین الدوله و تبعید وی به فریمان خراسان مشیرالسلطنه به تهران بازگشت ولی شغلی نپذیرفت و یا به وی پیشنهاد نشد و در تمام مدت صدرات مشیرالدوله (مشیر السلطنه با مشیرالدوله میانه‌ای نداشت و او را لایق صدراعظمی نمی‌دانست و غالباً از انتصاب او به صدرات انتقاد می‌نمود) او بیکار بود. پس از صدور فرمان مشروطیت در کابینه میرزا نصرالله خان مشیرالدوله به وزارت عدلیه منصوب شد، ولی این کابینه دوام زیادی نداشت و با ورود میرزا علی اصغرخان امین السلطان (اتابک) و انتصاب وی به ریاست وزرائی بار دیگر مشیرالسلطنه از کار کنار رفت. در 21 رجب 1325 هـ. ق اتابک کشته شد و برای تعیین جانشین وی بین محمدعلی میرزا و مجلس اختلاف نظر حاصل شد. مجلس تمایل به ناصرالملک وزیر دارائی کابینه قبل داشت، ولی محمد علی میرزا مایل به زمامداری مشیرالسلطنه بود. سرانجام شاه پیروز شد و فرمان نخست‌وزیری به نام مشیرالسلطنه صادر گردید و او کابینه خود را در 16 شهریور ماه 1286 ش به مجلس معرفی کرد. در این کابینه وزارت کشور را خود بر عهده گرفت ولی تحریکاتی از طرف بعضی از نمایندگان مجلس به عمل می‌آمد و با در نظر گرفتن این نکته که محمدعلی شاه قصد آشتی و سازش با مشروطه و مجلس را داشت مشیرالسلطنه را وادار به استعفا نمود و به جای او ناصرالملک همدانی به ریاست دولت رسید. ناصرالملک نیز مدتی کوتاه نخست‌وزیر بود تا اینکه واقعه توپخانه پیش آمد و ناصرالملک معزول به اروپا تبعید شد و نظام السلطنه به زمامداری رسید و او نیز پس از پنج ماه نخست‌وزیری چون نتوانست بین شاه و مجلس را التیام دهد کنار رفت و مشیرالسلطنه بلافاصله نخست‌وزیر و کابینه خود را تشکیل داد و وزارت کشور را نیز عهده‌دار شد و در تهران حکومت نظامی برقرار گردید. حادثه به توپ بستن مجلس و تشکیل محکمه باغشاه و اعدام عده‌ای از مشروطه‌خواهان در این دوره صورت گرفت. مشیرالسلطنه مجموعاً یازده ماه بر سر کار بود و سه کابینه تشکیل داد که در هر سه کابینه وزارت کشور با او بود. در کابینه مشیرالسلطنه افراد موجهی مانند مستوفی و مؤتمن الملک و مشیرالدوله و محتشم السلطنه هم عضویت داشتند. دوران یازده ماهه صدارت مشیرالسلطنه در تاریخ مشروطیت ایران به استبداد صغیر تعبیر شده است. دومین دوره جنبش آزادیخواهان، در آذربایجان و فارس و اصفهان بنیاد گرفت که منجر به فتح تهران و خلع محمدعلی شاه شد. سه ماه قبل از اینکه قوای مجاهدین تهران را فتح کند مشیرالسلطنه کنار رفت و ناصرالملک برای زمامداری از لندن احضار شد، ولی ناصرالملک در تردید بود و در غیاب او سعدالدوله کابینه را سرپرستی می‌کرد. این کابینه چون پیشرفت مجاهدین را دید به هیأت اجتماع استعفاع داد و کشور بدون نخست‌وزیر و هیئت دولت بوسیله محمدعلی میرزا و چند تن از همکاران نزدیک او اداره می‌شد. پس از فتح تهران محمدعلی شاه به سفارت روس پناهنده شد. عده زیادی از رجال به سفارت انگلیس رفتند ولی مشیرالسلطنه سفارت عثمانی را برای پناهندگی انتخاب کرد و در آنجا متحصن شد. در عفو عمومی که برای پناهندگان از طرف فاتحین تهران صادر شد مشیرالسلطنه یکی از سه استثناء بود و دولت مشروطه عقیده به تعقیب و مجازات او داشت. ادوارد براون، در کتاب انقلاب ایران با تردید نوشته است که مشیرالسلطنه 60 هزار تومان به اردوی ملی کمک مالی کرد تا مورد عفو قرار گرفت ولی آقای ابراهیم صفائی در کتاب رهبران مشروطه قاطعاً متذکر شده است که وی یک صد هزار تومان به مجاهدین داد تا آزادی خود را بازخرید نمود. در هر حال از صحت و سقم آن اطلاعی در دست نیست. مشیرالسلطنه پس از خروج از سفارت عثمانی به زندگانی شخصی خود پرداخت و غالباً وقت خود را به عبادت و رسیدگی به کار مسجد و مدرسه خود می‌گذرانید. در 1328 هـ. ق به او سوءقصد شد و هنگامی که قصد خروج از کالسکه خود را داشت چند تیر بسویش شلیک شد. گلوله‌ها به پای او اصابت کرد و مدتها تحت درمان و معالجه بود تا سرانجام در 1337 هـ. ق در 77 سالگی درگذشت و در مقبره شخصی خود واقع در صحن نو قم مدفون گردید. مشیرالسلطنه یکی ازچند رجالی است که در تاریخ مشروطیت به عنوان سمبل استبداد قلمداد شده‌اند، در حالی که او احساسات ملی و مذهبی شدید داشت و تحت تأثیر دوست خود حاج شیخ فضل‌الله نوری مجتهد برجسته عصر (حاج شیخ فضل‌الله از اجله علماء و فقهاء عصر مشروطه است و اعلم و افقه بر سایر مجتهدین بود و مجاهدین پس از فتح تهران این دانشمند و مجتهد بزرگ را دار زدند). موافق با مشروطه مشروعه بود. او سواد متوسطی داشت و به اصول مذهبی سخت پای‌بند بود به همین دلیل مدرسه و مسجدی در خیابان مولوی احداث نمود که هم‌اکنون پابرجاست و به نام مشیرالسلطنه معروف می‌باشد و موقوفاتی نیز برای آن اختصاص داده شده است. غالب تذکره نویسان و مورخین مشروطه در حالی که از استبداد و خودسری مشیرالسلطنه مطالبی نوشته‌اند ولی هیچکدام نتوانسته‌اند منکر سادگی و نجابت و انسان‌دوستی وی شوند. برای اینکه به خصوصیات و خلقیات او بیشتر واقف شویم دو نظر درباره او را عیناً نقل می‌کنیم: «میرزا احمد منشی باشی مشیرالسلطنه که چندین بار در این کتاب به مناسباتی ذکر افعال و اخلاق و ابتدای کارش آمده ابتدا منشی مخصوص ولیعهد مظفرالدین میرزا بود بر اثر بی‌کفایتی و تعدی فراوان او و عمالش به مردم و غائله شیخ عبیدالله و تصرف میاندو‌آب و قتل مردم آن سامان از پیشکاری ولیعهد معزول شد و به تهران آمد ولی از آنجا که امنای دولت ناصری هم هیچ یک از مشیرالسلطنه (لقبی است که مظفرالدین میرزا ولیعهد به او داده) با‌ کفایت‌تر نبودند، وی بزودی توانست دوباره در سلک معاریف رجال ایران قرار گیرد تا اینکه در زمان مظفرالدین شاه به سمت وزیر داخله انتخاب شد. پس از قضایای مشروطیت و روی کار آمدن محمد علی میرزا هنگامیکه مجلس به توسط لیاخف و محمدعلی شاه به توپ بسته و اجباراً تعطیل شد وی با لقب صدراعظم همه کار ایران شد.»حالا نظر دیگری را درباره او نقل می‌کنیم: «مشیرالسلطنه مردی بود ساده دل با تحصیلات اندک و از تحولات اجتماعی جهان بی‌خبر در گفتار و کردار خود صریح و راستگو از مشروطه و آزادی به آن صورتی که تجلی کرده بود بیزاری داشت و پیشرفت افکار نو و تمدن اروپائی را برای ایران مضر می‌دانست. مستبد بود ولی مثل یک رجل دموکرات حتی در اوج قدرت و ریاست هم با مردم پنهان نمی‌کرد. «سکرتر» و رئیس دفتر نداشت و بی‌واسطه با ارباب حاجت روبرو می‌شد و شخصاً به شکایت مردم رسیدگی می‌کرد. در زمان صدارت نخست او بود که شاهزاده مقتدری چون سیف‌الدوله در برابر شکایت جمعی از مردم کرمانشاه به محاکمه جلب شد،مشیرالسلطنه نیکوکار و بذال بود هر وقت از خانه بیرون می‌رفت و یا روانه مسجد می‌گردید جمعی ارباب حاجت جلو او را گرفتند و او هیچ‌کس را محروم نمی‌کرد. اعتقاد خالص به شاه و دین و وطن سرلوحه اعتقادات ملی و مذهبی مشیرالسلطنه بود. در راه محمد‌علی شاه حتی پس از برکناری از صدارت تا پای جان ایستاد. در بحبوبه بی‌پولی شاه، در همان ماههای آخر بیست هزار تومان برای کمک به مخارج دربار فرستاد و تمام املاک خود را برای امور خیریه وقف کرد، او در انجام فرایض مذهبی و رعایت احترام روحانیون واقعی هم نهایت کوشش را به جای می‌آورد.

ابوالحسن طبری

ابوالحسن طبری آملی طبری پزشکی دانشور و از شاگردان محمد زکریای رازی بوده‌است.وی در ری می‌زیسته‌است. ابتدا پزشک مخصوص ابوعبدالله بریدی حاکم اهواز بود و بعد از مرگ وی در حدود ۹۷۰ میلادی پزشک دربار رکن‌الدین دیلمی شد. کتاب پزشکی او که به المعالجات البقراطیه معروف است، از بهترین و سودمندترین کتاب‌های پزشکی خوانده شده‌است.آیا به فارسی بوده یا به عربی‌؟ فعلاً تنها به صورت نسخه‌ٴ عربی موجود است. او پیرو نظریه مشهور بقراط و جالینوس و رازی که «طبیب باید فلسفه بداند، طبیب فاضل باید فیلسوف هم باشد» بوده‌است.

حکیم ابن قاص

ابوالعباس احمد بن ابی احمد طبری معروف به ابن قاص فقیه شافعی، قاضی، واعظ و محدث اهل طبرستان بود. وی تحصیلات خود را در بغداد طی کرد و مدتی پیشوای شافعیان در طبرستان و مدتی نیز قاضی شهر طرسوس در جنوب ترکیه کنونی بود.رساله دلائل القبلة تنها اثر چاپ شده اوست که در ۱۹۱۳م توسط لویس شیخو در مجله المشرق چاپ شده‌است.

ابن فرخان طبری

فیلسوف بزرگ ابو حَفص عُمَر بن فَرُّخان طَبَری در آمل چشم به جهان گشود (درگذشتهٔ ۲۰۰ ه./۸۱۵م) ستاره‌شناس و معمار ایرانی و مترجم از زبان پارسی میانه بود.وی از مردم طبرستان بود و در سال ۸۰۰ میلادی کتابی از دوروتئوس صیدایی را که پیشتر به پارسی میانه ترجمه شده بود از پارسی میانه (پهلوی) به عربی ترجمه کرد.

خلیفه سلطان

علاء الدین سید حسین بن رفیع الدین یکی از سادات و فقھای شھیر عصر شاه عباس اول و از بزرگان مرعشی آملی بود. وی از جانب پدر با 29 واسطھ نسب خود را بھ حضرت علی بن الحسین(ع) می رساند. از جانب مادر از سادات شھرستان بود.اسلاف پدری خلیفھ سلطان پیوستھ از سادات مازندران بودند ]امّا پدرش رفیع الدین جزو سادات معروف اصفھان بود این کھ نسل چندم از اسلاف وی در اصفھان متوطن گشتھ و بھ سادات این شھر معروف گشتند دقیقاًمعلوم نیست امّا اسکندر بیک می نویسد: میرزا رفیع الدین محمد کھ پدر خلیفھ سلطاناست اباً عن جد در دارالملک صفاھان [صاحب] املاک و رقبات بوده اند. و در جایدیگر می نویسد: "امیر نظام الدین نامی از اجداد ایشان از حوادث ایام بھ صفاھان آمده بود. سید حسین معروف بھ خلیفھ سلطان در سال 1001 ه. ق و در شھر اصفھان اسلاف متأخر وی پیوستھ بھ سادات خلیفھ مشھور بودند.متولد شد. بسیاری از اسلاف وی از بزرگان مذھبی و سیاسی اَزمنھ متفاوت بودند جدّ او از علمای متبحّر زمان خود بود و پدرش رفیع الدین "الحق بھ وفور فضل و کمال موصوف و ذات ملک صفاتش بھ سلامت نفس و حقانیت و خیراندیشی معروف" بود. وی سیدی فاضل, سلیم النفس, ملکْ خصال و از علوم معقول و منقول بھره ور وآگاه بود.او بعد از فوت قاضی سلطان کھ منصب صدارت داشت بھ سال 1026 ه. ق از طرف عباس اول بھ منصب مزبور منصوب شدو مستقلاً بھ تمشیت امر صدارت پرداخت و "رتبھ مصاھرت و مھرداری توقیعات مبارکھ حضرات چھارده معصوم, کھ بھ میرزا رضی تعلق داشت" بھ وی محول گشت.او در ایام تصدی منصب مزبور "در کمال دیانت و بی طمعی و حقانیت و پرھیزکاری سلوک می نمود والحق مسند صدارت را ازین صفات حسنھ زینت افزود." او از زمره کسانی بود کھ پس از فوت عباس اول در مازندران و حمل جنازه او بھ کاشان در رأس تدفین و تکفین کنندگان وی بود.رفیع الدین سرانجام در زمان صفی از صدارت معزول شد و پس از مدتی درگذشت در مورد کیفیت رشد و نمو و تربیت خلیفھ سلطان در ایام صباوت و نوجوانی اطلاعاتی در دست نیست, امّا با توجھ بھ اسلاف گرانقدرش و نیز توصیفاتی کھ از خصوصیات وی بھ عمل آمده است می توان بھ دقت والدین او در تربیت وی پی برد. اسکندر بیک در مورد خصوصیات اخلاقی او می نویسد: "در حسن خلق و اوصاف حمیده اش از خوض رود اندکی از بسیار در دیباچه اظھار نمی توان نھاد ریاض آمال ارباب قلم و اصحاب فضل و کمال از رشحات کلک گھربارش مخضر و شاداب است و ارباب قابلیت و استعداد در ظل رأفت و امتنان آن صاحب دولت مسرور و کامیاب".در مورد این کھ چرا بھ وی "خلیفھ سلطان" می گفتند اقوال متفاوت است. نویسنده ایاین انتساب را از آن جھت می داند کھ جدش امیرعلاء الدین [سلف پنجم او] از خلفایصوفی بر طریقت سلسلھ متصوفھ صفویھ بود. این نویسنده می نویسد: "او ھم چنین سلطان اصفھان "یعنی حاکم آن جا" شد… لذا علاء الدین خلیفھ سلطان بود. این لقب بھ نوه اش امیرسید علی منتقل شدو ھم چنان در این خاندان تداوم یافت تا بھ علاء الدینحسین رسید. البتھ منبعی دیگر این لقب را از آن روی می داند کھ وی "علاء الدین حسین" وزارت بعضی از سلاطین صفویھ را بھ عھده داشت استدلال نخست بھ نظر معقول ومقبول تر است تا دیگری, چھ وزرای دیگری نیز وجود داشتند کھ وزیر چند پادشاه صفویبودند ولی بھ این لقب مشھور نگشتند. سلطان العلماء و علاء الدین از القاب دیگر خلیفھ سلطان بودند,ولی از اشتھارنسبتاً کم تری برخوردار بودند.خلیفھ سلطان عمر زیادی را در خدمت امور دیوانی و مذھبی گذرانید و بھ طور ناپیوستھ وزارت سھ پادشاه, عباس اوّل, صفی اول و عباس ثانی را بھ عھده داشت و آثار شایستھ ای در طول این مدت طولانی از وی چھ در زمینھ اداره کشور و چھ در زمینھ ھای علمی و مذھبی. بھ ظھور رسید کھ متأسفانھ کم و کیف ھمھ آثار مزبور بھ طور کامل بھ مانرسیده است.

قاضی هجیم آملی

شاعر و زاهد عرفانی قاضی هجیم هجیم آملی طبرستانی از شاعران و ادبای بزرگ سده ششم هـ.ق. است.وی متولد شهر آمل بوده و در عصر سلجوقیان می زیسته است. مؤلف "فرهنگ سخنوران" وی را از شعرای عهد سامانیان می‏داند. او در ادبیات عربی و فارسی مهارت داشت و شاعری چیره دست و خوش بیان بود. در آمل از دنیا رفت در همان جا به خاک سپرده شد. او به پیروی از دقیقی در یکی از قصایدش، قصیده‏ای با لغات فارسی و عربی و طبری سروده که حدود هشتاد بیت است. از آثارش می‏توان به دیوان شعر وی اشاره نمود.

زین العابدین مرعشی

زین‌العابدین بن کمال‌الدین مرعشی آملی یکی از شاهان مرعشیان تبرستان بود او مردی عالم و سیاست مدار بود که پس از به قتل رساندن عبدالله به حکومت رسید و پس از چندی نبرد با عبدالکریم بن عبدالله، سرانجام با خوردن غذای سمی مادرش در سال ۸۹۷ هجری‌قمری کشته شد.

استاد ایرج ملکپور

ایرج ملک پور عمران در سال 1319 در شهرآمل متولد شد . وی تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در شهر آمل گذراند و سال آخر دبیرستان را در دارالفنون تهران به پایان رساند و در همان سال در دانشگاه تهران به تحصیل در رشته فیزیک پرداخت . در سال 1353موفق به کسب دکتری در رشته فضا و ماهواره شد . ملک پور دکترای دوم را در رشته فیزیک ستاره ها دریافت نمود .
از سال 1355در موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران مشغول به کار شد .رشته تخصصی دکتر ملک پور ، ستارگان انفجاری بوده و مقالات بسیاری در این زمینه دارند .
ازجمله آثار ایشان می توان به : تقویم 5000 ساله ایران از سال 3540 قبل از هجرت تا1500ه . ش بصورت یک مجموعه 19جلدی تدوین شده است . تقویم رسمی ایران : گزارش علمی شماره 81 دانشگاه تهران موسسه ژئوفیزیک ، کتاب درباره اسرار بشقاب پرنده ها ، کتاب تطبیقی دوره بیست جلدی .


ابوالفضل لسانی

ابوالفضل لسانی (۱۲۷۶متولد -وفات ۱۳۳۷) کاتب و روزنامه‌نگار ایرانی بود.او در آمل بدنیا آمد. تحصیلات قدیمه را در آمل انجام داد. در تهران به کارهای قضایی و آموزگاری پرداخت. مدتی نویسنده و مدیر داخلی روزنامه وطن بود. پس از کودتای ۱۲۹۹ در روزنامه حقیقت سرمقاله می‌نوشت که منجر به توقیف این روزنامه شد. پس از چندی مدیر داخلی روزنامه اقتصاد ایران شد. در ۱۳۰۱ نشریه کار را منتشر می‌کرد.

جواد فاضل

جواد فاضل لاریجانی زاده ۱۲۹۵در آمل نویسنده و مترجم شهیر و چیره دست ایرانی بود.جواد فاضل، فرزند ابوالقاسم، به سال ۱۲۹۵ هجرى شمسى در شهر آمل دیده به جهان گشود، وى علوم مقدماتى فارسى و عربى را نخست در آن شهر نزد پدر خود فرا گرفت و سپس به تهران آمد و نزد شیخ محمد آشتیانى به آموختن فقه و اصول پرداخت و آن گاه دوره دانشکده معقول و منقول (معارف اسلامى) را گذرانید، و از سال ۱۳۱۹ وارد عرصه نویسندگى و همکارى با مطبوعات شد.تالیف استاد جواد فاضل در کار نویسندگى و ترجمه متون عربى و دینى قدرت بالائى داشت و از خود آثار دینى و داستانهاى متعددى که بارها تجدید چاپ شده، به یادگار گذاشت ، که عمده ترین و ارزشمندترین آنها، به هفتاد مقاله و کتاب می رسد.سرانجام، مرحوم جواد فاضل 28 مرداد سال ۱۳۴۰ هجرى شمسى، در تهران به سن ۴۵ سالگى زندگى را به درود گفت و در سمت قبله بقعه شیخ صدوق در قبرستان ابن بابویه در آغوش ‍ خاک آرمید.

علامه عماد طبرسی

عمادالدین عمادالاسلام حسن‌بن علی‌بن محمد آملی مازندرانی طبری معروف به عماد طبرسی یا عماد طبری. از علماءِ بزرگ امامیه در قرن هفتم و از معاصرین محقق حلّی و خواجه نصیرالدین طوسی (م ۶۷۲ ق) است. در فقه و حدیث و تحقیق حقایق اصول مذهب و دیگر فنون تصنیفات سودمندی دارد. فتوای وی در کتب فقهی متأخرین نقل شده است. در ۶۷۰ ق مناظره‌ای - در تنزیه خداوند از تشبیه - با اهل بروجرد کرد. در ۶۷۲ ق به‌ دستور وزیر خواجه بهاءالدین محمد از قم به اصفهان و شیراز و ابرقو و یزد و شهرهای آذربایجان برگردش جمع شدند و علوم دینی را نزد وی تکمیل کردند.آثار وی الاربعون حدیثاً فی فضایل امیرالمؤمین (ع) و اثبات امامنه" یا "اربعین بهائی"؛ "کامل‌السقیفهٔ" یا "کامل بهائی"، که در ۶۷۵ ق تألیف شده و دوازده سال جمع‌آوری آن به درازا کشیده است. چون این دو کتاب به‌ خواهش و نام وزیر بهاءالدین محمدبن وزیر شمس‌الدین محمد جوینی معروف به‌ صاحب دیوان تألیف شده بهائی نام گرفته است.این کتاب که به دست علامه عماد نوشته شد از بزرگترین کتاب های کامل و مرجع می باشد.

شیخ عزالدین آملی

عزالدین آملی با نام کامل شیخ عزٌالدین بن جعفر بن شمس الدین آملی، عالم شیعه، ریاضیدان،سده دهم هجری قمری از مردمان طبرستان بود، شیخ عزالدین معاصر شاه طهماسب صفوى و ملازم تاج‏الدین حسن وزیر مازندرانى و همدرس محقق کرکى و شیخ ابراهیم قطیفى بود که هر سه از شاگردان على بن هلال جزائرى به شمار مى‏رفتند. وى در شهر سارى وفات یافت و در همان جا دفن شد.رساله‏ى «حسینیه» با دیباچه و دو باب بیان اعتقادات قلبیّه و ذکر عبادات شرعیه» به نام تاج‏الدین حسن وزیر؛ ترجمه شرح نهج‏ البلاغه ابن میثم بحرانى به فارسى به نام آن وزیر؛ لمعه؛ در نکاح دائم و متعه.گویند آرامگاهش یا در ساری یا در آمل در مجموعه آرامگاهی سید سه تن است.

عبداللطیف لاریجانی

عبداللطیف لاریجانی (درگذشت:۱۲۴۵ق/۱۸۳۰م) از خوشنویسان و منشیان دیوان در دوره فتح‌علی شاه قاجار بود و عنوان پر افتخار کاتب‌السلطانی داشت. شعر می‌گفت و مردی خوش‌خوی بود. گفته می‌شود هنگامی‌که میرزا سنگلاخ در تهران اقامت داشت، نزد وی تعلیم خط نستعلیق و شکسته گرفت.

دکتر علی لاریجانی

دکتر علی لاریجانی متولد 1336 در نجف اشرف فرزند حوزه و مرجعیت است . ایشان فرزند مرحوم حضرت آیت الله العظمی علامه میرزا هاشم آملی از مراجع عظام تقلید می باشد. وی ، دوران دبستان را در مدرسه ادیب و دوره متوسطه را در دبیرستان صدر قم سپری کرد و لیسانس خود را از دانشگاه صنعتی شریف ، در رشته ریاضی و علوم کامپیوتر با رتبه اول اخذ نمود. سپس در رشته فلسفه دانشگاه تهران ادامه تحصیل داد و دکتری خود را در رشته فلسفه دریافت کرد و در حال حاضر عضو هیات علمی دانشگاه تهران است . دکتر لاریجانی از شاگردان استاد شهید آیت الله مرتضی مطهری (ره) و نیز داماد ایشان می باشد.وی در روزهای نخست پیروزی انقلاب اسلامی ، بدلیل حساسیت سازمان صدا و سیما، با رایزنی استاد شهید مطهری به آن سازمان وارد شد و یک دوره از فعالیت را در آن سازمان آغاز کرد . در آن ایام، دکتر لاریجانی در مقابل تحرک ات ضد انقلابی بنی صدر و منافقین با همکاری و همفکری نزدیک شهید بهشتی، در جهت روشنگری افکار عمومی اهتمام خاص داشت. در دوران دفاع مقدس و از سال 1361 به سپاه پاسداران پیوست و در سمت معاونت سپاه و جانشین ستاد کل سپاه پاسداران تا سال 71 خدمت کر د . سپس با رهنمود رهبر معظم انقلاب اسلامی، مسئولیت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را پذیرفت و در سال 1371 با حکم معظم له رئیس سازمان صدا و سیما شد.فعالیت پنج سال نخست دکتر لاریجانی و بدنبال آن دوره پنج ساله دوم، حرکتی چشمگیر در بعد کمی و کیفی در صدا و سیما را نشان دا د . شبکه های استان ی (از جمله شبکه رادیوئی و تلویزیونی استانی قم) رادیو معارف، شبکه قرآن، العالم، الکوثر، شبکه خبر، شبکه های جهانی جام جم و... سریالهای با کیفیت نظیر ولایت عشق – درباره زندگی امام رضا علیه السلام ، تنها ترین سردار درباره امام حسن علیه السلام، مردان آنجلس (اصحاب کهف )، مریم مقدس (س)، روشنتر از خاموشی(ملاصدر ا)، شیخ بهائی، کیف انگلیسی، شب دهم، در چشم باد، مختارنامه و دهها فیلم و سریال دیگر، و همچنین همایش چهره های ماندگار، تاسیس روزنامه جام جم، توسعه فعالیت های چند رسانه ای شخصیت بخشی و گسترش مراکز صدا وسیما در استانها و... محصول حرکت فکری جدید در صدا و سیما بود.دکتر لاریجانی که به مدت پنج سال یکی از دو نماینده رهبر معظم انقلاب در شورای عالی امنیت بود در شهریور 1384 با حکم رئیس جمهور محترم به دبیری شورای عالی امنیت ملی منصوب گردید. وی از سالها پیش نسبت به برخی سیاستهای هسته ای انتقاد داشت و جمله مشهور او پس از معاهده پاریس (هیچ آدم عاقلی در غلطان را با آب نبات عوض نمیکند) در خاطره ها مانده است.دکترعلی لاریجانی پس از رای استثنایی مردم شریف قم با نظر اکثریت مطلق نمایندگان مجلس هشتم با 230 رای بعنوان ریاست مجلس شورای اسلامی در دوره هشتم انتخاب شد. با وجود اینکه در چهار ساله اخیر،کشور در مواجهه با حوادث بزرگی از جمله جریانات بعد از انتخابات ریاست جمهوری 88 و فتنه گری عده ای در داخل با همراهی و فرصت طلبی غربیها بود، مجلس با متانت و استواری در خط رهبر معظم انقلاب اسلامی ، منافع ملت و آرمانهای نظام گام برداشت . در همین مسیر اعتماد بالای نمایندگان به ریاست دکتر علی لاریجانی بر مجلس هشتم در هر چهار سال استمرار یافت. دغدغه و برنامه لاریجانی در مجلس هشتم عمدتاً در محورهای زیر خلاصه می شود،دکتر لاریجانی با همه مسئولیتی که در اداره مجلس به عهده داشت، به عنوان نماینده مردم شریف شهرستان مقدس قم پیگیری طرحهای مهم در جهت آبادانی، عمران ، توسعه و رفع مشکلات مردم را دغدغه دیگر خود می دانست .

ظهیرالدین مرعشی

کاتب بزرگ تاریخ نگار بزرگ میر ظهیرالدین مرعشی نویسنده و مورخ و سیاستمدار آملی و مازندرانی سدهٔ نهم قمری است که کتبی چون تاریخ طبرستان و رویان و مازندران را نگاشته‌است و همچنین از سیاسیون حکومت آل‌کیا در گیلان بوده.مهم‌ترین اثر ظهیرالدین تاریخ طبرستان و رویان و مازندران است که در سال ۸۸۱ به نام کارکیا میرزاعلی، پایان رسیده‌است. نثر این کتاب روان و ساده و حتی می‌توان گفت عامیانه و همراه با غلط‌های املایی و انشایی است. مؤلف گاه اصطلاحات و مثل‌های تبری به کار برده‌است . او از آیات و احادیث نیز برای بیان رویدادهای تاریخی بهره جُسته.از دیگر آثار ظهیرالدین نیز «تاریخ گیلان و دیلمستان» است که در باب تاریخ گیلانیان نوشته شده‌است.

امام شیخ خلیفه مازندرانی

امام ،ادیب،بزرگ عرفای زمان، امام خطیب الخطاب ، شیخ خلیفه مازندرانی معروف به شیخ خلیفه بنیان گذار نهضت سربداران خراسان بود.شیخ خلیفه مردی پاکیزه روزگار بود از اهالی مازندران که چندی را در نزد شیخ بالو زاهد آملی هم قریه خود که از اقطاب مازنداران بشمار می رفت، تلمذ و شاگردی کرد،‌ اما چون آنچه را که به دنبالش بود در محضر ایشان نیافت، تصمیم گرفت تا به محضر شیوخ و عرفای دیگر بشتابد. در این ایام شیخ رکن الدین علاء الدوله سمنانی جزو شیوخ بزگ زمان خود بود. لذا شیخ به محضرش شتافت تا گمشدة خود را در کنار او بیابد. لیکن آنچه را که می جست در محضر او نیز نیافت. چنانکه روزی شیخ علاء از وی پرسید : « به کدام مذهب از مذاهب اربعه معتقدی » و شیخ خلیفه جواب داد « ای شیخ آنچه من می طلبم از این مذهب ها بالاتر است.» و همین جواب کافی بود تا از محضر شیخ علاء الدوله سمنانی نیز خارج شود و به دامن شیخی دیگر از شیوخ زمان یعنی خواجه غیاث الدین هبه الله حموی در بحر آباد جوین بشتابد. لیکن در بحرآباد نیز به خواستة خود نرسید و لذا رخت سفر بر بست و در سبزوار اقامت گزید.سبزوار در این ایام مأمن شیعیان اثنی عشری بود. سکنی گزیدن شیخ خلیفه در مسجد جامع سبزوار و تعالیم او در مسجد باعث گرد آوری افراد زیادی در اطراف او گشت که به تبع پیرو و مرید او شدند. بدین ترتیب آوازة شهرتش در اطراف و اکناف پیچیده و صاحبان قدرت را به وحشت انداخت. بالاخره علمای درباری که دست در دست حکام داشتند فتوایی صادر کردند با این مضمون که شخصی در مسجد ساکن است و حدیث دنیا می گوید و چون منعش می کنند،‌ منزجر نمی شود و اصرار می نماید. این چنین کس واجب القتل است یا نه » و اکثر فقهای رسمی زمان فتوی دادند که « باشدسرانجام تبلیغ عقاید شیعی شیخ خلیفه باعث گردید تا وی به فتوای فقیهان سنی مذهب مرتد شمرده شود.بامدادی به مسجدی که شیخ خلیفه بود در آمدند. ریسمانی بر ستون بسته دیدند و شیخ خلیفه از آن به حلق آویخته و خشتی چند در پای ستون بریکدیگر نهاده، چنان که پای بر آن خشت‌ها نهند و گردن بدان ریسمان رسد. لیکن کیفیت معلوم بود. کار، کار معاندان و دشمنان سیاسی و عقیدتی شیخ خلیفه بود که بالاخره پس از کوشش‌های زیاد به هدف خود رسیدند.اینها تنها چیزهایی است که از زندگی شیخ خلیفه به صورت پراکنده در منابع مختلف نقل شده است. شیخ خلیفه که در مسجد سبزوار «حدیث دنیا» می‌گفته،هدف و مقصود او هدایت و ارشاد مردم به راه دین و دنیا بوده است. شیخ که خود یکی از علمای تشیع اثنی عشری بود در سبزوار اقامت گزید بود تا مردم شیعی مذهب آنجا را علیه ظلم و ستم حکام و اهل ظلمه بشوراند وآنها را برای برپائی عدل و عدالت تشویق و ترغیب نماید. شیخ خلیفه با توجه به یکی از اعتقادات شیعیان اثنی عشری یعنی مسئله مهدویت و اعتقاد به ظهور امام زمان«عج» و نیز با به میان کشیدن این بعد اعتقادی، مردم را برای مبارزه با ظلم و جور حکام بسیج می‌کرد.بر همین اسا س موضع مخالفان وی نیز بر پایۀ دو بعد عقیدتی و سیاسی اجتماعی قرار گرفته بود. تعالیم عقیدتی شیخ خلیفه با اعتقاد رسمی حکام، یعنی تسنن نمی خواند و از سوی دیگر تعالیم وی موقعیت اجتماعی سیاسی آنها را می‌لرزاند. همجنین از نظر اقتصادی آنها را در مضیقه قرار می‌داد؛ چون منبع اصلی مالی و اقتصادی حکام از طبقۀ پایین و رعایا_که همه دل در گرو تعالیم شیخ خلیفه نهاده بودند.تأمین می‌شد. پس لبّ و مغز تعالیم شیخ خلیفه از اصول تشیع اثنی عشری که وی به تبلیغ آن در بین طبقات نادار و ناچار جامعه می‌پرداخت،جدا نبوده است.و در سال 736 هـ به قتل رسد.از شاگردان به نام می توان به شیح حسن جوری و شیخ جوینی اشاره کرد.

ابولقاسم هبهٔ‌الله لالکائی

فقه و نویسنده بزرگ ،اصل وی از طبرستان بود. به بغداد رفت و از شیخ ابوحاتمد اسفرائینی فقه را آموخت. از ابوالقاسم عیسی بن وزیر و ابوطاهر مخلٌص و ابوالحسن بن جندی و جعفربن عبدالله فنّاکی رازی و علی بن محمد قصّار و علاء بن محمد رویانی و ابواحمد فرضی و عده‌ای یگر حدیث شنید. ابوبکر خطیب و پسر او محمد بن هبهٔ‌الله و ابوبکر احمد بن علی طریثیثی و مکٌی کرجی سلار و دیگران از وی روایت کردند. در دینور درگذشت. از وی تصنیفاتی بر جای مانده است ، از جمله "السنن" شرح اصول اعتقادی اهل تسنن بر اساس کتاب (قرآن) ، سنت و اجماع صحابه ، شرح السنٌهٔ" بغوی؛ "معرفهٔ‌اسماء رجال الصحیحین" یا "رجال الصحیحین " یا "اسماء رجال‌الصحیحین" بخاری و مسلم؛ "المسائل‌المنثوره" ، در نحو و تفسیر و غیره؛ "کرامات اولیاء‌الله"

علامه سید رضی لاریجانی

علامه جلیل القدر و بزرگ میر سید رضی لاریجانی مجتهد،عالم،بزرگ علوم عرفانی،و پایه گذار مکتب تهران بود.درباره اصلیت و چگونگی عزیمت لاریجانی به اصفهان آمده است که: «حاج سیدرضی رضوان‌الله علیه اصلاً از اهل لاریجان از توابع مازندران و از سادات عظیم‌الشأن آن سامان بود» .پدر وی در زمره اهل علم و از طریق فلاحت امرار معاش می‌کرده و از قرار مسموع به دست زمره‌ای خداناشناس مقتول و خون او به ناحق ریخته شد. وی در اوان بلوغ به شرف ملاقات فقیری معروف به درویش کافی... مشرف و مورد توجه وی گردید. پس از چندی به علت عدم تجانس با اهالی آن سامان و پریشانی خاطری که از شهادت پدر داشت وطن مألوف را ترک و با مادر و برادر خود سید زکی‌الدین به عزم تحصیل علوم به صوب اصفهان رهسپار گردید»3 گفته‌اند که نسب آقا سیدرضی با بیست و چهار پشت به امامزاده حمزه فرزند حضرت امام موسی کاظم(ع) می‌رسد و از این نظر است که همواره او را از سادات عظیم‌الشأن به شمار آورده آ ند. تاریخ ولادت و مهاجرت لاریجانی به اصفهان به درستی روشن نیست. گمان می رود که وی در اواخر سده دوازدهم قمری زاده شده و در دهه‌های آغاز سده سیزدهم ترک یار و دیار کرده و به اصفهان رفته است. به نوشته عبرت نائینی، آقاسیدرضی در اصفهان «پس از تکمیل مقدمات علمیه و تحصیل یک دوره فقه، در مدرس آخوند ملاعلی نوری نورالله تربته و ملااسماعیل استاد به تحصیل حکمت جدید صدرالدین شیرازی مشغول و در نزد اساتید دیگر نیز حکمت مشاء را فراگرفت.» و در امر تحصیل تبرّز و مهارتی ویژه از خود نشان داد.پژوهشگران امروز از لاریجانی با القاب «سیدالعرفاء و سندالازکیاء» نام می‌برند و معاصرینش او را «عالم ربانی» می‌نامیدند.ویراسیدحسین نصر اندیشمند مشهور در عرفان اسلامی در مورد حاج سیدرضی لاریجانی می‌نویسد: « نخستین‌ شخصیت‌ برجسته‌ دوران‌ قاجار در زمینه‌ عرفان که‌ باید در اینجا از او یاد کرد،میرزا طاهر تنکابنی آقا سیدرضی‏الدین لاریجانی از بزرگان حکما و عرفای عصر متأخر بوده و آن مرحوم از تلامیذ حکیم ملاعلی نوری بوده و از استاد خود، محمد رضا قمشه‏ ای اصفهانی که از شاگردان سید مرحوم بوده، شنیده‏ام که این سید بزرگوار در زهد و وارستگی وحید عصر خود بوده و در اوایل عمر که از مازندران به اصفهان برای تحصیل علوم رفته بود، به واسطه کثرت فقر و پریشانی، در حمامهای اصفهان به کسب در ایام تعطیل می‏پرداخت و تحصیل معاش ایام تحصیل می‏نمود. و بعد از تکمیل مراتب تحصیلات، با زنی از خوانین مکرمات بستگان سببی خود ازدواج نموده و آن خاتون از طرف پدر خود بالارث متموله بوده و چون سید بزرگوار بدین وسیله، سعه در معاشش حاصل گردید، طریقه انفاق بر فقرا و ایثار مساکین را شیمه عالیه خود قرار داده به نحوی که گاهی در عبور و مرور در کوچه‏های اصفهان، عبا و یا قبا و یا شلوار خود را به فقرا و مساکین می‏بخشید و حالت بکاء و گریه زیاد داشت.‏از لاریجانی گویا آثار زیادی بر جای نمانده اسست. تنها نوشته ای که از او دیده شده ، نسخه ای است خطی با عنوان « طرائف الحکمت» که امروزه در کتابخانه آیت لله العظمی مرعشی نجفی نگهداری می شود.کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی.همچنین از او اجازه اجتهادی در دست است که به نام آقا سید محمد حسن مجتهد موسوی بعد از سال 1244 نوشته است.(تذکره القبور) با این همه ، بسیاری از اندیشه ها و آموزه های عرفانی آقا سیدرضی را می‌توان در لابلای آثار و اشعار شاگردان مکتب وی از جمله محمد رضا قمشه‌ای و میرزا محمد تنکابنی و دیگران پیدا کرد.آغاز حوزه عرفانی تهران با آمدن سیدرضی ‌لاریجانی است که در دوران صدارت امیرکبیر و در اواخر عمر به دعوت میرزا اسماعیل گرکانی از رجال قاجار به تهران می‌آیند. عباس طارمی، ملاعبدالله زنوزی را مؤسس حوزه فلسفی تهران و سیدرضی لاریجانی را پایه‌گذار حوزه عرفانی تهران نام می‌برد. حوزه تهران در اوایل دوره قاجاریه و با حکومت فتحعلیشاه قاجار رونق گرفت و بویژه پس از آنکه به تقاضای فتحعلیشاه ملاعلی نوری یکی از شاگران برجسته خود (یعنی ملاعبدالله زنوزی) را به تهران فرستاد، این شهر رفته رفته به مرکز تدریس علوم اسلامی و حکمت الهی تبدیل شد و استادان علوم عقلی نظیر حکمت و عرفان به مرور اصفهان را ترک کردند و این شهر مرجعیت پیشین را از دست داد. از استادانی که تهران را به حضور خود مزین کردند از عارف بزرگ آقا محمدرضا قمشه‌ای و میرزا ابوالحسن جلوه فیلسوف مشائی عصر ناصرالدین شاه می‌توان نام برد. به تصریح اعتمادالسلطنه در «المأثر و الآثار»، لاریجانی در سال 1267 قمری یعنی در اوایل سلطنت ناصرالدین شاه قاجار «به تهران آمد و در خانه مرحوم میرزا اسمعیل مستوفی گرکانی منزل گرفت تا عیال و اولادش نیز رسیدندآشتیانی نوشته‌اند: «برخی از اعاظم حکما و عرفا از اصفهان به تهران آمدند. از جمله آقاسیدرضی ‌لاریجانی و آقا میرزا حسن نوری فرزند آخوند و ملاعلی نوری و آخوند ملاعبدالله زنوزی و محمد رضا قمشه ای که بعد از رونق حوزه تهران، اصفهان را ترک کردند. مرحوم لاریجانی به دعوت مرحوم میرزا علیرضا گرکانی مستوفی به تهران آمدند» و نیز افزوده ‌اند: «لاریجانی اواخر عمر خود به دعوت مرحوم میرزا علیرضا گرکانی از رجال مهم دوران قاجاریه به تهران مسافرت کرد و میرزا علیرضا در منزل خود از او و عائله‌اش پذیرائی نمود و در تهران دارفانی را وداع کرد.»47 ولی عبرت نائینی (شاید ً‌بر مبنای گفته اعتمادالسلطنه) ورود لاریجانی به تهران را به‌دعوت میرزااسمعیل مستوفی گرکانی ضبط کرده است.48 و به نظر می‌رسد که این قول با در نظرگرفتن حقایق تاریخی صحیح‌تر باشد. لاریجانی یک بار به زیارت مکه مشرف شده و در بسیاری از منابع از جمله «مأثر و الآثار» با عنوان حاج سیدرضی ‌لاریجانی نامیده شده است. تشرف وی به مکه معظمه باید در سالهای آخر اقامت او در اصفهان و پیش از سفر به تهران صورت گرفته باشد.لاریجانی به سال 1270 ق. یعنی 2 سال پس از اعدام امیرکبیر در تهران درگذشت ومیدانیم که در صحن امامزاده طاهر از نوادگان سجاد در شهر ری به خاک سپرده شد. اما مزار وی امروزه مشخص نیست.او را از برکات علم عرفانی و علم فلسفه می دانستند و این عالم پارسا و عارف جزو علما عرفانی صدر اسلام در آن زمان بود.

ابو عصامه آملی

ابو عبدالله عصامه یا عصام از بزرگان علم و از نیکو ترین مردان علم و داد زمان خود بود از زندگی او اطلاعاتی در دسترس نیست.

ابوالفیاض طبری

از نویسندگان چیره دست ، ابوالفیاض طبری . از مداحان صاحب بن عباد بوده است . رجوع به صاحب بن عباد تألیف بهمنیارو همین لغت نامه ذیل صاحب بن عباد (مداحان او) شود.

علامه میر حیدر آملی

عالم و عارف و فیلسوف بزرگ بهاء الدین سید حیدر بن علی بن حیدر معروف به شیخ الصوفی حیدر آملی یا میر حیدر آملی (زاده:۷۲۰هجری آمل) عارف و صوفی و مفسر شیعه دوازده امامی قرن هشتم است از بزرگان علم و دانش جهان که از او به نام دریای علم عرفان یاد می شود.نامبرده از نوادگان علویان مازندران است که تبارش به علی بن حسین، امام زین العابدین -امام چهارم شیعیان- می‌رسد.میر حیدر، در آمل چشم به جهان گشود و تا میان‌سالی به کارهای دیوانی و دولتی مشغول بود. اما در میانه عمر سودای دانش اندوختن در سر گرفت و رهسپار نجف شد و تا پایان زندگی در همان شهر ماند.نام او بیش‌تر به سبب نظریاتش در باره ی عرفان و حکمت مطرح شده است. میر حیدر را از بزرگ ترین عرفان شیعی می‌دانند.در رساله های غربی نوشته است علم میر حیدر فراتر از دریاها است. او دارای چهل رساله‌ است که از می‌توان به جامع الاسرار و منبع الانوار که برای تبیین دیدگاههای اخل تصوف و شیعیان است ،اشاره کرد. وی تشیع و تصوف حقیقی را نزدیک به یکدیگر می‌داند. میرحیدر آملی مرد بزرگ تاریخ و عرفان ایران بوده است. صاحب ریاض العلما می‌نویسد: فاضل عالم جلیل مفسر فقیه محدث و از بزرگان علمای امامیه است و از تالیفات او تفسیری موسوم به محیط الاعظم می‌باشد. و باز می‌گوید: من تعدادی از مسائل فقهی و کلامی را که سید آن‌ها را از فخرالدین، فرزند علامه پرسید و جواب‌هایی که به آن سوالات داده شده را دیدم.پروفسور هانری کربن در مقدمه رصین و وزینش بر جامع الاسرار سید حیدر آملی می‌نویسد: سید حیدر آملی یکی از بزرگ‌ترین متفکران مذهب شیعه است که به سال ۷۲۰ هجری متولد شده.او یکی از ارکان فلسفه و معنویت مذهب تشیع دوازده امامی است.این عالم بزرگ حیدر آملی بخش بزرگ جوانی درخشان خود را در آمل در ایالت طبرستان گذراند.در اثر پیچ و خم زمانه و یورش مغولان نشانه‌ای از آثار قدیمی باقی مانده است. با توجه به وضعیت خانوادگی و مشاغلی که حیدر آملی در جوانی در دربار امیر به عهده داشته، زندگی او با یکی از پرآوازه‌ترین خاندان‌های فرمانروایی مازندران یعنی خاندان باوندیان (موسوم به کینخواریه) پیوند دارد. حیدر آملی با تجدید خاطره امیر که در خدمت او بوده، با افتخار نسب او را به ساسانیان می‌رساند. در‌‌ همان سالی که امیر به قتل رسید و خاندان باوندیان از میان رفت (۷۵۰ ه)، حیدر آملی تصمیم می‌گیرد تا به زندگی موفق و این جهانی خود پایان داده و به سوی خدا برود. (پایان دوره ایرانی). (هانری کربن زندگی سید حیدر را در سه قسم کلی بیان می‌دارد: الف: دوره ایرانی: تا ۳۰ سالگی (سال ۷۵۰)،دوره اول عراقی (از سال ۷۵۲ تا ۷۶۸) دوره دوم عراقی، (از سال ۷۶۸ تا ۷۸۷) می‌توانیم تاریخ تولد سید حیدر را در آمل با اختلاف یک سال معلوم نماییم:۷۲۰ (شاید ۷۱۹ اما به احتمال زیاد ۷۲۰). سید حیدر بن علی بن حیدر عبیدلی حسینی آملی به یکی از خانواده‌های بزرگ سید آمل تعلق داشت. شهری که ساکنان آن از‌‌ همان آغاز شیعه و عالم بودند. اگر فاصله یک ساله میان حرکت از آمل و ورود به اماکن مقدس اسلام در سال ۷۵۱ را به حساب نیاوریم، می‌توانیم بگوییم که دوره ایرانی سید حیدر از سال ۷۲۰ تا ۷۵۰ هجری بوده است. بنابراین سید حیدر آمل را در سال ۷۵۰ هجری ترک کرد، یعنی در‌‌ همان سالی که امیر او به قتل رسید. خود او می‌گوید که در این زمان سی ساله بوده است. در این فاصله سید حیدر آموزش‌های اصلی را دیده و نخستین تجربه خود از زندگی را کسب کرده بود.او در جامع الاسرار می‌گوید که از‌‌ همان آغاز جوانی و حتی کودکی با علاقع فراوان به مطالعه عرفان شیعی دوازده امامی پرداخت.زائر ما با ترک همه چیز، جز خرقه‌ای ژنده از مال دنیا نگه نمی‌دارد و برای زیارت اماکن مقدسه تشیع و سپس بیت المقدس و مکه قدم در راه می‌گذارد. بدین ترتیب دوره عراقی یا بهتر بگوییم نخستین مرحله این دوره آغاز می‌شود. سید حیدر به مکه و مدینه می‌رود، اما به علت وضع مزاجی به عراق بازمی گردد. تذکره نویسان می‌گویند که در نخستین مرحله این دوره، سید حیدر از تعلیمات دو شیخ بزرگوار، مولانا نصیر الدین کاشانی حلی و شیخ فخرالمحققین محمد بن حسن بن مطهر حلی استفاده کرد. فخرالمحققین فرزند علامه حلی بود که در نزد نصیرالدین طوسی و کاتبی قزوینی تعلیم دید و خود یکی از اسطین کلام شیعی این دوره بود. سید حیدر از حسن بن حمزه هاشمی روایت می‌کند در سال ۷۶۱ از فخرالمحققین اجازه روایت دریافت کرد و به درخواست او رساله رافعه الخلاف را نوشت و برای مدتی به مکاتبه علمی با او پرداخت.یادآور می‌شویم که آخرین تاریخ تحریر رساله العلوم العالیه یعنی سال (۷۸۷ ه) مربوط می‌شود در این زمان که سید حیدر شصت و پنج سال بود. از این پس دیگر اطلاعی از او نداریم و نمی‌دانیم در چه زمان و شرایطی این دنیا را ترک گفته است. علامه حسن‌زاده آملی در این باره می‌فرمایند: «فعلا در جنب مسجد امام حسن عسکری (ع) در آمل قبری به نام می‌رحیدر آملی. ولیکن مسلم است که غیر از سید حیدر است. زیرا ایشان خودش می‌نوید:» من از آمل بیرون رفتم «. وی در حله وفات کرده است.» پس از سال ۷۸۷ اثری از حیدر آملی در این جهان فانی نمی‌یابیم. این دوره از زمان حمله تیمور لنگ به مازندران دور نیست و دلیلی نداریم که سید حیدر به زادگاه خود بازگشته باشد.یا گویند او را بعد مرگش به زادگاه خود آورده اند. گفتنی است که سید حیدر آملی، دو معاصر همنام دارد: سید حیدر بن علی که بایستی مولف کشکول در سال ۷۳۵ هجری بوده باشد سید حیدر بن علی بن حیدر که در سال ۷۵۹ (دقیقا دو سال پیش از سید حیدر آملی) از فخر المحققین اجازه دریافت کرد. بنابراین سه شخصیت معاصر همنام، سید حیدر داریم که دو تن از آنان با اختلاف دو سال از یک استاد اجازه دریافت کرده‌اند.او آثار های متفاوتی از علم تصوف و نگاه به امامان شیعه داشته است تفسیر قرآن و کتاب های بحث در علم و فلسفه از بزرگترین آثار کتاب های فلسفه در جهان است که در اکثر دانشگاه های معتبر دنیا در حال تدریس می باشد.آثار گران‌بهایی از وی در موضوع‌هایی چون تفسیر قرآن با عنوان تفسیر محیط الاعظم، نص النصوص و رساله العلوم العالیه بر جای مانده است. نص النصوص، درحقیقت، شرحی بر فصوص الحکم ابن عربی است.او در شبی که در نجف بود شش شبنه روز غذا نخورد و بعد آن پیام آمد از سوی علی ابن ابی طالب که بگویید حیدر من کجاست و بعد آن فهمیدن حیدر امام علی(ع) کسی جز میر حیدر نیست.روایتی بعد آن شده که گویند او سید حیدر بوده نه میر حیدر چون میر حیدر قدمتش به هفتصد سال می رسد ولی شاید سید حیدری که در کتاب اعظم العلما آمده که به نام او شهری احداث کرده اند همان تربت حیدریه باشد.

استاد احمد سیف


استاد احمد سیف یا ایرج سیف متولد آمل نویسنده و مترجم و کتب و مقالات اقتصادی، سیاسی و تاریخی است. وی در دانشگاه Staffordshire دارای مرتبهٔ Senior Lecturer بوده و اقتصاد تدریس می‌کند. برخی از آثار وی با نام مستعار بهروز امین نیز منتشر شده‌اند.سیف کتب و مقالات بسیاری در زمینهٔ اقتصاد، سیاست و تاریخ مشروطه به رشتهٔ تحریر درآورده یاترجمه کرده است.

پروفسور عبدالله احمدیه

پروفسور بزرگ ،دکتر احمدیه از پزشکان کهن ایران زمین است که با پایدار نگه داشتن پایه های طب قدیم در کشور، نامش بر صفحات تاریخ پزشکی ایران باقی خواهد ماند. تاریخچه ای از زندگی این پزشک نامی ایران زمین از نظرتان می گذرد : دکتر عبدالله خان احمدیه که سزاست به پاس دانش، پژوهش و منش فرزانه اش حکیم احمدیه نامیده شود، به سال 1265 شمسی در شهر آمل متولد شد. عبدالله دوران کودکی و نوجوانیش را در آمل گذراند و آغازینه های دانش آموزی را به روال آیین آن دوران در مکتب متداول زمان سپری کرد. هنگامی که امیرمکرم، حاکم مازندران، مرحوم صحت الملک را برای تربیت و آموزش فرزندش به آمل دعوت کرد تا دیرگاهی در آن دیار اقامت گزیند، امیر مکرم که تیزهوشی عبدالله را در فراگیری دروس شنیده بود، پشنهاد کرد تا صحت الملک او را نیز آموزش دهد. پیشرفت تحصیلی و فراست این نوجوان چنان استاد را فریفته ساخت که به هنگام بازگشت به تهران، با اجازه والدینش او را با خود برد تا در دارالفنون تحصیل کند. احمدیه تحصیلات متوسط خود را در آنجا به پایان برد و برای ادامه تحصیل به مدرسه طب دارالفنون رفت. در آن دوران در مدرسه طب دارالفنون در حکم دانشکده پزشکی امروز بود و پزشکی را اساتیدی ایرانی چون دکتر حکیم اعظم و دکتر امیراعلم و اساتید فرانسوی چون پروفسور گاله، گاشه، مولر و ژرژ تدریس می کردند. عبدالله احمدیه سال های تحصیل را سپری کرد و در سال 1294 شمسی (1333 هجری قمری) مدرک دیپلم دکترای خویش را دریافت کرد و سپس به کارورزی در بیمارستان پرداخت. بیمارستان نظامی احمدیه نخستین طبابت گاه او به شمار می آید. از این رو به خدمت ارتش نیز در آمد و به درجه سرگردی (ماژوری) نایل شد. چندی نگذشت که از ارتش خارج شد و به مسافرت ها و ماموریت های اداری روی آورد. سپس به تدریس تاریخ طبیعی پزشکی، انگل شناسی و زیست شناسی در مدرسه طب پرداخت و موفقیت های علمی بسیاری کسب کرد. ریاست قرنطینه بندر پهلوی آن زمان را مدتی به عهده گرفت و زمانی نیز ریاست بهداری خراسان به او پیشنهاد داده شد که وی نپذیرفت. در سال 1314 شمسی سفری به اروپا کرد. او پس از بازگشت به یکباره از تدریس و کار اداری کناره گرفت و تنها آزادانه به طباطت در مطب شخصی خویش پرداخت. عبدالله احمدیه با دید تیزبینی که داشت نیک دریافته بود که گنج بزرگی در زیر کتابهای خاک خورده خطی پزشکی کهن نهفته است. دکتر احمدیه در 44 سال مطب داری احمدیه وار و برخورد نزدیک با بیماران، میراث گرانقدری برای نسل ایرانی در زمان خود و پس از آن برای آیندگان به یادگار نهاد. شیوه او در برخورد با بیماران و پژوهش هایش، به تنهایی رساله ای مستقل می طلبد. دست رد به سینه کسی نمی زد و از کسی مبلغ مشخصی دریافت نمی کرد. صندوقچه ای بود که هر کس می توانست بنا به وسع و توانایی اش، حق العلاج را می پرداخت. گرچه برخی نیز علاوه بر عدم پرداخت هزینه درمان، از وی داروی رایگان و حواله ذغال و حتی پول دریافت می کردند. ثبت یادداشت های روزانه دکتر احمدیه و شوق او در آموختن و شیفتگی روزافزونش، باید الگوی پزشکان پژوهشگر باشد. دکتر احمدیه کلیشه ای بیماران را نمی دید. کلیشه ای مطالعه نمی کرد. مطالعه او مقایسه ای و تجربی و بالینی بود. یادداشت تاریخ مراجعات بیمار، نام و شغل آنها و حتی میزان داروهای داده شده و پیگیری او تا پایان درمان او را در میان پزشکان سیصد سال اخیر ایران در جایگاهی ویژه نشانده است. دکتر احمدیه با نگارش راز درمان در سه جلد و یادداشت های دیگری که امید است روزی منتشر شود، از سقوط قطعی دانش پزشکی کهن جلوگیری کرد و با ابزار پزشکی نوین و خرد ورزی و تلاش پیگیر، پزشکی دیرینه را آبرویی تازه بخشید. عبدالله احمدیه نامش بر برگ های تاریخ پزشکی ایران و جهان اسلام باقی خواهد ماند. اگر روزی آثار او به زبانهای عربی، انگلیسی، فرانسه و آلمانی ترجمه شود، بار دیگر ثابت خواهد شد، ایران سرزمین رازی پرور، بوعلی سینا پرور و جرجانی پرور است. دکتر احمدیه در چهارم مرداد 1338 در سن 73 سالگی به سرای باقی شتافت و در امامزاده عبدالله به خاک سپرده شد. زنده نگهداشتن نام احمدیه، دلگرمی بخش فرزانگان گمنامی است تا بدانند دانش و پژوهش، نیکمردی و نیکنامی فراموش ناشدنی است.

استاد فرهنگ شریف


فرهنگ شریف، (۱۳۱۰، آمل - )، از نوازندگان سرشناس تار است.او از بزرگان هنر موسیقی روز جهان است.وی تار را نزد استادان عبدالحسین شهنازی و مرتضی نی‌داوود، تارنوازان بزرگ اواخر دوره قاجار و اوایل پهلوی آموخت، اما شیوهٔ نوازندگی وی به اساتیدش شباهتی ندارد و مخصوص خود اوست. وی از تکنوازان و بداهه‌نوازان سرشناس موسیقی ایرانی شناخته می‌شود.در سن دوازده سالگی نخستین تک نوازی خود را که به صورت زنده از رادیو پخش می‌شد با موفقیت اجرا کرد و به دنبال آن در اغلب برنامه‌های گلها به عنوان تک نواز آواز، خوانندگان برنامه را همراهی می‌کرد.یکی از مهمترین و دلنشین‌ترین سبک‌های نوازندگی تار متعلق به اوست. ایشان با ابداعاتی که در نحوه انگشت گذاری و مضراب زنی در نقاط مختلف سیم‌های تار انجام داده از تار صدائی کاملاً متفاوت به وجود آورده که بسیاری معتقندند زیباترین صدای تولید شده از ساز تار است.وی با قریحه بی مانندش ملودی‌های بسیار لطیف و زیبا ساخته، استفاده از ظرفیت‌های تار در صدادهی‌های متنوع، سکوت‌های سنجیده، آفرینش جملاتی فارغ از قالب‌های ردیف، جواب‌های کوتاه و مؤثر، اجرای ماهرانه انواع کشش‌ها و مالش‌های طولی و عرضی (که ریشه در روش‌های ویولن نوازی ایرانی دارد)، تکیه بر خیال آزاد و قدرت ایجاد موقعیت‌های خلسه آور هنگام تکنوازی و آفرینش کوک‌های گوناگون اختصاصی از ویژگی‌های برجسته هنر نوازندگی استاد می‌باشد.فرهنگ شریف در کارنامه هنری خود با خوانندگانی چون گلپا، ایرج، تاج اصفهانی، دلکش, غلامحسین بنان، محمدرضا شجریان، محمودی خوانساری، روح انگیز همنوازی داشته‌است و در چند فستیوال بین‌المللی از جمله فستیوال موسیقی برلین توانسته‌است ساز تار را به خوبی به جهانیان بشناساند. فرهنگ شریف چند سالی را در دانشگاه‌های مطرح آمریکا به امر آموزش موسیقی مشغول بود. استاد فرهنگ شریف همچنین دارای نشان درجه یک هنری معادل دکترا است که در دوره ریاست جمهوری آقای خاتمی به ایشان اهدا شده‌است.آثار متعدد در برنامه گلها به همراه آواز آقایان بنان، اکبر گلپایگانی، ایرج و...

آیت الله سید ابوالحسن شمس آبادی

عالم وارسته،شیخی بی مثال ادیبی حکیم آیت الله سید ابوالحسن آل رسول، معروف به آیت الله شمس آبادی در سال 1286 شمسی در خانواده ای عالم و روحانی در اصفهان، دیده به جهان گشود که جد او شمس لاریجانی بوده و از آمل به اصفهان عظیمت کرده بود.ایشان پس از تحصیلات مقدماتی علوم اسلامی در 25 سالگی عازم حوزه علمیه نجف شد و از محضر بزرگانی همچون: آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی،سید عبدالهادی شیرازی، سیدجمال الدین گلپایگانی و سید محسن حکیم ، کسب فیض نموده و پس از طی یک دوره ی 12 ساله و کسب مدارج عالی علمی، به اصفهان بازگشت.آیت الله شمس آبادی از سال 42، وفاداری خود به نهضت حضرت امام خمینی(ره) را اعلام کرده و بیشترین فعالیت اجتماعی خود را در مراکز خیریه و... متمرکز نمود.آیت الله شمس آبادی، بعنوان عالم بزرگ فقه و اصول در سطوح عالی حوزه تدریس می نمود و هم زمان در مقابل انحرافات فکری برخی عناصر انقلابی نما و وابستگان جریان منحرف فکری موسوم به غروی، نیز ایستادگی می کرد و با احساس مسئولیت دینی، به نقد عالمانه ی کتب آنها می پرداخت.عاقبت، اعضای باند مهدی هاشمی، در 18 فروردین ماه سال 1355، طبق نقشه ای قبلی، آیت الله شمس آبادی را صبحگاهان، از مسیر منزل به مسجد ربوده و با بستن دستمالی به گلوی ایشان، او را به شهادت رسانده و جسد مطهرش را در کنار کشتزارها رها نمودند.پیکراین عالم بزرگ و مبارز، با حضور پرشکوه مردم اصفهان تشییع و در ورودی گلستان شهدا، به خاک سپرده شدو بر وی مرقدی نهاده شد.قتل این عالم بزرگوار، از بزرگترین جنایات باند مهدی هاشمی معدوم و جریان وابسته به بیت آقای منتظری بود که ابعاد آن، قبل از انقلاب، با سکوت ساواک و پس از انقلاب، با دستور حضرت امام(ره) ودستگیری و اعتراف مهدی هاشمی،آشکار و نهایتا با اعدام مهدی هاشمی و دیگر قاتلان، در سال 1366 به سرانجام رسید.در محل شهادت این عالم بزرگوار، مسجدی به نام مسجد شهید آیت الله شمس آبادی بنا شده است.

حکیم شیخ ابوالعباس قصاب عبدالکریم آملی

فیلسوف و حکیم بزرگ ابوالعباس قصاب احمد بن محمد بن عبدالکریم آملی یکی از عارفان و عالم حکمت و فلسفه بزرگ جهان در نیمه دوم قرن چهارم هجری است.او علم لدنی داشت. وی مرید محمد بن عبدالله طبری و معاصر با عضدالدوله دیلمی بوده است. پدرش شغل قصابی داشت واو نیز قصابی را از پدرآموخته است این عارف بزرگ متدین به دین حنبل و درطریقت مرید محمد بن عبدالله طبری بوده است. سهروردی در کنار حلاج و وابویزید بسطامی ، قصاب را یکی ازادامه دهندگان حکمت خسروانی وعرفان ایران باستان به شمار می آوردشیخ ابوالعباس قصاب چگونگی ورودش به طریقت را خواست خداوند وتوفیق وعنایت او می داند درنفحات الانس جامی آمده است که شیخ ابو سعید ابو الخیر گفته است : شخصی به نزدیک شیخ ابوالعباس در آمد واز وی طلب کرامات کرد. او گفت: نمی بینی که آن نه از کرامات است پسر قصابی بود از پدر قصابی آموخته ، چیزی به او نمودند او را بربودند وبه بغداد تاختند پیش شبلی و از بغداد به مکه از آن جا به مدینه ، از مدینه به بیت المقدس ودر بیت المقدس خضر را به او نمودند ودر دل خضر افکند تا وی را از آن خراباتها می آیند واز ظلمت ها بیزار می شوند وتوبه می کنند ،نعمت ها فدا می کنند واز اطراف عالم ،سوختگان می آیند واز ما اورا می جویند،شیخ عطار گوید: او در آفات عیوب نفس دیدن اعجوبه بود و در ریاضت و کرامت و فراست و معرفت شأنی عظیم داشت، او را عامل مملکت گفته اند و پیرو سلطان عهد بود و شیخ میهنه را گفت: که اشارت و عبارت نصیب تست. نقل است که شیخ ابوسعید را گفت اگر ترا پرسند که خدایتعالی شناسی مگو که شناسم که آن شرک است، ولیکن چنین گوی که: عرفناالله ذاته بفضله. یعنی خدای تعالی ما را آشناء ذات خود گرداناد بفضل خویش. و گفت پیران آئینه تواند، چنان بینی ایشان را که توئی. و گفت طاعت و معصیت من در دو چیز بسته اند، چون بخورم مایه همه معصیت در خود بیابم و چون دست باز کنم، اصل همه طاعت در خود بیابم. و گفت جوانمردان راحت خلقند نه وحشت خلق. و گفت: دنیا گنده است و گنده تر از آن دنیا، دلی که خدای تعالی آن دل به عشق دنیا مبتلا گردانیده است. همه گفته است: بنده اویم به مسلمانی، مولای محمدم به شریعت داری، نشستم بر درویشی، دعوی ام نیستی، هر که چنین دارد گو بیار. جوامردا، مصطفی داعی شریعت است، و من داعی حقیقت.تبریزی می گوید : اواز بزرگان اهل حقیقت و مشایخ طریقت ودر میان این طبقه به کرامات وخوارق عادت معرف بود وشیخ ابو سعید هم در فنون طریقت به او منسوب است،جامی درباره ی او می گوید: اوصاحب کرامات عظیم و فراست و هم چنین قبله وغوث زمان خویش بود،عطار نیشابوری در تذکرة الاولیاء آورده است : اودر آفات عیوب نفس دیدن اعجوبه ای بود ودر ریاضت وکرامت و فراست نشانی عظیم داشت.ابو سعید ابوالخیر ،او از شاگردان قصاب بود وازاو خرقه تبرک شده است. او از نخستین کسانی است که قصاب پیوند روحی خاصی با ایشان یافت. ابوسعید برای دیدار ابوالعباس قصاب آملی، میهنه را به قصد آمل ترک گفت. "ابوالعباس قصاب" سومین شیخی است که در زندگی روحانی ابوسعید سهم بزرگی داشته است تا آنجا که ابو سعید او را شیخ مطلق می‌خواند.ابو سعید با پای پیاده به پیش شیخ آملی آمد.ابوسعید به روایتی یک سال در آمل در خانقاه ابوالعباس قصاب بود و خرقه گونه‌ای (اصطلاحی نزد عرفا که اگر کسی به درجه‌ای معلوم برسد یک عبا مشهور به خرقه بر تن او می‌کنند) نیز از او دریافت کرد و به اشارت وی به میهنه بازگشت.شیخ ابوالحسن خرقانی،وی نیز از شاگردان ابوالعباس بوده ومدتی در خانقاه او به سر برده است . خرقانی عارف بزرگ قرن چهارم واوایل قرن پنجم می باشد.خواجه عبدالله انصاری، این عارف بزرگ از جمله مشتاقان دیدار ابوالعباس بود که موفق به دیدن او شدابوعبدالله داستانی، از اقران شیخ خرقانی وابو سعید از شاگردان به نام ابوالعباس قصاب آملی بوده اند.اودر بسطام اقامت داشت ودر همین شهر در گذشته است،قصاب آملی مرید محمد بن عبدالله الطبری بوده است .او فردی امی و از علوم ظاهری بی بهره بود . با وجود این در فراست فوق العا ده بود ؛غوامض مسایل هر فنی را که سؤال می کردند به آسانی پاسخ می داد واصول دین ودقائق توحید را از وی سؤال می کردند،یکی از ائمه علمای طبرستان میگفت: از نعمتهای الهی که ما را بدان مخصوص فرمود وجود ابوالعباس است تا هر چیز از اصول دین و دقایق توحید بر ما مشکل شود از او درخواهیم و او حل کند.آن گونه که در نفحات الا نس آمده است ظاهرا ً ابتدا به بغداد رفته وشبلی را ملاقات کرده است وآن جا به مکه ،از مکه به مدینه و از آن جا به بیت المقدس رفته استبرخی از اقوال مشهور او- جوانمردان راحت خلقند نه وحشت خلق .- دنیا گنده است وگنده از دنیا دلی است که به عشق دنیا گرفتار آمده است.- آن جا که خدای بود روح بود بس.در کشف المحجوب آمده است که گویند کودکی افسار اشتری را می کشید که باری گران بر پشت آن بود . در حال رفتن در بازار آمل که زمین پر از گل ولای بود ، شتر لغزید وبر زمین افتاد وپایش شکست ؛ مردم جمع شدند تا بار از پشت شتر بردارند . کودک سخت گریه می کرد و دست به دعا بلند کرده بود.در این حال قصاب آملی از آن جا می گذشت پرسید که چه شده است؟ ما وقع را بازگو کردند.او جلو رفت زمام شتر را گرفت و رو به آسمان دعا کرد و گفت : خدایا پای شتر را درست کن ! اگر نمی خواستی درست کنی چرا دل من را با گریه این کودک سوزاندی ؟ در حال شتر بر خاست وبا صحت کامل به راه خود ادامه داد.مقبره او در شهر ری به نام جوانمرد قصاب است که نام کاملش با خاندانی که از آنجا بوده به این سبب است : شیخ عباس قصاب جوان آملی.

محمد صالح برهان

وی در اوان جوانی از زادگاه خود به هندوستان رفت و در آن سامان زندگی به‌ خرسندی و مسکنت سپری کرد. در ظهور فتنه دهلی که از سپاه نادرشاهی به‌وقوع پیوست ، برهان مجروح شد و پس از چندی درگذشت. آقامحمدصالح در سرودن شعر توانا بود و اشعاری چند از وی باقی مانده است.

علامه ضیاءالدین

شیخ عارف و زاهد از علماءِ بزرگ قرن هشتم و از شاگردان علامه حلی (م ۷۲۸ ق) بود. طبری "قواعد" علامه حلّی را با خط خود نوشت و آن را نزد استاد خواند. استاد او در ۷۰۱ ق ، در پشت جلد "قواعد" ، او را القابی می‌ستاید و از او به‌عنوان فقیه نام می‌برد ، آن‌گاه روایت "القواعد" و تمامی مصنّفات خود را در علوم عقلی و نقلی به ‌وی اجازه می‌دهد.

افضل نجوم،یحیی بن ابی‌منصور

عالم زمان خود ،ستاره شناس،حکیم بزیست فروزان یا ابوعلی یحیی بن ابی‌منصور (که پس از مسلمان شدن بدین نام مشهور شد)، اخترشناس بزرگ ایرانی است.او در اصل از اهالی طبرستان بود که به بغداد مهاجرت کرد و در خدمت فضل بن سهل که از وزیران نامدار ایرانی بود، درآمد. از این رو دور‌ه‌ی زندگانی وی، به اواخر سده‌ی دوم و اوایل سده‌ی سوم باز می‌گردد. پس از کشته شدن فضل، او منجم دربار مامون شد. وی در رصدی که در سال ۲۱۵ هجری قمری، گروهی از اخترشناسان به دستور مامون انجام دادند شرکت داشت و بزرگ منجمان بحساب می‌آمد. گروهی از ریاضیدانان برجسته از جمله محمد بن موسی خوارزمی بر این کار نظارت داشتند.ابی منصور سرپرست گروه‌های نجومی‌ای بود که با رصد محیط زمین را یافتند.تنها اثر نجومی وی، زیج ممتحن است.او نیز مانند بسیاری از همکاران خود، نتایج حاصل از رصدهای خود به همراه عداای از منجمان را در زیجی در رصدخانه‌ی شماسیه‌ی بغداد گرد آورد که نسخه‌ای از آن در دست است. پژوهش‌هایی که درباره‌ی این زیج به عمل آمده است، نشان می‌دهد که ابی‌منصور در محاسبه‌ی ماه‌گرفتگی و خورشیدگرفتگی، از روشی تقریبی استفاده کرده است که آثار بطلمیوس در آن دیده نمی‌شود. در ۸۲۹ - ۸۳۰ در بغداد به رصدهای نجومی پرداخت و کتاب‌های متعددی در نجوم نوشت و زیجی موسوم به زیج ممتحن مأمونی تألیف کرد. او در حدود ۸۳۱ میلادی درگذشت و در حلب سوریه به خاک سپرده شد.هارون بن علی، نوه‌ی یحیی، درگذشته در ۹۰۰ - ۹۰۱ در بغداد، هم زیجی پرداخت که بسیار متداول شد، و ابزارهای نجومی ساخت،او در حلب دفن شد و در مقابر قریش مقبره ای عظیم بر او نهاده شد که هم اکنون مثل قبل نیست ولی می توان آن را دید.

علامه محمد بن محمود آملی


عالم عامل وارسته علامه بزرگ زاهدی عظیم محمد بن محمود آملی پزشک،فیلسوف شهیر ایرانی از مازندران که در قرن چهارم می‌زیست.علامه محمد بن محمود ملقب به شمس الدین آملی از علما و محققین و پزشک بزرگ شیعه در قرنهای هفتم و هشتم هجری است. تاریخ ولادت او مشخص نیست ولی می‌توان گفت که ایشان در نیمه دوم قرن هفتم هجری در آمل به دنیا آمد و برای تحصیل علوم مختلف محضر استادان بزرگی را در چند شهر درک نمود و سپس در زمان الجایتو بنا به درخواست آن پادشاه به سلطانیه رفت و مورد احترام وی و وزیرش خواجه رشید الدین فضل الله همدانی قرار گرفت و مدرس مدرسه سلطانیه شده و بعد از مرگ آن پادشاه و اختلال امور آذربایجان چندی در سیاحت بلاد گذرانید تا اینکه در زمان فرمانروایی شاه شیخ ابواسحق به شیراز رفت و همانجا متوطن شد و به تدریس و تالیف پرداخت.وی همچنین با جمال الدین حسن بن یوسف بن علی بن مطهر معروف به علامه حلی متوفی به سال ۷۲۶ هـ.ق و قاضی عضدالدوله ایجی از علمای اهل سنت متوفی به سال ۷۵۷ هـق معاصر بود و طریق مجادله و مناظره می‌پیمود.علامه آملی در دوران عمرش مسافرت‌هایی زیادی نمود و از این راه دانش‌های فراوانی کسب کرد وی در زبان فارسی و عربی مهارت بسزایی داشت و در هر دو زبان تالیفات زیادی داشت از جمله تالیفات مشهور او در زبان عرب شرح کلیات قانون ابن سینا است که در سال ۷۵۳ هـ.ق تمام کرد و شرح بر مختصر الاصول ابن صاحب که قاضی عضدالدین ایجی به مذاق اهل تسنن شرح کرده بود و وی به مذاق شیعه نوشته و در آن عقاید عضدالدین ایجی را رد کرده‌است. از دیگر تالیفات وی شرح کلیات طب سید شرف الدین ایلاقی است. نفایس الفنون فی عرایس العیون اما مهمترین اثر شمس الدین آملی کتاب نفایس الفنون فی عرایس العیون است که از جمله کتب معتبر فارسی شمرده می‌شود و درباره شرح موضوعات مختلف علوم است و در آن بالغ بر ۱۲۰ نوع از علوم و چندین فنون مختلف یاد شده‌است.آنطوری که در تاریخ ادبیات ایران تالیف دکتر ذبیح الله صفا آمده‌است کتاب نفایس الفنون فی عرایس العیون حکم دایره المعارف جامع و مفصلی در علوم قدیم دارد که شمس الدین آملی آن را با نهایت تبحر و دقت نوشته و در همه ابواب چنانکه باید از عهده کار دشوار خود برآمده و مطالب غامض علمی را با انشایی درست و متقن به صراحت و روشنی ادا کرده‌است.انشاء علامه آملی در این کتاب به شیوه عمومی نوشته می‌شده‌است ملاحظه می‌شود همان شیوه‌ای که در آثار خواجه نصیرالدین طوسی و علامه قطب الدین شیرازی هم می‌بینیم.شمس الدین محمود پیش از شروع به بحث درباره اقسام علوم مقدمه‌ای بر سه فایده ترتیب داد یکی بیان شرف علم، دوم تقسیم علوم، سوم در ترتیب کتاب و آن فایده در تقسیم علوم است با آنکه به کوتاهی پرداخته شده برای شناخت نظر قدما درباره علوم و تقسیمات آن سودمند به نظر می‌آید بعد از این مقدمه شمس الدین به بحث درباره علوم اوایل متضمن هفتاد و پنج علم که آن بر سی و شش فن نهاده شده شد قیام کرد و هر فن را به فصولی تقسیم نمود. تالیف وی تالیف کتاب نفایس الفنون فی عرایس العیون را به سال ۷۳۶هـ.ق آغاز نموده و بعد از سال ۷۴۲ هـ.ق آن را به نام شاه شیخ ابوسحق اینجویه انجام برد و در قسمت تاریخ آن ذیل وقایع را تا مرگ سلطان ابو سعید به سال ۷۳۶ امتداد داده‌است.خمچنین او شعر می گفت و در کتب های مختلف از اشعارش یاد شده است.گویند که به احتمال زیاد مقبره او مقبره بقعه شمس آل رسول است, چون مدفن شمس آملی است و در کتیبه آن نوشته الشمس الدین المحمد بن محمود بن محمود علی آملی.

محمد بن ایوب طبری

نجم الدین محمد بن ایوب طبری ریاضی‌دان و اخترشناس بزرگ ایرانی از نیمهٔ دوم قرن پنجم هجری و نویسندهٔ آثار متعدد در علوم ریاضی به زبان فارسی است.نام و کنیهٔ او در مقدمهٔ تعدادی از آثارش به‌صورت ابوجعفر محمد بن ایوب الحاسب الطبری آمده است. محققان با توجه به اشارات موجود در مقدمهٔ آثارش چنین نتیجه گرفته‌اند که محمد بن ایوب طبری معاصر الب ارسلان و ملکشاه سلجوقی بوده و در ربع قرن از ۴۶۱ تا بعد از ۴۸۵ فعالیت علمی داشته‌است.از محمد بن ایوب طبری ده کتاب و رساله شناخته شده‌است:مفتاح‌المعاملات. متن ریاضی در حساب و هندسهٔ عملی (نام آن به معنی کلید عمل‌های حساب) است و برای برخورداری عامهٔ مردم نگارش یافته است. نثر مفتاح‌المعاملات نمونه‌ای است از آثار علمی محض در قرون چهارم و پنجم و هم‌شیوه با التفهیم بیرونی و آثار فارسی ابن سینا، و با اینکه در ربع آخر قرن پنجم تصنیف گردیده اما از نظر سبک به نخستین آثار منثور فارسی می‌ماند. مفتاح‌المعاملات بر اساس نسخهٔ منحصر به فرد مورخ ۶۳۲ توسط دکتر محمدامین ریاحی تصحیح شده است.. شش فصل در اسطرلاب. موضوع این کتاب شناخت اسطرلاب و اجزا و کاربردهای آن است. در بارهٔ ابزار نجومی اسطرلاب پیش از او خوارزمی و بیرونی و دیگران رسالاتی نوشته بودند اما شش فصل کهن‌ترین اثر موجود در زبان فارسی در این موضوع و مأخذ اصلی کتاب‌هایی است که بعداً در این زمینه تألیف شده است. از آن جمله رسالهٔ معروف بیست باب خواجه نصیر طوسی تحریر تازه‌ای از شش فصل است. این کتاب توسط دکتر محمدامین ریاحی بر اساس دو نسخهٔ کهن مورخ ۵۷۲ و ۵۵۸ تصحیح شده است. عمل و الالقاب، تحریر دیگری از شش فصل است که توسط همان مصحح و به ضمیمهٔ همان کتاب انتشار یافته است. شمارنامه، کتابی است در علم حساب در سه فصل و مجموعا ۶۴ باب (به تصحیح تقی بینش انتشار یافته است). تحفةالغرایب، کتابی است در ۲۷ باب مشتمل بر مطالب متنوعی که علاوه بر زبان فارسی از نظر فرهنگ عامه نیز اهمیت دارد (به تصحیح دکتر جلال متینی انتشار یافته است). زیج مفرد، مفصل‌ترین اثر مؤلف است. رسالهٔ استخراج اندر شناختن عمر و هیلاج. المونس فی نزهة اهل‌المجلس.رسالهٔ قواعدی چند در معرفت هر حرکت و قوسی. رساله در مقدمات اختیارات در سیارات سبعه. رسالهٔ ضمیر وخبی.

محمدتقی دانش‌پژوه

محمدتقی دانش‌پژوه دلارستاقی استادی کامل که در، آمل به دنیا آمد ، نویسنده، مصحح، مترجم و نسخه‌پژوه و موسقی شناس ایرانی و عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی بود.محمدتقی دانش پژوه در ۳۰ فروردین سال ۱۲۹۰، در شهر آمل متولد گردید. پس از سپری کردن دوران کودکی، تحصیلات مقدماتی را نزد پدر آغاز کردودر سن هجده سالگی با فوت پدر برای ادامه تحصیل راهی شهر قم گردید تا از جلسات درس و بحث علمای حوزه علمیه آن مرکز علمی کسب فیض کند. بعد از دو سال رحل اقامت، به سبب گرفتاری‌های زندگی نتوانست در قم بماند و به شهر آمل برگشت ودر نزد علمای این شهر کسب فیض نمود. دانش پژوه در سال ۱۳۱۶ بار سفر بست و راهی تهران شد. چهار سالی در مدرسه سپهسالار قدیم به تحصیل پرداخت، سپس دوره دانشکده معقول و منقول را در مدرسه سپهسالار جدید (مدرسه عالی شهید مطهری) و دانشسرای عالی را طی کرد تا اینکه سر از دانشکده الهیات دانشگاه تهران درآورد و در سال ۱۳۲۰ به اخذ درجه لیسانس از این دانشکده نائل آمد. پس از فارغ التحصیل شدن به عنوان کمک کتابدار در کتابخانه دانشکده حقوق دانشگاه تهران مشغول به کار شد. لیسانس حقوق دانش پژوه به او اجازه داد تا به عنوان رئیس کتابخانه دانشکده ادبیات موقعیت خود را تحکیم بخشد. در سال ۱۳۳۲ به ریاست کتابخانه مرکزی آن دانشگاه منصوب گردید و در سال ۱۳۴۳ مشاور فنی کتابخانه مرکزی و در سال ۱۳۲۶ عضو کمیته علمی آن شد. محمدتقی دانش پژوه از سال ۱۳۳۴ در دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران به تدریس مشغول شد. وی سرانجام در روز ۲۷ آذر سال ۱۳۷۵، در تهران درگذشت.محمدتقی دانش پژوه پدرعلم نسخه شناسی موسیقی قدیم ایرانی وازبزرگ ترین کتاب شناسان ایران درجهان علم ودانش بود. کتاب«فهرست آثاردانشمندان ایرانی واسلامی درغنا وموسیقی» وچند مقاله دیگردراین باب ازآثارچاپ شده اوست.از وی صد ها اثار نفیس و گرانبها به جا مانده است.

علامه عمادالدین ابو جعفر طبری

عماد الدین طبری افضل علما عصر خود و یکی از بزرگان علم فلسفه جهان با نام کامل عماد الدیدن ابو جعفر محمد بن ابی القاسم علی بن محمد بن علی بن رستم بن یزدبان طبری آملی کجی یا معروف به عماد الدین طبرسی ، از علما و محدثین قرن ششم هجری است. سال و محل تولد، هم چنین سال وفاتش بر ما معلوم نیست، اما با توجه به تاریخ احادیث کتاب بشارة المصطفی، چنین می نماید که قریب به نیم قرن (سال 508-553) فعالیت علمی داشته است. در سال 553 هجری قمری محمد بن جعفر مشهدی در کتاب مزار از وی روایتی نقل می کند که نشان می دهد ایشان در آن تاریخ زنده بوده است. پدرش ابی القاسم علی بن محمد، از علمای روزگار خویش بوده و کتابی داشته است که فرزند، از آن نقل کرده است. در تاریخ طبرستان به نوه دختری عماد الدین اشاره کرده که از جوانان نیکو و متبحر درعلوم است.او حاصل ازدواج فرزند امیر ورام بن ابی فراس با دختر عماد الدین است.تا آن جا که می دانیم عماد الدین چهار کتاب الزهد و التقوی، شرح مسایل الذریعه سید مرتضی، الفرج فی الاوقات و المخرج بالبینات، داشته است که فقط کتاب بشارة المصطفی، آن هم به صورت ناقص به دست ما رسیده است. عماد الدین در این کتاب که از هفده جزء آن، تنها یازده جزء باقی مانده است، به بیان منزلت و درجات شیعه و کرامات و ذکر فضایل اولیای الهی علیهم السلام، پرداخته است. مصنف همه روایات کتاب را با اسناد کامل آن ها نقل کرده و در مقدمه گفته است که فقط از ثقات و اخیار نقل می کند. آقای قیومی، مصحح کتاب، در انتهای کتاب با عنوان «مستدرک» خطبه پیامبر مسلمین را که سیدبن طاووس از این کتاب نقل کرده بوده و در نسخه های فعلی کتاب درج نشده، آورده است. هر جزء از کتاب، اختصاص به یک موضوع ندارد و از موضوعات مختلف بحث می کند. در آن، مباحث ارزش مند و روایاتی در خور توجه از پیامبر در اثبات افضلیت و مقام والای شیعه نقل شده و از شعرهای خوبی به مناسبت و در زمینه های مختلف، از جمله در مورد دوازده امام بوده است. کتاب بشارة المصطفی غیر از فواید مذهبی، به دلیل اشتمال بر اسانید تازه و به ویژه نام بردن از شماری از عالمان شیعی ایران در سده های پنجم و ششم، دارای اهمیت بسیاری است و از این نقطه نظر هم همواره مورد عنایت بوده است.عمادالدین به شهرهای ری، آمل، نیشابور، اصفهان، نجف و کوفه سفر کرده و از ان جا بهره برده بوده، که نام و اسانیدشان در این کتاب ذکر شده است. از سویی، این کتاب برای شناخت تشیع کوفی در سده های پنجم و ششم قمری، بسیار با اهمیت است؛ به ویژه اسانید زیدیان کوفه مانند روایات ابوعبداللّه العلوی، ابو البرکات زیدی و امثال آنان،از مطالب ویژه آن می توان به نقل زیارت اولین زائر کربلا (جابر همراه عطیه عوفی) اشاره کرد که به طور مسند و با تفصیل، گزارش شده است عماد الدین در این کتاب، گاهی به مذهب و نسب مشایخ خود توجه داده است.در نقل روایت، وسواس خاصی نیز نشان داده و گاهی بعد از شنیدن خبر، آن را با اثر مکتوب شیخ خود، مقابله کرده است.از شاگردان این عالم بزرگ میتوان به قطب الدین راوندی و شیخ الحدیث اشاره کرد.

میرزا شفیع مازندرانی


میرزا شفیع مازندرانی متولد آمل و یکی از بزرگان دوران قاجار بوده از سال ۱۲۱۵ تا ۱۲۳۴ هجری قمری صدر اعظم ایران در دوران پادشاهی فتحعلی شاه قاجار بود.مهم‌ترین واقعه در روابط خارجی ایران در زمان صدارت میرزا شفیع، وقوع جنگ‌های ایران و روسیه و جدایی بخش‌هایی از سرزمین ایران در پی انعقاد عهدنامه گلستان بود.وی فرزند حاج میرزا احمد از خدمتگزاران نادرشاه افشار بود.

کمال‌الدین مرعشی

سید کمال‌الدین مرعشی آملی شاعر و دانشمند مرعشی است که دومین پادشاه سلسلهٔ مرعشیان تبرستان نیز می‌باشد. وی فرزند و جانشین میربزرگ بوده‌است.وی در حدیث، فقه، اصول، عرفان، معقول، تجوید و ریاضی سررشته داشته و به خوبی شعر می‏گفت.

دکتر عبدالحسین نوایی

دکتر عبدالحسین نوایی تاریخ‌نگار ایرانی (۱۸ مرداد ۱۳۸۳ - ۱۶ مهر ۱۳۰۲) بود.وی در تهران به دنیا آمد و در زمینهٔ ادبیات و تاریخ متبحر و مسلط بود. از او آثار تحقیقی تاریخی - به‌ویژه درباره دوره قاجار - به یادگار مانده‌است. همچنین وی به تصحیح متون تاریخی قدیمی نیز اشتغال داشته‌است.[۱]او جزو بزرگان تاریخ دان ایرانی بوده است،دکترا خود را از دانشگاه سوربن فرانسه گرفت.او دارای بیشترین جوایز و کتب های تصحیح شده و نوشته شده در زمان خود بود و جوایز بین المللی و ملی زیادی هم کسب کرد.

عبدالقادر گیلانی(جیلانی)

عبدالقادر گیلانی (جیلانی) (۱۰۷۷ - ۱۱۶۶ م) با نام کامل عبدالقادر بن صالح جنگی دوست گیلانی عارف، صوفی، محدث، و شاعر ایرانی قرن پنجم و ششم قمری بود. وی مؤسس سلسله تصوف قادریه (منتسب به عبدالقادر) بود. او از مشاهیر مشایخ صوفیه و شیخ طریقه قادریه می‌باشد. کنیه وی «ابومحمد» و لقبش «محی الدین» است.نام کامل او «شیخ محی الدین ابو محمد عبدالقادر بن ابی صالح موسی جنگی دوست گیلانی، استدر تاریخ و مکان زادروز او اختلاف وجود دارد و ۴۷۰ یا ۴۷۱ یا ۴۹۰ یا ۴۹۱ قمری تاریخ‌های زادروز او ذکر شده‌اند،محل تولد وى بر اساس روایتی روستای گیلان ده از توابع آمل میباشد که محل سکونت ابوالعباس قصاب آملى نیز بوده است. بعضی نیز ولادت او را در قریه «بشتیر» از توابع گیلان و در شب ۱ رمضان 470 قمری (۲۲ اسفند 456 خورشیدی) دانسته اند.بر روی مزار او حرم و مقبره ای کبیر بنا نهاده شده است که زیارتگاه عموم و دوستدارانش است.

علامه ملا محمد شریف مازندرانی(شریف العلماء)

افضل علما و دانشمند کبیر زمان ملا محمد شریف مازندرانی مشهور به شریف العلماء یا شریف العلم از علما و مدرسین برجسته حوزه علمیه کربلا از بزرگان علم و فلسفه جهان بود او را می توان افضل علمای با هوش و عالم دانست. این فقیهی اصولی و جامع علوم عقلی و نقلی، در اواخر قرن دوازدهم هجری قمری در شهر کربلا دیده به جهان گشود. دروس مقدماتی را در خدمت بعض اساتید فراگرفت و سپس از محضر سید محمد مجاهد بهره برد و سرانجام در محفل علمی سید علی طباطبایی معروف به صاحب ریاض، تحصیلات خود را به پایان برد.این دانشور محقق، پس از آنکه بهره کافی را از محضر صاحب ریاض برد، سفری علمی به شهرهای مختلف ایران و عراق آغاز کرد. وی در این شهرها گاهی یک ماه توقف می‌کرد و سراغ علما و حوزه‌های علمیه را می‌گرفت تا این که به مشهد رسید، پس از زیارت حرم مطهر حضرت امام رضا علیه آلاف التحیةوالثناء، دیگر بار به کربلا مراجعت کرد و در جلسه درس استادش سیدعلی صاحب ریاض حاضر شد.مدتی بعد، خود بر کرسی تدریس تکیه زد و به تعلیم و تربیت طلاب و تشنگان فقه و معارف اهل بیت علیهم السلام همت گمارد. چیزی نگذشت که خیل مشتاقان علوم دینی پیرامون او حلقه زدند و شمار شاگردانش به قول صاحب تکمله، به هزار نفر رسید. کان تحت منبره الف من المشتغلین شریف العلما دو مجلس درس داشت، یکی برای مبتدئین و دیگری برای آنان که در مرتبه بالاتری از فضل و کمال قرار داشتند. بزرگانی هم چون, شیخ انصاری، صاحب ضوابط، فاضل دربندی و ده‌ها مجتهد مسلم دیگر، از شاگردان او به شمار می‌روند. این استاد محقق، با احاطه علمی، حافظه قوی و بیان رسایی که داشت، اکثر اوقاتش را صرف تدریس و پرورش شاگردان نخبه کرد.شریف العلماء مازندرانی، در میان علما و اساتید حوزه‌های علمیه جایگاه ویژه‌ای داشت و بسیاری از اندیشوران و اهل قلم، از مقام علمی وی تجلیل کرده‌اند. میرزا محمد تنکابنی می‌نویسد: محمد شریف مازندرانی آملی ملقب به شریف العلما، قدوةالفقها و اسوةالفضلا، مؤسس علم اصول، اعجوبه زمان، وحید دوران؛ در مجلس درس او زیاده از هزار نفر می‌نشستند. نویسنده اعیان الشیعه نیز عباراتی به این مضامین دارد, شریف العلما، استاد علما و مربی فقها، نادره دوران و اعجوبه زمان بود. او عمر خود را در تربیت طلاب سپری کرد و فرصتی برای تألیف و تصنیف نداشت. قوه حافظه ودقت نظر و سرعت انتقال و در مناظرات، فوق تصور بود.از ویژگی‌های فردی این استاد بزرگ، اهتمام ویژه به امر تحقیق و پژوهش و تربیت طلاب و فضلا بود. با این وصف، از سایر نیازمندی‌های طلاب نیز غافل نبود؛ لذا وقتی که ملا اسماعیل یزدی، از شاگردان زبده ایشان، مریض شد، برای مداوای او تلاش زیادی کرد و از بغداد برایش پزشک آورد. به دید و بازدید علاقه زیادی نداشت حتی امامت نماز جماعت را نیز نمی‌پذیرفت. یک بار که با اصرار مردم، پیشنماز شد، به خاطر این که در حین نماز، ذهنش به حل مسئله‌ای علمی مشغول شد، خود را شایسته امامت جماعت ندانست و ترک امامت کرد. از دیگر ویژگی‌های شریف العلما، تبحر و قدرت فوق العاده وی در مناظره و جدل بود. آن جناب با احدی مباحثه ننمود مگر این که بر او غلبه یافت و ید طولایی در علم جدل داشت. این استاد برجسته، با وجود تبحر خاصی که در علوم اسلامی داشت و از مؤسسین علم اصول به شمار می‌رفت، آثار مکتوبی به جز یک رساله در مبحث اوامر، از خود به جایی نگذاشت و بر این باور بود که تربیت شاگردان نخبه، خیلی مهم تر از تألیف کتاب است. در همین ارتباط در پاسخ یکی از فضلا فرمود: وظیفه من تربیت طلاب و تعلیم متعلمین است و آنچه شما شاگردان تألیف می‌نمایید، در حقیقت زحمات مرا به بار نشانده‌اید. عالمان بزرگی هم چون سید علی طباطبایی، سید محمد مجاهد، میرزای قمی. شاگردان: حضرات اعلام سید ابراهیم قزوینی، فاضل دربندی، شیخ مرتضی انصاری، ملااسماعیل یزدی، شیخ جعفر شوشتری.شریف العلما بعد از عمری تلاش در راه ترویج دین و فقه آل محمد صلی الله علیه وآله و تربیت صدها مجتهد، عالم و سخنور، با عمری کوتاه اما پرونده‌ای درخشان و پرافتخار، در سال ۱۲۴۵ قمری دارفانی را وداع گفت و در جوار رحمت حق آرمید. پیکر آن استاد بزرگ، با شکوه تمام و با شرکت علما و شاگردان و طبقات مختلف مردم تشییع و در سرداب منزلش در نزدیکی باب القبله حرم مطهر حضرت امام حسین علیه السلام به خاک سپرده شد.

علی آملی

وی عالمی زاهد بود. او از شیخ ابوالحسن محمد حلٌی روایت می‌کرد. استاد حسین عبدالحق‌الهی در اوایل حاشیه‌ خود بر "قواعد" در شمار استادانی که از آنان علوم شرعی را فرا گرفته نام او را برده است.

ابوالفرج حسن انصاری


از پدر خود و منصوربن اسحاق و سهل‌بن ربیعه حدیث شنید. ابن ناصر و شهده و ابن‌الخل از وی روایت کرده‌اند. وی در مدینه بر سلفی املاءِ حدیث کرد. ابوالفرج آملی قزوینی در آمل درگذشت.

جمال الدین محمد

وی از مردم طبرستان بود و در سلک شاگردان شیخ‌الطائفه محمدبن حین طوسی درآمد و از وی روایت کرد. علامه بحر‌العلوم در "فوائد‌الرجالیه" به این نکته اشاره کرده است.

ملا محمد

از خاندان بنی جوان (جوان ظاهراً نام یکی از شعراء دورهٔ صفویه است). پس از تحصیل مقدمات در زادگاه خود در هفده‌سالگی به تهران آمد و در نزد میرزا حسن آشتیانی ، میرزا ابوالقاسم کلانتری و سید صادق طباطبائی به تحصیل علم فقه و اصول پرداخت. حکمت و فلسفه را نزد میرزا ابوالحسن جلوه و آقا علی‌مدرس آموخت. آنگاه خود حوزهٔ درس دایر کرد. در سال ۱۳۲۰ق امامت مسجد مجد در تهران به وی محول شد. ملا محمد آملی از مخالفان مشروطه بود. پس از پیروزی مشروطه‌خواهان زندانی و سپس به آمل تبعید شد و چند سال بعد به تهران آمد و به تدریس پرداخت. آثار او عبارتند از: "تخلیص‌الفرائض" حاشیه بر "اخبار‌الاسرار فی مراحل‌الابرار".

نورالله خان رضوانی

نورالله خان معروف به نورالله خان نوایی از بزرگان علم و ادب مازندران و از بزرگان شعر در وصف امامان و تعزیه نویسان بزرگ ایرانی بود او در سال 1338 قمری در روستا عورطه دشت جهان را وداع نمود.

سر لشگر مسعود منفرد نیاکی


مسعود منفرد نیاکی(متولد ۱۳۰۸ درگذشته ۶ مرداد ۱۳۶۴) معروف به سرلشکر منفرد نیاکی جانشین رئیس اداره سوم(عملیات) ارتش جمهوری اسلامی ایران و فرمانده لشکر ۹۲ زرهی در زمان جنگ ایران و عراق بود. او در سال ۱۳۳۱ وارد دانشکده افسری شد و در سال ۱۳۵۵ به درجه سرهنگی رسید و در زمان جنگ ایران و عراق در عملیات‌های مهمی همچون طریق القدس، فتح المبین، بیت المقدس، والفجر و رمضان در مسئولیت‌های فرماندهی حضور داشته است.پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران، در سال ۱۳۵۹ به سمت فرمانده لشکر ۸۸ زرهی زاهدان و در سال ۱۳۶۰ به سمت فرمانده لشکر ۹۲ زرهی اهواز منصوب گردید.وی در مسئولیت‌های فرماندهی در عملیات‌های طریق المقدس، فتح المبین، بیت المقدس، والفجر و رمضان خدمت نموده و در سمت فرماندهی لشکر ۹۲ زرهی خوزستان و فرمانده قرارگاه فتح در جنگ ایران و عراق حضور داشته است،منفرد نیاکی، به واسطه لیاقت و شجاعت وافر خود طی حکمی از سوی امیر سپهبد علی صیاد شیرازی به جانشینی فرمانده نیروی زمینی ارتش در جنوب منصوب گردید و در طراحی عملیاتهای رزمی در جنوب ایران نقش مؤثری ایفا نمود،در دوم دی ماه ۱۳۶۳ با حکم آیت الله سید علی خامنه‌ای(رئیس جمهور وقت ایران) به ستاد مشترک ارتش منتقل و به عنوان جانشین اداره سوم ارتش مشغول به کار شد.امیر سرلشکر مسعود منفرد نیاکی، در تاریخ ۱۳۶۴/۵/۶ به عنوان نماینده و ناظر عملیات لشکر در رزمایش لشکر ۵۸ تکاور ذوالفقار که در شرایط واقعی جنگی لشکر اجرا گردید شرکت نمود و در این رزمایش کشته شد.

میرزا ابو القاسم واعظ جوادی آملی

عالم وارسته و خطیب توانا، حجت الاسلام والمسلمین میرزا ابوالحسن جوادی آملی مشهور به «واعظ جوادی»، پدر گرامی حضرت آیت الله جوادی آملی از زمره خطبا و وعاظ مشهور خطة مازندران و آمل به شمار می‌رفت و با زهد و وارستگی اخلاقی، تدریس و تبلیغ علوم و معارف دینی و خدمت به مردم زندگی را سپری کرده و به دوستی اهل بیت (ع) و دفاع از حریم ولایت و امامت و مردمداری شهرت داشت.سعی ایشان همواره آن بود از درآمد حاصل از منبر استفاده کند و حقوق دریافتی از حوزه آمل را که از موقوفات تأمین می‌شد به طلاب نیازمند بپردازد.ویژگی مهم دیگر آن بزرگوار این بود که در تربیت فرزند، بسیار حساس بود. نقش ایشان در تربیت و ترقی حضرت استاد تعیین کننده‌ای بود. وی تلاش فراوان کرد تا فرزند گرامی‌اش نخستین درس طلبگی را نزد با تقواترین مجتهد شهر آمل، در آن عصر، یعنی مرحوم آیت الله فرسیو فرا گیرد. نامبرده در سال‌های ١٣٣٨ یا ٣٩ (تردید از حضرت استاد است) به رحمت ایزدی پیوست.

آقا ضیاء آملی

عالم وارسته و استاد خستگی ناپذیر حوزه‌ها مرحوم آیت الله آقا ضیاء الدین آملی فرزند برومند آیت الله علامه شیخ محمد تقی آملی است. ایشان تحصیلات خود را در حوزه‌ی تهران و نجف به پایان برد و به مقام اجتهاد نایل آمد. آن بزرگوار از تهران به حوزه‌ی مراجعت آمد و به تدریس و تربیت طلاب علوم پرداخت و در این راه تلاش فراوانی نمود. حضرت استاد بسیاری از دروس سطح عالی، از جمله بخش‌هایی از قوانین الاصول را نزد ایشان فرا گرفته و از ایشان بسیار به نیکی یاد کرده و قدرشناسی می‌کند. فرازی از سخنان استاد در تمجید وتعریف مرحوم آقا ضیای آملی چنین است: «امالی مرحوم شیخ صدوق را در روزهای تعطیلی در محضر مرحوم آقا ضیا آملی می‌آموختم. همچنین در محضر آن بزرگوار مشغول حفظ سوره‌ی مبارکة هود و آموختن درس تفسیر قرآن شدم. آن بزرگوار در ترویج کتاب و سنت سعی بلیغی داشت و می‌کوشید تا طلاب، حافظ قرآن شوند و نیز با علم حدیث آشنا گردند... تشکیل جلسات خصوصی و تدریس حدیث و تفسیر و حفظ قرآن، از ابتکارات مرحوم آیت الله حاج آقا ضیا آملی بود. او اولین کسی بود که این سنت‌های حسنه را در حوزه علمیه آمل پایه‌ریزی کرد . . .» استاد شوق به درس تفسیر قرآن را از محضر ایشان آموخته است.

ملا رفیعا


ملا رفیعا یا ملا رفیع مازندرانی ایشان صاحب شرح اصول کافی است و از اساتید علامه مجلسی بوده است و از علما بزرگ و عالم جهان در زمان خیش بوده است.و در سن هشتاد و پنج سالگی از دنیا رفت و در تخت فولاد دفن و شاه اسماعیل صفوی مقبره بر او بنا کرد.

ابو عباس ابن عطا آدمی

عارف. وى اهل آمل و از شاگردان ابراهیم مارستانى بود. به جنید پیوست اما پس از چندى از وى گسست و بر پاره‏اى از گفتارهاى استادش، از آن جمله برترى توانگران بر تهیدستان و مسأله خواطر خرده گرفت. در آخرین محاکمه‏ى حلّاج به دفاع از وى برخاست. این جانبدارى سبب گردید که حلّاج در میان صوفیان از بسیارى اتهامها تبرئه گردد. وى نیز به فرمان حامد بن عباس وزیر مقتدر عباسى کشته شد. ابن‏عطا قریحه‏ى شعرى نیز داشت. بعضى کتابهاى صوفیه از جمله کتاب «اللمع» ابونصر سراج اشعار جالبى از وى نقل کرده‏اند. ابن‏عطا تفسیر رمزى بر قرآن نوشت. علما او را به عنوان شیخ افضل یاد می کردند.

رانکوهی اشکوری مرعشی

عالم، فقیه و نویسنده. از اولاد میر بزرگ مدفون در آمل است. جد بزرگ وى ابتدا در رودبار سکنى گزید، سپس به رانکوه و بعد از آن به اشکور رفت. سید اسداللَّه در قزوین نزد سید على، صاحب حاشیه بر «قوانین»، تلمذ کرد. وى در 1303 ق به عتبات هجرت کرد و نزد علامه میرزا حبیب‏اللَّه رشتى به تصحیل پرداخت و «تقریرات» بحث استاد را در یازده مجلد نوشت که پنج جلد در «اصول» و شش جلد در «فقه» بود. وى در نجف درگذشت. از دیگر آثارش «کتاب الاوانى من الذهب و الفضه»است.

محمد سلیم آملی

وی "دعای مشلول" را شرح و ترجمه کرده است. این کتاب همراه "ترجمهٔ دعا‌السمات" علامهٔ مجلسی که در حدود ۱۰۰۰ سطر است با خط یک نویسنده گردآوری شده است.

محمد بن علی حسین اشعری

اشعری اصلش از آمل بود و در مکه می زیست،او در علم نجوم و فلسفه افضل علما زمان خویش بود و از او بند سی جزو کتاب معروف صباح و العجز به جا مانده که در نوشتن و رسم علم هندسه و نجوم مورد استفاده قرار می گیرد.

سرعت مازندرانی

شاعر، متخلص به سرعت. از اهلى آمل ولى مدتى را در کربلا ساکن بود. سفرى نیز به اصفهان کرد و به قول ملا عبدالنبى فخرالزمانى به علت تنگى معیشت اکثر ایام را به بى‏چیزى و تهیدستى مى‏گذرانید و دوران زندگیش به خوشى و راحتى نگذشت و در حالى که با فقر وفاقه دست و پنجه نرم مى‏کرد لباس عاریت را از تن کنده و به دیار آخرت رهسپار و از غم و اندوه این جهان فانى رهایى یافت.

محب الدین امام الحرمین

مکنی به ابو العباس طبری از محدثان به نامی که در اکثر احادیث از او روایت می شود و گویند از محدثان و مکلمان دقیق شافعی بوده اشت.

ممتاز العلماء

سید محمد تقی فرزند علامه سید حسین فرزند سید دلدار معروف به ممتاز العلما یا لخنوی یکی از علما و مشاهیر بزرگ شیعه در کشور هندوستان بود.اصلش از آمل بود و جدش به هند سفر کردند، ممتاز العلما در علوم عقلی و نقلی مهارت داشت. او فقیهی زاهد و حکیمی بارع بود. ابتدا در نزد والد معظم خویش (که ذکرش به شماره 153 آمد) و اعمام و بنی اعمام سطوح فقهی و مقدمات علوم را به پایان برد و سپس چند سالی در نجف اشرف از اساتید متعدد به خصوص صاحب جواهر برخوردار گشت و از آن جناب به اخذ اجازه اجتهاد نائل آمد. و خود در عراق و هندوستان در تعداد مدرسین بزرگ و مروجین به شمار آمد. ممتاز العلما بیشتر سنوات عمرش در هندوستان (لکهنو) سپری شد. او علاقه مفرطی به جمع آوری کتابهای مختلف علمی و دینی داشت و با همکاری علما و خویشان دانش دوست خود کتابخانه معظمی در کشور پهناور هند تأسیس نمود و کتابهای بی شماری بدان گرد کرد و خود نیز آثار مهمی به رشته تحریر برد که از آن جمله است: ارشاد المبتدین، ارشاد المؤمنین، حدیقة الواعظین، غوث الائذین، منتخب الآثار، منهج الطاعات، ینابیع الانوار، هدایت الآثار، نخبه و غیره... این سید عالی مقام پس از عمری خدمات گوناگون به شیعیان و مسلمانان هندوستان سرانجام در اواسط ماه رمضان 1289 وفات نمود و فرزندش سید محمد ابراهیم معروف به شمس العلما به جنازۀ پدر نماز خواند و با احترام در حسینیه معروف لکهنو جنب علما مدفون گشت.مرحوم مدرس تبریزی در ریحانة الادب می نویسد: سید محمد ابراهیم فرزند سید محمد تقی معروف به سید العلما یکی از اعلام معروف و مشاهیر سادات هندوستان در اواخر قرن سیزدهم هجری بوده که وی نیز مانند پدرش در علوم نقلی و عقلی مهارت کافی به دست آورد و آثاری مانند: بضاعة مزجاة، نور الابصار، در و یاقوت، لمعه ناصریه وکتاب امل و آرزو را در علم کلام و فقه و تفسیر از خویش به یادگار گذاشت. معظم له در اوایل قرن چهاردهم وفات نمود.

محمد بن ابوبکر فرخان طبری

ایشان پسر عمر بن فرخان طبری منجم مسلمان عصر منصور عباسی است. و بقول جرج سارتن در مقدمه‏ای بر تاریخ علم ، ایشان دارای تالیفات متعددی در علم احکام نجوم است. دارای کنیۀ ابوبکر و خودش فاضل و پدرش فاضل و در علم کواکب و صناعت تنجیم صاحب ید طولانی و مسلم علما و حکماء زمان خود بوده است.

غافل مازندرانی

شاعری ارجمند و اهل مازندران بود. وی به هندوستان رفت و به دربار اوربنگ زیب راه یافت و سمت دبیری مخصوص اورنگ زیب را برعهده گرفت و خطاب به روشن رقم شد. محمداسماعیل خطوط ثلث و ریحان و رقاع و نستعلیق را خوش می نوشت و منشی زبردستی بود. شعر نیز می سرود و از او اشعاری در تذکره ها نقل شده است. او سفری به مکه کرد و با صاحب "مرآهٔالعالم" مصاحب بود. از آثار وی: یک صفحه از "بیاض" بختاورخان ، به قلم دو دانگ خوش ، با رقم: "محمد اسمعیل"؛ یک قطعه از مرقعی ، به قلم دو دانگ خوش ، با رقم: "العبد محمد اسمعیل ، فی شهور سنهٔ احدی و تسعین و الف"؛ سه قطعۀ مختلف که یکی دو بیت شعر او خود او است ، به قلم سه دانگ و دودانگ ، با رقم: "فی شهور سنه اربع و تسعین و الف ، العبد محمد اسمعیل" و "قد تشرف... محمد اسمعیل ، فی سنه ۱۰۹۳"؛ یک قطعه از مرقعی ، به قلم پنج دانگ خوش ، با رقم: "کتبه العبد روشن رقم ۱۰۹۷"؛ "دیوان" شعر.

محمد جواد لاریجانی

دکتر محمدجواد اردشیر آملی لاریجانی متولد 1330، سیاست‌مدار، ریاضیدان و نظریه‌پرداز سیاسی است. او دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضائیه، نماینده مجلس شورای اسلامی در دوره‌های دوم، چهارم و پنجم، مدیر پژوهشگاه دانش‌های بنیادی، معاون سابق وزارت امور خارجه و موسس مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی از فعالان سیاسی ایران است. وی یکی از مبدعان نظریه ام‌القری در اواخر دهه شصت است.او ابتدا جهت تحصیل به حوزه علمیه رفت و سپس تحصیلات عالی را در رشته مهندسی برق دانشگاه صنعتی شریف آغاز کرد،عداً او تحصیلاتش را در دانشگاه کالیفرنیا در برکلی پی گرفت.

علامه حائری شهرستانی

حائری شهرستانی آملی مازندرانی ادیب مردی فاضل محقق، فقیه، حکیم، ادیب و شاعر امامى. میر قوام‏الدین معروف به میر بزرگ مدفون در آمل از سادات مرعشى مازندرانى نیاى بزرگ وى است. او در کرمانشاه متولد شد. نسبش به امام سجاد (ع) مى‏رسد. او از شاگردان شیخ محمدحسین اردکانى در فقه و اصول بود و به دریافت اجازه از از وى نایل گشت. هئیت و نجوم را از میرزا باقر یزدى و حساب و هندسه و عروض را از میرزا علام هروى حائرى فراگرفت. در 1305 ق به زیارت مشهد رضوى رفت و چون به تهران آمد مورد استقبال عموم واقع شد و تدریس در مدرسه‏ى صدر قزوینى به وى تفویض گشت، اما او به کربلا بازگشت و در آنجا مرجعیت جمعى از شیعیان را بر عهده گرفت. شهرستانى در کربلا درگذشت و در رواق حسینى نزدیک دیوار شهداء دفن شد. از دوازده سالگى شروع به تالیف نمود، و حدود هشتاد اثر از خود به جاى گذاشت که از آن جمله‏اند: «الاستصحاب»؛ «اصول الاصول» در تلخیص «الفصول»؛ «غایه المسول و نهایه المامول»، در علم اصول؛ «العنصر المتین»، که حاشیه «قوانین الاصول» است؛ «تحقیق الادله»، در اصول فقه؛ «الحجه البالغه و النعمه السابقه»؛ در اثبات حضرت حجت (عج)؛ «جنه النعمى»، در امامت؛ «تاریخ شهرستانى»؛ «تذکره النفس»؛ «تسهیل المشاکل»، در نحو؛ «تقویم الکواکب»؛ «الکوکب الدرى»، در معرفت تقویم؛ «مواقع النجوم»، در هئیت؛ «اللباب فى الاسطرلاب»؛ «زوائد الفوائد»، در متفرقات؛ منظومه‏ى «تهذیب المنطق» به نام «مهذب التهذیب»؛ «لباب الاجتهاد»؛ «لب اللباب» لب «خلاصه الحساب» شیخ‏بهایى؛ منظومه «خوان نعمت»، در بیان نعمتهاى الهى.

علامه رکن الدین

ریاضیدان، منجم، فقیه و محدث. سید رکن‏الدین در آمل متولد شد. چندى در فارس و کرمان و هند به سر برد. وى گذشته از ریاضى و نجوم در فقه و حدیث نیز دست داشت و چون به خاندان مرعشى مازندران پیوسته بود کتابى در شرح احوال دانشمندان این خاندان نوشت. تألیفات دیگر او عبارت‏اند از: «زیج جامع سعیدى»، در تنقیح «زیج ایلخانى» خواجه نصیرالدین طوسى، به نام سلطان ابوسعید تیمورى؛ و «پنجاه باب سلطانى» به اسم بابرخان بهادر در هرات است.

محمد بن زید بن اسماعیل

عالم بزرگ و به بر حق جهان که در کتاب ها و منابع آمده که او بانی مقبره و بارگاه امام علی و امام حسین می باشد .او در رکاب شیعیان جنگید و فرمانده سپاه شیعان بود.

ابو صالح خلف بخاری آملی

محدث. معروف به ابوصالح خیام. اهل آمل بود که در بخارا زندگى مى‏کرد. و چون پیشه او خیمه‏دوزى بود به خیام شهرت یافت. او را بُندار حدیث ماورالنهر مى‏گفتند. او از صالح بن محمد جَزَره و نصر کِندى و فرح بن ایوب و دیگر مشایخ دیارش حدیث نقل کرده. حاکم نیشابورى و ابن منده و محمد بن احمد غُنجار از او روایت کرده‏اند. فقط ابوسعد ادریسى ثقه بودن او را کمرنگ جلوه داده است.

میر ولی لاریجانی

حاج سید غلامعلی مشهور بمیر ولی از سادات مشهور مازندران در سال 1266 هجری قمری در لاریجان متولد شد،پس از طی پنجاه و دو مرحله‏ از مراحل زندگانی معشوق غیبی و محبوب لاریبی او را مجذوب خود ساخته و بمقام‏ حقیقت رسیده آئینه دلش جلوه‏گاه جمال شاهد ازلی گردید و دریچه‏ای از عالم غیب‏ برویش گشاده شد،عالم و هرچه در وی هست بنظرش نمودی بی‏بود مینمود،میخواند آنچه را دیگران نمیدیدند و میدانست آنچه را دیگران نمیدانستند،پیوسته در کنج خلوت با دوست مشغول رازونیاز شده در صحبت بروی مردم بسته،رشته الفت‏ از ابنای زمان گسسته و با اینکه در فقر بسرحد کمال رسیده بود مسند ارشاد نگسترد و دعوی مرادی نکرد.دوازده سال پیش از فوت خود در صحن امامزاده قاسم تجریش آرامگاه‏ همیشگی خود را آماده کرده بود تا در دوازدهم شهر ربیع الاول سنهء 1331 ه داعی حق را لبیک اجابت گفته مرغ جانش از قفس تن رهائی یافت و در همان محل‏ مدفون شد.دیوان او بالغ بر ده هزار بیت شعر عرفانی است که بخط مرحوم محمد علی عبرت‏ مصاحبی جمع و نوشته گردیده و منتخبی از آنرا فرزندش میر عماد در سال 1311 شمسی در مطبعه علمی طهران بچاپ رسانیده و منتشر کرد نمونه‏ای از آثارش را که‏ در جذبه از طبعش ظهور و بروز کرده بمحضر ارباب و جد و اصحاب حال ارمغان‏ میدارد تا سالکان طریق را شوروحالی حاصل آید.

ابوبکر محمد بن عمر بن فرخان طبری

ایشان پسر عمر بن فرخان طبری منجم مسلمان عصر منصور عباسی است. و بقول جرج سارتن در مقدمه‏ای بر تاریخ علم ، ایشان دارای تالیفات متعددی در علم احکام نجوم است.دارای کنیۀ ابوبکر و خودش فاضل و پدرش فاضل و در علم کواکب و صناعت تنجیم صاحب ید طولانی و مسلم علما و حکماء زمان خود بوده است.

محمد چامه سرا

استاد پروفسور شاعری بزرگ اما کشف نشده استادی بی مثال محمد چامه سرا در سال 1316 در آمل متولد شد. پدرش احسانعلی درویش شاعر عارف که صاحب تفسیر قرآن منظوم به سبک مثنوی معنوی معروف به تفسیر صفی است.
چامه سرا دوره ابتدایی تا سوم متوسطه را در آمل گذراند سپس در دانش سرای کشاورزی ساری هنر آموز شد پس از اتمام تحصیلات به استخدام آموزش و پرورش درآمد و در اردیبهشت سال 1382 وفات یافت.اشعاری بر ضریح مطهر امام زاده ابراهیم ( ع ) آمل و امامزاده قاسم ( ع ) نقش بسته و یا در مدح امام خمینی ( ره ) و استاد مطهری ، شهدای حماسه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس از وی سروده شده که در نوع خود بسیار لایق تحسین و تجلیل است . در اشعار چامه شمیم معطر و دلپذیر گلشن توحیدی و حریم ولایت امیر مومنان علی ( ع ) مشام جان را می نوازد.

داعی الاسلام

روزنامه‏نگار، زبانشناس، فرهنگ‏نویس و شاعر، متخلص به داعى. وى از سادات نیاکى بود که در لاریجان متولد شد. در آمل و تهران و اصفهان صرف و نحو عربى و فارسى و سایر علوم را فراگرفت و در همان سالها مجله‏ى «الاسلام» را جهت مناظره با عیسویان در اصفهان دایر کرد. داعى پس از آموختن زبان انگلیسى به بمبئى رفت و ضمن فراگیرى زبان اردو مجله‏ى «دعوت الاسلام» را به دو زبان اردو و فارسى منتشر ساخت و در سمت استادى در دانشکده حیدرآباد دکن نیز به تدریس ادبیات فارسى پرداخت. وى با زانهاى پهلوى، اوستا، گجراتى و سانسکریت آشنا بود. براى مدتى اندک به ایران آمد و مجددا به هندوستان مراجعت کرد و همان جا وفات یافت. وى طبع شعر نیز داشت و در شاعرى پیرو سبک هندى بود. از آثار او: ترجمه‏ى کتاب «نادر شاه»، از انگلیسى به فارسى؛ ترجمه «و ندیداد»، به فارسى؛ «فرهنگ نظام»؛ «دیوان» شعر؛ «شعر و شاعرى عصر جدید ایران»؛ «فرهنگ نویسى.

عبدالله طبری آملی

مفتى، محدث و فقیه شافعى. مفتى و محدث مکه بود. در آمل به دنیا آمد. در 439 ق «صحیح» مسلم را از ابوالحسین فارسى شنید، و «صحیح» بخارى را از عبدالغافر بن محمد روایت کرد. از ابوحفص بن مسرور و ابوعثمان صابونى و نیز از کریمه مروزى حدیث شنید، و از ناصر بن حسین عمرى مروزى فقه آوخت. مدتى ملازم شیخ ابواسحاق شیرازى بود تا از بزرگان اصحاب وى گشت. قبل از غزالى در نظامیه بغداد درس گفت. اسماعیل تیمى و رزین عبدرى و قاضى ابوبکر بن عربى و وجیه شحامى و احمد بن محمد عباسى و ابوطاهر سلفى و دیگران از وى حدیث شنیدند. وى از بزرگان شافعیه بود و او را امام الحرمین مى‏خواندند، زیرا که در حدود سى سال مجاور مکه بود و در آنجا به تدریس و فتوا اشتغال داشت. عده‏اى در مکه نزد وى فقه آموختند. طبرى فقیه در مکه درگذشت. از آثارش: «العده»، در پنج جزء ضخیم؛ شرح «الابانه» عبدالرحمان فورانى مروزى، در فروع فقه شافعى.

محمد فرهمند

نویسنده عالم فاضل، در آمل به دنیا آمد. تحصیلات مقدماتى را در آمل و دوره‏ى متوسطه را در تهران و رشته‏ى حقوق را در دانشکده‏ى حقوق و علوم سیاسى تهران بپایان رساند. سپس عهده‏دار مشاغل متعددى شد. از آثار وى: «تاریخ دیپلماسى در اوضاع سیاسى و اقتصادى افغانستان»؛ «در آغوش طبیعت»؛ «سیزده‏ى نوروز»؛ «عاشق زندانى».

آقا شیخ ابوذر طبرسی

آقاى حاج شیخ اباذر بن‏المرحوم العالم الربانى آشیخ محمد طبرسى از علماء اخیار و فضلاء ابرار این شهرستان است و در سال 1300 شمسى تقریبا متولد شده و پس از آموختن تحصیلات ابتدائى و مقدماتى در خدمت والد مرحوم و عم کرام و دائى فاضلش آقاى آقا محمد تقى دانش پژوه در سال 1324 مسافرت بتهران نموده و پس از طى دوره شش ساله مدرسه سپهسالار و دانشکده الهیات با دریافت لیسانس مهاجرت بقم نموده و از محضر مدرسین بزرگ آیه‏الله فکور یزدى و آیه‏الله سلطانى و آیه‏الله العظمى مرعشى نجفى و مرحوم آیه‏الله العظمى بروجردى و آیه‏الله حاج شیخ مهدى مازندرانى استفاده نموده و در سال 1340 شمسى بعد از مراجعت از سفر بیت‏الله الحرام بوطن خود آمل برگشته و بخدمات دینى از اقامه جماعت و تبلیغات مذهبى و ترویج احکام پرداخته و تاکنون باین سمت افتخار دارد.مؤلف گوید مترجم معظم از بیوتات اصیله و ریشه‏دار و از خاندان زهد و تقوا و علم و فضیلت است و داراى مقام حسب و نسب میباشد.والد ماجدش مرحوم حجه‏الاسلام و ملجاءالانام آقاى آقاى شیخ محمد طبرسى از علماء مبرز آنسامان بوده و در سن 66 سالگى در سال 1316 شمسى از دنیا رفته است و عموى بزرگوار ایشان مرحوم آیه‏الله آقا شیخ عزیزالله طبرسى از علماء موجه و محترم آنسامان بوده و در 13 محرم الحرام 1387 قمرى در سن 83 سالگى رحلت نموده است.دائى فاضل و دانشمندش آقاى میرزا محمد تقى دانش پژوه نیز از افاضل شمال است و بعد از فوت والدش چند سالى در قم استفاده نموده تا سال 1310 شمسى که بتهران آمده و فلسفه را از مرحوم آیه‏الله میرزا مهدى آشتیانى فرا گرفته و دوره دانشکده الهیات را هم طى نموده و کرسى استادى را اشغال نموده و هم متخصص در کتاب شناسى در ایران میباشند.و از این خاندانست مرحوم مبرور دانشمند پارسا و مجتهد فقیه حاج میرزا احمد درکائى بن العلامه میرزا مهدى فقیه که از شاگردان آیه‏الله العظمى میرزا حبیب‏الله رشتى و سالها در آمل مشغول تدریس و ترویج دین بوده و در سن 83 سالگى در ماه رمضاه 1347 قمرى بدرود زندگى نموده است.

شکر الله فقیهی

آقاى آقا شیخ شکرالله بن کربلائى جعفر بن ملا فرج‏الله ملقب به فقیه‏نیا و معروف به فقیهى از علماء آمل میباشند. در 1314 خورشیدى در یکى از مضافات آمل بدنیا آمده و پس از خواندن دروس ابتدائى بشهر آمل آمده و مدت سه سال در مسجد جامع آمل تحصیل سطوح وسطى نموده و آنگاه بمشهد مسافرت نموده و چند ماهى توقف کرده و در سال 1334 شمسى بنجف اشرف مهاجرت نموده و مدت ده سال اقامت و از محضر آیات عظام آنجا بالاخص آیه‏الله العظمى خوئى مدظله العالى استفاده نموده تا بمدارج عالیه علم و کمال رسیده و در سال 1344 شمسى مراجعت بایران و در شهرستان آمل اقامت نموده و در مسجد جامع باقامه جماعت و خدمات روحى و دینى پرداخته است.داراى تألیفات ارزنده‏اى میباشد.

استاد علی اکبر فیروزکوهی آملی

على ‏اکبر بن مرحوم ثقة الاسلام آشیخ محمد باقر فیرزوکوهى متوفى 1328 شمسى و 1369 قمرى از فضلاء معاصر است در حومه آمل- وى در سال 1340 قمرى در قریه آسور فیروزکوه متولد شده و پس از رشد اصول عقاید و قرآن و کتب فارسى و غیره را نزد والدش و مکتب‏دار محل فراگرفته و در سال 1311 شمسى داخل دبستان دانش آمل شده و با استعداد زیادى که داشتند دروس فارسى جدید را در مدت کوتاهى به پایان رسانیده و در سال 1314 شمسى مشغول به تحصیل مقدمات گردیده و در سال 1315 شمسى به قم مهاجرت نموده و در ایام تحصیلى در آنجا و ایام تعطیل هم در قصبه آسور به خواندن پرداخته و در قم ادبیات مانند مطول و غیره را از مرحوم حجةالاسلام حاج میرزا محمدعلى ادیب تهرانى فراگرفته و شرح لمعه را خدمت آیت‏اللَّه العظمى آقاى مرعشى نجفى خوانده و چندى هم در آمل توقف و بقیه شرح لمعه را نزد آیت‏اللَّه آقاى آقا محمد غروى تکمیل نموده و باز به قم آمده و رسائل را از محضر آیت‏اللَّه العظمى گلپایگانى و مرحو آیت‏اللَّه حاج شیخ ابوالقاسم اصفهانى و مکاسب را خدمت مرحوم آیت‏اللَّه حاج شیخ مهدى مازندرانى استفاده نموده و بعد مشرف به عراق و در کربلاى معلى از درس مرحوم آیت‏اللَّه العظمى حاج آقا حسین قمى بهره‏مند گردیده ولى بواسطه موانعى از ادامه و اقامت در آنجا محروم و بوطن برگشته و باز به قم آمده و کفایه را از مرحوم آیت‏اللَّه حاج سید محمد داماد و آیت‏اللَّه العظمى حاج سید احمد خوانسارى و مقدارى مرحوم آیت‏اللَّه حاج آقا روح‏اللَّه کمالوند خرم‏آبادى استفاده نموده و بعد به درس خارج حضرت آیت‏اللَّه العظمى بروجردى و مرحوم آیت‏اللَّه حاج شیخ مهدى مازندرانى و خارج اصول مرحوم آیت‏اللَّه آقاى داماد و آیت‏اللَّه العظمى امام خمینى حاضر شده و از محاضر و خرمن علوم آنان خوشه‏ها چیده و هم درس تفسیر قرآن را از مرحوم شیخ مهدى ذکور و آیت‏اللَّه علامه طباطبائى آموخته و نیز درس معقول منظومه را از استاد منتظرى و اسفار را از علامه طباطبائى مستفیض شده و بعد از فوت مرحوم آیت‏اللَّه العظمى بروجردى بنابر اصرار عده‏اى از مردم آمل و اهالى محترم محمودآباد که سابقه ممتدى در آنجا داشتند منتقل به محمود آباد شده و از سال 1349 تا حال تحریر در مسجد جامع آنجا به اقامه جماعت و تبلیغ احکام و ترویج دین اشتغال دارند ادام اللَّه توفیقات.

استاد مهدی پرتوی آملی

استاد بزرگ و مردی فاضل و نویسنده شهیر مهدى پرتوى آملى تحصیلات ابتدایى خود را در آن شهر و دوره متوسطه را در بابل و سارى و تحصیلات عالیه را در دانشسراى عالى تهران در رشته‏ى تاریخ و جغرافیا به پایان رساند و از شهریور 1316 در دبیرستان پهلوى سارى به تدریس مشغول شد و سپس به نظامت و ریاست دبیرستان منصوب گردید. مدت پنج سال در این سمت خدمت کرد و بعد ریاست فرهنگ شهرهاى بابل و انزلى و چند بخش فرهنگ تهران را به عهده داشت. او چندى نیز به تدریس پرداخت و مدت ده سال رایزنى فرهنگى در عراق را بر عهده داشت. تألیفات چاپ شده او عبارتنداز: فرهنگ عوام آمل، ریشه‏هاى تاریخى امثال و حکم (دو جلد). او برای تاریخ باستان طبرستان زحمت زیادی کشیده است.

علامه ابراهیم خواص

علامه افضل علما دوران ابواسحاق بغدادى (ف. 291 ه.ق.) معروف به ابراهیم خواص،اصلا ایرانى و پدرش از مردم آمل بود و چون تولد و پرورش ابراهیم در بغداد بود و به بغدادى مشهور شده. ابراهیم در آغاز عمر چندى به تحصیل پرداخت و پس از آن به تصوف متمایل شد و چنانکه از لقب او برمى‏آید معاش خود را از بافتن بوریا و زنبیل و مانند آن مى‏گذرانید(خوص بگ درخت خرما است که در عربستان براى ساختن بادبزن و سفره و زنبیل به کار میرود). ابراهیم پیوسته در سفر بوده و حکایاتى که از او نقل مى کنند غالبا راجع به سیاحت یا حج است. او در بین عرفا شهرت بسزایى دارد.(وف 291 ق)، عارف. اصلش از آمل بود، اما چون در بغداد زاده شد به بغدادى شهرت یافت. در آغاز عمر چندى به تحصیل پرداخت و پس از آن به تصوف روى آورد. وى با بافتن بوریا و زنبیل از برگ خرما روزگار مى‏گذرانید و از این روى به خوّاص (خوص: برگ خرما» شهرت یافت. او از اقران جنید و نورى بود. در جامع رى درگذشت. حکایاتى که از او نقل مى کنند غالباً راجع به سیاحت یا حج است.او از بزرگان علم و فلسفه بود بزرگی بی مثال در عدل و داد بوده است.او از جملة کسانى‌ است‌ که‌ خضر پیامبر (ع‌) را مکرر ملاقات‌ کرده‌ و با آن‌ حضرت‌ مدتى‌ مصاحبت‌ نموده‌ است‌.مدفن او در برج طغرل در شهر ری است.

ستی النسا

ذوالحجه 1056 ق، از زنان فاضل، پزشک، ادیب و سخنور و موفق ایرانی. وى از اهالى آمل و خواهر طالب آملى (1036 ق)- ملک‏الشعراى دربار جهانگیر (1037 -1014 ق) پادشاه بابرى هند- بود. همسرش حکیم نصیرالدین کاشى نام داشت که از وى فرزندى نیاورد. در سال 1034 ق به قصد دیدار برادر عازم هند شد اما دو سال بعد برادرش درگذشت و او پس از این واقعه سرپرستى دو دختر کوچک او را برعهده گرفت. هنگامى که این دو دختر بزرگ شدند و به سن ازدواج رسیدند خواهر بزرگ را به ازدواج عنایت‏اللَّه شیرازى ملقب به عاقل خان و خواهر کوچک را به ازدواج حکیم ضیاءالدین ملقب به رحمت خان درآورد. به نوشته پادشاه نامه ستى‏النساء خانم به دلیل «کاردانى و شیوا زبانى و شناسایى آداب بندگى و رسوم خانه‏دارى و آشنایى به فن طب و طرق معالجات» منظور نظر ارجمند بانو بیگم، همسر شاه جهان (1068 -1037 ق) واقع شد و به درجه‏ى مهردارى رسید، و چون با تجوید و قرائت قرآن مجید آشنا بود و از ادبیات فارسى نیز بهره داشت او را معلم دخترش جهان آرابیگم کرد. هنگامى که ارجمند بانو بیگم درگذشت. شاه جهان ستى خانم را مسئول اداره‏ى حرمسرایش نمود و او تا پایان عمر این وظیفه را انجام داد.در روز 13 ذوالحجه 1056 ق، برادرزاده‏ى کوچک ستى خانم در اثناى وضع حمل درگذشت. ستى خانم به دلیل اندوه فراوان به مدت یازده روز در خانه‏اى بیرون از ارگ درالسلطنه لاهور سوگوارى نمود. چند روز بعد شاه جهان به همراه دخترش چهان آرابیگم براى عرض تسلیت به خانه وى رفتند و به او تسلى دادند و وى را به ارگ آوردند ولى چند روز بعد به دلیل تالمات وارده درگذشت. شاه جهان از مرگ او بسیار اندوهگین گردید و براى تدارک کفن و دفن او ده هزار روپیه داد و موقتا او را در لاهور دفن کردند. یکسال و اندى بعد جنازه‏اش را به اکبرآباد برده و در ضلع غربى مقبره همسرش (تاج محل) دفن کردند. به دستور شاه جهان مرقدى برایش ساختند که سى هزار روپیه هزینه داشت و براى مخارج مقبره، دهى وقف کرد که سالانه سه هزار روپیه درآمد داشت. مولف شاه جهان نامه از او به «رابعه‏ى دوم» نام برده و برخى تذکره‏ها اسم او را نیز ستى خانم نوشته‏اند.(وف 1056)، پزشک و ادیب. وى از اهالى آمل و خواهر طالب آملى ملک‏الشعراى دربار جهانگیر پادشاه بابرى هندبود. در سال 1034 ق به قصد دیدار برادر عازم هند شد. وى به دلیل کاردانى و شیوا زبانى و شناسایى آداب بندگى و رسوم خانه‏دارى و آشنایى به فن طب و طرق معالجات منظور نظر ارجمند بانو بیگم، همسر شاه جهان واقع شد و به درجه‏ى مهردارى رسید، و چون با تجوید و قرائت قرآن مجید آشنا بود و از ادبیات فارسى نیز بهره داشت او را معلم دخترش جهان آراء بیگم کرد. هنگامى که ارجمند بانو بیگم درگذشت شاه جهان ستى خانم را مسئول اداره‏ى حرمسرایش کرد. ستى خانم بعد از درگذشت برادرزاده‏ى کوچک که در اثناى وضع حمل درگذشت بر اثر اندوه زیاد خود نیز دار فانى را وداع گفت وى به دستور شاه جهان در ضلع غربى مقبره‏ى همسرش دفن شده است و بعدها به دستور شاه جهان مقبره‏اى برایش ساختند.خواهر طالب آملى (ف. 1036 ه.ق./ 1626 م.). وى پس از مرگ برادر سرپرستى فرزندان او را بر عهده داشت. منظومه «طالبا» (ه.م.) را که به لهجه طبرى است بدو نسبت داده‏اند.

محمد حسن وحیدی امین

پس از اتمام مقدمات و سطح حوزه که همزمان با جریان جنگ تحمیلی میان ایران و عراق بود اولین کار نوشتنی خود را در زمینه جنگ شروع کردم و مدتی بعد در حدود سه جلد کتاب در این زمینه نوشتم ولی به دلیل رعایت مصالحی از چاپ آن صرف نظر کرده و به کار تخصصی مربوط به خودم که حوزوی بود روی آوردم چونکه اقبال سید بن طاووس از کتابهای منبع معتبر شیعی بود آن را اولین هدفم قرار دادم و خوشبختانه در سال 1377 به چاپ رسید ترجمه ای که اولین کار و نیز اولین ترجمه از اقبال سید بن طاووس ره بود که به زبان فارسی برگردانده شد، کار بعدی ام تالیف کتاب فضایل و آداب ماه های رجب و شعبان بود که کمبود آن در میان مولفات شیعه محسوس بودویک سال بعد آن را نیز منتشر کردم. همزمان با سفرهای متعددی که به حج و عمره داشتم متوجه شدم که حاجیان و نیز کارگزاران و روحانیون از نبود کتاب جامعی در زمینه اسرار، اماکن و زیارات آن سرزمین رنج می برند. تصمیم گرفتم که با استفاده از تجربیات تحقیقی حوزوی و نیز میدانی، کتاب بسیار ارزشمند اسرار الحرمین را تالیف کنم که در حقیقت یک دائره المعارف سفری حج و عمره است و کسانی که از آن استفاده کردند بارها و بارها با تماس های خود این حقیر را مورد لطف خود قرار دادند. شبیه همین کار را با ابعاد محدودتری در زمینه عتبات و عالیات انجام دادم، تفسیر امام حسن عسکری (ع) هم که تنها تفسیر باقیمانده از معصومین (ع) بود و سابقه هیچ ترجمه فارسی نداشت مورد توجه ام قرار گرفت و آن را به فارسی برگرداندم. به دنبال ترجمه این تفسیر اکنون به فکر ترجمه تمام احادیثی افتادم که در زمینه تفسیر آیات قرآن در کتاب های قدما چون نور الثقلین، برهان و مجمع آمده است که کار سنگین و بزرگی است و به لطف خدا گام به گام این احادیث را ترجمه می کنم تا به زودی در اختیار علاقه مندان قرار گیرد. در زمینه ولی نعمت و سرورمان حضرت بقیه الله الاعظم عج الله تعالی فرجه الشریف هم کاری را حدود دو سال است که شروع کردم به نام «شهر گمشده» که امیداورم بتوانم به مانند نوع کارهایی که به عهده می گیرم جامع و کامل باشد و تکراری نباشد به طوری که از نوشته های دیگران در آن به هیچ وجه استفاده نشده باشد. با هیچ موسسه ای کار نمی کنم. و نظر شخصی ام این است که در زمینه علوم اسلامی نبوغ شخصی می تواند مخاطبان زیادی را زیر چتر خود بگیرد و کارهایی با هدایت بالا و جهت داده شده مثمر ثمر نباشد و الله اعلم.

علامه عبدالله ناتلی آملی

بزرگی اندیشمند فاضلی گرانبها و استاد اساتید ابوعبدابراهیم بن حسین الناتلی الآملی از مشاهیر رجال بزرگ جهان در قرن چهارم شاگرد ابوالفرج بن الطیب و استاد ابوعلی سینا بود که در منطق و ادبیات دست داشت . ناتلی کتابی در کمیت عمر طبیعی نیز نوشت . وی در اواخر قرن چهارم شهرت داشت و بعد از آن خبری از او در دست نیست . مردی حکیم بود و شیخ الرئیس ابوعلی سینا نزد او قواعد منطق را تلمذ کرد. صاحب تتمه ٔ صوان الحکمة از قول ابن سینا آرد: ازاو قوانین منطق را فرا گرفتم و به مسائل و غوامضی برخوردم که ناتلی را به تعجب افکند. و نیز مؤلف همین کتاب آرد: از ناتلی رساله ٔ لطیفی دیدم در «وجود و شرح اسمه » و این رساله میرساند که وی در این فن متبحر بوده و بغایت قصوای علم الهیات رسیده بوده است و نیز رساله ٔ دیگری از او دیدم در «علم اکسیر» که ابوعلی جز در کتاب مقتضیات سبعه از آن نامی نبرده است . ناتلی افضل ریاضی دان های زمان خود در روزی نا مشخص وفات یافت.

ترنجی طبری

مردی فاضل دکتری توانا ابوالحسن الترنجی الطبری : ابوریحان بیرونی در کتاب «الجماهر» در چند موضع نام این شخص را یاد کرده و گفته از ترنجی خیلی چیزها یاد گرفته ایم و اورا اعظم علما طب می داند. وی ظاهراً پزشک بود و او را کناشی نیز هست . بترجمه ٔ احوال او دسترسی نیست.

عبدالعلی لطفی

استاد بزرگ یکی از بزرگان نهاد دادگستری ایران
در 1260 تولد یافت. بعد از انجام تحصیلات مقدماتى و معمول زمان به نجف رفت و علوم معقول و منقول را فرا گرفت و مجتهد شد. در 1288 میرزا حسن خان مشیرالدوله وزیر وقت دادگسترى شالوده‏اى وزیر وقت دادگسترى شالوده‏اى نوین براى عدلیه آن روز بنیاد نهاد و عده‏اى از فضلاء و دانشمندان حقوق اسلامى را به شغل قضا دعوت نمود. از جمله شیخ عبدالعلى به استخدام درآمد و به شغل قضائى اشتغال ورزید. مدتها در محاکم ابتدائى و استیناف قاضى بود. در تشکیلات عدلیه داور به ریاست شعبه دیوان کیفر منصوب شد. پس از چندى ریاست کل دادگاه‏هاى دیوان کیفر را به او سپردند. در همین سمت عبدالحسین تیمورتاش وزیر مقتدر دربار پهلوى را محاکمه و محکوم کرد. بعد از آن به ریاست استیناف خراسان منصوب شد و سالى چند عدلیه آنجا را اداره مى‏کرد. در قیام گوهرشاد و دستگیرى و اعدام اسدى دامن لطفى نیز آلوده شد و او را از ریاست دادگسترى تغییر داده و بازداشت کردند. علت بازداشت وى بیشتر در اثر اختلاف نظرى بود که بین وى و استاندار و رئیس شهربانى وجود داشت. لطفى چندى در زندان شهربانى بسر برد. پس ار رفع سوء تفاهم مجددا به دادگسترى بازگشت و رئیس کل بازرسى گردید. از آنجا مدیر کل ثبت اسناد و املاک شد تا اینکه به ریاست کل دادگاه‏هاى استان مرکزى برگزیده شد و بعد رئیس شعبه دیوان عالى کشور گردید. در دوران نخست‏وزیرى رزم‏آرا وزیر وقت دادگسترى او را به ریاست دادگسترى خراسان مأمور نمود. وى تصمیم بوذرى وزیر وقت دادگسترى را خلاف استقلال قضات دانسته اعلام جرم نمود. به دنبال اعلام جرم او در مجلس سنا و شورا عده‏اى وزیر دادگسترى را مورد استیضاح قرار دادند و او ناگزیر حکم خود را لغو کرد. در حکومت دکتر مصدق لطفى یکى از قضاتى بود که به دولت مشورت مى‏داد و هفته‏اى چند ساعت با مصدق ملاقات داشت تا اینکه در 1331 وزیر دادگسترى شد. وى در سمت وزیر دادگسترى با استفاده از قانون اختیارات دکتر مصدق دست به تصفیه دامنه‏دارى زد. عده زیادى از قضات را پس از سلب صلاحیت اخراج کرد. در کادر وکلاى دادگسترى قاطعیت بیشترى نشان داد. پروانه وکالت عده معتنابهى از وکلاء را باطل نمود، در تصفیه وکلاى دادگسترى فرزند خود را نیز مشمول تصفیه کرد. با اختیاراتى که کسب نموده بود دیوان عالى کشور و دادگاه انتظامى قضات و دادگاه‏هاى اختصاصى را منحل ساخت. میرزا شفیع جهانشاهى رئیس دیوان عالى کشور و آقا جمال اخوى دادستان کل را برکنار نمود. سرورى به ریاست دیوان کشور و حشمت‏الله قضائى را دادستان کل نمود. وى تا 28 مرداد 1332 در مقام وزارت دادگسترى بود. پس از سقوط دکتر مصدق دادستان ارتش پاى او را پیش کشید. چند بار در محکمه حضور یافت و از نظر قضائى بین وى و سرتیپ آزموده دادستان ارتش سخنان تندى رد و بدل شد. لطفى به هنگام طرح مسائل حقوقى خونسردى خود را کاملا حفظ مى‏نمود و با حربه منطق قوى که داشت استدلالات جالبى در رد مطالب دادستان مى‏نمود. لطفى قریب یک سال در زندان بود. کهولت از یک طرف و بیمارى‏هاى مختلف از طرف دیگر او را از پاى درآورد. بسیار ضعیف و ناتوان شد. تا اینکه مورد عفو و بخشش قرار گرفته از زندان رها گردید و در منزل خود در تجریش غالبا در التزام بستر بیمارى بود. حکومت وقت براى انتقام‏گیرى بیکار ننشست. یک روز عده‏اى از اجامر و اوباش به در خانه او رفتند و تقاضاى ملاقات با او را نمودند. وى چون بیمار بود عذر خواست ولى آن عده که خود را ظاهرا قاضت و وکلاء دادگسترى معرفى مى‏نمودند با شکستن در داخل منزل او شدند و پیکر ناتوان و ضعیف او را از تخت به زیر کشیده با چوپ و چماق و مشت و لگد به جان او افتادند. شیون‏هاى همسرش و اهل خانه کار را درمان نکرد آنقدر آن پیر مرد را کتک زدند که به حال اغما رفت. تصور کردند مرده است او را رها ساخته خارج شدند. لطفى از این ضربات جان سالم بدر نبرد پس از چندى فوت شد (1335) دولت هم در اخبار منتشره در وسائل ارتباط جمعى از این واقعه اظهار تأسف نموده و پرونده را براى یافتن مسبب اصلى مفتوح نگاهداشت؟.

میرزا احمدخان

قاضی القضاه زمان خود ،معروف به میرزا احمدخان ماه، از علماى حقوق و وکلاى مشهور و مبرز دادگسترى در نیم قرن اخیر است. وى فرزند میرزاحسین شریعتمدار آملى و متولد سال 1263 ش مى‏باشد. شریعت‏زاده پس از انجام تحصیلات ابتدائى و متوسطه به تحصیل حقوق اسلامى پرداخت و بعد در رشته‏ى حقوق فارغ‏التحصیل گردید. و به شغل قضائى اشتغال ورزید و مراحل و مقاماتى را در آن وزارتخانه پیمود. و مراحل و مقاماتى را در آن وزارتخانه پیمود. در تشکیل دادگسترى داور، وى از مشاورین و نزدیکان بود و در غالب کمیسیون‏ها چه براى تدوین قوانین و چه تشکیلات عدلیه، موثر و دست‏اندرکار بود. بعد حرفه‏ى وکالت دادگسترى را پیشه‏ى خود ساخت و قریب چهل سال وکیل مشهور و بزرگ دادگسترى بود و در غالب محاکمات بزرگى که در ایران تکشیل مى‏شد، او مداخله و وکالت داشت. وى همزمان با کار وکالت دادگسترى، وکالت دیگرى را نیز ضمیمه‏ى کار خود نمود و آن وکالت مجلس شوراى ملى بود. او براى اولین بار در دوره‏ى پنجم از بابل به وکالت مجلس انتخاب شد و در ادوار ششم و هفتم نیز وکیل بابل بود. در ادوار هشتم و نهم از محلات به مجلس راه یافت و در دوره‏ى چهاردهم و پانزدهم مجددا از بابل انتخاب شد. وى در تشکیل حزب دموکرات قوام‏السلطنه در سال 1325 از عوامل موثر و مدتى نیز وکیل قوام بود.شریعت‏زاده روى‏هم‏رفته از رجال خوشنام و موجه ایران است و در کار وکالت دادگسترى تبحر داشت و از این راه صاحب ثروت شد. در سن 80 سالگى در تهران وفات یافت. چندى هم نایب رئیس مجلس شد.

سامعای مازندرانی

استاد گرانقدر ادیب و شاعر، متخلص به سامع. در نفون حکمت و کلام جامع بود، نسب او به ابراهیم بن مالک اشتر مى‏رسد. وى بعد از وفات پدر در ظل حمایت میرزا تقى‏الدین محمد وزیر اعظم زندگى کرد. بعد از فوت او سامعا به حیدرآباد رفت و در خدمت عبداللَّه قطب شاه اعتبارى یافت و در آن اوان در مدح آن بزرگ قصیده‏اى سرود. و از اطرف قطبشاه ملقب به امین‏الملک گردید و مدتها در حیدرآباد بود تا این که قصد آمدن به ایران را کرد و در سال 1085 ق وارد اصفهان شد و به خدمت شاه عباس دوم رسید وى قصایدى در مدح حضرت صاحبقرانى سرود ابیات مدون او از سى و پنج هزار متجاوز است.

حکیم ابو اللیث طبری

معروف به لیث طبری،میرزا حکیم طبری بزرگ خاندان خود و ادیب و حکیمی گرانمایه از فحول شعرا و حکمای قدیم طبرستان میباشد که تاکنون تحقیق جامعی در پیرامون زندگی و ثبت آثار پراکنده‏اش بعمل نیامده و دست تصاریف زمان گرد فراموشی‏ بر چهره‏اش افشانده و لآلی اشعار آبدارش از بین رفته است.نام وی را صاحبان تذکره‏ و سفاین مختلف ابو اللیث،ابا لیث،بالیث،ابو لیث ثبت کرده و دربارهء موطن او هم‏ باختلاف پرداخته‏اند چنانکه عوفی در لباب الالباب او را طبری و مؤلف مونس الاحرار وی را گرگانی و در بعضی از سفینه‏ها جرجانی خوانده‏اند.او چون در گرگان وفات یافته به لیث گرگانی مشهور است.

ابن هندو

ادیب بزرگوار، شاعر، طبیب و منجم ابن هندو طبرستانی، از مردم آمل بود ولی خاندان او به هندیجان رفتند و عده ای دیگر به ری. در نیشابور تحصیل کرد و هم در آنجا با دانش یونانى آشنا شد. از شاگردان ابوالحسن دائلى بود. پزشکى را نزد ابن‏خمار آموخت. مدتى در گرگان در خدمت قابوس وشمگیر بود. در اشعارش قابوس و فرزند وى، منوچهر، را ستود. پس از آن به خدمت عضدالدوله‏ى دیلمى درآمد و تا پایان زندگى دبیر وى بود. از آثارش: «مفتاح الطب»؛ «الکلم الروحانیة من الحکم الیونانیه»؛ «کتاب النفس»؛ «المقالة المشوقة فى المدخل الى العلم الفلسفه»؛ «الرسالة المشرقیه»؛ «انموذج الحکمة»؛ «دیوان» شعر که آن را نکو و جاویر سروده است.

مرزبان

اصفهبد مرزبان‌بن‌رستم بن شروین پریم از شاهزادگان طبرستان که نسب آن در سه نسل به آمل است و این شهزاده شاعر نیز بوده است و در آن روزگار شعراى طبرستان به زبان طبرى به اوزان هجائى بر طریق ایرانیان پیش از اسلام شعر مى‌گفته‌اند و دیوان شعرى بوده است مرزبان را به نام 'نیکى‌نومه' و این کتاب هم به زبان مزبور بوده است و گویا مرزبان موصوف، در اواخر قرن چهارم هجرى مى‌زیسته است.او کتاب و اثر جاویدان مرزبان نامه را نگاشته است و گویا در محله شروین محله که در حال به شهربانو محله معروف است خانقاهی عظیم داشته و در آن زندگی می کرده است.

باقر لاریجانی

دکتر باقر لاریجانی فرزند آیت الله العظمی میرزا هاشم آملی در سال 1340 در شهر قم به دنیا آمد . وی در سال 1358 در کنکور پزشکی در دانشکده پزشکی تهران با رتبه بسیار بالا قبول شد و پس از فارغ التحصیلی در همان رشته ، رشته داخلی را برای خود انتخاب نمود. در رشته غدد و متابولیسم ادامه تحصیل داشت تا به مرحله فوق تخصص این رشته در آمد. از مشاغل وی می توان رئیس دانشگاه علوم پزشکی تهران را اشاره کرد. از وی تالیفات زیادی به جا مانده است.همچنین او چهره ماندگار ایران شد.

آرش کمانگیر

آرش معروف به کمانگیر، از پهلوان‌های باستانی ایران است که در تیراندازی بسیار زبردست و بی‌مانند بود. او پس از شکست ایرانیان از تورانیان برای تعیین مرز دو کشور تیری را از نقطه‌ی شکست،که از کوه دماوند آمل، پرتاب کرد. تیر آرش پس از زمان درازی بر تنه‌ی درختی در مرو فرود آمد. مرز ایران این گونه تعیین شد، اما پیکر آرش، که همه‌ی نیروی خود را برای پرتاب آن تیر گذاشته بود، پاره پاره شد و او جان خود را در راه میهن از دست داد. کهن‌ترین نوشته‌ای که در آن از آرش سخن رفته است، کتاب اوستا(یشت هشتم، بند ششم) است. در این کتاب از قهرمانی به نام ارخشه با ویژگی‌هایی مانند تیزتیر و تیزتیرترین ایرانیان، یاد شده است. در نوشته‌های پهلوی آگاهی چندانی از این قهرمان به دست نمی‌آید و تنها در رساله‌ی ماه فروردین روز خرداد، آمده است که در روز خرداد(روز ششم) از ماه فروردین، منوچهر و ایرش شیباگ‌تیر، سرزمین ایران را از افراسیاب پس گرفتند.

شحنه مازندرانی

از روستا شحنه کلا آمل بود بعضی ها گویند خراسانی بود.شاعر، متخلص به شحنه. شحنه از مازندران به تهران آمد و پس از مدتى خدمت در دربار فتحعلى‏شاه مامور فارس شد و در زمان حکومت حسینعلى میرزا فرمانفرما از طرف وى به سمت داروغگى شیراز منصوب گردید. پس از مدتى از شیراز به اصفهان آمد و در آنجا رحل اقامت افکند. به اتفاق مرحوم میرزا مهدى خان منشى‏الممالک به زیارت مکه رفته و بعد از مراجعت در اصفهان فوت کرد. در چهار باغ نو در مقبره‏ى ملا محمد سرابى دفن شد. وى داراى «دیوان» شعر است.

صادق آملی لاریجانی

آیت الله صادق لاریجانی آملی در سال‌ 1339 در نجف‌ اشرف‌ در خانواده‌ای‌ اهل‌ علم‌ دیده‌ به‌ جهان‌ گشود.پدرش‌ آیة‌الله‌ العظمی‌ میرزا هاشم‌ آملی‌(ره‌) از بزرگان‌ حوزه‌ علمیه‌ قم و نجف‌ بود که‌ در طی‌ سالیان‌ دراز شاگردان فراوانی‌ پرورانده‌ است‌.مادرش‌ نیز فرزند آیة‌الله‌ العظمی‌ سید محسن‌ اشرفی‌(ره‌) از بزرگان‌ بهشهر بود که‌ در آن‌ شهر سمت‌ مرجعیت‌ داشت‌. پدرش یک‌ سال‌ و اندی‌ پس‌ از تولد فرزندش‌ به‌ شهر قم‌ مهاجرت‌ کرد.لاریجانی‌ تحصیلات‌ جدید را از دبستان‌ در سال‌ 1345 آغاز کرد و در سال‌ 1356 به‌ پایان‌ رساند.وی‌ هنگام‌ وارد شدن‌ به‌ سال‌ چهارم‌ دبیرستان‌ با فراهم‌ آمدن‌ بورس‌ تحصیلی‌ از دانشگاه‌ صنعتی‌ شریف‌ عازم‌ تحصیل‌ در یکی‌ از کشورهای‌ غربی‌ بود که‌ ناگهان‌ زندگی‌اش‌ دگرگون‌ شد و با تشویق‌ پدر به‌ دروس‌ دینی‌ رو آورد.او در سال‌ 1356 به‌ حوزه‌ علمیه‌ قم‌ رفت و بیشتر دروس‌ مقدمات‌ و سطح‌ را در فرصتی‌ اندک‌ و در نزد استادان‌ برجسته‌ که‌ گاه‌ از نزدیکان‌ وی‌ نیز بودند، به‌ پایان‌ رسانید.سپس‌ در درس‌ خارج‌ بزرگان‌ قم‌، از جمله‌ والد خود، حاضر شد و سال‌ها از محضر آنان‌ بهره‌های‌ بسیار برد.لاریجانی‌ از سال‌های‌ نخستین‌ انقلاب‌ به‌ مقوله‌ تهاجم‌ فرهنگی‌ و شناخت‌ آن‌ اهتمام‌ ویژه‌ای‌ داشت‌ و در این‌ زمینه‌ فعالیت‌های‌ گسترده‌ای‌ انجام‌ داد.‌وی از سال‌ 1368 به‌ تدریس‌ خارج‌ فقه‌ و اصول‌ اشتغال‌ داشت. علاوه‌ بر این به‌ تدریس‌ در دانشگاه‌ تربیت‌ مدرس‌ قم‌ و دانشگاه‌ رضوی‌ مشهد در سطح‌ کارشناسی‌ ارشد و دکترا نیز پرداخت.در سال 1377 به عنوان نماینده دوره سوم مجلس خبرگان از استان مازندران به مجلس خبرگان راه یافت و در سال 1380 با حکم مقام معظم رهبری به عنوان عضوی از فقهای شورای نگهبان منصوب شد.صادق لاریجانی در 24 مرداد سال 1388 توسط رهبر معظم انقلاب به عنوان رئیس قوه قضائیه منصوب و جانشین آیت الله شاهرودی شد.

الصدر بن شجاع الدین محمود


محمد الصدر معروف به میر رفیع از علما و نویسندگان عظیم مازندران بود و از خاندان مرعشی آملی بود.او دارای تالیف بزرگ و جامع است.

ابو عبداله مازندرانی آملی


از جمله فقها و از علمای سترک بود .نامبرده بعد از پایان علوم مقدماتی در آمل به نجف رهسپار شد . و بعدها به بغداد پا نهاد و ان جا به ارشاد مردمان بغداد و شام پرداخت و به مناظره با بزرگان پرداخت و بعد ان فوت نمود و به طور کامل بغداد یک عصر غمناک را سپری کرد.

علی بن مسلم


از علما و نوابغ قرن پنجم می باشد.او دارای کتاب های نفیس و هفده جز اثار بزرگ است که در کتاب های متعدد علمی و در کتاب آلآمل به نیکی از آن یاد شده است.

کاظم آملی

دکتر کاظم آملی (زادهٔ ۱۳۰۴ در نجف) پزشک و متخصص و پدر بیماری ریه ایرانی است.دکتر کاظم آملی، متولد سال ۱۳۰۴ در شهر نجف بدنیا آمد, و در زمان کودکی به اتفاق خانواده اش به ایران باز گشتند. وی تحصیلات ابتدایی را در دبستان بصیرت و دوره متوسطه را در دبیرستان شریف واقع در شهر تهران گذراند. در سال ۱۳۲۴ به واسطه هوش و ذکاوت و پشتکار فراوان در کنکور سراسری نفر اول شد و وارد دانشکده پزشکی شد. در سال ۱۳۳۰ دانشنامه پزشکی عمومی خود را با درجه ممتاز، به اتمام رساند و فارغ التحصیل گشت. پس از ۷ سال تحقیق و تحصیل در کشور انگلستان، موفق به اخذ درجه فوق تخصص در رشته ریه گشت و از سال ۱۳۳۵ در دانشگاه تهران، به عنوان استاد در رشته داخلی ریه به کار تحقیق و تدریس پرداخته و خدمات شایان توجهی به جامعه پزشکی و میهن خویش نموده است.

استاد خسرو معتضد

خسرو معتضد متولد ۱۳۲۱ در تهران، به عنوان تاریخدان و مجری تلویزیون ایرانی شناخته می‌شود او فرزند سرهنگ معتضد است.پدر بزرگش دکتر شمس الادبا لاریجانی بوده است.او بعد از دیپلم وارد دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران شد و توانست در ۱۳۴۴ از این دانشگاه فارغ‌التحصیل شود. او بعدها توانست در رشته خودش یعنی تاریخ و جغرافیا در سال ۱۳۴۹ فوق‌لیسانس هم دریافت کند. او در سال ۱۳۴۳ سردبیر مجله ترقی شد و نخستین کتاب وی نیز در همین سال انتشار یافت، از وی هم اکنون کتاب‌های بسیاری منتشر شده‌است. پیش از انقلاب در دانشکدهٔ رادیو و تلویزیون و مدتی نیز در دانشکده افسری تاریخ معاصر تدریس می‌کرده‌است.او همچنین به عنوان تاریخ شناس برجسته در برنامه های تلویزیونی ایران و خارج از ایران ظاهر می شود.

میرزا شفیع مازندرانی

میرزا شفیع مازندرانی متولد آمل و یکی از بزرگان دوران قاجار بوده از سال ۱۲۱۵ تا ۱۲۳۴ هجری قمری صدر اعظم ایران در دوران پادشاهی فتحعلی شاه قاجار بود.مهم‌ترین واقعه در روابط خارجی ایران در زمان صدارت میرزا شفیع، وقوع جنگ‌های ایران و روسیه و جدایی بخش‌هایی از سرزمین ایران در پی انعقاد عهدنامه گلستان بود.وی فرزند حاج میرزا احمد از خدمتگزاران نادرشاه افشار بود.

لطف‌الله حسنی

سید لطف‌الله حسنی لاریجانی از خوشنویسان و نستعلیق‌نویسان بزرگ سده سیزدهم هجری بوده‌است. او از کاتبان گمنام دربار فتحعلی‌شاه قاجار بوده‌است که افزون بر کتابت شعر نیز می‌گفته‌است.از آنجایی که آثارش تا ۱۲۳۸ ه‍. ق دیده شده درگذشت او باید پس از این سال باشد.

دکتر اسماعیل منصوری لاریجانی

اسماعیل منصوری لاریجانی درسال 1337 درروستای رینه لاریجان متولد شد و پس از گذراندن تحصیلات ابتدایی درزادگاه خود ،‌به تهران رفت و متوسطه را دردبیرستان نظام مافی دررشتة علوم طبیعی گذراند ، وی پس از دریافت لیسانس علوم بیمارستانی در 1360 درسال1362 به دانشکده الهیات تهران راه یافت و سپس بعنوان بورسیه دانشگاه امام حسین در1371 موفق به دریافت درجه دکترای روابط بین الملل گردید . وی سه سال بعد دکترای عرفان را نیز ازدانشگاه آزاد اسلامی دریافت کرد . و نیز تحصیلاتی درحوزه درفلسفه و عرفان و فقه واصول نمود . وی 21 عنوان کتاب منتشر کرده است که ازآن میان کتاب تاریخ دفاع مقدس برنده جشنواره کتاب دفاع مقدس شده است . وی هم اکنون استاد دانشگاه امام حسین می باشد .گروه : علوم انسانیرشته : علوم سیاسیگرایش : روابط بین المللاوضاع اجتماعی و شرایط زندگی : اسماعیل منصوری لاریجانی در1337 درروستای رینه لاریجان درخانواده ای مذهبی دیده به جهان گشود .تحصیلات رسمی و حرفه ای : اسماعیل منصوری لاریجانی دوره ابتدایی را در زادگاه خود درروستای رینه لاریجان به دبستان رفت و سپس برای ادامه تحصیل به تهران آمد و دردبیرستان نظام مافی دررشته علوم طبیعی به تحصیل ادامه داد وی در 1356 وارد مجتمع علوم بیمارستانی شد و دررشته علوم آزمایشگاهی به تحصیل پرداخت . وی در 1362 به دانشکده الهیات دانشگاه تهران راه یافت وبه تحصیل دررشته الهیات مشغول شد و سپس بعنوان بورسیه دانشگاه امام حسین (ع) درسال1371 موفق به اخذ درجه دکترای دررشته روابط بین الملل از آن دانشگاه شد . وی سه سال بعد به دلیل گرایش به زمینه های ادبی ـ عرفانی از دانشگاه آزاد اسلامی دکترای عرفان گرفت . از این گذشته وی درحوزه فقه واصول رانزد دکتر ابوالقاسم گرجی عرفان را نزد علامه آیت الله حسن زاده آملی و حجت الاسلام دکتر شیخ الاسلامی وفلسفه رانزد دکتر غلامحسین دینانی فراگرفت و درمحضر درس خارج فقه آیت الله خامنه ای حضور یافت .استادان و مربیان : دکتر ابوالقاسم گرجی ،‌آیت الله حسن زاده آملی ، حجت الاسلام دکتر شیخ الاسلامی ، دکتر ابوالقاسم گرجی ،‌دکترغلامحسین دینانی ، آیت الله خامنه ای از استادان دکتر منصوری لاریجانی بوده اند.وقایع میانسالی : اسماعیل منصوری لاریجانی سالهای بسیاری از عمر خودرا صرف آموختن و تحصیل دررشته های روابط بین الملل، عرفان .‌علوم حوزوی طی کرد . سپس به تدریس دردانشگاههای مختلف از جمله امام حسین و مسئولیت های گوناگونی چون مسئولیت مرکز دایره المعارف دفاع مقدس ، ونیز تالیف کتب پژوهشی و ادبی و اجتماعی گوناگون پرداخته است .مشاغل و سمتهای مورد تصدی : اسماعیل منصوری لاریجانی مدیر مسئول ماهنامةْ فرهنگ پایداری ،‌استاد دردانشگاه مختلف (از جمله دانشگاه امام حسین ) مسئول مرکز دایره المعارف دفاع مقدس می باشد .فعالیتهای آموزشی : اسماعیل منصوری لاریجانی عضو هیئت علمی دانشگاه امام حسین است اما دردانشگاههای دیگرنیز تدریس می نماید .سایر فعالیتها و برنامه های روزمره : اسماعیل منصوری لاریجانی درکنار تدریس و مسئولیت های اداری به تحقیق درباره 8سال دفاع مقدس می پردازد .شاگردان : بسیاری از فارغ التحصیلان رشته روابط بین الملل از دانشگاه امام حسین ، شاگردان اسماعیل منصوری لاریجانی بوده اند .آرا و گرایشهای خاص : اسماعیل منصوری لاریجانی درروابط بین الملل به بحث جنگ ایران و عراق توجه ویژه ای دارد .جوائز و نشانها : جایزه بهترین پژوهش (کتاب ) جشنواره کتاب دفاع مقدس به کتاب تاریخ دفاع مقدس اثر اسماعیل منصوری لاریجانی تعلق گرفته است . (1382ه.ش)چگونگی عرضه آثار : اسماعیل منصوری لاریجانی 21 کتاب درزمینه های متنوع ادبی اجتماعی دینی وعرفانی منتشرکرده است .آثار : تاریخ دفاع مقدس ویژگی اثر : این کتاب درسال1382 بعنوان بهترین کتاب دفاع مقدس ازسوی جشنواره آثار دفاع مقدس برگزیده شد .2 دوجلد کتاب دربره عرفان و شرح مفاهیم عرفانی ویژگی اثر : این دوجلد درشرح نیایش های عرفانی شهید دکترمصطفی عرفانی می باشد .

علی بن بلال آملی

ابوالحسن علی بن بلال آملی از شخصیتهای بزرگ زیدیه جهان در قرن پنجم است که در منطقه طبرستانِ ایران می‏زیسته و از عالمانی همچون ابوعباس حسنی بهره برده و در اواخر قرن پنجم بدرود حیات گفته است.(36) از جمله آثار او کتاب شرح الأحکام است که از مهم‏ترین کتابهای حدیث زیدیه شمرده شده است. این کتاب در حقیقت به وسیله ابوعباس حسنی و در شرحِ کتابِ فقهی امام هادی یحیی بن حسین، الأحکام فی الحلال و الحرام، تألیف شده و علی بن بلال آن را در دو مجلد تلخیص کرده است. آنچه اکنون منتشر شده، برگزیده‏ای از این کتابِ علی بن بلال است که شخصیتِ معاصر زیدیه، محمد بن حسن عجری (ت1352 ق)، با نامِ إعلام الأعلام بأدلة الأحکام آن را گردآوری کرده است. در این اثر روایاتِ جلد اول شرح الأحکام که در اختیار بوده، به آنچه از این کتاب در کتابِ تتمة الاعتصام آمده، ضمیمه شده که شامل 1149 حدیث است که بر اساس ترتیب ابوابِ کتابِ فقهی الأحکام تنظیم شده است. إعلام الأعلام در سال جاری (2002 م/1422 ق) در 548 صفحه به کوشش محققِ معاصر زیدیه، عبدالله بن حمود عزّی، و به وسیلؤ موءسسه فرهنگی امام زید بن علی(ع)، برای اولین بار منتشر شده است.همچنین باید از کتاب تتمة المصابیح، دیگر اثر منتشر شده علی بن بلال نام برد که در آن کار استاد خود ابوعباس حسنی را در کتاب المصابیح تکمیل کرده است. اینک هر دو با هم در یک مجلد به کوشش محقق معاصر زیدیه، عبدالله بن عبدالله بن احمد حوثی، برای اولین بار منتشر شده است.

میرزا مهدی خان

از علما و شاعران چیره دست زمان خود بود و شعر می گفت از آثار او می توان به چندین هزار بیت شعر از او اشاره کرد که همگی ان ها در مدح خوبان می باشد.

حاج قربان خان

حاج قربان خان مردی زاهد و راستگو و خان قریه ها مازندران بود و همچنین بعد از آمدن سپهسالار به مازندران به او اعتماد کرد و او را مشاور حقوقی خود کرد، همچنین نام او در کتیبه سقانفار مازندران به نام کربلایی حاج قربان خان .خادم درگه شاه مردان دیده می شود.او همچنین کاتبی خوب و مردی خوش خط بود.

ملا محمد بن علی آملی

از خاندان بنی جوان (جوان ظاهراً نام یکی از شعراء دورهٔ صفویه است). پس از تحصیل مقدمات در زادگاه خود در هفده‌سالگی به تهران آمد و در نزد میرزا حسن آشتیانی ، میرزا ابوالقاسم کلانتری و سید صادق طباطبائی به تحصیل علم فقه و اصول پرداخت. حکمت و فلسفه را نزد میرزا ابوالحسن جلوه و آقا علی‌مدرس آموخت. آنگاه خود حوزهٔ درس دایر کرد. در سال ۱۳۲۰ق امامت مسجد مجد در تهران به وی محول شد. ملا محمد آملی از مخالفان مشروطه بود. پس از پیروزی مشروطه‌خواهان زندانی و سپس به آمل تبعید شد و چند سال بعد به تهران آمد و به تدریس پرداخت. آثار او عبارتند از: "تخلیص‌الفرائض" حاشیه بر "اخبار‌الاسرار فی مراحل‌الابرار".

محمد بن حسن آملی

معروف به ملا اولیاء استادی به مثال و هنر ور و کاتبی بزرگ بود. مدت‌ها در بغداد تحصیل کرد. سپس به عراق عجم و طبرستان بازگشت. به جهت مرگ اردشیر بن حسن حکمران مازندرانی که ممدوح ظهیر‌الدوله فاریابی بود دلتنگ شد و از استرآباد به خوارزم رفت و چندی در آن سامان زیست. "تاریخ سلاطین مازندران" که نثری ساده و روان دارد از تصنیفات او بود. بعدها سید ظهیر‌الدین مرعشی ، از آن زمان تا حیات خود ، ذیلی بر آن نوشت. ملا اولیاء گاهی شعر می‌سرود و بیشتر در قالب رباعی طبع آزمائی می‌کرد. از آثار او: "تاریخ رویان".

جمال‌الدین محمد بن ابوالقاسم

عالمی وارسته،وی از مردم طبرستان بود و در سلک شاگردان شیخ‌الطائفه محمدبن حین طوسی درآمد و از وی روایت کرد. علامه بحر‌العلوم در "فوائد‌الرجالیه" به این نکته اشاره کرده است.

زاهد علی آملی

وی عالمی زاهد بود. او از شیخ ابوالحسن محمد حلٌی روایت می‌کرد. استاد حسین عبدالحق‌الهی در اوایل حاشیه‌ خود بر "قواعد" در شمار استادانی که از آنان علوم شرعی را فرا گرفته نام او را برده است.

ابوعبیدالله محمد کاودانی آملی

محدثی بی مثال،۳۹۸ق به همراه گروهی از مشایخ به خدمت امیر شمس المعالی قابوس‌ بن وشمگیر رسید. او سفری به مصر داشت و رفیق سفر ابوجعفر بن دلان بود. از ابوالعباس احمد بن حسن رازی مصری و ابوبکر احمد بن محمد سنی حافظ حدیث شنید. رئیس ابوالمحاسن سعدبن محمد جولکی و ابوبکر محمد بن حسن جاجرمی و دو فرزند ابوسعد اسماعیلی: ابوالفضل و ابوالحسن از وی روایت کرده‌اند.

ملک بهمن دوم

ملک‌بهمن پادشاه شاخه لاریجان بود که پدرش ملک‌کیومرث چهارم در شاخه‌ی کجور پادشاهی می‌کرد. وی آخرین پادشاه این شاخه‌ی سلسله پادوسبانیان بود و به دستور شاه عباس یکم به قتل رسید.

ابن قاص طبری

ابوالعباس احمد بن ابی احمد طبری معروف به ابن قاص فقیه شافعی، قاضی، واعظ و محدث بزرگ شافعی اهل طبرستان بود. وی تحصیلات خود را در بغداد طی کرد و مدتی پیشوای شافعیان در طبرستان و مدتی نیز قاضی شهر طرسوس در جنوب ترکیه کنونی بود.رساله دلائل القبلة تنها اثر چاپ شده اوست که در ۱۹۱۳م توسط لویس شیخو در مجله المشرق چاپ شده‌است.او خانقاهی عظیمی در ایران داشت.

علی بن محمد کوهی

طبب و عارفی متدین در کتب رجالیه او را ثقه‌ای جلیل‌‌القدر و محدث و فقیهی بزرگ توصیف کرده‌اند. فرزند او ، شیخ عمادالدین ابو جعفر طبری ، در کتاب ارزشمند "بشارهٔ‌المصطفی" از وی روایت کرده است.

علامه موید بالله آملی

در علم افاضل واکبر علما زمان بود،وی برادر یحیی ملقب به ناطق بالحق و از پیشوایان زیدیهٔ طبرستان و معاصر صاحب‌بن‌عباد بود. و با برادر کوچکتر خود به برادران هارونی معروف بودند. پدر وی شیعهٔ اثنی‌عشری بود و خود او برادر او نیز نخست دارای این مذهب بودند و بعد به فرقهٔ زیدیهٔ پیوستند. آملی در پی کسب دانش به بغداد رفت و نزد دائی خود ابوالعباس احمد بن ابراهیم درس خواند. بعد به همدان رفت و نزد قاضی‌القضاهٔ عبدالجبار همدانی درس خود را به پایان رسانید و در فقه و اصول و نحو و لغت عربی و حدیث و درایت تبحر یافت و آراء فقهی او از سوی زیدیان ایران و کوفه و حجاز و یمن پذیرفته شد. وی در فصاحت شهره بود ، چنان‌که نثر وی را در کتابی که در پاسخ قابوس بن وشمگیر دربارهٔ فضائل امیر‌المؤمنین (ع) نوشت معجزه مانند دانسته‌اند. در دیلمستان با او به خلافت بیعت کردند و مدت حکومت او بیست سال طول کشید. آثار او عبارتند از "التجرید"؛ و شرح آن ، "دیوان اشعار؛ "سیاسهٔ‌المریدین"؛ "کتاب‌الافادهٔ"؛ "کتاب‌البلغه"؛ "کتاب‌النصرهٔ".

حسن کرکی

حسن ابن ابراهیم بن علی بن عبدالعالی کرکی میسی طبری .احوالش در امل الامل و نجوم السماء ص 118 و ذریعه ج 2 ص 305 آمده است .اورا مردی زاهد و افضل علم رجال می دانستند.

بن عبد الله طبری

بن عبداﷲبن طاهربن عمر الطبری القاضی الفقیه الشافعی . کنیتش ابوالطیب . مردی ثقه وراستگو و متدین و پرهیزکار و آشنا به اصول و فروع فقه بود، وی محقق در علم ، سلیم الصدر، و نیکخوی ، با مذهبی استوار و صحیح بود، بر طریق فقها شعر میگفت . یکصدودو سال عمر یافت بی آنکه اختلالی در عقل یا تغییری در فهم او راه یابد فتوی میداد، و خطاء فقها را استدراک میکرد، و تا پایان عمر در بغداد بود، و همواره درموکب خلفا به دارالخلافه حضور می یافت . در آمل نزد ابوعلی زجاجی از یاران ابن القاص ، فقه فرا گرفت . نزد ابوسعد اسماعیلی و ابوالقاسم بن کج نیز مدتی در گرگان تلمذ داشت . سپس به نیشابور رفته ، ابوالحسن ماسرجسی رادریافت ، و چهار سال مصاحب او بود و فقه را نزد او نیز تکمیل کرد. سپس رهسپار بغداد گردید. و در مجلس درس شیخ ابوحامد اسفراینی حاضر شد. شیخ ابواسحاق شیرازی نزد صاحب ترجمه به فراگرفتن علم اشتغال یافت ، و میگفت مابین کسانی که نزد آنها شاگردی کرده ام ، از قاضی طبری ، کسی را در اجتهاد کاملتر، و در تحقیق دقیقتر و در نظر نیکوتر نیافتم . قاضی طبری ، مختصر مزنی ، و فروع ابوبکربن الحدّاد المصری را شرح کرد. و در اصول و مذهب و خلاف و جدل نیز تصنیفات بسیاری کرده . شیخ ابواسحاق گفته است بیش از ده سال ملازم مجلس قاضی طبری بودم ، و به اذن و اجازه ٔ او برخی از اصحاب او را درس میگفتم ، و مرا در حلقه ٔ او رتبتی خاص بود. قاضی طبری در بغداد توطن جسته ، و پس از مرگ ابوعبداﷲ الضمیری و متولی امر قضاء ربع کرخ بغداد گردید، و تا هنگام وفاتش به امر قضا اشتغال داشت . مولد او در آمل به سال 348 و وفاتش در دهم ربیعالاول سال 450 هَ . ق . بود.یک روز بعد از وفاتش او را در مقبره ٔ باب حرب مدفون ساختند و در مسجد جامع منصور بر او نماز گذاردند. چنانکه صاحب کتاب وَفیات الاعیان نقل کرده است . (روضات الجنات ص 338). ابن خلکان در وَفیات گوید: سمعانی درذیل آورده که ابواسحاق علی بن احمدبن الحسین بن احمدبن الحسین بن محمویة الیزدی را دستار و پیراهنی بود مشترک مابین او و برادرش . به این معنی که هر وقت یکی از دو برادر از خانه بیرون میشد، آن دستار و پیراهن را به کار میبرد، و برادر دیگر در خانه می نشست ، و بالعکس . سمعانی گوید روزی با علی بن الحسین الغزنوی الواعظ بخانه ٔ ابواسحاق بن محمویه رفتیم سلامی دهیم . دیدیم برهنه است و اِزاری بخود پیچیده . او خود از برهنگی عذر خواست و گفت ما وقتی جامه های خود را میشوئیم مدلول شعر قاضی ابوالطیب الطبری درباره ٔ ما صادق آید:قوم اذاغلواثیاب َ جمالهم،لبسواالبیوت َالی فراغ الغاسل از تألیفات او نیز مختصری است درمولد شافعی ، و تراجم احوال جمعی از اصحاب او. در کشف الظنون هم کتابی بنام «مخرج » از تألیفات صاحب ترجمه ایراد کرده است . و رجوع به تاریخ خطیب بغداد ج 9 شود. او راست : شرح مختصر مزنی در فقه محتوی یازده جزءو نیز او را اشعاری بسیارزیبا و منظمی است.

الحسینی جزائری بصری

ابن عبداﷲبن محمدبن حسین الحسینی الجزائری البصری ، ادیب و مدرس و فقیه امامی مذهب است ، به سال 1050 هَ . ق . در قریه ٔ صباغیه ازقرای بصره ولادت یافت و در آنجا مقدمات علوم را آموخت سپس به شیراز و اصفهان رفت ، سرانجام به جزائر بازگشت و به سال 1112 در قریه ٔ جایدر درگذشت.

منطقی رازی

ابومحمد منصور بن علی شناخته‌ شده به منطقی رازی شاعر سده چهارم هجری و از شاعران پیشگام در عراق عجم می‌باشد. او همدوره با صاحب بن عباد وزیر ایرانی بود. او میان سال‌های 356 الی 369 - ۳۶۷ تا ۳۸۰ هجری- درگذشته‌ است،منطقی از بزگان علم و ادب بود که توانست ادبیات ایرانی را در کشورهای عربی جا بیندازد.

علامه عماد طبرسی

عارفی و عالمی افضل العلم معروف به عماد طبرسی یا عماد طبری. از علماءِ بزرگ امامیه در قرن هفتم و از معاصرین محقق حلّی و خواجه نصیرالدین طوسی (م ۶۷۲ ق) است. در فقه و حدیث و تحقیق حقایق اصول مذهب و دیگر فنون تصنیفات سودمندی دارد. فتوای وی در کتب فقهی متأخرین نقل شده است. در ۶۷۰ ق مناظره‌ای - در تنزیه خداوند از تشبیه - با اهل بروجرد کرد. در ۶۷۲ ق به‌ دستور وزیر خواجه بهاءالدین محمد از قم به اصفهان و شیراز و ابرقو و یزد و شهرهای آذربایجان برگردش جمع شدند و علوم دینی را نزد وی تکمیل کردند.آثار وی الاربعون حدیثاً فی فضایل امیرالمؤمین (ع) و اثبات امامنه" یا "اربعین بهائی"؛ "کامل‌السقیفهٔ" یا "کامل بهائی"، که در ۶۷۵ ق تألیف شده و دوازده سال جمع‌آوری آن به درازا کشیده است. چون این دو کتاب به‌ خواهش و نام وزیر بهاءالدین محمدبن وزیر شمس‌الدین محمد جوینی معروف به‌ صاحب دیوان تألیف شده بهائی نام گرفته است.

شیخ عبدالکریم

آیت الله شیخ عبدالکریم بهرستاقی مردی فاضل و زاهد و خوش حساب بود تحصیلات اولیه را در آمل گذراند و به رهسپار تهران و از انجا به نجف رفت ازاو کتابی به جای نماده است.

علامه حسینی ذاکری آملی

علامه الحسینی محب زاکری آملی یکی از مشایخ بزرگ که در عصر صفوی می زیست و برای او خانقاهی بزرگ بنا نهادند در مصر و ان جا مشفول درس دادن بود و بعد از مرگش در همانجا به خاک سپرده شد.

ابوالقاسم رجایی

مرحوم شیخ آیت الله ابوالقاسم رجایی از علمای شهر آمل بود که برای طلاب تازه وارد در مسجد جامع آمل تدریس می‌کرد. استاد علامه جوادی آملی برخی از دروس مقدماتی از صرف و نحو و ادبیات عرب را نزد ایشان فرا گرفت. مرحوم شیخ ابوالقاسم رجایی از بیت علم و فضل بود. چنان‌که پدر و اجدادش همه از اهل علم بودند.

تقی الدین ابراهیم

تقی الدین ابراهیم بن حسین بن علی آملی معروف به شیخ ابراهیم آملی یکی از بزرگان علمای شیعه در اواخر قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری قمری بشمار می رود.در کتاب ریاض العلما و حیاض العلما و حیاض الفضلا درباره شیخ تقی الدین ابراهیم آملی چنین آمده است: آملی فاضلی فقیه و از شاگردان علامه حلی و فرزندش فخر المتقین بود. در شهر اردبیل نسخه ای از ارشاد علامه را دیدم و فرزندش به خط خودشان برای او اجازه ای نوشته بودند و او هم این کتاب را برای آنها قرائت کرده بود و این هر دو بزرگوار (پدر و پسر) از وی به نیکی یاد کرده اند اکنون مناسب می دانم اجازه ایشان را به عبارتی ایراد کنم ترجمه صورت اجازه علامه این است: این کتاب را که به نام ارشاد الاذهان الی احکام الایمان موسوم و در فقه تالیف شده است قرائت کرد شیخ مالک فاضل زاهد پارساترین متاخران تقی الدین ابراهیم بن حسین آملی خداوند او را حفظ و عمرش را دراز کند. قرائتی که مشتمل بر مبحث و اتفاق بود و به انجام آورد . در اثنای قرائت و تضاعیف مباحثت آن مشکلاتی که در فقه برای او اتفاق می افتاد از من میپرسید و مشکلات او را با کمال وضوع بیان می کردم و روایت این کتاب و دیگر از آثار و روایات و اجازتم و هم کتابهای متقدمان از اصحاب پیشین خود را به وی اجازه دادم به همان شرایطی که در اجازات معمول است و کتاب الحسن بن یوسف بن مطه ماه محرم سال 709 هـ.ق حامدا مصلیا.شیخ ابراهیم آملی در زهد و تقوی نیز از چهره های بارز و برجسته حوزه به شمار می رفت و کردار و رفتار او آنچنان بود که دلها را شیفته می رد و از این جهت الگوی بسیار خوبی برای دیگران محسوب می شد. متاسفانه اطلاعات بیشتری از زندگانی او در دست نیست و حتی سال دقیق وفات او همانند سال ولادتش نیز به دست نیامده است.

فانی

ملا نظرمتخلص به فانی (سده 13 ه. قز ) اهل بندپی که درروستای سائیج محله نزدیک آمل سکونت داشت. شخصی عامی و بیسواد بود و به دامداری و کشاورزی روزگار میگدراند . اما غزل ها و مرثیه ها به آهنگ و اوزان گوناگون می سرود که حاکی از طبع شیوای اوست.

استاد رمضانعلی اولیایی دلارستاقی

از بزرگان پژوهش و علم و ادب بود او در شعر شناسی و مفاخر شناسی شهره بود و تالیف ها و مقالات و سخن رانی های زیادی هم داشته است.

میرزا حسن حجت

آیت الله میرزا حسن حجت فرزند آیت الله میر زا محمد حجت از علما به نام فقه و حوزه علمیه نجف و کربلا بود پس از تعلیم و درس دادن در امل دار فانی را ودا نمود و در لاریجان دفن شد.

ابراهیم سعیدالعلماء

مردی مومن و عالم ،تحصیلات مقدماتی و علوم قدیمه را در همان‌جا فرا گرفت. برای تکمیل تحصیلات به تهران آمد و مدت پانزده سال معقول و منقول را آموخت و نزد استادانی چون میرزا محمدطاهر تنکابنی و سیدعبدالله بهبهانی و حاج شیخ علی مدرس نوری و میرزا ابوالحسن جلوه به تحصیل حکمت و فلسفه و در محضر میرزا حسن آشتیانی و حاج شیخ عبدالنبی به فراگیری فقه و اصول پرداخت. وی بیش از نیم قرن مدیریت مدرسهٔ قدسیه و اقدسیه و بعدها مدرسهٔ پرورش و مدرسهٔ تجارت را بر عهده داشت. از آثار وی: "جواهرالایمان" ، در اصول عقاید ، در نبوت خاصه بر اساس "انجیل‌ برنابا"؛ ترجمهٔ "انجیل برنابا" از عربی به فارسی؛ "تعلیم‌الحروف و ترکیب‌الحروف"؛ مقابله و تصحیح کتاب "منازل‌السائرین" خواجه عبدالله انصاری ، که با همکاری استادش میرزا محمدطاهر تنکابنی به پایان رسانیده.

صبحی مازندرانی


از سادات مازندران بود و با خلیفه سلطان (م ۱۰۶۳ ق) ، داماد شاه‌‌عباس‌ دوم ، خویشاوندی داشت. میرصبحی از علم طب و حکمت و موسیقی سررشته داشت ، ولی با همه این کمالات پشت پا به‌ دنیا زد و جامه فقر و درویشی پوشید و به سیر آفاق و انفس پرداخت. وی مردی شوخ‌طبع و وارسته بود که در سرودن شعر نیز مهارت داشت.

شیخ خلیفه سلطانی

فرزند سید علاء الدین حسین خلیفه سلطان است. مادرش دختر شاه عباس صفوى است. در سال 1038 متولّد، و در 1098 وفات یافته است.
مشارالیه در سنّ سه سالگى (سال سوّم سلطنت شاه صفى) به دستور شاه صفى کور شد، و با وجود این، تحصیل علم و دانش نموده و در جمیع علوم و فضائل بر امثال و اقران خویش فائق گردیده است.در کتاب مقتبس الاثر(299:2) گوید: به ابن الخلیفه مشهور است.در هر صورت، عالم فاضل و فقیه محدّث اصولى بوده، کتب زیر از تألیفات اوست:- حاشیه بر کتاب روضه [البهیّة] تا مبحث تیمم 2- حاشیه‏اى بر مدارک - حاشیه بر شرح لمعه تا آخر طهارتدر کتاب الذریعه(90:6 و 196) پس از آن که نام تألیفات او را ذکر مى‏کند از قول قزوینى در تتیمم امل الآمل فرماید: یظهر منه قوة فکره و دقة نظره،صاحب عنوان هفت فرزند پسر داشته که عبارتند از: 1- میرزا جمال الدین محمّد 2- میرزا معین الدین محمّد 3- میرزا معزالدین محمّد 4- میرزا سیّد محمد 5- میرزا کمال الدین حسین 6- میرزا محمّد حسین 7- میرزا فضل اللَّه.

ملا حسین قلی

از خوشنویسان معاصر و چیره دست بود. در خراسان او را در خط نستعلیق بر خود مقدم می‌داشتند. حسینقلی معلم خط جلال‌الدوله بود. از اثار وی: دو کتیبه در آستان رضوی است. یکی زیر آینه‌کاری حرم مطهر بر روی سنگ مرمر ، که قصیده‌ای طولانی است با تاریخ ۱۲۸۷ق ، و دیگری با رقم: "به‌خط‌العبدالفقیر حسینقلی مازندرانی ۱۲۸۲".

محی الدین محمد بن یحیی

عالم عظیم ،کاتبی بزرگ و محدثی که در کتب ها به بزرگی از آن یاد شده،در دوازده سالگی قرآن کریم و "الفیه" ابن مالک و "اربعین" نووی را حفظ کرد و در پانزده سالگی شروع به‌تحصیلات علمی نمود. ادبیات ، فقه ، تفسیر ، حدیث ، طب ، منطق ، هیئت و حکمت را از بزرگان زمان خویش فراگرفت. طبری نظم و نثر نیکوئی داشت و خطیب و مفتی مکه بود. وی در مکه درگذشت. از آثار وی: "عیون‌المسائل من اعیان‌الرسائل"؛ "الاساطین فی حج‌السلاطین"؛ شرح "المقصورهٔ‌الدریدیهٔ" به‌نام "الآیات‌المقصورهٔ - الرایات‌المنصورهٔ علی‌الابیات‌المقصورهٔ"؛ "کشف‌النقاب عن انساب‌الاربعهٔ‌الاقطاب"؛ "افحام‌المجاری فی افهام‌البخاری"؛ "حسن‌السریرهٔ فی حسن‌السریرهٔ" ، درسیره پیامبر (ص)؛ "سل‌السیف علی حل کیف"؛ "کشف‌الخافی من کتاب‌الکافی" ، در علم عروض و قافیه؛ "عرائس‌الابکار و غرائس‌الافکار" ، در تفسیر.

هارون بن علی بن یحیی بن ابی منصور ابن منجٌم


یکی از چهار فرزند بزرگ یحیی بن ابی منصور منجم بزرگ ایرانی،با صاحب‌بن عباد نیز مدتی معاشر بود. ندیمی گروهی از خلفاء را کرد گویا به وزارت نیز رسید. از آثارش: کتاب "القوافی"؛ فضائل "شهر رمضان"؛ "الرٌد علی الخلیل" ، در عروض ، کتاب "النیروز‌ النوروز و المهرجان"؛ "الفرق بین‌ابراهیم بن‌المهدی و اسحاق‌ الموصلی فی ‌الغناء" و اللفظ‌ المحیط بنقض مالفظ به اللقیط" در معارضهٔ کتاب "الفرق ‌و المعیار" ابوالفرج اصفهانی.

شیخ بالو زاهد

آقا شاه بالو از عرفای اواخر قرن 7 و اوایل قرن 8 هجری قمری وز مشایخ صوفیه و پیر شیخ خلیفه ٔ مازندرانی تاسیس کننده نهضت سربداران بود و مرشد شیخ حسن جوری یکی از چهره اصلی نهضت سربداران خراسان در عهد حکومت مغولان است.او از بزرگان عرفان و علم حکمت بود که بیهقی بزرگ به پیش او امد و برای علم سکرت از شیخ بالو زاهد املی کسب علم کرد ،مقبره او در شهر نور در منطقه بالو در چمستان است که زیارتگاه عارفان و عاشقان اوست.

خالد بن هلال

ابن مغیث . وی از صحابه بود و ابن وهب از عمروبن حارث از سعیدبن ابی هلال از شیبةبن نصاح از خالدبن مغیث که از صحابه بود روایت می کند که پیغمبر (ص ) فرمود: «رأیت قرمان متلفعاً فی خمیلة من النّار یرید الّذی غل ّ یوم خیبر.

محمد علی لارزی

او را جزو مشایخ بزرگ دانسته اند نسب او با منطقه لار طبرستان در دره لارجان یا لاریجان آمل می رسد و شیخ حکیم از تاریخ طبرستان نقل می کنند هزاران نفر برای کسب علم به پیش محمد بن علی اللارزی الطبری می آمدند.

ملا رجبعلی لاریجانی

از علمای نادر زمان خود بود او در لاریجان آمل به دنیا آمد و علم را در نجف و آمل فرا گرفت او به خوبی مکاتبه می کرد و به خوبی تالیف می نمود و نوشته های خود را به یک کتاب طویل در آورد.

حمزه بن علی
علوی مرعشی

حسن بن حمزةبن علی بن عبداﷲبن محمدبن حسن بن حسین علوی طبری مرعشی ، مکنی به ابومحمد. وی ادیب و فقیهی بود که به سال 358 هَ . ق . درگذشت . نسبت او به جدش مرعّشی است و ربطی به مَرعش ندارد.او راست : 1- تباشیر الشریعة. 2- کتاب الدر. 3- کتاب المفتخر. 4- المبسوط فی عمل الیوم و اللیلة. (از معجم المؤلفین ج 3 ص 221 از الفهرست طوسی ص 52 و ایضاح المکنون ج 1 و 2 و منهج المقال ص 98 و اعیان الشیعة).او عالمی بزرگ و رایج کننده دین جعفری بود.

استاد عباس امیری


هنرمند و استاد بزرگ سینما ایران هنرمند فقیه عباس امیری مقدم سال 1329 در آمل به دنیا آمد.وی تا مقطع دیپلم تحصیل کرد و به رشته هنر و به خصوص تئاتر و سینما رو آورد و فعالیت سینمایی‌اش را در سال ١٣۶٣ با بازی در فیلم آتش در زمستان، ساخته حسن هدایت آغاز کرد.امیری مقدم در آثار سینمایی و تلویزیونی بسیاری نظیر حضرت یوسف، جایی در دوردست، اثیری، قاعده بازی، اعتراف و... ایفای نقش کرده است.عباس امیری در مجموعه تلویزیونی یوسف پیامبر ساخته فرج الله سلحشور نیز به خوبی درخشید و در مجموعه تلویزیونی مختارنامه به کارگردانی داوود میرباقری در نقش عامر بن مسعود هم هنرنمایی کرد.وی کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد برای فیلم جایی در دور دست در بیست و چهارمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) در سال 1384 شد.عباس امیری مقدم 7 اسفند سال 1389 در اثر تصادف رانندگی دار فانی را وداع گفت.برخی از آثار هنری استاد عباس امیری مقدم:مختارنامه (1389)؛ حضرت یوسف (۱۳۸۶)؛جایی در دوردست (۱۳۸۴)؛سفر به هیدالو (۱۳۸۴)؛به من نگاه کن (۱۳۸۱)؛اثیری (۱۳۸۰)؛تیک (۱۳۸۰)؛قاعده بازی (۱۳۷۶)؛هفت سنگ (۱۳۷۶)؛اعتراف (۱۳۷۵)؛روز شیطان (۱۳۷۳)؛روز واقعه (۱۳۷۳)؛دمرل (۱۳۷۲)؛عصیان (۱۳۷۲)؛حمله خرچنگ‌ها (۱۳۷۱)؛افسانه مه پلنگ (۱۳۷۰)؛گرگ‌های گرسنه (۱۳۷۰)؛عروس (۱۳۶۹)؛آ - منفی (۱۳۶۸)؛ تفنگ های سحرگاه (۱۳۶۷)؛ آتش در زمستان (۱۳۶۴).

عطا الله آملی

شیخ کریم بن عطا الله معروف به شیخ عطاء در قرن هشتم می زیست او استادی توانا در علم نجوم و بحث های ادراکی تحلیل کسوف بود او در سن هشتاد سالگی از دنیا رفت و در شهر کوفه به خاک آرامیده شد به خاطر او دکان ها بسته شد و یک روز عزای عمومی اعلام شد.

هرازی آملی

از علما به نام زمان خود بود او بیش از صد تالیف داشته که بعد آن در مراجع از آن به نیکی یاد شده است.

علی بن ابی طالب حسنی آملی

وی از شاگردان ابوطالب هارونی بود و از او روایت کرده است. ابوالحسن علی بن محمد استرآبادی از آملی حدیث شنیده و روایت کرده است.

مذنب

پسر احمد دلارستاقی یکی از شاعران به نام مازندان مذنب یا منذب بود که شعر را جاویدان و نکو می سرود.اشعار او در وادی عرفان وتصوف و ائمه اطهار است.

کیاهراسی طبری

امام فیلسوف بزرگ جهان،فقیه شافعى، محدث، مفسر و مدرس. مشهور به عماد طبرى یا عمادالدین طبرى یا عمادکیا یا عمادالدین کیا و معروف به کیاهراسى. اهل طبرستان بود و در آنجا به دنیا آمد. وى را تالى و ثانى ابوحامد غزالى بلکه شایسته‏تر از وى مى‏دانند. در نیشابور از امام الحرمین، ابوالمعالى جوینى، فقه آموخت و در مذهب و اصول برآمد. او در نظامیه نیشابور پس از اتمام درس توسط استاد، درس او را براى شاگردان حوزه تقریر و اعاده مى‏نمود. سپس در بیهق به تدریس اشتغال یافت. آن گاه به بغداد رفت و تا پایان عمر در نظامیه تدریس کرد. وى شیخ الشافعیه بغداد بود. او از زید بن صالح آملى و جماعتى دیگر حدیث روایت کرد. سعد الخیر و عبداللَّه بن محمد بن غالب و ابوطاهر سلفى از وى روایت کرده‏اند. او لعن به یزید بن معاویه را به صراحت جایز مى‏دانست. ابن‏اثیر گوید که جهال به او اتهام عقیده و مذهب باطنى (اسماعیلیه) بستند و سلطان محمد او را دستگیر و زندانى کرد و آن گاه که جمعى از علما بر برائتش گواهى دادند آزاد شد. در بغداد درگذشت و در مقبره‏ى باب ابرز در کنار ابواسحاق شیرازى به خاک سپرده شد. از او آثار نیکویى بجا ماند. از آثارش: «احکام القرآن»، در چهار مجلد؛ «شفاء المسترشدین فى مباحث المجتهدین»، در خلافیات؛ «لوامع الدلائل فى زوایا المسائل»؛ «تعلیق فى اصول الفقه»؛ نقض و ردى بر «مفردات الامم احمد،او در حکومت های مرزی ایران نقش بزرگی داشته است.

سرهنگ حسین قاسمی

سرهنگ خلبان شهید حسین قاسمی شهید نماز و هوا نیروز در آمل به دنیا آمد و از جمله خلبانان بزرگی ارتش و از افتخارات نظام بود و اولین نفری بود که در ارتش به شاگردانش زبان خارجه یاد می داد و به آنها آموزش جنگی بین الملل میداده است، با شروع جنگ تحمیلی همواره در جبهه ها حضوری فعال و چشمگیر داشت. در ماموریتی در تاریخ 25 آبان 61 شهید قاسمی اسکورت یک فروند بالگرد 214 بود که به منظور رساندن سوخت و مواد غذایی و دارویی رزمندگان به سمت خطوط مقدم می رفت. ابری سیاه تمام منطقه را پوشانده بود و دید خلبان به شدت محدود شده بود از این رو چاره ای نبود جز اینکه در ارتفاع پایین پرواز بکنند که ناگهان بالگرد کبری مورد اصابت گلوله تجزیه طلبان قرار گرفت. پس از سقوط بالگرد شهید قاسمی به همراه کمک خلبان خود به اسارت تجزیه طلبان درآمد. او با روحی خستگی ناپذیر شکنجه های زندان را تحمل کرد منافقان طاقت نیاورده و پس از 6 ماه اسارت در حالی که حکم اعدام او را روی سینه اش گذاشته بودند در تاریخ 13/2/62 این خلبان شجاع هوانیروز را تیرباران کردند و شهید قاسمی با فریاد یا ابوالفضل و یا قمربنی هاشم به درجه شهادت نایل گشت و برای همیشه از میان زمینیان پرواز کرد.

عباس شایان

مؤلف دو جلد کتاب مازندران (چاپ دوم 1336) و مصحح کتاب تاریخ طبرستان و رویان و مازندران تألیف سید ظهیرالدین مرعشى (چاپ تهران بهمن 1333).او برای تاریخ کهن و جغرافیا مازندران زحمت های فراوانی کشیده است ، کتاب قدیم مازندران که تمامیه جغرافیا مازندران را به نگارش کشیده از تالیف گرانبها استاد شایان است.

کبیر بن ابی منصور منجم


ابوالحسن علی بن یحیی بن ابی منصورالمنجم ، بزرگترین پسر یحیی . لقب منجم از این فرد به بعد، به تمامی افراد این خاندان اطلاق شده است او عالمی بزرگ و منجمی سخت کوش بود . ذهبی (ج 13، ص 282) از او با لقب «اخباری » یاد کرده است . او در سال 200 ( د. اسلام ، چاپ دوم ، همانجا) به دنیا آمد. همچون پدرش به دربار عباسی راه یافت و ارتباط خود را با آنجا حفظ کرد. یکی از مهمترین کارهای او تأسیس مجموعة فرهنگی «خزانة الحکمة » برای فتح بن خاقان ، از وزرای متوکل ، است که ظاهراً ابومَعشَر * بلخی (متوفی 272) نیز در همانجا کارهای نجومی خود را انجام می داده است (همانجا). ابوالحسن به پزشکی ، موسیقی و شعر علاقه داشت و مشوق کارهای علمی بود به طوری که قُسطا * بن لوقا بر اثر تشویقهای او کتاب فی المدخل الی علم الهندسة ، و ثابت بن قره کتاب فی ما سأله ابوالحسن علی بن یحیی المنجم مِن ابواب علم الموسیقی را برای او تألیف کردند (همانجا). ابوالحسن در 275 در شهر سامرا درگذشت و همانجا به خاک سپرده شد (ابن خلّکان ، ج 3، ص 374؛ ابن تغری بردی ، ج 3، ص 73). وی چهار پسر به نامهای ابوعیسی احمد، ابواحمد یحیی ، ابوالقاسم عبدالله ، و ابوعبدالله هارون داشت ( د. اسلام ، همانجا).

فرامرز گودرزی

استاد ،دکتر گودرزی که وی را پدر پزشکی قانونی نوین ایران می دانند،سال 1311 دیده به جهان گشود.پدرش موسی خان گودرزی از مستشاران دیوان عالی کشور بود که دوست داشت فرزندش پزشک شود اما فرامرز خود علاقه داشت حقوق بخواند؛برای همین رشته پزشکی قانونی را انتخاب کرد که هم باپزشکی ارتباط دارد و هم حقوق.دکتر گودرزی پیش از انقلاب مجموعه مقاله هایی را در مجله فرهنگ وهنر درباره شعر وزندگی طالب آملی چاپ کرد که در سال 1381 از طرف وزارت فرهنگ وارشاد،به صورت کتابی مستقل چاپ شد.وی گردآورنده مجموعه طالب و زهره است که نوار طالب و زهره احمد محسن پور براساس آن تهیه شده است.دکتر گودرزی در اثر بیماری کلیه در تهران درگذشت.

حکیم ابو الحسن ابن منجم

ادیب، شاعر، منجم، متکلم و نسب‏شناس. وى در بغداد متولد شد. با صاحب بن عباد نیز مدتى معاشر بود.، ندیمى گروهى از خلفاء را کرد گویا به وزارت نیز رسید. از آثارش؛ کتاب «القوافى»؛ فضائل «شهر رمضان»؛ «الرّد على الخلیل»، در عروض؛ کتاب «النیروز النوروز والمهرجان»؛ «الفرق بین ابراهیم بن المهدى و اسحاق الموصلى فى الغناء» و «اللفظ المحیط بنقض مالفظ به اللقیط»، در معارضه‏ى کتاب «الفرق والمعیار» ابوالفرج اصفهانى. او از بزرگان علما و بزرگ منجمان زمان خود بود.

شمس الدین آملی

او به غیر از علامه شمس الدین محمد بن محمود آملی ریاضیدان و فیلسوف معروف است،شمس الدین علی آملی عالمی وارسته بود از او کتاب هایی به جا مانده است او سفری به مصر داشت و در انجا با حاکمان مصری دیدار کرد و در آن جا رصد خانه ای بنا نهاد که از اولین رصد خانه های عظیم و نوین جهان بوده است ،بعدها به یونان رفت و در همانجا وفات یافت.

علامه ملا اسماعیل خواجویی

محمد اسماعیل مازندرانی معروف به خواجویی یا خواجوئی یا خواجوی با نام کامل ملا محمد اسماعیل بن محمد حسین علاءالدین بن محمدرضا مازندرانی خواجوی عالم وارسته فلسفه، فقه ،یکی از بزرگترین دانشوران قرن دوازدهم هجری است.محمداسماعیل اهل مازندران بوده است .شهرت وی به اصفهانی به این سبب بوده است که محل رشد، مراحل تحصیلات و تألیفات وی در شهر اصفهان بوده است.شهرت او به «خواجویی» نیز بدان سبب بوده که وی در سال (1133 هـ.ق) به محله خواجو که در آن هنگام خارج از شهر اصفهان بوده ـ هجرت کرده است. از نوشته‌های کهن استفاده می‌‌شود که این محله را قبل از حکومت صفوی، باغ کاردان و «طراز آباد» می‌‌نامیده‌اند و در عهد صفویه و پس از آن گاهی «خواجو» و زمانی «خواجه» گفته شده است. سبب این نامگذاری ظاهراً سکونت جمعی از خواجه‌سرایان حرم سلاطین سلجوقی یا صفوی در این ناحیه بوده است و «خواجه» در اثر کثرت استعمال به «خواجو» تبدیل شده است.نام تمام استادان و مشایخ علامه خواجویی در دسترس نیست؛ اما نام برخی از آن‌ها بدین شرح است:شیخ محمدجعفر بن محمدطاهر خراسانی اصفهانی (متولد 1080 هـ.ق)؛شیخ بهاءالدین محمد اصفهانی، (متوفی 1137 هـ.ق)؛شیخ حسین ماحوزی بحرانی.از رویدادهای مهم عصر ملا محمداسماعیل خواجویی، فتنه افغان‌ها در ایران و به ویژه اصفهان بود. در سال (1122 هـ.ق) افغان‌ها به ایران حمله کردند و سیزده سال بعد یعنی در سال (1135 هـ.ق) کاملا بر ایران مسلط شدند.برخی از عالمان حوزه علمیه اصفهان در فراز و نشیب حوادث، یا به شهادت رسیدند یا مفقودالاثر شدند و یا از آن جا برای همیشه کوچ کردند. مراکز علمی‌‌ و فرهنگی اصفهان توسط مهاجمان ویران گردید و کتاب‌های کتابخانه‌های بزرگ این شهر تاریخی به عنوان سوخت در حمام‌های اصفهان بکار گرفته شد.سید محمدباقر خوانساری چنین نوشته است: عالم جلیل مولانا اسماعیل خواجویی، عالمی ‌‌است بارع و حکیمی ‌‌است جامع و ناقدی است بصیر و محققی است نحریر، از اجلای متکلمین و فقهای اذکیا است. دارای هوش سرشار، فطرتی شریف، نفسی سلیم، هیبتی عظیم و روحی قوی است؛ و نیز قلبی پاک، درونی تزکیه شده، زهدی فراوان و اخلاقی پسندیده دارد و مستجاب الدعوه و بی‌ادعا می‌‌باشد و در دیده پادشاهان و اعیان عظیم و سربلند است.نادرشاه با آن سطوت و صولتی که داشت به کسی از علمای عصر خود اعتنایی نداشت؛ اما در مقابل شخصیت والای علامه خواجویی خاضع بود و اوامر و دستورات وی را بی‌چون و چرا اجرا می‌‌کرد. این خود نتیجه زهدی بود که از خوراک و نوشیدنی و لباس، به اندکی بسنده می‌‌کرد و از غیر خدا قطع نظر داشت و در آن چه می‌‌کرد، قصد قربت می‌‌نمود.سیاری از دانشوران بزرگ از محضر وی استفاده کرده‌اند که نام برخی از آنان به شرح ذیل است:،میرزا ابوالقاسم مدرس خاتون‌آبادی،ملا محراب گیلانی اصفهانی، میرزا محمدعلی بن میرزا مظفر؛آقا محمد بیدآبادی،ملا مهدی نراقی.شیخ عباس قمی ‌‌می‌‌نویسد: المولی اسماعیل... مستجاب الدعوه، مسلوب الادعاء یروی عنه العالم الجلیل المولی مهدی النراقی.محبت بسیاری نسبت به سادات و اولاد حضرت فاطمه زهرا علیهماالسلام داشت و کمال اخلاص خود را نسبت به آنان ابراز می‌‌نمود. او دارای مقامات بلند و کرامات باهره بود.ملا محمداسماعیل خواجویی در طول زندگی مشقت بار خود به تحقیق و پژوهش پرداخت و حوادث ناگوار، این عالم نستوه را از تدلیف بازنداشت. برخی از آثار دقیق و تحقیقی وی در فقه، فلسفه، اصول، حدیث، رجال، حکمت، کلام و... در اوج هجوم افغان‌ها به ایران، به ویژه اصفهان به رشته تحریر درآورده است. صاحب روضات الجنات تعداد آثار ایشان را یکصد و پنجاه اثر ذکر کرده است؛ اما صاحب حدیقه الشعرا، آثار محققانه مرحوم خواجویی را سیصد اثر می‌‌داند. خواجویی بر بیشتر کتاب‌های حوزوی حاشیه دارد.بررسی آثار گرانسنگ این فقیه فرزانه نشان می‌‌دهد که بخش مهمی ‌‌از این آثار به صورت دست نوشته در گوشه کتابخانه‌ها مهجور مانده و هنوز به زیور طبع آراسته نشده است.اخیرا به کوشش محقق پرتلاش سید مهدی رجایی، حدود هشتاد اثر از آثار ارزشمند مرحوم خواجویی جمع‌آوری و منتشر شده است که برخی از آن‌ها عبارتند از،بشارات الشیعه؛ذریعه النجاه من مهالک تتوجه بعد المماه؛الفوائد فی فضل تعظیم الفاطمیین،رساله منیره الفرقه الناجیه عن غیرهم،رساله فی تحقیق و تفسیر الناصبی؛طریق الارشاد الی فساد امامه اهل الفساد؛رساله أینیه؛ و صدها کتب بزرگ دیگر.سرانجام این دانشمند عالیقدر به سال 1173 هـ ق به دیار باقی شتافت و در تخت فولاد اصفهان نزدیک قبرستان فاضلان به خاک سپرده شد.در سالهای اخیر مجموعه تاریخی فرهنگی و مذهبی تخت فولاد بقعه ای بر سرمزار او بنیاد نهاده است.

عبد الحمید آملی


شیخ عالم وارسته عمر بن عبدالحمید آملی معروف به مازندرانی از علما و بزرگان علم گفتار و متکلم بزرگ زمان خود بود او نکو می نوشت و نکو سخن می گفت.از آثار و کتب های به جا مانده از او رساله ای عظیم به جای مانده است که رساله حمیدیه نام دارد.

میرزا رضا روحی

مرحوم میرزا رضا روحی (اب الزوجه استاد) از علمای عاملین و از مدرسان حوزه آمل بودند، و حضرت استاد از ایشان به عنوان یکی از اساتید شایسته خود در برخی دروس سطح یاد کردند. ظاهرا ارتباط بیت استاد و بیت مرحوم روحی عمیق‌تر بوده و این سنخیت و ارتباط روحیِ بیشتر زمینه ازدواج حضرت استاد با صبیّه‌ی آن مرحوم را فراهم کرده است. بیت روحی نیز بیت فضل و علم است

آیت الله شیخ عزیز الله

مرحوم آیت الله حاج شیخ عزیز الله طبرسی از علمای بنام شهرستان آمل در دوران اخیر بود. دوران تحصیل ایشان در آمل و تهران و نجف سپری شده است. وی از هوشی سرشار و ذوقی سلیم برخوردار بود و نیز ادیبی توانا و مدرسی موفق بود که و با روشی نیکو تدریس می‌کرد.

میرزا سلیمان

اندیشمند شاعر میرزا سلیمان قادی آملی او در وصف و در موضوع مشروطه و حوادث مازندران شعر به نیکی می گفت و از او چندین قصیده و دو بیتی به جای مانده است.

محسن اباذری


دکتر محسن اباذری در روستا کرچک به دنیا آمد،دکتری ادیب که بین مردم محبوب بود ،مردی بود عالم و بخشایش گر و سرانجام در یک روز زمستانی در کرچک لاریجانی آمل از دنیا رفت و در همانجا به خاک سپرده شد.

سیدعلاءالدین حسین خلیفه سلطان آملی

وی از دانشمندان محقق و فقهای موجه بود. وی علاوه بر تقدم در علم به سمت وزرت و صدارت شاه عباس اول در اصفهان منصوب شد و پس از مرگ شاه به قم رفت و به امور علمی و تحقیق و مطالعه پرداخت. سپس در عهد شاه عباس ثانی به صدارت رسید و تا پایان عمر در آن منصب باقی ماند. وی در هنگام مراجعت از فتح قندهار در آستانۀ اشرفیه درگذشت. پیکر او را به نجف بردند و در آنجا به خاک سپردند. از اساتید وی می توان به پدرش سیدرفیع الدین محمد و مولی حاج محمود رنانی و شیخ بهایی اشاره کرد. از جمله آثار وی: حاشیه بر "شرح لمعه"؛ حاشیه بر "معالم الاصول" در اصول فقه؛ حواشی بر بعضی ابواب "من لایحضره الفقیه"؛ حاشیه بر "الکافی" در حدیث؛ حاشیه بر "کشاف" در تفسیر.

حاج سیدحسین یزدان پناه لاریجانی

فقید سعید مرحوم مبرور حجة الاسلام والمسلمین حاج سید حسین یزدان پناه لاریجانی در سال 1295 هجری شمسی در خانواده دینی و روحانی در شهر آمل قدم به عرصه زندگی گذاشت .
آن مرحوم پس از پشت سر گذاشتن ایام کودکی و نوجوانی وارد حوزه علمیه شد والد ایشان مرحوم حاج سید اسماعیل درویش نیاکی است .آن مرحوم در طول بیش از 80 سال زندگی و حیات ساده و بی آلایش خود تمامی مساعی و تلاش خویش را در راه ترویج احکام و شریعت اسلام و ترغیب و تبلیغ مردم به دین و اخلاق و سلوک الهی از راه زبان و عمل به کار گرفته است . وی از سال 1342 شمسی ضمن قبول امامت جماعت مسجد امام حسن مجتبی آمل در راه تبلیغ و ترویج دین و اخلاق اسلامی کوشش می کرد.

ابراهیم صدرالدین

از علمای بنام زمان و قاضی و عارف میرزا ابراهیم صدرالدین اصلش از آمل بود او استادی بی مثال و حکیم و عارفی چیره دست و خوش سخن بود.او سفرهای به شهرهای مختلف هم داشته است.از او کتاب های عرفانی و دیوانی نفیسی به جای مانده است.

بدرالدین

(ز 824)، نویسنده. از جمله آثار وى شرحى بر «سى فصل در تقویم» خواجه نصیرالدین طوسى است که بدرالدین طبرى آن را در سال 824 ق تألیف کرده است. نسخه‏اى از آن به خط عماد بن منجم اصفهانى به تاریخ کتابت 844 در کتابخانه‏ى سید باقر بن محمد یزدى در نجف دیده شده است. دیگر کتاب وى شرحى است بر «کتاب اقلیدس».

شمس قیس رازی

شمس الدین . محمدبن قیس رازی آملی . معروف به شمس قیس رازی . دانشمند و ادیب قرن هفتم هجری (وفات پس از 628). وی از مردم آمل بود و مدتی دراز در ماوراءالنهر وخراسان اقامت داشت . در 601 تا پنج شش سال بعد در بخارا و در 614 در مرو بود. در سال اخیر که سلطان محمدخوارزمشاه به قصد فتح عراق و تسخیر بغداد و قهر و قمع خلیفه ناصر از خوارزم حرکت کرد، چون آوازه ٔ خروج مغول به قصد ولایات غربی از همان اوان در افواه منتشربوده ، شمس هم مانند دیگر اغنیای خوارزم و خراسان و هر کس که استطاعت جلای وطن داشته ، از خوارزم و خراسان هجرت کرد و در رکاب سلطان به عراق آمد. از این تاریخ که بحبوحه ٔ فتنه ٔ مغول و بحران آشوب و انقلاب در سراسر ایران بود تا مدت هفت هشت سال شمس در شهرهای مختلف عراق بسر برد و اکثر اوقات از ترس جان از شهری به شهر دیگر میرفت و قتل و غارت هولناک مغول را در چند شهر به چشم خود مشاهده کرد و خود نیز یک دو بار در ری اسیر شحنگان شد. در سال 617 که سلطان محمد خوارزمشاه از مقابل دسته ای از لشکر مغول - تحت فرمان سبتای نوین و یمه نوین - که به تعاقب او مأمور بودند شهر به شهر فرار میکرد، شمس قیس هم از جمله ٔ ملازمان رکاب سلطان بود و نیز هنگامی که در پای قلعه ٔ فرزین سلطان و حَشَمَش از لشکر مغول شکست خوردند و به سبب آنکه مغول سلطان را نشناختند وی زنده جان بدر برد، شمس قیس در رکاب سلطان بود و مسودات کتاب المعجم او با دیگر کتب نفیس که همیشه همراه داشت ، در این حمله بکلی ضایع و تلف گردید. پس از گسیخته شدن شیرازه ٔ امور خوارزمشاهیان شمس در حدود 623 از عراق به فارس مهاجرت کرد و به خدمت اتابک سعدبن زنگی بن مودود از اتابکان سلغری (599-628 هَ . ق .) رسید. اتابک حرمت او را منظور داشت و وی را از جمله ٔ اصحاب و ندیم خاص گردانید. وی تا پنج سال ، یعنی تا پایان عمر اتابک مزبور در کنف حمایت او بسر میبرد و پس از وفات وی و جلوس پسرش اتابک ابوبکربن سعد باز در مرتبت خود باقی بود. از مؤلفات اوست : المعجم فی معاییر اشعار العجم ، المعرب فی معاییر اشعار العرب در فنون ادب عرب ، الکافی فی العروضین و القوافی ، حدائق المعجم (گویا مختصرالمعجم فی معاییر اشعارالعجم باشد). بجز کتاب اول ، بقیه در دست نیست . (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به مقدمه ٔ المعجم فی معاییر اشعارالعجم چ قزوینی ، فهرست هر سه جلد سبک شناسی ، از سعدی تا جامی ص 383 و غزالی نامه ص 204 شود.

عارف الدین حسن بن محمد حسینی آملی

نزد پدر خود خلیفه سلطان ، که از علما و دانشمندان به‌نام عهد خویش بود تلمذ کرد. وی تعلیقات و حواشی بسیاری بر کتاب‌های فقهی و کلامی و اصولی نوشت که بهترین آنها حاشیه‌ای بر "شرح لمعه" تا کتاب طهارت ، است. او همچنین حواشی متفرقه‌ای بر کتاب "المدارک" نوشته که از آنها گسترهٔ فکر و اندیشه و دقت‌نظر و حسن سلیقه او پدیدار است. وی با اینکه در سه‌سالگی بینائی خود را از دست داده بود با پشتکار و جدیت به دنبال دانش رفت و بر بسیاری از صاحبان دیده تفوق یافت.

عبدالمفتاح سلطانی آملی

ابن ضیاءالدین محمدبن محمد صادق بن محمد طاهربن سید على نواب بن سید علاءالدین خلیفه سلطان. عالم فاضل محقق. جدش سید محمد صادق مجاز از علامه‏ى مجلسى بوده، و تاریخ اجاز 1092 مىیباشد.

سردار امین احمد طبرسی

شهر آمل در سال 1333 پذیرای نوزادی شد که نامش را احمد نهادند. او که در خانواده‌ای روحانی، چشم به جهان گشوده بود، دوران کودکی را در محافل قرآنی، سپری نمود. درسالهای 49 و 50 برای تشکیل حکومت اسلامی، با جریان مبارزات حضرت امام آشنایی پیدا کرد و از همان نوجوانی، پرچم مبارزه با طاغوت را به دست گرفت. در سال 51 ه.ش در حرکت‌های سیاسی بر علیه نظام ظلم و استبداد، به فعالیت پرداخت و به دنبال این جریان، دستگیر و راهی زندان گشت. پس از آزادی، در مهدیه تهران، مشغول به کار شد و وظیفه تعلیمات و تبلیغات را بر عهده گرفت. زمانی‌که به خدمت سربازی فرا خوانده شد، به دلیل دارا بودن سوابق سیاسی، از تحویل اسحله به وی، خودداری کردند اما احمد همچنان ادامه می‌داد و در هدایت اذهان سربازان و اطلاع آن‌ها از وضعیت موجود، نقش عمده‌ای را بر دوش داشت.همگام با انقلاب، در تظاهرات و راهپیمایی‌ها شرکت فعال نمود و بعد از پیروزی، به عضویت دفتر نخست وزیری درآمد. برای خنثی نمودن فعالیت‌های ضد انقلاب به کردستان رفت و در آن‌جا با دکتر چمران آشنا گردید و به دلیل پشتکار و شایستگی‌های فوق‌العاده در ردیف بالاترین اعضای نیروهای جنگ‌های نامنظم، به رهبری چمران قرار گرفت. امین طبرسی از همان آغاز در صحنه جنگ حضور داشت و در عملیات‌های متعدد، بر علیه دشمن غاصب، با شهامت و مردانگی جنگید. پس از شهادت دکتر چمران به جهاد سازندگی پیوست و فرماندهی مهندسی- رزمی جهاد استان تهران را تقبل نمود. آن زمان که مأموریت ساختن جاده حاج احمد متوسلیان جهت آماده سازی منطقه والفجر مقدماتی، به او محول شد، وی به عنوان کمک سر اکیپ، انتخاب گشت و در همان مکان، از ناحیه پا مجروح شد، اما باز هم حاضر نبود که برای معالجه جراحاتش، به پشت جبهه برود. بعد از بهبودی به ابوغریب رفت و یک ماه در عین‌خوش و سپس زبیدات به عنوان مسئول ساختن جاده‌های مهم آن محور (عملیات والفجر1) گردید. یکی از جاده‌های استراتژیک در روی پاسگاه گرگنه را در عملیات عاشورا (میمک) با موفقیت محافظت کرد و در تثبیت خطوط و قوی تر کردن خاکریزها، احداث آشیانه و سکوی تانک و همچنین احداث جاده‌ها جهت ارتباط سریع خطوط با عقبه نقش مؤثری ایفا نمود. چندی بعد بر اثر استنشاق گازهای شیمیایی مجروح شد. احمد، در عملیات والفجر 8، در حالی‌که فرماندهی مهندسی پشتیبانی جنگ در جهاد سازندگی تهران را بر عهده داشت، به همراه سردار شهید «حجت ملاآقایی»، ماموریت شناسایی را در کنار رود «خین» انجام داد و همراه با سنگرسازان بی‌سنگر گردان 3 سید الشهدا (ع)، وارد میدان عشق و مبارزه گشت و در کنار همان رود، شربت وصال و قرب جاودانی را نوشید تا جاری همیشه تاریخ بماند. او رفت و حمد و ستایش را در شب‌های مقدس جنگ، بار دیگر به تصویر کشید.

پایان

پانویس:گرچه بزرگان آملی به این تعداد خلاصه نمی شوند سعی در آن بود که شهره ترین انها درج شود و مناسب با اطلاعات کافی باشد که بتوان دلیل مدرک آن را یافت،و در آخر به این کلام شیوا و زیبای حضرت استاد آیت الله علامه جوادی آملی بسنده می کنیم:آمل تنها شهری است که مشاهیر آن در جهان مانند ستاره ای درخشیده اند.

نویسنده : aseahendoie : ٩:٢۳ ‎ق.ظ ; جمعه ۱۳٩۱/۱/۱۸
Comments نظرات () لینک دائم

تاریخچه وجه تسمیه مشاهیر آمل



آمل{{Amol-Amul-Amel}} یکی از قدیمی ترین شهرهای ایران در شمال ایران،استان مازندران است که مرکز شهرستان است.آمل از شهرهای قدیمی و فلاتی ایران است که پیشینه آن به دوره قبل از اسلام می رسد.این شهر به بام ایران،و شهر عرفا و فیلسوفان،و شهر هزار سنگر و اولین شهرعلویان معروف است.واژه آمل، حرف « آ » در زبان ایرانیان قدیم کاربرد «ضد » داشته و « مُل » به معنی مرگ و « آمل » ترکیبی از ضد مرگ مانند امرداد و مرداد است . آمل به معنی بی مرگ است یعنی تو را مرگ مباد.

 

جمعیت و موقعیت

 

آمل با ۱۹۷٬۴۷۰ نفر جمعیت در جلگه مازندران و در دوسوی رود هراز با ارتفاع ۷۶ متر از سطح دریا در ۵۲ درجه و ۲۱ دقیقه طول شرقی و ۲۶ درجه و ۲۵ دقیقه عرض شمالی و در فاصله ۷۰ کیلومتری غرب ساری مرکز استان، ۱۸ کیلومتری جنوب دریای مازندران و ۶ کیلومتری شمال دامنه کوه البرز و ۱۸۰ کیلومتری شمال شرقی تهران قرار دارد.



مردم
مردم آمل از نژاد اصیل آریایی ها هستند که در اولین ورود خود به آمل آمده اند، مردم آمل به طور عمده فارسی و مازندرانی از ساکنان استان مازندران و استانهای همجوار می باشند. البته بعضی از بزرگان بهائی وعلویان از کشورهای خارجه در این شهر زندگی میکنند.

زبان
بعد از اسلام زبان و خط پهلوی در مازندران بیشتر از سایر مناطق ایران متداول بوده است.زبان طبرستانی کمتر از زبان های دیگر تحت تاثیر زبانهای بیگانه قرار گرفته است.زبان مردم آمل فارسی و طبری و به لهجه آملی می باشد.

گاهشمار
آمل و مازندران دارای تقویم مستقل هستند که آن تقویم تبری است.علاوه بر ماههای رسمی از ماه تبری استفاده می کنند که در زمان یزدگرد آغاز شده است.

دین
اسلام دین نخست شهر محسوب می شود و این شهر اولین مرکز حکومت دین شیعه دوازده امامی بوده است،آمل تنها شهری در ایران بوده است که در وصیت نامه خصوصی سید روح الله خمینی آمده است.

آب و هوا
آب و هوای آمل بسیار مطبوع و سبک و هوای شمالی است و در کنار هراز رود ،رودخانهٔ هراز قرار گرفته، و از مراکزگردشگری فرهنگی و اقتصادی ایران محسوب می شود؛ و آب هوای آمل در تابستان‌ها گرم و مرطوب و در زمستانها ملایم. حداکثر ریزش باران در ماه آذر و حداقل آن نیز در ماه تیر است.


وجه تسمیه

از روزگاران کهن تا به امروز این نام ها بر روی آمل نهاده شده است:اکیان،آماردها،همرو،آم� �ردیان،آمردها،علویان،آمرد� �ایالت طبرستان،هفت شهر،آمله، آمل(به ترتیب نیست).آمل در دو دوره در زمان اشکانیان و علویان پایتخت ایران بوده است.و در زمانمرعشیان و هشت دوره حکومت های ایرانی پایتخت طبرستان بوده است.بنابر تحقیقات باستان‌شناسان و مورخان در سده‌های پیش از میلاد، اقوام گوناگونی در ساحل جنوبی دریای خزر از جمله قوم مارد یا آمارْد است.در کاتب آمده آمل به لغت آهوش است و هوش قباله های کهن (مل و مرگ) و بدین کنایت است از انکه ((ترا مرگ هرگز مباد))
در مورد وجه تسمیه شهر قدیمی آمل نظریات زیادی گفته شده که بیشتر آن ها بر این اعتقاد هستن که نام اولین گروه از قوم آریای ها که اقوام ساکن کرانه جنوبی دریای مازندران آمارد بوده‌است. نام شهر آمل دگرگون‌شده نام آمارد دانسته‌اند.و بعضی ها بر این اعتقاد هستند که آمل از کلمه اسک گرفته شد است که در آن زمان اشکانیان روستای فعلی اسک را پایتخت اقلیمی خود کرده اند.
واژه آمل که گونه دیگر آن آموی است، احتمالا از قبیله باستانی (آ)مردها یا (آ)ماردها گرفته شده‌است. مورخان باستانی غربی نام این قبیله را مردی mardui یا آمردی
Amardoi آورده‌اند. آماردها قومی نیرومند و جنگجو بوده‌اند و ناحیه فعلی آمل را به عنوان مرکز خود انتخاب نموده و نام خود را بر نهادند و بعدها واژه «آماردها» به سبب کثرت تلفظ به آملد، آمرد و آمل بدل شد.از نمونه های دیگر جنک آوری آماردان ، مبارزه سه ساله این قوم با فرهاد اول اشک پنجم است که سرانجام منجر به شکست آماردان و تبعید آنان گردید. نیز وجه تسمیه این شهر به سبب بنیانگزارش "آمله" نیز می‌تواند باشد، چنانکه در تاریخ طبرستان و تاریخ کهن آمده است این است که اشتاد رستاق صاحب دختری زیبا می شود و این دختر به خواب پادشاه بلخ کهن می آید و پادشاه بلخ دستور می دهد تا این دختر جوان را پیدا کنند و بابت این امر جایزه خوبی دریافت کنند که این امر محقق نشد و خود پادشاه بلخ به ایران می آید و بعد از جست جو زیاد این دختر زیبا را در دهستان اهلم که در قدیم بندرگاه تجاری شمال ایران بود پیدا میکند و با شکوه مقام والا به بلخ می برد و بعد آن پادشاه بلخ گفت ای دختر شاد باش و خواسته خویش را بیان کن و او گفت در ولایت ما آبی است که هزهز رودخانه فعلی هراز نام دارد و خوب است به دستور شما شهری در آنجا احداث شود که به دستور شاه در آن جا شهری آباد و با کاخ ها و قصر ها و خانقاه ساختند و کناره آن را خندق کندند تا از دشمن آسیب پذیر نباشد و این شهر به نام زن پادشاه شهر کهن بلخ '''آمله''' گرفته شد که معنی آن این است یعنی تو را مرگ مباد.شهر آمل دارای چهار دروازه به نام های دروازه گیل ،دروازه گرگان،دروازه کوهستان، و دروازه دریا و قلمرو بود.و نظریه دیگر این است که اردشیر بزرگ می گوید هزاران سال ، پیش از آمدن آریاهای ایرانی به فلات ایران چندین گروه مردمان بومی که چهار گروه آن مشهورترند در این فلات جای داشتند که چگونگی دوره های پیشین آن چندان روشن نیست . نام یکی از این چهار گروه مردم بومی فلات ایران مرد بود ، نام گروه مرد در نوشته ها « مارد » یا « آمارد » آمده که به زبان ایران و بومی مرد و آیمرد است و واژه های آمرت زبان کهنسال ارامنه و مردی ، آی مردی ، جوانمرد ، جوانمردی ، گله و گیله مرد که امروزه در سراسر مازندران و گیلان گویا است از نام باستانی این گروه سرچشمه می گیرد . رابینو معتقد است در میان اقوام تاریخی مازندران یکی تیپرها بودند که در کوههای شمالی سمنان اقامت داشتند ، آمردها که شهر آمل آمرد همان آمل است چنانکه پرد همان پل می باشد به اسم آنها نامیده شد.


در گفتارها



پیرنیا می نویسد : « وقتی آریایی ها به فلات ایران آمدند ، مردمانی یافتند که زشت و از حیث نژاد و عادت و اخلاق و مذهب پست تر از آنان بودند . آریایی ها مردم بومی از « دیو » یا « تور » نامیدند. علاوه بر این در مازندران آثاری بدست آمده که خیلی قدیمی است ودلالت بر صحت این استنباط می نماید . رفتار آریایی ها با این مردم بومی مانند رفتار غالب با مغلوب بود ، بخصوص که آریانها آنها را از خود پست تر می دانستند ، بنابراین در ابتدا هیچ حقی برای آنها قائل نبودند . » منطقه جبل امل و اموی از نام آمل گرفته شده است.
اردشیر برزگر می نویسد : « هزاران سال ، پیش از آمدن آریاهای ایرانی به فلات ایران چندین گروه مردمان بومی که چهار گروه آن مشهورترند در این فلات جای داشتند که چگونگی دوره های پیشین آن چندان روشن نیست . نام یکی از این چهار گروه مردم بومی فلات ایران مرد بود ، نام گروه مرد در نوشته ها « مارد » یا « آمارد » آمده که به زبان ایران و بومی مرد و آیمرد است و واژه های آمرت زبان کهنسال ارامنه و مردی ، آی مردی ، جوانمرد ، جوانمردی ، گله و گیله مرد که امروزه در سراسر مازندران و گیلان گویا است از نام باستانی این گروه سرچشمه می گیرد . رابینو معتقد است در میان اقوام تاریخی مازندران یکی تیپرها بودند که در کوههای شمالی سمنان اقامت داشتند ، آمردها که شهر آمل ( آمرد همان آمل است چنانکه پرد همان پل می باشد ) به اسم آنها نامیده شد. »
یحیی ذکاء در « کاروند کسروی » آورده است :
آما ، آماردان یا ماردان ، در زمان لشکر کشی اسکندر ماکدونی به ایران ، این تیره در مازندران نشیمن می داشتند و آن هنگام هنوز تپوران به آنجا نیامده بودند ، ولی سپس چنانکه از گفته های استرابون پیداست در آذربایجان و ارمنستان و پارس و دیگر جاها پراکنده شدند .
آمل ، شهر شناخته و کهن مازندران که اکنون نیز هست ، گذشته از آنکه تاریخ بودن ماردان را در مازندران نشان می دهد؛ از راه زبان شناسی هم این واژه جزء دیگر شده آمارد نیست زیرا یکی از قاعده ها زبان شناسی عوض شدن «ر » و « د » به « ل » ، دیگری عوض شدن « ا » به «و » و دیگری افتادن « و» و بازماندن پیش در جای آن می باشد ، چنانکه از روی این قاعده واژه های « پارد » و
« وارد » و « سارد » کهن « پل » و « گل » و « سال » گردیده ، آمار نیز از روی آنها آمل شده ....
اردشیر برزگر می نویسد : « پاره ای از ایران شناسان را گمان این است که این دسته « آمرد » از لاهیجان کنونی تا حوالی بابل امروزه جای داشتند و همین دانشمندان را اندیشه بر این است که شهر آمل پایتخت باستانی آنان ، نخست به نام این گروه « آمرد » بود . رفته رفته آملد و آمل برگردانیده شده است و امروزه نام آمل هم در میان توده مازندران AML است نه AMOL » .
وی مرزهای سکونت این قوم را چنین توضیح می دهد : « مرزهای چهارگونه سرزمین مردها بدینگون بود ، از خاور به مرز ورگانا ، هیرگانا گرگان و قسمتی به پارت خراسان، از شمال به دریاچه دراکسپین ( کاسپین ، کاسو ، کازاک یا قزاق ) و از باخترن تا آن دست لنکران ( قفقاز ) و از جنوب خاوری به کومیسین ( قومس یا دامغان ) و از جنوب رکا ( رک یا ری ) و جنوب باختری به کسپین
( قوزوین ) و سرزمین مدی چسبندگی داشت . »
وی در جای دیگر می نویسد :
« در حدود سه هراز سال پیش از میلاد انبوهی از مردم هند و اروپایی در مسیر مهاجرت خود به سمت هندوکش و دسته ای به سوی فلات ایران سرازیر و چون از خاک ورگانا « گرگان » گذشتند وبه سرزمین مردها رسیدند ، منطقه را سبز و خرم یافته ، رحل اقامت افکندند ؛ آنان میزبانان را دوا، بربر و تور نامیدند . » در این مختصر مجال نقد و بررسی موارد مذکور نیست . عقب مانده بودن تپورها و آماردها نسبت به آریایی های مهاجر و یا القاب دوا، تور و بربر ، هم از نظر زبانشناسی و هم از نظر تاریخی جای تامل و نقد دارد.
پورداود نوشته است : « آمیانوس Ammianus در حدود سال 360 میلادی کتاب خود را نوشت
] وی [ و چند تن دیگر در طی جغرافیا و تاریخ روزگار هخامنشی و اسکندر و سلوکیه و اشکانی و ساسانی از قومی به نام مردوی Mardoi یا آمردی Amardoi یاد می کنند که در سواحل دریای خزر می زیستند و تیره ای از همین مردم در آسیای مرکزی ، نزدیکی مرو رود جیحون ( آمویه ) بسر می بردند .»
او در ادامه می نویسد : « نام شهر آمل یادگاری است از همین قوم که نام خود را به این سرزمین داده اند . »
اردشیر برزگر معتقد است « در دوره اشکانیان ، مردها با اشک پنجم ( فرهاد یکم ) جنگیدند و پس از سه سال مبارزه شکست خوردند و بسیار به قتل رسیدند . وی آنها را به آنسوی خراسان کوچانیده و اینها به یادگار آمل در آنجا شهری ساختند به نام آمل که ابن خردابه در المسالک و مقدسی در احسن التقاسیم و ابن العبری در مختصر الدول وجود شهری به نام آمل را در بخش غربی جیحون تائید کرده اند. »
نصراله هومند در جزوه آشنای مختصری با شهر آمل با این نظر مخالف است و می نویسد : « تز میان همین اقوام مهاجر آریائی ( آزادگان ) شاخه ای دیگر با نام آموهائی برای بدست آوردن سرزمینی بزرگ و آباد از سرزمین اصلی خود مهاجرت نموده و در کناره رود هراز ( هرهز ) آرام یافتند. چنانکه این قوم توانستند در کنار ( ه ) غربی همین رود شهری را بنا کنند و نام قبیله و قوم هود را بر آن شهر بنهند . با گذشت زمان به گونه های : آموری ، آمو ، آمل بدل شد.»
و سرانجام نتیجه می گیرد :« منظور از این همه اشارات و یادآوری ها این بود که « آموئی ها » مردمان اولیه سرزمین آمل و اطراف از سمت غرب به شرق مهاجرت نکردند بلکه از شرق دریای خزر به مازندران ( تبرستان ) مهاجرت نموده ساکن شدند و... واژه هایی مانند آمارد ، آملد ، امرته را نمی توان ریشه لغوی شهر آمل به حساب آورد در صورتی که با اندکی دقت و توجه می توان
( ریشه واژه آمل را به اینگونه بدست آورد : آمل – آمو – آموی- آمویه . » )
پور داود نوشت : « از آنچه گذشت پیداست در پارینه نام مردمی که در آن ساما می زیستند امرد Amarda خوانده می شد و نام آمل در مازندران یادگاریست از آن دوران . »
هرودوت در کتاب تواریخ در توضیح عایدات داریوش از ممالک و اقوام زیر نفوذ ، از اقوام تیبارینها ، ماکروینها ، موزیکانها و مارد ( آمرد ) ها نام برده است .
پیرنیا معتقد است پس از آمدن آریانها به فلات ایران ( قسمت شمالی فلات ) و زندگی در این منطقه و پی بردن به مشکلت و خطرات یک زندگی طبیعی و ضرورت همزیستی ، اختلاط نژادی آنها با بومی ( آماردان ) آغاز شد . چنانچه از ظواهر و مستندات و مدارک موجود برمی آید آماردها اقوامی مبارزه و جنگجو بودند ، از بارزترین شواهد این مدعا نبرد این قوم با سپاه اسکندر مقدونی است . آورده اند پس از ورود اسکندر به قسمت شرقی مازندران فعلی تنها قومی که نماینده ای در جهت تقدیم تحف و پیشکش و پذیرفتن استیلای اسکندر به نزد وی نفرستاد آماردها بودند .
برزگر در این باره می نویسد : « ماردها ( مردها ) به اسکندر سرفرود نیاورده و نمیانده نزدش نفرستادند . اسکندر گفت « خیلی غریب است که یک مشت مردها نمی خواهند مرا فاتح خوانند » سپس ورزیده ترین سپاه خود را به سوی آمل راند و فرهاد ( ساتراپ) را نیز با خود برد »
از بررسی اسناد و مدارک باقیمانده چنین بر می آید که جنگ با اقوام جنگجوی آماردها در جنگلهای ابنوه برای اسکندر و سپاهیانش بسیار مشکل و طاقت فرسا بود ، آشنایی این قوم با شیوه های جنگ و گریز در جنگل و زندگی در آن و خو گرفتن آنان با شرایط خاص زندگی و نیز جنگ در جنگلهای انبوه ، کار فتح را مشکل کرد و پیشروی سپاه فاتح اسکندر در جنگلهای محل سکونت آماردان متوقف گردید.
ربودن اسب محبوب اسکندر بنام « بوسیفال » یا « بوسیفالوس» کارایی این قوم را در جنگ ، آن هم با سپاه ورزیده و مقتدر اسکندر مقدونی ، نشان می دهد ، سرانجام اسکندر در مقابل پس گرفتن اسب محبوب خود در قبال متارکه جنگ و پذیرفتن ضمنی صلح بدون فتح منطقه مجبور به بازگشت شد.
از نمونه های دیگر جنک آوری آماردان ، مبارزه سه ساله این قوم با فرهاد اول « اشک پنجم » است که سرانجام منجر به شکست آماردان و تبعید آنان گردید.
اکرم بهرامی نوشته است : « فرهاد اول پادشاه آماردها را در منطقه آمل شکست داد و آنها را به حوالی خوار ، مشرق ورامین ، کوچانید و تپوریها جای آنها را گرفتند . »
مرحوم مهجوری به نقل از پیرنیا می نویسد :
« جنگ فرهاد با ماردها چندین سال به دراز کشید . از اینجا معلوم می شود جنگ با این مردم سخت بوده ، از طرف دیگر دیده می شود که سلوکیها در این جنگ هیچ دخالتی نمی کنند ، حال آنکه اسما سرزمین ماردها یکی از ایالات تابعه آنهاست . از اینجا چند نکته را می توان استنباط کرد . اولاً دولت سلوکیها در این زمان رو به ضعف نهاده بود و ماردها مردمی نبودند که به آسانی تحت تابعیت بمانند . بنابراین اعتنا به سلوکیها نداشتند ، حتی ظن قوی این است که بعد از اسکندر مستقل شده بودند. »
و درجای دیگر نوشته است :
« درباره خوی و احوال آماردها گواهیهایی از مورخان باختری برای ما مانده است . مثلاً ژوستن Justin آنان را نیرومند و شجاع خوانده است. آریان می گوید که آماردها مردمی بودند بی بضاعت ، ولی در کشیدن بار فقر و قحطی دلیر . »
و باز در ارتباط با دلیری و شجاعت آماردها در کتاب تاریخ مازندران به نقل از یک دایره المعارف از کتابخانه دانش عمومی Library Of General Knowledge چاپ 1882 میلادی آمده است :
« قسطنطین چهارم در 686 میلادی ] سده هفتم [ دوازده هزار از مردی ها را ، که قبیله ای جنگجو و ایرانی نژاد بودند و در بخش های شمالی دریای خزر می زیستند ، برای سد و جلوگیری تاختن های مسلمانان به سرزمین لبنان کوچانید . »
در مرز گوگمل در قلب قشون ، داریوش با تمام خانواده و نجبای ایرانی جای داشت که جنگ آوران هندی، کاری ، آناپاست Anapast و تیراندازان ماردی « آمارد » گرداگردش صف بسته بودند .
شواهد دیگری از قدرت جنگندگی این قوم در نبردهای ترموپیل ، گوگمل و نیز دیگر نبردها با ساردها یا نیروهای بابل در دوره هخامنشیان موجود است .
ب – دومین نظر درباره پیدایش شهر آمل متکی به نوشته های ابن اسفندیار ، کاتب آملی ، در کتاب « تاریخ تبرستان » می باشد. ابن اسفندیار در صفحه 82 کتاب فوق تصریح می کند که در سال 613 هجری قمری مشغول نوشتن این کتاب بوده است . اساس و بنیان کتاب یاد شده بنابر نوشته ابن اسفندیار از کتاب عقد سحر و قلائد در تالیف ابوالحسن بن محمد الیزدادی است . ابن اسفندیار زاده و ساکن آمل بوده و بنابر نوشته اش به خوارزم نیز رفت . روایت وی در ارتباط با پیدایش آمل افسانه گونه است . وی معتقد است آمل ماخوذ از نام آمله دختر اشتاد است که به اتفاق برادرش یزدن به دلیل کشتن شخصی از تبار دلیم به نواحی آمل فعلی آمده ، یزدان آباد ( که معروف و معمور است ) و روستای استادرستاق (که آنهم در دوره ابن اسفندیار ظاهرا آباد بود ) را بنا نهادند . وی در تاریخ تبرستان می نویسد : « بنای آمل به فرمان آمله دختر یکی از روستای اهلمستاق و همسر فیروز ، شاه بلخ ، ساخته شد . »
ج – نظر سوم در باب پیدایش آمل ، که بر دلایل و مدارک متقن و مستدل استوار نبوده و یا نگارنده با آن برخوردی ننموده است . بنیاد شهر آمل را به طهمورث ، جمشید ، کیومرث و ..... از پادشاهان پیشدادی نسبت می دهد.
ملگونف سیاح روس در سال 1280 هجری قمروی بدون ذکر ماخذ نظر می دهد: « در بنای آن اختلاف است به ضحاک ( و کیومرث و جمشید و هوشنگ ) و فریدون و طهمورث نسبت دهند. »
دولتشاه سمرقندی در « تذکره الشعرا » آورده است:
« اما شهر آمل از بلاد قدیم است و بنای آن گویند جمشید کرده و بعضی گویند که افریدون ساخته ، حالا چهار فرسنگ علامت شهر است که محسوس می شود و هر جا که زمین را بکاوند خشت پخته و سنگ ریخته ظاهر شود و چهار گنبد است در آن شهر که مقبره افریدون و اولاد او گویند آنجاست . فی کل حال از روزگار افریدون تا زمان بهران گور تختگاه ربع مسکون آمل بود . »
قاضی احمد قزوینی در « تاریخ جهان آرا » را نوشته است :
« طهمورث بن هوشنگ لقبش نجیب و بعضی دنباوند یعنی تمام سلاح گفته اند اما مشهور به دیوبند است . آمل مازندران و اصفهان و بابل از آثار او اشتهار دارد . »
حمد الله مستوفی در « نزهه القلوب » آورده است :
« آمل از اقالیم چهارم باشد طولش از جزیره خالدات فزک 107 و عرض از خط استوالول 66 طهمورث ساخت اثری بزرگست .. »
میشل ورنوف می نویسد: آمل آماردها قوم نخستین بوده اند پس به این گونه آمل پایتخت باستان ایران بوده و آبادترین بلاد قومی ایران بوده است.،در کنارش همه نهر و جوی طلا و مس و روی و قلعه ها و بزرگترین رود ایران هزهز در این منقه عطیم است و قله ای کبیر در آمل است که به ان ماوند می گویند.

ابن‌ فریغون این شهر را نیکوترین و جامع‌ترین و آبادترین و پر آب ترین و پر علم ترین شهر سرزمین پارسی‌گویان شرح داده است: آمل شهریست عظیم و زیبا و پر آب و بزرگترین مرکز علمی پارسیان و بزرگترین قلمرو حکومتی طبرستان است و او شهری است با خندق های فراوان و مقر ملوک آریایی ها در طبرستان و جای بازرگانانست و خواسته بسیار است و اندر وی علمای هر علمی بسیارند و افضل عرفا و آبهای روان است و از وی جامعه کتان و برنج و دستار حنین و فرش و چوب شمشاد و حصیر طبری و طلا که به همه جای جهان جای دگر نبود و از وی ترنج و نارنج خیزد و گلیم سپید و گلیم دیلمی زربافت گوناگون و کمیخته خیزد و از ی الات چوبین خیزد و چون کفشه و شانه و شانه نیام و ترازو و خانه و کاسه و ..و از طلاهایش داغگین...


مرکز جغرافیا شناسی
آمل در قدیم مرکز گیتی شناسی و جغرافیا ایران بوده است.و از این رو آمل را جزو شهر اولین ها می دانند.


تاریخچه
بعضی ها معتقدند تاریخ آمل با افسانه ها پیوند خرده است.گرچه آمل قدمت آن به اول آریایی ها و قبل از اسلام بر می گردد ولی به خاطر اینکه در زمان آماردها آمل رونق خاصی گرفته و از آن دوره تمام اراضی آمل رونق ویژه ای در تمامی زمینه ها گرفت و از آن جا آمل جدیدی در کنار رود هراز روی کار آمد.در عصر صفوی آمل رونق فراوان گرفت و حکام صفویه به مازندران دلبستگی خاص داشتند. شاه عباس که به آمل علاقه زیاد داشت به دستور او جاده کنار رودخانه هراز آباد شد و در طول راه برای توقف چهارپایان و افراد کاروانسرا ایجاد کردند جاده شوسه‌ای که آمل را به ساری و گرگان وصل می‌کرد، درزمان او احداث شد. از این شهر با عنوان "پایتخت دنیای مسکون" به جهت بزرگی و عظمت آن یاد می شده است.

در اشعار
در ادبیات فارسی قدیمی اشعار بسیار زیادی وجود دارد که آمل در آنها ایفای نقش نماید،از اشعار اساطیری گرفته تا اشعار در وصف ایران و آمل،این شهر نقش بسزایی در تاریخ کهن فارسی در جهان داشته است.از جمله این اشعار:

فردوسی
بیاراست گیتی بسان بهشت... به جای گیا سرو گلبن بکشت از آمل گذر سوی تمیشه کرد ... نشست اندر آن نامور بیشه کرد
-
بپردازم آمل نیایم به جنگ سرم را ز نام اندرآرم به ننگ
-
بزرگان ایران ز گفتار اوی ، بروی زمین برنهادند روی
-
چو اغریرث آمد ز آمل به ری

وزان کارها آگهی یافت کی

بدو گفت کاین چیست کانگیختی

که با شهد حنظل برآمیختی
-
منوچهر با سلم و تور سترگ

بیاورد ز آمل سپاهی بزرگ
به چین رفت و کین نیا بازخواست

مرا همچنان داستانست راست

مسعود غزنوی
هند بگشاده و آمل همه بگشاده بود .. لشکر صعب سوی ترک فرستاده بود

فخرالدین اسعد گرگانی
از آن خوانند آرش را کمانگیر .. که از آمل بمرو انداخت یک تیر

طالب آملی
چو من فرزانه ای برخاست از آن بوم ...... طواف خاک آمل بایست کرد.

راوی
رسیدم به آمل شهر هفت رنگ .. همه عارف و شاعر و مرد جنگ ،بزرگان ایران زمین و بزرگان شهیر .. ز میر حیدر و فخر رازی و ابن جریر ، چو باشد نگینی بروی رود هراز .. در آنجا شدم با خدا راز و نیاز.

فحرالدین
ز بس بى خوردن و خوشى در آمل
تو گفتى بودش آب رودها مل

قاآنی
یا فکند آرش‌ کمانی تیری از آمل به مرو
کز طرف فرخنده جشنی تیرگان آراستند
یا نه امطار مطر شد بعد چندین سال قحط
جشن شایانی به روز مهرگان آراستند

نیا
دماوندا که سر بر آسمانی تو فخر کشور و مازندرانی
بلندا سایه ات بر شهر آمل شهـیر و نامدار و جاودانی

صائب تبریزی
هر که چون صائب به طرز تازه دیرین آشناست
دم بذو عندلیب باغ آمل میزند

در عصرهای متفاوت
آمل از جمله شهرهای پر تحول و پر حادثه در تاریخ کهن جهان بوده از آغاز تاریخ باستان تا معاصر،می توان در مجموع به این گفتار رسید که:آمل در زمان سلسله های صفوی،علوی،و به معدود مواقع قاجار و سلسله های فریدون و رستم و حکومت مرعشی و دوره زندیه دوران خوب و یا دوران طلایی اسلام و تاریخ کهن را پشت سر گذاشته و در دوره ایخانی و سلجوقیان و غزنویان و افشار دوران بدی را پشت سر گذاشته است.

تاریخچه اساطیری

می توان گفت آمل پایتخت اساطیری است چون نبردهای فریدون آرش ضحاک کیخسرو و ... در زیر پای دیو سفید آمل انجام شده است.شهر آمل از روزگاران کهن همواره شهری آباد و پر رونق بوده است. سیمای این شهر باستانی، از لا به لای هزاره های مه گرفته ی تمدن های پیش آریایی در فلات ایران رخ نموده و پیشینه ی تاریخی آن با افسانه ها و اساطیر پرشکوه ایرانی در هم آمیخته است. نام آمل شانزده بار در شاهنامه ی سترگ فردوسی یاد شده است.فریدون، پادشاه اسطوره ای که اژدهاک ماردوش را درون چاهی در دماوندکوه آویخت، خود پرورش یافته ی دامان البرز بود و پژوهشگران، پایتخت او را حوالی آمل می دانند و امروز نیز باشندگان لاریجان، دشت خرمی در پای دماوند را تخت فریدون می خوانند.سال ها بعد، در عصر پادشاهی نواده ی وی، منوچهرشاه، سپاه توران از جیحون گذشت و سراسر شمال و شمال شرقی ایران را تصرف کرد، ولی به واسطه ی مقاومت دلاورانه ی ایرانیان، پشت دروازه های آمل زمین گیر شد و به موجب پیمان صلحی، آرش کمانگیر تیری از دماوندکوه در اطراف آمل تا فرارود در آسیای میانه رها کرد و جان داد و مرزهای ایران را باز تا آن سوی جیحون کران داد.
نگاه به شهر و آثار پیش از اسلام

آمل یکی از کهنسالترین شهرها است که و در دوره پیشدادیان و ساسانیان هم سکه های متعددی پیدا شده که مشخص شده که آمل مرکز آن زمان بوده است،جنسف شاهیان که بعدر اشکانیان و اسکندر حکونت را به دست گرفته بود،تازمان قباد ساسانی انوشیروان بر این مرکز حاکم بود،در دوره شاهپور هم آمل مرکز بود و ماردها برای جنگ با روم ها در رکاب شاهپور جنگیدند،و تا زمان وستیهم دائی خسرو پرویز او به سر طغیان برداشت،ونواحی آمل و طبرستان را از او تبعیت کرد،خسرو پرویز اورا شکست داد و آمل را بسیار توسعه داد،و پایتخت و اقامتگاه خود کرد،و بعدها ساسانیان به دست اعراب شکست خورده و سلسله حکومتی آن ها از هم پاشید.از دوره قبل از اسلام، چیزی به جز بقایای شهر قدیم آمل نمانده است.بیشتر آثار تاریخی بجا مانده در مربوط به دورهٔ اسلامی است.

وقایع تلخ تاریخی

 

شهر آمل از تند بادهای حوادث روزگار بی بهره نبوده و نشیب و فراز جهان را اعم از عوامل سیاسی و طبیعی بسیار دیده است در باره شهرت آن هم مورخان اسلامی و غیر اسلامی بسیار می نویسند،آمل از جمله آسیب پذیزترین شهرها بوده که دو بار به کلی به زیر آب رفت و چندین بار بر اثر تهاجمات و زلزله به ویران تبدیل شد و دوباره آملی جدید بر روی آن نهاده شد.چندین بار در سال های 1329 و 1208 بر اثر آتش سوزی آمل به کلی خراب شد و بعد ار پیگیری های حکام و خان های محلی و هم دردی حاکمان جهان آمل دوباره مرمت شد.



محیط طبیعی

آمل از نظر ناهمواری به سه قسمت جلگه ای و کوهستانی و قسمتی هم آبی تقسیم می شود،جلگه آمل در دوره کواترنی به وجود آمده است.و کوهستانی امل باید گفت رشته کوه البرز به صورت دیواره ای جلگه ای کنار دریا مازندران را از قسمت داخلی ایران جدا نموده و در نتیجه حرکت کوهزایی عظیم آلپی می باشد.از عوامل موثر آب و هوای منطقه آمل می توان به وجود کوه های البرز و کوه دماوند در آمل و ارتفاع مکان پوشش گیاهی،نزدیکی به دریاچه بزرگ جهان(خزر)و تاثیر پذیری آن از بادهای مرطوب غربی و سری شمال و هچنین بادهای محلی،عرض طبیعی،پیش امدن توده های شمالی و غربی که در بین عوامل فوق نقش کوه ها و دریای خزر و بادها و جنگل ها بیش از سایر عوامل ارزیابی می باشد.


خیابان‌های مهم و اصلی آمل



آمل از جمله شهرها اصلی و مرکزی است و به عنوان قلب شمال یاد می شود.همچنین مراکز مهم و اصلی آمل در کنار رود هراز است ولی با توجه به گسترش شهری به مناطق مختلف هم کشانده شده و معماری شهری امل بازتر شده است و همچنین معماری برون شهری توسط بزرگراه ها و کمربندی ها به داخل شهر و پنج خیابان اصلی مرکز شهر ختم می شود.




 

معماری و گردشگری
شهر آمل با زیبایی وصف ناپذیر در مرکزاستان مازندران در دامنه جنگلی و زیبای البرز و کوه دماوند با وجود بیشترین جاذبه‌های گردشگری مازندران و امکانات پذیرایی وتفریحی است که لقب نگین جهانی در قلب شمال کشور را به خود اختصاص داده است و به عنوان یکی از تاریخی ترین شهرها و شهر قدیم آمل و جاذبه های زیبا و سرسبزی با وجود جاده پر تردد کشور یعنی جاده هراز توریست های زیادی از سراسر ایران وجهان به این شهر زیبا سفر کرده و یا از آن گذر میکنند.آمل از شهرهای باستانی با معماری ایرانی محسوب می شود که بیشترین معماری را در زمان صفویان،اسلام،قاجار به خود دیده است.

معماری محلات
بازارچه راسته اصلی بازار قدیم آمل به همراه راسته‌های فرعی منشعب از آن (راسته عطاران، راسته پالان دوزان، راسته نمدمالان و نوراسته)نقش مهمی در تشکیل و تعریف محدوده بافت ایفا می‌کنند. راسته اصلی دقیقاً و بلافاصله بعد از پل دوازده چشمه (جنوب شرقی بافت) آغاز و به صورت قطری و طولی در بافت حرکت کرده و تا نزدیکیهای مرکز اصلی کاشی محله (مسجد جامع علی کوچک) ادامه می‌یابد. بازار به بافت ویژگی طولی و خطی بودن آن (گذر و محور اصلی بافت) تلفیق بعضی از مراکز محله با آن مشائی محله و شاهاندشتی محله، برخورداری از کاربری اجتماعی – اقتصادی و همجواری با دیگر عناصر شهری عمده بافت (مسجد جامع، مسجد آقا عباس، گرمابه و قسمت اعظمی از بافت مسکونی اطراف را تحت نفوذ مستقیم خود دارد. در واقع برش و عبور قطری بازار از بافت سبب می‌شود که تا عمق واحدی از دو طرف بافت مسکونی پیرامون بازار خود را تحت پوشش قرار دهد. مراکز مراکز و گذرهای اصلی محلات، به غیر از سه مرکز اصلی میدانچه مشائی محله (محله چهار سوق)، بازارچه شاهاندشت محله (تکیه هاشمی) و کاشی محله (مسجد جامع علی کوچک) بقیه مراکز اصلی با فاصله از راسته اصلی بازار و تقریباً در در مرکز ثقل هندسی محلات مستقر هستند. چون راسته اصلی بازار به صورت قطری بافت را قطع نموده‌است از این نظر این مراکز اصلی با گذرهای اصلی بین خود، عملاً یک حلقه ثانویه پنهانی (تار نامرئی) را به دور بازار به وجود می‌آورند. علاوه بر این هر یک از این مراکز اصلی، خود دارای یک شعاع نفوذی هستند. لذا مجموعه این شعاعهای نفوذ مراکز اصلی با حلقه درونی بر گرد بازار، محدوده و منطقه‌ای را تعریف خواهد کرد که می‌تواند به عنوان یک محدوده بافت کهن و تاریخی به آن استناد کرد. چون بافت کهن آمل از دخالتهای کالبدی و عبور خیابانهای چلیپائی رضاخانی مصون مانده‌است. لذا پیوستگی قضایی عناصر شهری و مراکز محلات از طریق گذرها و معابر اصلی بافت موجب تشکل و انسجام بافت می‌گردد.

 

محلات تاریخی

هر یک از محله‌های مسکونی فوق دارای محدوده و مرز معین وتعریف شده هستند. این محدوده‌ها توسط حصار یا موانع کالبدی مشخص نمی‌شد، بلکه گذرها و کوی‌ها یا محدوده پلاکها محدوده هر محله را تشکیل می‌دهد.این شهر به عنوان یکی از شهرهای سنتی ایران دارای محله های بسیاری هست که برخی از آنها بسیار قدیمی و همراه با بافت سنتی می باشند. تعدادی از محله های قدیمی هنوز به همین نام پا برجای می باشند. برخی از محله های قدیم و جدید آمل چنین نام دارند. ۱- نیاکی محله (حسینیه ارشاد) ۲-اسپه کلا(تکیه اسک) ۳-قادی محله (تکیه شهدا) ۴- کاردگر محله (مسجد امیری‌ها) ۵- مشائی محله (چهار سوق) ۶- شاهاندشت محله (تکیه هاشمی) ۷- چاکسر محله (امامزاده قاسم) ۸- کاشی محله (مسجد جامع علی کوچک) ۹- پائین بازار محله (تکیه آملی‌ها) ۱۰- گلباغ محله (مسجد جامع) ۱۱- گرجی محله (امامزاده تقی) 12:دلارستاقی محله.

روز آمل
سالروز تشکیل حکومت علویان که همزمان با روز مازندران با حضور مسئولین ، اساتید دانشگاهها، نویسندگان و بزرگان ، و محققان خارجی هر ساله در مازندران بر گزار می شود.

آمل پایتخت شیعه

 

با ورود علویان ، زیدیه آمل اولین پایگاه تشیع شد و همچنین مرعشیان یا مرعشیه یکی از دودمان‌های شیعی بود که در ۷۶۱ هجری قمری مقارن با ۱۳۵۹ میلادی، توسط میربزرگ بنیان گذاشته شد و در ۱۰۶۴هجری برابر با ۱۵۸۲ میلادی توسط شاه عباس صفوی با سلسلهٔ صفویان ادغام گردید و شاه عباس خود را پادشاه این دودمان نامید و بعد تصرف اولین شهر تشعیع در آمل و به خواسته مردم بنیان گذاری شد.


 

فرهنگ و مراسم ها

شهر آمل به شهر علم و فلسفه و هزار سنگر و دیار علویان و مرعشیان و اشکانیان در ایران معروف است.از نظر شعر، ادب، هنر، خطاطی، تاریخ، سیاست، فقه، تفسیر و فلسفه مشاهیر زیادی از این شهر برخاسته‌اند. آمل از فرهنگ و تمدن بسیار کهن و اصیل آریایی برخوردار است و به دلیل داشتن این تمدن باستانی و دیرینه مراسم‌های باستانی و به دلیل علاقه به دین و مذهب مراسم مذهبی بس با شکوهی در این دیار کهن برگزار می‌گردد، پس از گرویدن مردم آن به اسلام، برخی از مراسم باستانی بسته به فرهنگ مردمان مختلف مازندرانی با آداب اسلامی در آمیخته و بنا بر این شیوه اجرای آن در هر روستا با روستای دیگر متفاوت است.



تیرگان

تیرماسیزه شو یا تیرگان یکی از جشن‌های ایرانی در روز تیر از ماه تیر برابر با سیزدهم تیرماه است. عده‌ای این جشن را در روزهای دیگر و از جمله در دهم تیر برگزار می‌کنند که به اعتقاد استادان ایران‌شناس نادرست است.جشن همه ساله در کوه دماوند, آمل انجام می شود و همه ساله توسط زرتشتیان ایران در بیشتر شهرهای جهان و ایران نیز برگزار می شود.




ورف چال

از آیین های قابل توجه و در عین حال منحصربه فرد مازندران که مراسمی ملی هم به شمار می رود در ارتباط با آب، مراسم ورف چال روستای اسک واقع در جاده هراز است . این رسم قدیمی و بسیار جالب، در یکی از روزهای جمعه در فاصله اول تا پانزدهم اردیبهشت ماه هرسال و زمانی که آخرین برف های زمستانی منطقه در حال ذوب شدن است ، انجام می شود. زمان اجرای این مراسم قبلا از طرف بزرگان محل که وظیفه هدایت و راهنمایی مردم و جوانان را دارند به اطلاع عموم می رسد. در روز مشخص، کلیه مردان محل برای انجام مراسم ورف چال واقع در دامنه کوه دماوند پس از صرف صبحانه ،با برداشتن غذای ظهر و بساط و میوه و چای ار روستا خارج می شوند. طبق رسم ،صبح زود تمام مردان باید از روستا خارج شوند و دیگر حق بازگشت به خانه را ندارند. با خروج مردان ،تمام امور روستا دراین روز در دست زن های محل است. زنان با اجتماع در مساجد و نقاط عمومی روستا، به اجرای برنامه هایی مانند:عروس و داماد، شاه و وزیربازی، سنگ بازی و سایربازیها و سرگرمی های محلی می پردازند و از ورود هر مردی به داخل روستا جلوگیری می کنند. درصورتی که مردی به تذکر و اخطار زنان توجه نکند و داخل روستا شود به شدت با چوب زنان تنبیه می شود.مردان روستا نیز پس از رسیدن به محل ورف چال، اقدام به جداکردن قطعات برف از کوه می کنند و هرکس به اندازه توانش مقداری از آخرین برف زمستانی را داخل چاه بزرگ می ریزد. به اعتقاد اهالی روستای اسک،این چاه را شخصی به نام سیدحسن ولی حفر کرده و مقبره او در روستای نیاک، محل زیارت اهالی منطقه است.باپرشدن چاه از برف و پوشاندن درآن ، مردان به صرف ناهار، چای و میوه در اطراف چاه می پردازند.درپایان مراسم، مردان روستا پس از نماز، دعا و شکر الهی ، به روستا برمی گردند.مراسم ورف چال یا چاه برف، ریشه در مبارزه با کم آبی برای مسافران و دام ها در فصل تابستان دارد. ازآنجایی که این منطقه درگذشته یکی از مناطق دامداری محسوب می شد، دامدارها برای تامین آب مورد نیاز دام ها و نیزاهالی درفصل تابستان که برف های روی کوه آب می شد اقدام به ذخیره کردن برف دراین چاه می کردند تا در موقع کم آبی، آب مورد نیاز خود و دام ها را تامین کنند.امروزه منطه اسک اهمیت گذشته خود از نظر پرورش دام را از دست داده است ولی اجرای این سنت قدیمی همچنان توسط اهالی روستا با شور و شوق انجام می شود.



لوچو

کشتی لوچو از کشتی های محلی استان مازندران است و در گذشته در مراسم عروسی اجرا می شد.امروزه در بعضی از نقاط استان این کشتی همه ساله در تابستان بعد از وجین شالی، هنگام فراغت کار روستاییان، انجام می شود. در ایام دیگر مانند اعیاد مذهبی و ملی نیز کشتی لوچو برگزار می شود و جایزه برنده یک راس گاو است که توسط اهالی خریداری می شود.برای مسابقه دو نفر از کشتی گیران با تجربه به عنوان داور انتخاب می شوند در این کشتی هر گونه ضربه زدن به بدن یا سر حریف، گرفتن انگشت دست، سرچنگک و ضربه زدن به کتف و گرفتن گوش، خطا محسوب می شود. کشتی گیری که در این دو هفته تمامس حریفان را شکست دهد، برنده مسابقه است. در طول برگزاری مسابقه ساز و دهل نیز نواخته می شود تا شور و هیجان بیشتری به مسابقه بدهد.


ماه در مه

هنگام تحویل سال افراد خانواده دور سفره و یا مشابه آن هفت سین که با ظرافت و سلیقه خانم خانه چیده شده می نشینند و در حالیکه پدر خانواده دعای تحویل می خواند منتظر سال نو می شوند. در گذشته که امکانات ارتباطی مانند رادیو و تلویزیون نبود با تیراندازی یا گفتن اذان سال جدید را به همه اعلام می داشتند. بعد از این که سال نو شد کسی ( معمولا بچه‌ها) که به عنوان مادرمه (مارمه) انتخاب شده با مجمعی که در ان قرآن، آیینه، اب ، سبزه و شاخه های سبز جوان قرار دارد وارد خانه می شود چهارگوشه اتاق ها را آب می پاشد قرآن را کنار سفره هفت سین می گذارد و شاخه های تازه سبز شده و دارای شکوفه ( معمولا از درخت گوجه سبز) را به این نیت که سال سرسبز و خوش و خرمی برای خانواده باشد، جلوی در اتاق آویزان یا روی طاقچه اتاق می گذارد. دراین روز مادر خانه، غذای عید، سبزی پلو با مرغ یا گوشت درست می کند. علاوه بر آن بعضی هم غذایی به عنوان خیرات برای اموات می برند و بین مردم پخش می کنند.


چلیک مارکا

بازیکنان به دو گروه تقسیم می شوند. برای بازی دو تکه چوب یا چلیک و و چوب بزرگ یا مارکا نیاز دارند. ابتدا گروه اول، چوب کوچک را روی گودالی قرار می دهند سپس با چوب بزرگ به زیر چوب کوچک کی زنند و آن را به طرف بالا پرت می کنند . چوب هر یک از بازیکنان که مسافت بیشتری را طی کند، آن گروه برنده می شود افراد بازنده باید به برندگان سواری بدهند.




علم گردانی و نخل گردانی

علم گردانی و نخل گردانی از قدیمی ترین سنت ایرانی و مازندران است که همه ساله در تمامی مناطق مازندران و آمل انجام می شود.



نوروز خوانی

نوروزخوانان معمولا پانزده روز قبل از فرارسیدن عید نوروز به داخل روستاها می آیند وبا خواندن اشعار در مدح امامان وترانه های محلی ،طلیهعه سال نو را به آنها مژده می دهند.
نوروز خوانان چند نفر هستند که یک نفر اشعار را می خوند،یک نفر ساز می زندو ونفر دیگر که به آن کوله کش (بار کش )می گویند به در خانه های مردم می روند ومی خواند:

باد بهارون بیمو/نوروز سلطون بیمو/مژده دهید به دوستان /گل به گلستون امد/بهار آمد بهار آمد خوش آمد /علی با ذولفقار آمد خوش آمد،/نوروزتان نوروز دیگر/شمارا سال نو باشد مبارک
صاحب خانه با دادن پول ،شیرینی،گردو،تخم مرغونخود وکشمش از آنان پذیرایی می کند.



دیگر

از دیگر مراسمات می توان به خرج دادان امام حسین،سفره ابوالفضل،شب نشینی ها،مراسم داندان سری،ولیمه،مراسم بین شهری اشاره کرد.

موسیقی
موسیقی منطقه آمل در قالب مناطق مرکزی شمال ایران بررسی نمود از همین رو تقریبا همه نغماتی در مناطق مرکزی شمال ایران رایج است در این منطقه مورد استفاده قرار می گیرد که از مشهور ترین آنها نجوا و امیری خوانی و گهره سری و مازندرانی خونش و طالبا است.شهرهای طالبا و امیری و لاره از شعرهایی هستند که با سوز خوانده می شود و بر روی شنونده تاثیر خاصی می گذارد.نوروز خوانی سنت اصیلی است که اولین منطقه قبل از اسلام در آمل اجرا شد و بعدها به جاهای دیگر مازندران و ایران گسترش یافت و بعد از اسلام این اشعار این نو خاوندن با مدح و منقبت ائمه در هم آویخت و از این شکل قدیمی حیث اشکالی نو یافت.

غذاهای محلی

 

شکم پر آملی،کتلت،کته آملی،پلو زعفرانی،خورش مرغ ترش،اردک جوجه،سبزی‌پلون،ازخاتون،ا� �فناج پته از مهمترین غذاهای محلی و ملی آمل هستند.

حیوانات





حیوانات نادر

آمل از جمله شهرهای جهان است که در آن حیوانات نادر مانند بزهای کوهی ،پرندگان اهلی،و حسوانات کوچک و نادر و بازها عقاب ها و گوزن های متعدد در ان یافت می شود که بیشتر این حیوانات در منطقه حفاظت شده یا جنگلی یافت می شود.متاسفانه حیوانات مانند پلنگ آمل و ببر مازندران نسلشان منقرض شده است.



اسب خزر

اسب خزر اسب کاسپین این نژاد اسب برای اولین بار در سال ۴۴-۱۳۴۳ شمسی توسط خانم لوئیز فیروز و با انگیزه دستیابی به اسبهای مناسب جهت آموزش سوارکاری و سواری آزاد به کودکان و نوجوانان در اطراف آمل به صورت تصادفی مورد شناسایی قرار گرفت. نامبرده به واسطه داشتن تحصیلات در علوم دامی و آشنایی با انواع نژادهای اسب، به سرعت به ویژگیهای منحصر به فرد و ارزشهای خاص این نژاد پی برد و بر اساس مطالعات و تحقیقات خود در طی مدت کوتاهی جوامع بین‌المللی پرورش اسب را مجاب به قبول این نوع اسب کوچک ایرانی به عنوان نژادی منحصر به فرد نمود.


پلنگ آمل

این نوع پلنگ در طی چند دهه های قبل وجود داشت و بعد ها بعد نابود شدن جنگل ها به طور عجیبی نسل این گونه از پلنگ ها پر قدرت نا پدید شد این گونه پلنگ ها از نسل پلنگ های اسیایی هستند.



افعی دماوندی

افعی دماوندی آمل، ازخطرناک ترین وکمیاب ترین افعی هاست که در منطقه لار و دماوند آمل یافت می شود.یک خزنده شناس جوان به نام "خسرو رجبی زاده"پایان نامه فوق لیسانس خودرابه طورتخصصی افعی دماوندی انتخاب کرده است.وی افعی دماوندی راشرقی ترین افعی کره زمین میداند.وی میگوید:این افعی حدود38سال پیش توسط دکترمحمودلطیفی پایه گذاربخش جانوران سمی انستیتورازی کشف شد.وی هنگام تحقیق پیرامون برخی ازمارهاپس ازدقت درظاهرمارهامتوجه تفاوت یکی ازآنهابابقیه میشود.بررسی های دقیق ترنشان دادکه این گونه کشف جدیدی است.این افعی جدیدبه آلمان فرستاده شدوبابررسی سه نفرازبهترین متخصصان وخزنده شناسان نام گونه جدیدبه احترام دکترلطیفی Viperalatifiگذاشته شد.افعی دماوندی بعدازافعی جعفری مهلک ترین سم رادارد.این افعی درحال حاضردرلیست اتحادیه جهانی حفاظت دررده آسیب پذیرقرارگرفته است.
از حیوانات پرورشی آمل می توان به اردک،تیرنگ،غاز،بوقلمون،جو جه های محلی،می توان نام برد.

 

بازارها

بازار قدیم آمل یکی از بازار های قدیمی ایرانی، که در مرکز شهر قرار دارد، رکن و هسته اصلی و اولیه سازمان دهنده شهر به شمار می آید که وجود اولیه این بازار به قبل از اسلام و هسته اصلی آن به 900 سال پیش می رسد. با این که در بعضی از قسمت های این بازار تغییرات شتاب زده و نوسازی غیر اصولی انجام شده و به دلیل مقتضیات اقتصادی، اجتماعی روزگار، زیبایی قبلی را از دست داده، اما هنوز دارای اهمیت و اعتبار است. این بازار همچنان ارتباط خود را با محلات مسکونی مجاور، به میزان قابل توجهی حفظ کرده است و به صورت مرکز تجمع و داد و ستد مردم ، دارای عملکردی ممتاز است. مغازه های این بازار با سقف سفالی شیب دار و جلو آمده به خاطر محافظت از باران و آفتاب دارای فضاهای باز داخلی برای تشکیل بازارهای هفتگی در روزگار گذشته است. این بازار نیز مانند بازارهای قدیمی دیگر، علاوه بر وظیفه اصلی خود یعنی مبادله کالا، نقش فرهنگی و مبادله افکار و عقاید، نشر اخبار و مرکز ارتباطات اجتماعی مردم نیز بوده است. در حال حاضر این بازار نقش بسیار مهمی را در زندگی اقتصادی،اجتماعی مردم ایفا می کند. ساختار فضایی ، عناصر معماری و کالاهای صنایع دستی و محصولات بومی آن از جاذبه های بازار به حساب می آیند.


گسترش شهری
آمل در گذشته دارای هشت دروازه بوده که ورود و خروج از شهر از طریق آن‌ها انجام می‌پذیرفته‌است. بعدها در امتداد این دروازه‌های تاریخی، بازارچه‌هایی احداث گردیدند تا نیاز مردم هرمنطقه را تأمین نمایند و از مراجعهٔ مستمر مردم به بازارهای مرکزی جلوگیری شود. رفته‌رفته در پیرامون این بازارچه‌ها واحدهای مسکونی شروع به ساخت گردیدند و از همین روی بازارچه‌ها به هم متصل شدند و محله‌های جدیدی در گوشه و کنار شهر پدید آمدند.همچنین چهار دروازه اصلی به این شهر باز می شد و بعد ها بعد خرابی خندق ها زیاد شکل شمایل دیگر در مکان های مرکزی و کناری شهر صورت گرفت.



بازارهای تجاری
چندین پاساژ رسمی - نمایشگاه - دفاتر رسمی فروش - تاسیسات مرکزی - بازار های کلان شهری و محلی.

هنرهای نمایشی و رسانه

 

سینما
تاریخچه سینما در امل به زمان ناصر الدین شاه قاجار می رسد که اولین سینما به نام خورشید ساخته شد.
شهر آمل دارای دو سینما است. که در زیر به شرح آنها می‌پردازیم:
سینما بهمن یک : در سال 1345 تاسیس شد و فعلاً درجه یک به شمار می‌آید. ظرفیتی بالغ بر 375 نیز داراست.
سینما بهمن دو : در سال 1379 تاسیس شد و با کیفیت به روز آن زمان احداث گردید و جزو سینماهای نوین به شمار می رود ظرفیت سالن آن نیز 250 نفره‌است.
تئاتر
تئاتر شهر دارای سه صحنه است که مجهزترین ان در سالن همایش قدیم آمل است.

نشریات
از دوران اولیه مطبوعاتی تا کنون نشریات و روزنامه‌های بسیاری در آمل به چاپ رسیده‌است که از زمان مشروطیه قوت بسزایی گرفت. از بزرگترین نشریات آمل می‌توان به رساله کبیر،هفته نامه مازندران ، الآمل ، از خزر تا،امید مازندران، خورشید طبرستان، سرای امید، آمل شهر اولین ها، پیام آمل و پیک شمال اشاره کرد.




حمل و نقل

 

جاده
راه باستانی بخشی از راه باستانی هراز در حوالی وانا است که آثار باستانی مربوط به راه قدیم ری به آمل در آن مشهود است همچنین قطار راه اصلی ایران که شمال را به مناطق دیگر در جنگ جهانی وصل می کرد از این شهر بوده و بعدها به زودی از بین رفت و به جای آن راه ورسک ساخته شد.راه شهری آمل که دارای بیشترین بلوار و بزرگراه های مازندران است. جاده جاده بین المللی هراز یکی از مهمترین جاده های ایران بیشترین وسعتش را آمل دارا است که شهرهای دیگر را به شمال ایران پیوندمی دهد.همچنین جاده های کناری مانند آمل-بابل، آمل-محمود آباد(جاده ساحلی)، آمل-فریدونکنار و آمل-نور می توان اشاره کرد.
فرودگاه
فرودگاه امداد‎ فرودگاه امداد آمل، نام فرودگاهی در آمل است.[۲۳] این فرودگاه به عنوان اولین پایگاه امداد نجات ایران با یک فروند هلیکوپتر آغاز به کار کرد و در حال به دو فروند هلیکوپتر افزایش یافته است.
راه آهن
قطار سریع یا منو ریل شمال (تهران-آمل) که در سال ۹۰ به تصویب ملی رسید در حال ساخت است و تا سال ۹۹ به اتمام می رسد.
اتوبوس
نه ایستگاه اتوبوس بین شهری آمل در نظر گرفته شده‌است که نقاط مختلف شهر را به یکدیگر متصل می‌نماید.
تاکسی
سازمان مدیریت و نظارت بر تاکسیرانی آمل یکی از سازمان ها فعال است که در تمامیه خیابان های آمل دو ایستگاه ویژه در نظر گرفته است.

اداره و نهادهای دولتی

 

شهرداری آمل: سازمانی نیمه دولتی مربوط به شهر آمل است که زیر نظر شهردار اداره می‌شود.شهرداری آمل در سال ۱۳۰۱ از سوی وزارت کشور ابلاغی برای دکتر محمود حکیمی که ریاست مرکز بهداشت را نیز به عهده داشتند صادر گردید که ایشان را به عنوان ریاست بلدیه منصوب داشتند. بلدیه آمل کارخود را با سه نفر پرسنل آغاز کرد که مسئولیت نظافت و رفت ‌و‌ روب خیابانها و بهداشت محیط شهر و ساختار را به عهده داشتند.
فرمانداری آمل: شامل فرمانداری مرکزی است که در سال 1324 شروع به کار کرده است،این در حالی است که در سال 1390 مصوبه فرمانداری آمل به فرمانداری ویژه در شرف تشکیل بود که این امر انجام نشد،و این امر در دست مطالعه است.

فضای سبز
شهرداری آمل با اجرای طرح‌های متعدد توسعهٔ فضای سبز در ارتفاعات و همچنین موسسات خصوصی و مناطق نمونه گردشگری، لاریجان، مکان ها طبیعی تاریخی شهر نظیر بلیران، امامزاده عبدالله، پارک بزرگ آمل، پارک متععد داخلی، پارک‌های محله‌ای و کاشت یک میلیون اصله درخت در سطح شهر، سرانهٔ فضای سبز تبریز را از 4 متر مربع 8 متر مربع در سال 1390 خورشیدی افزایش داده‌است؛ هم‌چنین برپایهٔ طرح آمل 91 قرار است در سال 1391 خورشیدی، این میزان سرانهٔ فضای سبز بیشتر شود و این سرانه در پارک های گردشگری و احداث دریاچه و بازسازی و ایجاد معماری و فضای سبز شهر و در کناز رود هراز صورت میگیرد.

صنعت و معادن و تولیدات
آمل یکی از شهرهای صنعتی ایران در جهان می باشد که ۶۴% صنعت مازندران را در خود جای داده است،از صنایع بزرگ آن می توان به صنعت کارخانه ای، تولید برنج،تنباکو،چای،لبنیات،گن دم،دام پروری،صنایع دستی،پرتغال،نارنج،سبزیجات ،زغال و طلا نام برد که بعضی از ارقام های صادراتی ایران هستند.

اقتصاد
در طول تاریخ این شهر،آمل به واسطه مرکزیت در منطقه البرز و واقع بودن در یک منطقه حاصلخیز به محل طبیعی برای مبادلات خارجی و ایرانی تبدیل شده بود،صاحب کتاب العالم نقل می کند که وقتی داخل شهر آمل شدم صدها تاجر بغدادی و یونانی دیده ام که برای خرید طلا و نمد طبری آمده بودند،آمل در مرکز راه تاریخی و کهن ایرانی قرار داشته و دارای مبادر خانه های عظیم بین راهی در قرن های سوم تا سیزدهم بوده است.همچنین بعدها و در عصر معاصر هم چندین درضد بزرگ از صنعت منطقه ای به نام آمل ثبت شد.


شهرک‌های صنعتی
آمل دارای پنج شهرک صنعتی بزرگ و مستقل است. کارخانه‌های صنعتی آمل پس از سال ۱۳۴۵ خورشیدی و با احداث کارخانه‌های آمل رونق پیدا کردند و این شهر به‌عنوان یک قطب صنعتی در سطح منطقه شناخته شد. امروزه بیش از 66 درصد از کارگاه‌های بزرگ صنعتی استان مازندران در شهر آمل مستقر شده‌اند که این امر سبب مهاجرت نیروی کار موردنیاز برای فعالیت در این کارگاه‌ها از نقاط مختلف استان به این شهر گردیده‌است.


 

صنایع و معادن کارخانه ای و صادراتی
صنایع غذایی، نساجی، چوب، چاپ و انتشارات، قالی، صنایع اشیای کائوچویی، صنایع غیر فلزی معدنی و ‌صنایع چرم سازی از عمده ترین صنایع موجود در شهرستان به شمار می‌آیند. برنج، تره‌بار، مرکبات، سیب، مواد غذایی، محصولات کاغذی و منسوجات، تولیدات برقی، مصالح ساختمانی و صنایع دستی صادرات این منطقه را تشکیل می دهند.


نیروگاه
سد هراز که در حال احداث است دارای نیروگاه برق است به علاوه اینکه نیروگاه کارخانه ای زباله سوز آمل در بیرون شهر در حال احداث می باشد.




سوغات
فرش.سفر معرق، منبت، سفال، گلیم، انواع ترشی، برنج و زیتون و گردو و گیلاس و مرباجات و شیرنجات محلی و گل و غذاهای محلی از جمله مهمترین سوغاتهای آمل هستند.همچنین غذاهای محلی که بین المللی شده و همچنین عسل طبیعی از قله دماوند آمل،سیب ،پرتغال،کیوی،گردو،گیلاس صادراتی و نان کوهی ،شیرینی ها مانند آب دندان،اغوز کناک،ساقه عروس و غذاهای سنتی ساری شامل سیر انار، ناز خاتون، اکبر جوجه، چاشنی.. از جمله سوغات های آمل هستند.

 

علم و مشاهیر

اگر آمل را در یک کلمه خلاصه کنیم می توانیم بگوییم آمل پایتخت علما جهان است و در قدیم هم بر همین امر پایتخت فرهنگی جهان اسلام بوده است آمل از دیرباز زادگاه فیلسوفان،علما،ریاضیدانان، منجمان،محدثان،مفسران و پزشکان مشهور در سطح جهان بوده است. برخی از افراد بزرگ آمل در فهرست زیر :علامه استاد حسن زاده آملی،علامه استاد جوادی آملی،پدر تاریخ جهان امام محمد بن جریر طبری؛حاج ملا علی کنی؛آیت الله حاج میرزا هاشم آملی؛علامه شیخ محمد تقی آملی،حکیم امام فخر رازی،محمد بن جریر رستم طبری،علامه عماد الدین طبری،ابو سهل کوهی،چراغ علی فطرت،سرعت مازندرانی،زمانی آملی،حکیم ابن قاص طبری،ابراهیم سعید العلماء،پروفسور جواد فاضل،ملا رفیعا،شیخ علی بن محمد آملی،غلامحسین بنان،حکیم ابوصالح خیام،جلال الدین اعتضادی،دیواره وز،لالکائی،ابن عطا آدمی،شیخ بالو زاهد،موئد بالله،ابولحسن ابن منجم،عبدالطیف لاریجانی،بدرالدین و لیث طبری،عبدالله ناتلی آملی،یحیی بن ابی منصور،ابن هندو،ملا محمد صالح مازندرانی،مولانا حسن کاشی آملی،مولانا ملک الشعرا طالب آملی،مولانا صوفی مازندرانی،مولانا سراج قمری،قاضی هجیم آملی،علامه محمد بن محمود آملی،استاد محمد تقی دانش پژوه،شیخ ابوالعباس قصاب آملی،علامه شیخ الصوفی میر حیدر آملی،آیت الله شمس آبادی،استاد فرهنگ شریف،عبداالله احمدیه،امام شیخ خلیفه مازندرانی،سید رضی لاریجانی،علامه شریف العلما،کاتب ابن اسفندیارضهیر الدین مرعشی،امام کبیر میر بزگ مرعشی،احمد مشیرالسلطنه،عباس میرزا،حماد طبری، خلیل بن بکر،ابن فورک،فخر الاسلام،خلیل آملی،حکیم ابن ربن طبری،حکیم ابن فرخان طبری،بیدل کرمانشاهی،غلامحسین بنان،نجم الدین آملی،عزل الدین آملی،ابراهیم مازندرانی،سرعت مازندرانی،بلال آملی،موید باالله،زجاجی بصری،خلیفه سطان،ابراهیم خواص،علامه خواجوی،مشیر السلطنه،ایوب طبری،حاسب طبری،ترنجی طبری،عماد طبرسی،علی بن یزدادی،شیخ خلیفه سلطانی،کمال الدین بنا،عبدالقادر گیلانی،شمس قیس رازی،ابولحسن طبری،شمس الادبا،علی لاریجانی و شیخ صادق آملی لاریجانی و صد ها بزرگان دیگر......



نظامیه
نِظامیه نام مدارسی بود که در زمان سلجوقیان برای آموزش علوم و فنون روز در شهرهای بزرگ جهان آن دوره؛ بغداد، نیشابور، آمل، قاهره و اصفهان ، بلخ و هرات تأسیس شد.

گورستان‌ها
گورستان‌‎ بهشت امامزاده عبدالله و گورستان امامزاده ابراهیم گورستان های فعلی و فعال آمل هستند که گورستان امامزاده ابراهیم و گلزار شهدا یکی از بزرگترین گورستان های فعلی ایران است که مردمان عادی و شهیدان در آن دفن می شوند.

بیمارستان ها
آمل از جمله شهرهای مهم پزشکی است که در مازندران در دو دهه اخیر پیشرفت چشمگیر داشته است.آمل در زمان قدیم قرای طبرستان بوده است و ابن فاتح و جیمز کارتن از دو بزرگان تاریخ نویس می گویند:آمل دارای سه مسجد جامع که برتری خاصی به مساجد منطقه دارد و دارای طبیب خانه های عظیمی است که در کنار قصر و در کنار دارالحکومه آمل ساخته شده است و هر کس به دردی دچار شود به این طبیب خانه ها رجوع می کند.در حال حاضر آمل دارای چندین بیمارستان مجهز و کلینیکهای معتدد و موسسات خصوصی است و در حال حاضر چندین بیمارستان پزشکی بزرگ و یکی از بزرگترین مجموعه پزشکی خاورمیانه در امل در حال احداث است.

 

گردشگری

 

مراکز اقامتی
در گذشته کاروانسراهای آمل و قلعه ها مکان‌های اقامتی برای مسافران به حساب می‌آمده‌اند. این کاروانسراهاو قلعه ها اکنون به صورت آثار باستانی در آمل و شهرستان آمل شناخته شده‌اند. بسیاری از جهانگردانی که به آمل قدیم آمده‌اند در سفرنامه هایشان از این کاروانسرا نام برده‌اند. از کاروانسراهای قدیمی آمل پیش از حمله مغول به این شهر اثری نیست.مهم ترین کاروانسرای کاروانسرای کمبوج (گامبوش) و کاروانسرا شاهی هستند. امروزه مراکز اقامتی آمل هتل‌ها و متل ها است که بیشتر در مالکیت خصوصی‌اند.یک هتل در بیرون شهر و دو هتل در شهر و چندین هتل در شهرستان آمل قرار دارد و دو هتل در منطقه هراز در حال احداث است.





جاذبه ها

 

جاذبه ها تاریخی و باستانی

آمل بارها در طول تاریخ بر اثر زمین‌لرزه آسیب جدی دیده و بارها در اثر حمله‌های سلجوقیان، مغولان، عثمانی، اشغال آمل توسط سه سلسطه کهن و مغولان و سه سلسله ای که به کلی آمل را مخروب کرده اند.دچار خرابی‌های شدیدی شده‌است.آمل از شهرهای باستانی ایران با طبیعت بکر شمال است که بیشترین جاذبه های مازندران را به خود اختصاص داده است که هر ساله میلیون ها گردشگر خارجی و ایرانی از این جاذبه ها دیدن می کنند،در قسمت زیر به معرفی مهمترین جاذبه های تاریخی،طبیعی،علمی تحقیقاتی و ورزشی آمل می پردازیم.

خاستگاه فریدون:شهرت آن بیش از هر چیز در این است که فریدون از شخصیت‌های اساطیری ایران، ضحاک را در آنجا در غاری به بند کشیده‌است* و ضحاک آنجا زندانی‌است تا آخرالزمان که بند بگسلد و کشتن خلق آغاز کند و سرانجام به دست گرشاسپ کشته شود. هنوز هم بعضی از ساکنین نزدیک این کوه باور دارند که ضحاک در دماوند زندانی است و اعتقاد دارند که بعضی صداهایی که از کوه شنیده می‌شود، ناله‌های هموست.در تاریخ بلعمی محل زیست کیومرث کوه دماوند دانسته شده‌است و گور فرزند وی هم آنجا دانسته شده‌است. با این تفصیل که چون فرزندش کشته شد خداوند چاهی بر سر کوه برآورد و کیومرث فرزند را در چاه فروهشت. بلعمی سپس از مغان نقل کند که کیومرث بر سر کوه آتش افروخت و آتش به چاه اندر افتاد و از آن روز تا امروز (روزگار بلعمی) ده پانزده بار پرزند و به هوا برشود و از مغان نقل می‌کند که این آتش دیو را از فرزند او دور دارد. به گفتهٔ تاریخ بلعمی جمشید به طبرستان به دماوند بود که سپاه ضحاک به وی رسید.بنا به روایتی نبرد لشکر فریدون به سپاهسالاری کاوه با ضحاک در حوالی دماوند بود. دماوند بار دیگر در گاه پادشاهی منوچهر مطرح می‌شود؛ آرش کمانگیر از فراز آن تیری انداخت تا مرز میان ایران و توران را تعیین کند.بعدها با پا گرفتن اساطیر سامی در ایران برخی شخصیت‌های این اساطیر هم با دماوند ارتباطاتی یافتند. از جمله «عوام معتقدند که سلیمان‌بن داوود، یکی از دیوان را که «صخر المارد» (سنگ سرکش) نام داشت در آن‌جا زندانی نمود. گویند، بر قلهٔ دماوند، زمین هموار است و از چاهی که بر فراز آن قرار دارد، روشنی بیرون آیدپناهگاه تخت فریدون در سال 1355توست کوهنوردان و اهالی روستای گزانه ساخته شده است.
پل دوازده چشمه: یک پل زیبا بر روی رود هراز با معاری ایرانی که در عصر سلطنت شاه عباس صفوی بر روی رود هراز در مرکز شهر آمل در ابتدای خیابان سبزه میدان احداث گردیده و در دوران قاجار به طور کامل مرمت و بازسازی شده و دو بخش شرقی و غربی شهر را بهم متصل می‌کند.گرچه این پل قبل از دوره صفوی وجود داشته ولی در زمان شاه عباس صفوی به طور کامل احداث گردیده است.از خصوصیات این پل (به نیت دوازده معصوم) دارای ۱۲ طاق و دهنه می‌باشد که هر یک بر پایه‌های مستطیل شکل استوار شده‌اند به صورتی که ارتفاع آخرین نقطه طاق‌های قوسی شکل در محل تیزی تا سطح رودخانه حدود ۷ متر می‌باشد. فاصله بین هر پایه با پایه دیگر ۶ متر بوده که در ضلع جنوبی و در قسمت مخالف جریان آب دارای سیل برگردان می‌باشد.طول این پل تاریخی و دیدنی ۱۲۰ متر و عرض آن ۴۰/۶ متر است.این پل یکی از پل های تاریخی است نمادها و یاد این پل عظمت عجیبی دارد.
پل فلزی: پل فلزی یا پل معلق آمل مربوط به دوره پهلوی است و در آمل، داخل شهر، جنب پل دوازرده پله واقع شده است.پل معلق دو پل معلق یک سان کنار هم است که یکی از بناهای با شکوه و ارزشمند توریستی شهر آمل محسوب می شود.یکی از اولین نمونه های پل های بزرگ و جدید ایران است و این اثر در تاریخ این پل به نام پل معلق هم شناخته می شود.به این علت آن را پل معلق می خوانند که اگر پایه های زیرین آن بر اثر سیل تخریب شود کمانهایی بالای آن را نگه می دارند.این پل را مهندسان آلمانی ساخته اند که سازه این پل به صورت یک معماری ایرانی است.این پل در فهرست آثار ملى به ثبت رسیده است.
آرامگاه هفت تنان: این مقبره به صورت سه برج آرامگاهی کوچک اما با قرنیس و هشت ظلعی زیبا است.
ضحاک چال: در نیم فرسنگی تینه در جهت مغرب روستایی به نام کرف وجود دارد در این روستا جایی به نام ضحاک چال معروف است چرا که مردم معتقدند ضحاک را در کرف زندانی کردند ومحل زندانی او به ضحاک چال معروف است.در ضمن مرتعی که فریدون در آن جا پرورش یافت به تخت فریدون تخت فریدون شهرت دارد.
شکل شاه: شکل شاه اثری تاریخی است در منطقه لاریجان که به دستور ناصرالدین شاه از شمایل وی و تنی چند از ملازمانش بر دل صخره‌ای بر سر راه جاده تاریخی هراز (تنگه بند بریده) و در نزدیکی چشمه آب معدنی استراباکو، در تاریخ ۱۲۹۵ ه. ق. حجاری شده‌است.این اثر کتیبه و شکل کنده کاری شده در دل کوه است و اثر مشابهش در تنگه واشی که تصویر فتحعلی شاه قاجار را نمایش داده‌است. رکن الاسفار، از معاصران ناصرالدین شاه که هردو اثر و هر دو پادشاه را دیده‌است نیز نظر مشابهی دارد.
حمام شاه‌عباسی: یکی از شاهکارهای دوره قاجار و صفوی است،بنای این حمام به شکل معماری دوره قاجاریه و با گنبدی خزانه ای و دارای دو وروی جداگانه برای مردان وزنان است،خزانه های حمام به صورت دایرهو بالای ان سه طاق یا سه گنبد بلند است قرار دارد.
مسجد میرزا محمد علی: این بنا در نیاکی محله ذآمل و متصل به تکیه نیاکی واقع گردیده که در سال 1255 ه-.ق توسط میرزا محمد علی نیاکی بنا گردیده و در دوره های بعد، تغییرات و تعمییراتی در آن انجام شده است. بر بالای محراب، لوحه ای چوبین متضمن کتیبه ای مورخ 1255 ه-.ق نصب شده است.
بقعه شمس آل رسول: برج آرامگاهی شمس آل رسول در شهر قدیم آمل قرار دارد،بنا مربوط به قرن نهم هجری قمری بوده و از وسعت قابل ملاحظه نسبت به بناهای دوره خود برخورداراست بقعه بصورت چهار گوشه و گنبد مخروطی است وگنبد آن دو پوش می باشد که هر دو پوش آن در اثر زلزله و عوامل جوی منطقه خراب شده است عمده تزیینات بنا طاق و قوس و قرنیسهای آجری و کاشیکاری در قسمت فوقانی است.در طوماری که در زمان صفویان نوشته است شمس آل رسول به نام امام زاده شمس آل رسول خوانده شده است. نکته جالب در بنای این برج ، کاربرد آجرهای با ابعاد و اندازه های مختلف است که تاریخ گذاری بنا را از راه مصالح شناسی دچار مشکل می کند ، اما با توجه به شکل کلی و شباهت بسیار آن با برجهای شناخته شده در منطقه ، از آثار قرن هشتم هجری دانسته شده است.ابن اسفندیار در تاریخ خود دو بار از این گنبد ها یاد کرده است و چنین می نویسد، السید شمس آل رسول صلی الله علیه و آله فقیه و صاحب حدیث و از جمله سفاک و عباد ، هنوز ( 606 ه.ق ) تربت او برقرار است و مشهد و مزار مشهور ، به محله عوامع کوی بر در دروازه آمل اراضی گنبدین امروزین که قسمتی از محله پایین بازار است در زمان ابن اسفندیار محله ای جداگانه به نام عوامه کوی بوده و بر در دورازه آمل قرار داشته است . در این اراضی پاره آجر و سفال فراوان دیده می شود . سابقا" با کندن این اراضی آجر های فراوان به دست می آوردند و همچنین ابن اسفندیار در جای دیگر در کتاب خود می آورد،قاضی حجیم زاهد و عالم و تربت بر در مشهد شمس آل رسول ، به محله عوامه کوی مکلنوف ذیل عنوان سه گنبد می نویسد که در خارج شهر آمل بقاعی قدیمی است در حلیکه به جای سه گنبد پنج گنبد است.رابینو در باره گنبد شمس طبرسی یاد کرده و می نویسد،این گنبد مدور و به شکل برجی است . جسد شمس آل رسول که عارف و محدثی بود و بازهد و تقوی می زیست در اینجا به خاک سپرده شده است مزار او در عوامه کوی که از کوی های شهر قدیم آمل بوده بنا شده است طاق این برج دو پوش بوده و گنبد خارجی و داخلی داشت که بر اثر زلزله خراب شد.که از این نطرات میتوان گفت اینجا مقبره محمد بن محمود آملی با نام کامل شمس الدین محمد بن محمود آملی از دانشمندان پزشکان شهیر ایرانی بوده است.
گرمابه خواجه یعقوب:
پس از اینکه علاءالدوله علی ( 512- 533 ) در مازندران به سلطنت نشست -هیبت او زیادت شد واصحاب اطراف از فتنه جویی وتحکیم بنشستند- واو سلقام خاتون را به ساری بنشاند و خواجه یعقوب جوسی را وزیر او گردانید و آرم چمنو و تلار و اهلم ودیگر مواضع به نان او پدید کرد . بعد از مدتی خواجه یعقوب مسلمان شد و اسپهد علاءالدوله علی وزارت خویش بدو داد و هنوز ( در حدود 606- 611 ه ق ) به آمل و گرمابه ی او را عمارت پدید است
مسجد جامع آمل: ازمساجد جامع قدیمی ایرانی است که طبق منابع ذکر شده از سال ۱۱۰۰ به دستور شاه سلطان حسین صفوی ساخته شده و بعد از گذر از زلزله و آتشسوزی کماکان پابرجاست.یگانه کتیبه تاریخ دار بنا سنگ نبشته ای است در دهلیز مسجد، حاوی فرمانی از شاه سلطان حسین صفوی، مورخ به ۱۱۰۶.در منابع بررسی شده، از چند نفر به عنوان بانی نام برده شده است، از جمله، عثمان بن نهیک و ابراهیم بن عثمان بن نهیک، عبداله بن قحطبه، عمربن علاو ابوالخصیب و هانی بن هانی. خطاط سنگ نبشته مسجد محمد ابراهیم همدانی بوده است.مَقدِسی در کتاب خود به دو مسجد در شهر آمل اشاره کرده است، جامع عتیق، در کنار بازار، و جامع دیگر در نزدیک آن. وجود دو مسجد جامع در این شهر از دیگرمنابع نیز استنباط می شود. ابن اسفندیار در تاریخ طبرستان آورده است که ابراهیم بن عثمان بن نهیک در سال ۱۷۷، در زمان خلافت هارون الرشید، این مسجد را بنا کرده است، و در جای دیگر، عثمان بن نهیک، پدر ابراهیم را بانی مسجد خوانده است. او در توصیف ساختمان این مسجد آورده است، چون عمارت تمام شد و خواستند تا قبله پدید کنند، چهل شبانه روز باران بود. وضع و تعیین به حقیقت میسر نشد، به حدث و تخمین فرو نهادند. در کتاب از آستارا تا استارباد آمده که امروزه در مسجد جامع آمل محراب مستقیم (منطبق بر محور بنا) است، ولی نمازگزاران به سمت راست منحرف می شوند، و این انحراف ظاهراً به همان سبب است که ابن اسفندیار درباره مسجد ابراهیم بن عثمان بن نهیک یادآور شده است.چنان که گذشت، قدمت این مسجد به قرن اولیه هجری قمری می رسد، ولی بنا در طی زمان دچار تغییرات فراوانی شده است. این بنا یک بار در اثر زلزله تخریب و در سال ۱۲۲ به دست آقا علی اشرف مشایی و حاجی گرشاسب بازسازی شد. در سال ۱۳۳۵، مسجد طعمه حریق شد و بار دیگر متولیان آن را مرمت کردند. در سالهای اخیر، شبستان جنوبی بنا را تخریب و شبستان دیگری با سازه فلزی بجای آن احداث کرده اند.
قلعه ملک بهمن: قلعه ملک بهمن (ملک قلا) مربوط به دوره صفوی است و در شهرستان آمل، بخش لاریجان، روستای شاهدشت واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۹ مرداد ۱۳۷۹ با شمارهٔ ثبت ۲۷۷۸ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.[۳۴] این قلعه از قلعه های عظیم ایران است که در جاده هراز بخش لاریجان شهر آمل و مشرف به قریه شاهاندشت در ۷۵ کیلومتری جنوب آمل قـرار دارد ایـن قلعه متعلق به حکام پادوسبان است که در سال های (۰۴۵ ۱ الی ۱۰۰۵) هجری قمری به رویان،کجور،نور.رستمدار حـکومت داشته اند. بنای قلعه بر روی صخره ای حـــدود۲۲۰متر بالاتر از سطح اراضی شاهاندشت از لاشه سنگ های بزرگ و کوچک و ملات گچ ساخته شده که به صورت طبقه طبقه و شامل اتاق ها و قسمت های مختلف ساختمانی است.
برج قدیمی امیری:
برجی است در منطقه بالا امیری که در زمان پادشاهان طبرستان نمابر و مقر سربازان و دیدبانی پادشاهان بوده است.
تنگه بند بریده: آثار بجای مانده از راه باستانی ری به آمل بخشی از راه باستانی هراز در حوالی وانا است که آثار باستانی مربوط به راه قدیم ری به آمل در آن مشهود است. مهم‌ترین این آثار شامل دو دیواره مرتفع بصورت دو نیم ستون سنگ‌چین است که در ارتفاع زیاد نسبت به بستر رودخانه هراز ساخته شده اند.ناصرالدین شاه در سفرنامه خود این آثار را باقیمانده از دوران اشکانی دانسته و برخی از محققین معاصر زمان ساخت آنها را دوران ساسانی می‌دانند.
کاروانسرای کمبوج(گامبوش): کاروانسرای کمبوج (گامبوش) مربوط به دوره قاجار است و در شهرستان آمل، بخش لاریجان، منطقه پلور واقع شده است.
مسجد آقا عباس: یک مسجد با سنگ فرش های زیبا و معماری ایرانی است که در بازارچه آمل در شرق کاردگر محله واقع است .و بنابه گفته خادمین مسجد، موسس آن آقا عباس دلارستاقی است که در حدود سه قرن پیش آنرا ساخته است ومربوط به سال 1440قمری است.
حمام میر صفی: مربوط به دوره صفوی است و در شهرستان آمل، بخش دابوشت، روستای امین آباد واقع شده و این اثر در تاریخ ۷ مرداد ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۹۳۵۲ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.این حمام دارای پلان های بسته و گنبد های کوچک گرد است که هر کدام را با زاویه به هم متصل کرده است.
موزه تاریخ آمل (ساختمان دارائی): که به موزه تاریخ آمل تبدیل شده است،یکی از موزه های زیبا و فعال است که روبرو بیمارستان امام رضا فرار دارد و بنیاد این ساختمان به دوره پهلوی بر می گردد.
کاخ شهرداری: کاخ شهرداری از جمله بناهای زیبا دوره پهلوی در کنار رودخانه هراز است این کاخ از پلان و معماری قابل توجهی برخوردار است که همچنان هم استوار است.
گلدسته مسجد امام حسن عسگری: یک مناره یا گلدسته بلند که مربوط به دوره قاجار است و در آمل، محله پایین بازار واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۷۹ با شمارهٔ ثبت ۳۳۳۰ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
آرامگاه خضر (قدمگاه خضر): بقعه خضر (قدمگاه خضر) مربوط به سدهٔ ۹ ه. ق. است و در آمل، خیابان رضوانیه، جنب کتابخانه عمومی شهر واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۷ خرداد ۱۳۳۵ با شمارهٔ ثبت ۱۲۴۸ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.در هویت این «بقعه» معروف به «قدمگاه خضر» در آمل ، منوچهر ستوده ، در جلد چهارم کتاب از آستار نا استار آباد ،چنین می نگارد؛ در تاریخ طبرستان و رویان و تاریخ رویان ، مولف می گوید ؛ " حسن بن علی بن عبدالرحمن شجری معروف به داعی صغیر ، دستور داد خانه ای برای سادات علوی و حسنی این شهر در مصلای آمل بنا کنند و فرمود ؛ مجموع سادات آنجا خانه ها ساختند.گمان می رود این محله ، که سادات در آن خانه بنا نهادند، احتمالا می تواند همان رضوانیه امروزی باشد. در این محله ، امروزه هم مصلی است که نماز جمعه منعقد می شود و هم دارای یک بیمارستان مجهز به نام هفده شهریور و کتابخانه عمومی قرار دارد ، که این کتابخانه از موقوفات بقعه خضر است . ستوده در صفحه 29 کتاب از آستارا تا استارآباد، در بخش معرفی آثار تاریخی آمل می نویسد، در محل هلال احمر ایران ، سرپل مصلی ، پشت کتابخانه عمومی شهر ، گنبدی است به نام « خضر » ، که ممکن است مدفن یکی از سادات باشد . داخل این گنبد محلی معروف به هفت تن است ، که امکان دارد هفت تن از سادات حسینی در این جا به خاک سپرده باشند.در روایت دیگر آمده که خضر نبی در گذر از ایران بوده که به آمل آمده و اولین جایی که نقل مکان کرد همین قدمگاه خضر نبی است.
مسجد حاج علی کوچک: از بناهای عهد قاجار بوده که در پایین بازار واقع است که دارای دو مناره بلند عظیم است.بنای اولیه این مسجد بیش از دو قرن می رسد اما اخیرا ساختمان آن خراب ومسجد باشکوهی برسرجای آن در حال احداث است.در سابق این مسجد دارای گلدسته ای آجرنما بود که پوششی سفالین داشت.
قلعه کهرود: قلعه ای نیمه بر افراشته در لاریجان است . رابینو نویسد منوچهر مرزبان لاریجان قلعه کهرود را که بعدها به کارو معروف شد چنان آباد کرده بود که در هر رشته ٔ صنفی و تجارت افرادی از هندوستان ، مصر و سوریه به آنجا آمده و اقامت گزیده بودند.
تکیه و پل فیروزکلا: قدیمی ترین تکیه مذهبی مازندران و پل تاریخی که در روستا فیروزکلا قرار دارد،از پل فقط خرابه های آن باقی مانده ولی تکیه به طور کامل باقی مانده و برای مراسمات مذهبی از آن استفاده می شود،از معماری چوبی نفیس آن می توان به دست نوشته و نقشه ها و شکل های منده کاری و کشیده روی چوب آن اشاره کرد و همچنین سنگ فرش تکیه فیروزکلا به صوریت تک سنگ ها زیبا است.
دخمه های سنگی کافر کلی: دخمه‌های سنگی کافر کلی یا کافر کلی‌ها فضای معماری دست کندی است در مسیر جاده هراز از پلور به سمت آمل شاهد مجموعه سوراخ‌هایی در دل کوه هستیم که اکثرا با نگاهی ساده از آن می‌گذرند.آنچه را که ابن اسفندیار کاتب در کتاب طبرستان، رویة ۵۷، از جایگاهی به نام وَرْ (وَرِکوه) که به معنی پناهگاه و غار در کوهستان، یاد کرده است؛ همان است که نمونه‌هایی از «وَرْها» در چند جایگاه از آبادی‌های کوهستان لاریجان و رویان در نزد عامه به نام «کافر کلی» نامیده می‌شوند. هنوز نمونه‌های زیادی از «وَرْها» در کوهستان پنجاب، نمارستاق (نیمه رُستاک)، اسک، نیاک، ایرا (و در جایگاهی به نام ایرج وَرْ) و دیده می‌شود. دسترسی به جایگاه پاره‌ای از «وَرْها» بستی سخت و صعب‌العبور است. با توجه به کاوش‌های باستان‌شناسی و بقایای سفال‌هایی که در این خانه‌ها پیدا شده، می‌توان قدمت آنها را به اوایل دوران اسلامی یعنی حدود هزار سال پیش نسبت داد و از آنجایی که در این دوران ایران مورد هجوم اعراب قرار گرفته است؛ به نظر می‌رسد این خانه‌ها در دل کوه با امکان زندگی در بلندمدت، همراه با محل‌هایی برای نگهبانی بخاطر عدم پذیرش کیش و آیین جدید و یا بخاطر ترس از هجوم اعراب بنا شده‌است و به همین دلیل نام این غارها کافرکلی یعنی محل زندگی غیرمسلمانان است.
بارگاه امامزداه عباس: بنای چهار گوش مستطیل شکل در دوجهت قبلی و غربی ایوان دارد پانزده ستون چهارسو جلو این دو قسمت ایوان است بر دیوارهای این دو لیوان نقاشیهای مذهبی است تمثال علی بن ابی طالب وحسن بن علی و قنبر و ابوالفضل العباس با مشک آب سوار بر اسب و دو طفلان مسلم و حسین و حرریاحی بر حاشیه بالای ایوان میان سر سر ستونها، بسم الله الرحمن الرحیم روزی که شد به نیزه در آن بزرگوار خورشید سر برهنه برآمد زکوهسار و پنج بیست دیگر مورخه سنه در گورستان اطراف بقعه درختان آزاد و شمشاد است. گرداگرد تنه درخت آزادی به 525 سانتی متر می رسد.
پل سنگی: پل سنگی که پلور را به لار متصل می کند یک پل سنگی است که در بر روی آب رود و دریاچه لار در زمان پهلوی احداث شده است که از معماری زیبا و قوس مانندی استفاده شده است.
حمام اشرف السلطان: امروز این حمام به نام حمام اشرف معروف است که رابینو آن را به نام حمام اشرف سلطان خوانده است. این حمام شامل سربینه یا رختکن است . سر بینه شامل سه وسط حوض و راهرو و دو طرف آن دو قسمت رختکن است. از رختکن به گرمخانه و از آنجا به صحن حمام وارد می شود.نوره خانه قدیمی دراز وطولانی بود و نور کافی نداشت.امروز قسمتی از گرمخانه را اختصاص به این دو داده اند.کاشیهای قدیمی سربینه بر جای بود که قدمت پاره ای از آنها به زمان صفوی می رسد.
دخمه و فجه عالی: در محله راست گوی آمل دخمه وقبه عالی برای داعی کبیر ساختند. هنوز آن عمارت باقی است و مولانا اولیا الله نوشته است ، در ایام طفولیت اگر چه عمارت رو به خرابی نهاده بود، اما صندوق کهنه ای آنجا دیدم و در میان دیوار گنبد، راه گرد می گردد و بر بالا می رود و هفتاد پاره دید درنواحی آن بغیر از باغ و ضیعه و حمام و دکان بر آنجا وقف فرمود روز دوشنبه نیمه رجب سنه 270 وفات یافتاین مکان مرقد داعی کبیر است. عمارت و مقبره میر بزرگ مشهد میر بزرگ عمارت و مقبره ای است که مربوط به دوره صفوی -قرن ۸ ه‍.ق است و در آمل، سبزه میدان، محوطه مصلی آمل واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۵ دی ۱۳۱۰ با شمارهٔ ثبت ۵۹ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
مشهد میربزرگ: از بناهای تاریخی مهم و بزرگ مازندران و ایران به شمار می‌رود. که معماری خاص کاشی سازی ایرانی در آن بهکار برده شده است ،ساختمان اصلی بقعه میربزرگ متعلق به قرن هشتم هجری قمری است که با طرحی چهار ضلعی ساخته شده ولی ساختمان کنونی آن به قرن یازدهم هجری و دوره صفوی مربوط می‌باشد. این بقعه از نظر ویژگی‌های معماری، تزئینات، کاشی‌کاری نماها و خصوصاً سر در ورودی، اهمیت تاریخی دارد.کتیبه قدیمی در زیر طاق آن وجود دارد و کاشی کاری آن منحصر به فرد در داخل بنا و بیرون آن موجود است.داشتن حوز در بالای بقعه یکی از شاهکار های آن زمان بوده است که بعضی وقت ها طلبه ها در قدیم برای خواند درس به بالای عمارت میرفتند و درس میخواندند.در زیر گنید و شبستانهای و اتاقهای جنبتین و سر در مقبره روی جرزهای آن قطعات خشت کاشی مربوط به دوران صفوی باقیمانده همچنین مقداری کمربند داخلی گنبد نمایان است.این بقعه را اسکندر شیخی پسر افراسیاب چلابی که حکومتن آمل را از طرف تیمور عهده دار بود به دشمنی اجدادی در سنه 796 قمری خراب و ویران کرده ولی پس از فوت امیرتیمور و مراجعت بازماندگان سادات به مازندران در سال 814 قمری به همت سید قوام الدین پسر سید رضی الدین وکمک اهالی بقعه بزرگ به شکل اول ساخته شد . سپس در عهد سلاطین صفویه خصوصاً شاه عباس اول از لحاظ قرابت و علاقه دینی بقعه مزبور با بهترین کاشیکاری و تزیینات نفیس تکمیل گردیده ؛ ولی به مرور ایام این بنای عظیم وشاهکار تاریخی براثرعدم مراقبت دولت های وقت خراب شده وتمام آجرهای کاشی و اشیای نفیس موزه آن که در دو دروه سلطنت طولانی سلسه مرعشی و صفویه در این بقعه عالی جمع آوری شده بود و همچنین آثار گرانبهای تجاری صندوق ضریح وغیره به وسیله عده ای از بی خردان سود جود ویهودیان به یغما رفت و جز خرابه ای بیش باقی نمانده و حتی موقوفات بقعه نیز به مرور ایام چپاول گردیده است.ولی در اواخر یک مرمت کوتاهی شده است.درباره ی نسب میر بزرگ گفته اند که او از فرزندان علی المرعش پسر عبدالله بن محمد بن حسن بن حسین الاصغر از فرزندان امام چهارم است. قاضی نورالله شوشتری درباره علی المرعش می نویسد که, کبوتر بلند پرواز مرعش می گوینند و چون به علوشان و رفعت منزلت ومکان انصاف معروف بود ، بنابراین وصف او به مرعش به جهت علو منزلت او بوده است وهمو فرموده سادات مرعشیه به اومنتسبند و سادات عالی درجه مازندران که به تشیع مشهورند از جمله اعقاب اویند به ویژه سلاطین قوامیه مرعشیه مازندران,نسب دقیق او را میر قوام الدین بن سید صادق بن سید عبدالله بن سید ابوهاشم بن سید علی بن سید حسن بن سید علی المرعش بن سید عبدالله بن سید محمد الاکبرین بن سید حسن بن سید حسین الاصغرین امام زین العابدین علیه السلام گفته اند.نوشته اند آن بزرگوار مدتی در خراسان به سلوک مشغول بوده بعد از آن به مازندران وطن خود بازگشت.این بقعه که آرامگاه میر قوام‌الدین مرعشی سرسلسله شاخه‌ای از سادات مرعشی به نام مرعشیان تبرستان است، صندوق چوبی نفیسی داشت که دراثر آتش سوزی نابود شد و تنها چهار چوب آن باقی مانده‌است. بر روی این چهارچوب تاریخ ۱۰۳۳ هجری قمری حک شده‌است. بنای فعلی بقعه در دو طبقه احداث گردیده که با توجه به کثرت اتاق‌ها و شیوهٔ معماری، به احتمال قریب به یقین به عنوان مدرسه، خانقاه، مسجد وعمارت و غیره مورد استفاده قرار می‌گرفته است.
آرامگاه فخر و فضل: مرقد آنان به صورت دو گنبد کوچک هشت ترکی است که بلندی آن گنبدها چندان زیاد نیست،اینجا زیارتگاه بود و مردم بر مرقد آنان شمع روشن می کنند. محوطه بقعه ها تقریبا کمتراز 100 مترمربع هست. این مرقدها در قادی محله در کنار رود واقع است و مربوط به سال 1293 قمری است.
قلعه فرنگیس: قلعه در کوه الیمستان قرار دارد و ما؛من دختری به نام فرنگیس بوده که دختری زیبا رو که از این قلعه به هند مهاجرت کرد.

 

برج آرامگاهی سه سید حیدر: آرامگاه سه سید (میر حیدرآملی) مقبره سه سید میر حیدر آملی مربوط به سدهٔ ۹ ه‍.ق است و در آمل، محله پائین بازار، چاکسر واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۵ دی ۱۳۱۰ با شمارهٔ ثبت ۶۱ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.این بنا در محیطی تاریخی و قدیمی با وجود حیاط زیبا و موزه تاریخی بنا شده و یکی از نمادهای معماری آرامگاه سازی در ایران است.حکیم عارف صوفی, بهاء الدین سید حیدر بن علی بن حیدر معروف به شیخ حیدر آملی یا میر حیدر آملی (زاده:۷۲۰ هجری آمل، درگذشت: ۷۹۴ ) عارف و صوفی و مفسر شیعه دوازده امامی قرن هشتم است.وی از نوادگان علویان مازندران است که نسبش به سجاد (امام چهارم شیعیان) می‌رسد. این بنا آجری با برج 8 ضلعی و گنبد هرمی با ارتفاع 12 متر می باشد.قسمت پایین بنا چهارگوش است و در ورودی با طاق جناقی در ضلع شرقی است.و ضلع مقابل آن از خارج دارای دو طاقنمای باریک است به خلاف ضلع دیگر که هر کدام یک طاقنما به پهنای 207 سانتیمتر در میان آن بنا شده است بالای طاقنما محلی برای نصب کتیبه دارد.و بالای آنها در هر ضلع ده قرنیس سینه کفتری و کشکولی است و بالای هر دو قرنیس کشکولی نیم دایره ای از کاشی است.چهار کنج بالای نما را از داخل جمع کرده و چهار ضلع دیگر بوجود آورده اند که با چهار ضلع اصلی مجموعا 8 ضلع می شود که کمربند گنبد را تشکیل می دهد و سقف را بر آن بنا کرده اند و با آن از خارج گنبد مثمن القاعده است.مصالحی که در این بنا به کار رفته آجر و گچ می باشد که در نوع خود در بین برج ها و مقبره های چهار ظلعی و قرنیس جالب توجه و خاص است.در داخل حیاط مقبره پارک کوچک و مقبره ۶ شهید گمنام هم دیده می شود.متن کتیبه صراحت دارد که در این گور جد ابوالقاسم پسر ابوالمحاسن رویانی آملی به خاک سپرده شده است نه خود ابوالمحاسن رویانی که به دست اسماعیلیان کشته شد.بسم الله الرحمن الرحیم .لا اله الا الله . محمد رسول الله الملک لیله العزه لله الحمدلله هذه قبر الامام السعید القاضی القضاه تاج الدین فخرالاسلام . ابوالقاسم بن الامام الشهید فخر الاسلام ابوالمحاسن الرویانی آملی قدس الله الروحهاین کتیبه سنگی قبر سید سه تن یا میر حیدر آملی است.
امامزاده حسن: در دهکده لهاش آمل واقع شده است . بقعه ای است که درها وصندوق بقعه ساده و بدون تزئین وکنده کاری است . بنا از داخل چهار گوش وهر ضلع آن طاقنمایی با طاق جناغی است. با ساختن این طاقنماها کمربند گنبد را تبدیل به دایره کرده اند .و گنبدی مدور براین دایره زده اند. این گونه جمع کردن چهار ضلعی و زدن گنبد درنوع خود بی نظیر است. تخته ای به پهنای 11 درازای 93 سانتیمتر که باقیمانده صندوق قدیمی است ، داخل بقعه ،این عبارت بر آن خوانده شد : تحریر افی شهر جمیدی الا خرسنه شمان شمانین سعمایه ساعی خیر کما محمد.

حرم امامزاده ابراهیم: یکی از مقبره های بلند در ایران و از دو امامزادهٔ معروف شهر آمل است و یکی از خاص ترین امامزاده های ایران است و هم‌اکنون از بناهای تاریخی شهر آمل محسوب می‌شود. این امامزاده به دلیل آثار نفیس چوبى از قبیل در، صندوق و همچنین تزئینات و کتیبه‌هاى زیباى قاجار اهمیت هنرى و تاریخى دارد.[۴۰] این بنا با پلان مربع شکل و بدنهٔ آجری و گنبد هرمی‌شکل در قرن نهم هجری در شهر آمل ساخته شده است. از ویژگی‌های خاص این بنا می‌توان به ارتفاع بلند آن، دیوارهای محصور کننده‌اش، برج مکعب شکل و گنبد هشت ضلعی آن اشاره کرد.این بنا در سال ۹۲۵ هجری قمری به وسیلهٔ خواجه عبدالله نامدار، فرزند درویش حاج کفشگر، ساخته شده و بانی آن عبدالله ابن شاه حسین قاضی بوده است. سازندهٔ مقبره آن نیز محمد حسین نجار است. چهار چوبهٔ این مقبره از شاهکارهای نجاری باستانی است که آیات قرآنی درآن حک شده است. در خارج دیوار محوطهٔ گنبد امامزاده ابراهیم آب انباری موجود است که در سال ۱۳۱۵ قمری توسط امیر مکرم لاریجانی اسکی ساخته شد. این بقعه از سمت غرب به خیابان طالب آملی و از سمت شرق به قادی محله وگرجی محله محدود است.در داخل حرم کتابخانه عظیم برای مطالعهساخته شده است.
مقبره و گورستان امامزاده قاسم: بنای امامزاده قاسم متعلق به قرن هشتم هجری قمری است و در محله پایین‌بازار آمل و در مجاورت بلوار شهید بهشتی قرار دارد. از لحاظ شکل و پلان دارای ویژگیهایی است که آن را منحصر بفرد نموده، بطوریکه نظیر آن در مازندران دیده نمی‌شود. بنای ۸ ضلعی با گنبدی کوتاه بر روی یک صفحه قرار دارد که با ملاط بر روی آجر، تزئیناتی روی آن صورت گرفته‌است.بالاى طاق‌نماها، سه قرنیس سینه کفترى دیده مى‌شود. بام بنا سفال‌پوش است و ورودى آن در جهت شرقى بنا قرار دارد. سه پنجره نورگیر چوبی، در اضلاع شمالى و جنوبى و غربى تعبیه شده است.در کنار این برج کوتاه یک مسجد و یک حیاط که قبرستان است وجود دارد.
امامزاده عبدالله: از امامزاده های عظیم و قدیمی، هنگامی که در جادهٔ هراز به سوی آمل در راهید، پنج کیلومتر مانده به آمل، جاده‌ای از راه اصلی جدا می‌شود که از میان جنگل‌های انبوه، به امامزاده عبدالله می‌رسد. امامزاده عبدالله در واقع روستایی کوچک است که آرامگاه امامزاده عبدالله را در برگرفته. این آرامگاه، گذشته از صحن و بقعه‌اش، حجره‌هایی برای اقامت مسافران و زایران و نیز بازاری در ضلع غربی‌اش دارد.در حال حاظر این مقبره خراب شده و به جای آن یک حرم عظیم در حال احداث است.
آرامگاه ناصرالحق: برج آرامگاهی مربوط به سدهٔ ۹ ه‍.ق است و در آمل، محله پایین بازار، چاکسر واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۵ دی ۱۳۱۰ با شمارهٔ ثبت ۶۰ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.ملگنوف می گوید: گنبد ناصرالحق که یکی از سادات حسنی است در آمل قرار دارد، بهرحال این گنبد دارای چند درب ورودی و گنبدی مدور که در سابق دارای سرامیک الوان بود و هنوز تکه هایی از ان آثار باقی است. در داخل بنا، سقف مدور وجود دارد که در بالای آن سوراخی وجود دارد و به گنبد بنا می رسد. مولانا اولیاء الله آملی می نوسید مقبره ناصر الحق در قرن نهم هجری قمری توسط سیدعلی ساخته شده است.
قلعه دوم شاهان‌دشت: معروف به برج سی شاهادنشت در کنار قلعه عظیم ملگ بهمن قرار دارد که در زمان قدیمبه صورت پناهگاه استقاده می شد.
مقبره مولانا سید حسن ولی: در قریه نیاک مزاری است که آستانه متبرکه منوره و سرکار فیض آثار و اطاق سرا خوانده می شده است بارگاه نورانی از سید حسن ولی یا درست بگویم درویش تاج الدین سید حسن ولی و قبری است از برادر وی سید علی (درویش عالی) و قبری از یکی دراویش و اساتید حضرت سید ولی ، درویش سهراب قبر و مزار این بزرگواران در سنوات مختلف زمانی بازسازی گردیده است ، از آنچه نگارنده بابت این بازسازی به یاد دارد مرمت سال 1352 شمسی و سال 1380 شمسی می باشد .صندوق چوبین مرقد درویش حسن ولی را پوشانده بود که بر بدنه شرقی آن این عبارت حک شده است، نذر کرد امیر اعظم امیر حسین امیر داوود طاب ثراة فی تاریخ ماه محرم سنة ثمانة ستین و ثمانمائة (866) ه - ق "متصل به بقعه درویش تاج الدین سید حسن ولی مسجدی بزرگ تازه ساز بود،سید حسن ولی و برادرش علی نواده حسن سبط هستند و از دودمان عبدالله بن لطف الله پدر سید عماد الدین فتح حسنی.درویش تاج الدین سید حسن ولی خود از پارسایان و عارفان بشمار می آمده و از دودمان همین گروه هم بوده است و او را ولی یا ولی الله می خوانده اند و از او چنین وصف کرده اند،سرکار با برکات تقوی شعاری سالک راه یقین خداوند و مخدوم سلالة الزهاد و العباد حضرت مفخر العرفا و الفقرا و الصالحین قدوة الفقرا قطب العارفین السالکین والمحققین زبدة المشایخ و الصلحاء و المتشرعین و والمتورعین تاج الملة و الحق والدین افتخار و المتورعین قدوة العارفین و السالکین المخصوص بنظر رب العالمین درویش حسن ابوالحسین. در سندها در بود آن حضرت و بدنبال نام او آمده ، او ام الله انفاسه و برکاته الشریفه ، ادام الله انفاس برکاته ، دام ورعه ، زیدت برکاته ، دام برکته ، زید فقره ، دام السعادته "و در بعد از وفات آن عالی مقام دعاهای نورالله مرقده ، قدس سره ، جناب رضوان ماب نور مرقده دیده می شود.

سقانفار هندوکلا: از قدیمی ترین مکان های محلی خاص است،سقانفاری در روستاى هندوکلا در شرق شهرستان آمل و در مسیر جادهٔ بابل به آمل قرار دارد. در گوشه‌اى از میدان کوچک روستا، دو سقانفار به چشم مى‌خورد که یکى از آنها ساده و فاقد نقش و دیگرى داراى نقوش بى‌شمار است.گستردگى خط و نوشته، موجب تمایز این سقانفار با نمونه‌هاى همسان خود شده است. به گونه‌اى که از تمام اشعار مرثیه دوازده بند محتشم کاشانى به صورت گزیده استفاده شده است.در پایان نام خادم، نقاش، کاتب و تاریخ و حدیث بدین شرح آمده است: خادم درگه شاه‌مردان حاجى قربان بن کربلایى رمضان که معروف به حاج قربان مشاور حقوقی سپه سالار بوده است، -کرده نقاشى این رفیع بنایى بنده خالى مخلص حق میرزا بابایى از عباسعلى کتیبه العاضى شفیع قزنچاهى ۱۲۸۸ لافتى الاعلى لاسیف الا ذولفقار.از نظر نقوش نیز این سقانفار متمایز است و شاخص‌ترین نقش‌ها و تمثال شخصیت‌هاى مذهبى با هاله‌اى از نور و عمامه سبز بر سر که تجسم ائمه اطهار است و کاروانى از زنان و یک کودک و یک دختر کوچک و مردى پیشاپیش کاروان گویاى کاروان مظلوم کربلا و محتملاً از رقیه و امام سجاد زینت‌ بخش این مجموعه است.نقش دیو سفید مازندران که چندین بار تکرار شده و نقش مردى برهنه و حیوانى در حال خوردن بدن او، از نقوش بسیار جالب این سقانفار است.
پل و غار پلمون:از پل های قدیمی و در زمان خودش از پل های سبک سنتی بوده است،غار پلمون یا بلمون غار دست کنده پل مون در استان مازندران، در 121 کیلومتری شمال شرقی تهران، و بین دو روستای پلور و گزنک و ابتدای دوراهی هراز به رینه قرار گرفته است.غار دست کنده پل مون از شاهکارهای معماری سرزمین ما در دوره​های گذشته، و سبک معماری این مجموعه از شیوه معماری غار کرفتو نیز پیچیده​تر است.
بناکنندگان تمامی دژصخره​های مجموعه پل مون از تکنیکی پیشرفته و اطلاعاتی فراوان در صنعت سنگ تراشی و قلعه​سازی برخوردار بوده​اند، زیرا انتخاب محل و تکنیک به کار رفته در ساختمان اتاق​ها، محل قرار گرفتن نورگیرها و ارزش دفاعی آن​ها، شیوه ساختن ورودی​ها و نقش مؤثر آن​ها در ایمنی مجموعه و مشکلاتی که ضمن تصرف دژ برای مهاجمان به وجود می​آوردند، همه نشان دهنده توان بالای تمدن از اقوام ایرانی سازنده آن هستند. مشاهده شکوه این معماری و حساب گری در ساختن آن، برای هر بیننده کنجکاو می​تواند جذاب، آموزنده، و جالب باشد.
عمارت منوچهری: این عمارت در بافت قدیم آمل قرار دارد و بنا مربوز به دوره قاجار است که در زمان قدیم یک عمارت و خانه ایانی بوده است،که یک مجموعه کامل می باشد.این بنا یکی از شاهکارهای دوره قاجاریه است که به صورت ورودی هشت ظلعی و عمارت پهن ساخته شده است.
سروچمان هزار پله:
در منطقه جنگی هراز وافع شده است و دارای چند پله جوبی است که یکی از جاذبه های زیبا این منطقه است قوس چوب و چندین پله که برای عبور و مرور ساخته شده است.



مسجد امام حسن عسگری: یکی از کهن ترین مساجد ایرانی و قدیمی ترین حوزه علمیه ایران مسجد امام حسن عسگری است که کهن ترین مسجد آمل هم نام برده می شود. سازمان میراث فرهنگی مازندران تاریخ بنای این مسجد را سال 140هـ ق می دانند . بنای اصلی آن متعلق به قرن دوم-سوم قمری است وگلدسته هشت ضلعی با بامی سفالین ساخته شده که بر فراز مسجد واقع است متعلق به قرن ششم هجری قمری است. در برخی منابع نام این مسجد، مسجد امام حسن آمده وبرخی معتقدند که کلمه عسگری بعدها به آن اضافه شده است. ودر برخی منابع آمده که امام حسن عسگری در این مسجد نماز گزارده و نام مسجد به نام او گردیده است . این مسجد در پایین بازار آمل واقع است . موضوع ورود حسن بن علی به مازندران هنوز مورد تردید است . احتمالا این مسجد توسط حسن الطروش حسن کبیر ساخته شده است . ناصر کبیر اسمش حسن بود واز آنجایی که ناصر فرمانروایی مذهبی بود مردم او را امام می نامیدند واین مسجد به نام اوست که بعدها کلمه عسگری به آن اضافه شده است . ناصر کبیر مسجد رادر قرن سوم هجری قمری ساخته است.
آرامگاه میرزا شاه: آرامگاهی سه ظلعی در آمل مدفن عارفی زاهد به نام میرزا بابا شاه است،در داخل مقبره یک کتیبه چوبی است که در آن نوع ساختار اولیه بنا ذکر شده است و نسب میررا شاه در آن ذکر شده است.
خانه شفاهی: یکی از زیباترین خانه ها ایرانی که با وجود به المانهای موجود در این بنا نقاشی ها و گچبریها و پنجره های اروسی و طاق و قوس های موجود در بنا می توان گفت متعلق به دوره قاجار است،در طبقه دوم آن تزئینات زیبایی دیده می شود و گمان می رود که خانه شاه نشینی بوده است ،گچبریهای زیبا با نقش های گل و بوته و اروسیهاو طاق ها با قوس زیاد داخلی و شیشیه های نور گیر مشبک اشاره کرد.
ماهانه سر: دژ و قلعه ماهانه سر قلعه ای است به مازندران که آن قلعه در دست حکام سادات زیدیه بودو امیر تیمور آن را تسخیر و تاراج نمود. (از انجمن آرا) (از آنندراج ). ناحیه ای نزدیک آمل که بعدها محل مستحکمی برای استقرار فرمانروایان خاندان مرعشی مازندران شد و تیمور این قلعه را محاصره و کمال الدین بن قوام (763-795 هَ .ق .) مرعشی را اسیر کرد و به کاشمر فرستاد. (از ترجمه ٔ مازندران و استرآباد ص 153 و 189). و رجوع به همین مآخذ و ابن اسفندیار ص 37-38 شود.
برج هشتل: برج هشتل مجموعه عظیم پنج برج آرامگاهی است.این برج ها یکی از خاص ترین مکان های تاریخی هستند که به شکل مثلث کنار هم چیده شده اند.بزرگترین برج آن مربوط به یکی از سرداران میرقوام الدین مرعشی ،سر سلسله مرعشیان است. شهرت این سردار به دلیل مقاومتی ست که در زمان حمله تیمور از خود نشان داد می باشد.سردار سپاه میر قوام الدین جان خود را برای حفاطت مردمش در مقابل حمله چنگیز از دست داده است.بنای اصلی بقعه چهار ضلعی است که مسجدی متصل به آن است و ایوانی در جلوی مسجد ساخته شده است.بنای اصلی از داخل چهار گوشه است . در هر یک از اضلاع یک طاقنمای بلند است . با چهار گوشواره گود ، چهار ضلعی تبدیل به دایرۀ کامل شده و بر روی این دایره گنبدی بلند نوک تیز زده اند.نمای خارجی بنا چهار ضلعی است که میان هر یک از اضلاع طاقنمای بزرگی است . بالای هر یک از بدنه ها سیزده قرنیس سینه کفتری است . گنبد بنا از خارج از نوع گنبد های زاویه دار مخروطی است سه گنبد دیگر در گورستان به بقعه متصل است.این بنا در تاریخ 7/5/1382 به شماره 9351 در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است.
حرم امامزاده هاشم:
امامزاده هاشم مهمترین جاذبه مذهبی جاده هراز است. این امامزاده در مرتفع‌ترین نقطه این جاده و در گردنه‌ای به همین نام واقع است. نسب او را به امام حسن مجتبی می‌رسانند. این امامزاده با شماره ۶۱۷ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است. به نظر می‌رسد در گذشته در کنار این بقعه، کاروانسرایی وجود داشته که امروز اثری از آن به چشم نمی‌خورد.این محل هنگام گذر از جاده هراز، محل ورود به استان مازندران است.
امامزاده محمد طاهر: مربوط به سدهٔ ۸ و ۹ ه. ق. است و در شهرستان آمل، بخش لاریجان، روستای رینه واقع شده و این اثر در تاریخ ۰۷ مرداد ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت۹۳۵۵ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
حسینیه مدنی: از جمله حسینیه های زیبا و قابل توجه از نوع خاص معماری و پلان های زیبا است که در زمان صفوی - قاجاریه بنا شده است.
آتشکده سی شاهاندست:برج و اتشکده سی شاهاندشت از بناهای قبل اسلام بوده که در زمان قدیم اتشکده بوده که از معماری خاص دوره قبل از اسلام بوده این بنا همچنان پا برجاست ولی رو به خرابی است.
بقعه محمد قریشی گزنک :مربوط به دوره قاجار است و در شهرستان آمل، بخش لاریجان، روستای گزنک واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۰ خرداد ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۸۸۱۰ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
دیگر:از جمله آثارهای دیگر می توان به حسینیه قلعه ها و خانه ها و کاخ ها و سقانفارهای تاریخی و زندان و هتل اشاراه کرد.



جاذبه‌های ورزشی

 

قله امامزاده قاسم: قله ای است با ارتفاع 2570 متر از سطح زمین با هوایی مطبوع که اصلی ترین راه برای سعود به این قله از الیمستان است.هرساله تعداد زیادی از کوهنوردان ایرانی و خارجی به این قله صعود میکنند.
کلکچال:
نام کوه و غاری است در نزدیکی آمل. در روایت‌های اساطیری پایتخت منوچهر، پادشاه پیشدادی ایران در زمان پهلوانی سام نریمان نیای رستم بوده‌است. آثاری از زندگی انسان‌های پیش از تاریخ در آن یافت شده است.به اعتقاد مردم محلی، این غار خانه دیو سپید بوده است.
پلاس: فلالس یا پلاس مرتعی زیبا در ارتفاع 2700 تا 2900 متری محصور در میان رشته کوههای البرز, در ضلع شمال شرق منطقه امیری لاریجان است. از شمال آرمیده در سایه دیواره عظیم بُرز و از غرب زیر نگاه تماشایی دماوند. دو دیواره 85 و 100 متری, آبشار 50 متری برز را چون نگینی در بر گرفته اند که با وجود کم آبی این روزها, همچنان چشم نواز و روح افزاست. ارتفاع رشته کوه صخره ای برز از 3000 متر در کنار آبشار تا 3770 متر در غرب می رسد.اسپه چشمه (چشمه سفید) پر آب ترین چشمه این منطقه است, با خنکای زبانزدی که نگه داشتن دست بیش از چند لحظه در آن میسر نیست.
غار اسک: این غار در نزدیکی آب اسک ، در دره هراز واقع شده است . حدود یک ساعت از روستای پیاده روی دارد که از کنار ارتفاعات و حواشی رود هراز می گذرد. طول غار در حدود 370 متر است و مسیرهای متعدد کوچکی نیز دارد . دهانه آن بسیار بزرگ و بلند است.
پارک ملی لار:
پارک ملی لار که دارای اکوسیستم‌های کوهستانی مرتفع و آبی می‌باشد، در دامنهٔ جنوب غربی دماوند، و در حوزه استحفاظی سازمان حفاظت محیط زیست ایران قرار گرفته‌است. منطقه حفاظت‌شده لار بین استان‌های تهران و مازندران و در موقعیت ۳۵٬۵۴ عرض شمالی و ۵۱٬۳۳ طول شرقی قرار دارد. دریاچه ۲۰ کیلومتری لار یکی از مراکز تفریحی این منطقه‌است. وسعت این پارک در حدود ۳۰،۰۰۰ هکتار است.
غار گل زرد: روبه روی انبار نمک راهدارخانه پلور، جاده خاکی به طول 4 کیلومتر وجود دارد که بعد از گذر از روستا و چادرهای عشایر، به نزدیکی غار گل زرد می رود. بعد از پارک ماشینها در کنار کلبه های انتهای مسیر حدود نیم ساعت تا دهانه غار که در جانب غربی دره بعدی واقع است باید پیاده روی کرد.غار گل زرد از خرداد تا شهریور هر سال میزبان بسیاری از کوهنوردان و غارنوردان ایرانی و خارجی است، در غیر از این محدوده زمانی، دهانه کوچک غار به دلیل جاری شدن سیلاب ها بسته می شود، دهانه غار بسیار تنگ است و باید به حالت سینه خیز وارد آن شد، هنگام بارندگی احتمال ریزش دهانه ورودی غار بسیار زیاد است و بهتر است یکی از اعضای گروه در بیرون غار بماند.غار بسیار زیباست، سطح درون غار پوشیده از کربنات کلسیم است و ستونها و قندیلهای آهکی زیبا در کنار حوضچه های آب سرد کوچک و بزرگ که تا 4 متر عمق دارند و جویبارهای زیرزمینی با تابش نور غارنوردان فضایی دلفریب و رویایی ایجاد کرده است.
کوه دال کمر: کوه دال کمر در ارتفاعات آمل قرار دارد.
ارتفاعات ییلاقات لاریجان: مربوط به ارتفاعات روستا های لاریجان که از کوه و طبیعت سبز تشکیل شده است می باشد.که هر یک از جاذبه های آن به بخش جداگانه ای تقسیم و توضیح می شود. رود هراز: رودخانه هراز (harāz) که در قدیم، رودخانه هرهز نیز نامیده می‌شد از دره لار در جنوب دماوند سرچشمه می‌گیرد و رواناب‌های دره قاضی‌کلا و جنگل‌دره نیز از کوه‌های شمیم‌کوه، آب زیارو و لاسم که از کوه‌های غربی قزقان‌چای فیروزکوه و آب رودهای جاری از دهکده‌های دلارستاق، نیز به این رود وارد می‌شوند. رودخانه هراز در یک دره نسبتاً پهن به طرف شمال جریان یافته‌است و در مسیر آن چندین روستا و محله و حداقل ۸ کارخانه شن و ماسه وجود دارد.و بیش از ۱۵۰۰ کیلومتر مربع است. آب زارعی کشاورزان آمل، فریدونکنار، بخشی از بابل و نور نیز از این رودخانه تامین می‌گردد. مهمترین شهرهایی که بر روی مخروط افکنه رودخانه هراز توسعه یافته‌اند عبارتند از شهرستان‌های آمل و فریدونکنار. شیب رودخانه هراز در محدوده کوهستانی بسیار متغیر است. شیب رودخانه هراز از مرز کوهستان تا شمال شهر آمل ۱۳ در هزار و در محدوده شهر آمل ۷ در هزار می‌باشد.
پیست و آکادمی گلف استار: پیست و آکادمی استار در سال ۱۳۸۸ توسط گروه سرمایه گذاری دبی طراحی و آغاز شده و یکی از مدرنترین آکادمی گلف در ایران است،این آکادمی در جاده هراز قرار داشت ولی بعدها تخریب شد.
کوه قره داغ:در منطقه لاسم آمل قرار دارد و از مناطق بکر طبیعی است که هر ساله گردشگران زیادی را پذیرا است.

 

جاذبه‌های علمی تحقیقی

 

طرح آبریز هراز: طرح آبریز هراز یکی از بزرگترین طرح ها آبریزی اجهان است که در آن به پرورش گوناگون ماهی ها پرداخته می شود و به عنوان یک جاذبه طبیعی هم استفاده می شود.
موسسه تحقیقات برنج کشور: آمل از بزرگترین شهرهای کاشت و برداشت برنج وتجارت صنعتی برنج است که معاونت موسسه تحقیقات برنج کشور در مازندران با سابقه بیش از 4 دهه فعالیت تحقیقاتی، در حال حاضر یکی از موثرترین واحدهای پژوهشی دارای فعالیتهای تحقیقاتی کاربردی و اثرگذاری شاخص در تولید برنج کشور میباشد. فعالیت های تحقیقاتی معاونت در بخش های مختلفی از جمله اصلاح و تهیه بذر، آفات، بیماریها و علف‌های هرز، خاک و آب و فنی و مهندسی بوده و در زمینه به­نژادی، به زراعی، خاک و تغذیه، شناسایی و مدیریت آفات، بیماری ها و علف های هرز، آبیاری، صنایع غذایی و همچنین تولید بذور سوپرالیت و مادری ارقام پرمحصول برنج فعالیت می نماید.
کارگاه زغال: یکی از فعالترین کارگاههای زغال است که در منطقه بلیران قرار دارد و تمامی کارهای آن به صورت دستی انجام می شود.
مرکز پرورش نهال زیتون: یکی از بزرگترین مراکز پرورش نهال زیتون است که در آن میتوان به تهیه و کاشت و برداشت نهال زیتون پی برد و تحقیقات خاکی و بهره برداری انجام داد. منطقه حفاظت شده چلاو چلاو یک منطقه زیبا با آب هوای بسیار معتدل است که دارای تپه ها و مراتع بی شمار که در آن به صورت جاذبه طبیعی و تحقیقاتی استقاده می شود.
منطقه حفاظت شده سیاه‌ بیشه: منطقه سیاه بیشه از مراکز حفاظت شده مخابراتی ایران است که در آن چندین دکل مخابراتی و آنتن های ارتعاشی نصب شده است.
منطقه حفاظت شده چلاو:منطقه ای کشیده شده در منطقه اولیه جاده هراز می باشد.
دریاچه امامزاده علی: دریاچه امامزاده علی در نزدیکی آب اسک آمل در جاده هرازو حدود هشتاد کیلومتری تهران واقع شده . برای رسیدن به آن از مسیر جاجرود ، آبعلی ، پلور و آب اسک می بایستی عبور کرد . سالها پیش محل فعلی دریاچه همانند سایر نقاط رودخانه هراز،تقریبا رودخانه ای کم عمق و کم عرض بود. لیکن در بهار سال 1377 یکی از بزرگترین زمینلغزشهای جاده هراز به وقوع پیوست. خوشبختانه با تخلیه بموقع کلیه اماکن مسکونی-تجاری اطراف محل، این حادثه تلفات جانی در بر نداشت. لیکن 600 متر از جاده هراز، یک روستای ییلاقی 15 خانواری خالی از سکنه بنام پشتک، زائر سرا و بقعه سه امامزاده و تخریب شدند. این دریاچه محل زندگی ماهی قزل آلای خال قرمز و رنگین کمان است. کف دریاچه پر از درختان و گیاهان باقی مانده از آثار قبل ازرانش کوه می باشد.
ذغال سنگ کرسنگ:در حال حاضر 3 دهانه تونل در منطقه وجود دارد که از این 2 دهانه چهار لایه k4,k3-k2-k1 یا در حال استعمال است و یا در دست اقدام می باشد.
قلعه کش: محوطه باستانی قلعه کش در حاشیه غربی و جنوب غربی روستای قلعه کش بخش دابودشت شهرستان آمل قرار دارد. در مجموع تعداد 16 گمانه آزمایشی در پیرامون بلافصل محوطه قلعه کش به منظور تعیین حریم در این محوطه زده شد، که علاوه بر مشخص کردن عرصه واقعی محوطه(17 هکتار)، یافته های بسیار ویژه ای مربوط به ادوار پیش از تاریخی آهن، مفرغ،کلکولتیک بدست آمد که از جمله آنها می توان به پیکره حیوانی، تدفین انسانی، مجموعه سفالین قابل گاهنگاری نسبی و... اشاره کرد.
رود کتلکش با ورود به یک پیچ از سرعت جریان آن کاسته می شود و احتمالاً کاهش سرعت جریان آب، استعمال و انشعاب گیری از آب رودخانه جهت مصارف کشاورزی را آسان می گرداند و از دوره های مختلف مکانی مناسب برای گروه های انسانی بوده است که در نتیجه استقرار این گونه ها در طول بازه زمانی طولانی، تپه ای را ایجاد کرده است که امروزه در میان دشت هموار منطقه دابودشت به خوبی خودنمایی می نماید و اثری نامتجانس با ساختار طبیعی و هموار منطقه پدید آورده است. تپه در حصار زمینهای کشاورزی است که در فصول مختلف سال به کشت گیاهانی همچون برنج و سبزیجات اختصاص می یابد. چشم انداز امروزی محوطه به گونه ای است که در سطح تپه در طول سالیان متمادی ( به قول برخی از اهالی حدود 100 سال) افرادی بر روی آن در قسمت جنوب و شرق محوطه ساکن شدند و دست به ساخت و سازهای زیاد مسکونی زدند که این امر خود باعث تخریب محوطه طی سالهای متمادی شد. در قسمت شمال و غرب و بخشی از شرق به عنوان مزارع کشاورزی بوده که جهت کشت صیفی جات، سبزیجات و درختان میوه استفاده می شده است. از یافته های فرهنگی در بررسی های سطحی می توان به سفالهای پیش از تاریخی و تاریخی که بصورت سفالهای خاکستری تیره و روشن، قرمز ساده و بعضا منقوش و همچنین سفالهای دوره اسلامی خصوصا سفالهای نوع اسگرافیتو اشاره کرد. قابل ذکر است تعدادی جوش کوره در ابعاد مختلف و تعدادی ابزار سنگی نیز بر سطح تپه یافت شد.
سفال خاکستری تیره و روشن بیشترین نوع سفالهای کشف شده را تشکیل میدهند. تئینات بکار رفته بر روی سفالهای خاکستری ، شامل نقوش داغدار بصورت خطوط موازی و متقاطع، و همینطور نقوش کنده بصورت خطوط موازی می باشد. این گونه سفالین اکثرا دارای آمیزه ماسه ریز بوده . در بخش غربی تپه سه ظرف سفالین بدست آمده که دو نمونه آن خاکستری بوده است. یکی از ظروف بصورت خاکستری تیره بوده که دارای نقش گندمی افزوده می باشد. نمونه چنین ظرفی در تپه حصار دامغان و در دوره IIIC گزارش شده است. ظرف سفالین دیگر بصورت خاکستری روشن و از نوع ظروف لوله دار است که شامل یک دسته نیز بوده ودارای تزئین نقش سوزنی در بخش بالایی بدنه می باشد. یک ظرف سفالین نا متقارن که از لحاظ تکنیک ساخت در سطح بالایی قرار نداشته در کنار تدفین یافت شده قرار داشته است، که این ظرف فاقد هرگونه تزئینی بوده است .
سفال قرمز رنگ یافت شده در این محوطه خود به سفالهای قرمز ساده و منقوش تقسیم می شوند. سفالهای قرمز ساده بیشتر مربوط به سفالهای عصر آهنی و احتمالا تاریخی بوده، یک نمونه ظرف کامل قرمز رنگ در بخش غربی تپه و در کنار ظروف خاکستری ذکر شده یافت شد، این ظرف بصورت کاسه و فاقد هرگونه تزئین و بصورت دودزده بوده است .
. گونه های دیگر سفالین یافت شده، سفال نوع آشپزخانه می باشد. این مجموعه سفالین بصورت ضمخت و دارای آمیزه صدف بوده و بیشتر در نزدیکی سنگچینهای اجاق یافت شده در گمانه ها ، دیده شده است .تعدادی ابزار سنگی که همگی آنها از نوع سنگ چرت می باشد و اکثرا بصورت تراشه بوده در گمانه ها یافت شد. اکثر ابزار های یافت شده دارای روتوش در دو طرف آنها بوده و همچنین آثار سیلیکات برروی برخی از آنها نمایان است .
پیکره حیوانی در بخش شمالی تپه یافت شد. این پیکره که یک پا و بدنه آن سالم مانده ، به شکل گاو نر است .
در بخش جنوبی تپه نیز به بقایایی از معماری دوره اسلامی یافت شد. شکل ظاهری این معماری ، شبیه به دهانه یک ورودی با شکل طاق مانند است.
بخش شرقی تپه و در فاصله 300 متری از آن یک تدفین انسانی بدست آمد. این تدفین در جهت شرقی-غربی قرار گرفته و سر آن احتمالا بر روی یک تخته سنگی قرار داشته است. این تدفین بصورت چمباتمه ای بوده، طوریکه پاها کاملا بسمت شکم جمع شده ، همچنین انگشتان دست راست برروی دست چپ و زیر سر قرار گرفته است. از اشیائ بدست آمده از کنار تدفین می توان به یک ظرف سفالی خاکستری ساده با گردن بلند نا متقارن، یک خنجر مفرغی که نوک آن دقیقا برروی سر اسکلت قرار داشته و انتهای آن بسمت جناغ سینه بوده، یک گلوله گلی موسوم به فلاخن در پشت سر تدفین و همچنین دستبندی(احتمالا نقره ای) بر روی یکی از دستهای این اسکلت اشاره کرد. بر اساس برآمدگی پیشانی و لگن آن می توان تشخیص داد که این تدفین متعلق به یک مرد بوده است.ملاک تاریخ گذاری این تدفین بر پایه مقایسه سفالی و نمونه مشابه آن در گوهر تپه بهشهر صورت پذیرفت که در راستای آن، می توان چنین نتیجه گیری کرد که این تدفین متعلق به عصر آهنII می باشد. لازم به ذکر است یافت یک تدفین انسانی در فاصله 300 متری شرق تپه باعث پردازش فرضیه های بسیاری نظیر جدایی فضای استقراری از گورستانی در عصر آهن می شود
سفال دوره اسلامی: سفالهای دوره اسلامی یافت شده اکثرا از نوع سفال اسگرافیتو بوده است. اینگونه سفالین دارای نقوش عموما سبز و سیاه برروی زمینه کرم رنگ بوده و از لحاظ تعداد، سفالهای دوره اسلامی از تراکم کمتری نسبت به دوره های پیش ار تاریخی برخوردار بوده است .
دیگر:از تپه های دیگر می توان به مناطق لاریجان و منطقه روستایی آمل اشاره کرد.
یخچال دوبی سل:یابه قول محلی ها دیوسر به صورت نوار کم عرض تری نسبت به سیوله ازارتفاع تقریبی 400متری به صورت زبانه بلند تا قله امتداد دارد. شیب آن بسیار تند است وبر روی آن ریزش های مداوم سنگ جریان دارد.


 

جاذبه‌های تفریحی

 

پارک جنگلی میرزا کوچک‌خان: جنگلی پارک جنگلی میرزاکوچک‌خان در ۲۰ کیلومتری شهر آمل استان مازندران در جاده هراز قرار دارد و امکاناتی مانند آب، برق، سرویس بهداشتی، آلاچیق، سکوی چادر و وسایل بازی کودکان دارد. و این پارک جنگلی دومین پارک جنگلی شمال و در مسیر جاده هراز و فست فود مجموعه توریستی رفاهی نارنجستان آمل قرار دارد.
پارک بزرگ دهکده طلایی: بزرگترین پارک مازندران است وبه عنوان یکی از زیباترین پارک های ایران هم نام برده می شود،امکانات این پارک یک دریاچه برای قایق و یک شهربازی برای بزرگسالان و یک شهربازی برای خردسالان دارد،همچنین این پارک از پل میر بزرگ آغاز می شود و به پارک نارنجستان ختم می شود.
شکارگاههای لاسم: در انبوه مناطق بیابانی و کوهستانی قرار دارد و یک شکارگاه و یک منطقه نیمه حفاظت شده برای توریسم و شکار است.
شکارگاه امیری: شکارگاه امیری از روستا شمس آباد تا هاره کشیده میشود که در ازتفاعات کوه پایه حیوانات نادری در ان پیدا می شود که از مناطق بکر طبیعت گردی و تفریحی ایران است.
شکارگاه لار:
لار یک دشت وسیع است که در آن پرندگان نادری کشف میشود،همچنین پرندگان خوراکی و غیره در آن وجود دارد و در کنار دشت شقایق یک محیطی برای دیدبانی و شکار است.
خوشواش و نوا: خشواش و نوا روستا و منطقه بلند و در جاده هراز واقع شده است و از جاذبه های آن می توان به هوای خنک،بوته های وحشی و درختان بزرگ آن اشاره کرد.
دریاچه آب اسک: این آب گرم در روستایی به همین نام از بخش لاریجان قرار گرفته و دارای ترکیبات اسید کربنیک و بیکربنات دوسود است. پیرامون این چشمه قشرهای آهکی پدید آمده که به مرور زمان به سنگ های مرمر تبدیل شده است. این آب گرم برای درمان امراض جلدی از قبیل اگزما و زخمهای کهنه توصیه شده است. علاوه بر آب گرم فوق، آب معدنی های دیگری نیز در آب اسک وجود دارد که برای رفع امراض جلدی و گوارشی توصیه شده اند.
منطقه امیری:یکی از زیباترین و حاصلخیزترین و بکرترین مناطق طبیعی و زراعی ایران است که شامل چنیدن روستا بزرگ و زیبا و با هوایی خنک و معتدل به صورت تابستان و زمستان می باشد.


جاذبه‌های طبیعی

 

قله و کوه دماوند: کوه دَماوَند نماد سرزمین ایران کوهی در شمال ایران است که به عنوان بلندترین کوه این کشور و بلندترین آتشفشان خاورمیانه و بلندترین قلهٔ آتشفشانی خاموش در آسیا شناخته می‌شود. این کوه در قسمت مرکزی رشته‌کوه البرز در جنوب دریای خزر و در بخش لاریجان شهرستان آمل قرار دارد. کوه دماوند که از نظر تقسیمات کشوری در استان مازندران قرار دارد، به هنگام صاف و آفتابی‌بودن هوا، از شهرهای تهران، ورامین و قم و همچنین کرانه‌های دریای خزر قابل رؤیت است.کوه دماوند در سی‌ام تیرماه سال ۱۳۸۷ به عنوان نخستین اثر طبیعی ایران در فهرست آثار ملّی ایران ثبت شد.همچنین کوه دماوند از سال ۱۳۸۱ به عنوان «اثر طبیعی ملّی» در شمار مناطق چهارگانهٔ ارزشمند از نظر حفاظت محیط زیست قرار گرفته‌است.از دماوند در اساطیر ایران هم یاد شده‌است و شهرتش بیش از هرچیز به این سبب است که ضحاک (پادشاهی ستمگر و اژدهافش) در آن به بند کشیده شده‌است. در آثار ادبی فارسی نیز فراوان به این اسطوره و به طور کلّی‌تر کوه دماوند اشاره شده‌است. دماوند دارای چشمه‌های آب گرم زیادی است.
دریاچه ساهون: این دریاچه در دامنه های جنوب غربی قلعه دماوند، نزدیک روستای نوا قرار گرفته است. ارتفاع آن از سطح دریا بیش از 3000 متر است. در گذشته بیش از 1000 هکتار وسعت داشته و تا نیم قرن پیش پر از آب بوده که به مرور زمان بر اثر دخالتهای انسان حجم آب آن کم شده است. در حال حاضر به صورت مردابی در آمده است.
دشت و آبشار دریوک: یکی از بکرترین مناطق طبیعی در ایران است که در مازندران، آمل قرار دارد یک دشت وسیع و زیبا وبا آبشاری بلند و کشیده با سنگ لاخهایی سخت که طبیعتی زیبا برای گردشگران و کوه نوردان است.آبادی زیبای نمار، هم که در بالا دست این منطقه قرار دارد دارای مناطق دیدنی زیادی همچون آبشار و دشت سرسبز دریوک، چشمه های آب معدنی و چهل چشمه و چشمه لهرا می باشد.از دیگر منابع طبیعی این منطقه دشت بالایی و پایه کوهای آن است.
رود کرسنگ: رودی خروشان در منطقه کرسنگ واقع شده است و از روستاهای اطراف عبور می کند.
آب گرم لاریجان: به علت شرایط خاص زمین‌شناختی در دامنه‌های البرز به ویژه اطراف قله دماوند، آب‌های معدنی با خواص مختلف درمانی وجود دارد که مهم‌ترین آنها در روستای آبگرم مجموعه‌ای جذاب را پدید آورده‌است. روستای ییلاقی و خوش آب‌وهوای آب‌گرم در دامنهٔ قله دماوند قرار دارد. جاده دسترسی به آن پس از طی ۷۰ کیلومتر در مسیر توریستی هراز که شهر آمل را به تهران متصل می‌کند در محل گزنک توریستی هراز که شهر آمل را به تهران متصل می‌کند در محل گزنک بخش لاریجان از راه اصلی جدا شده و به سمت غرب در مسیر کوهستانی و آسفالته ادامه یافته و پس از عبور از روستای ییلاقی گزانه به آبگرم می‌رسد. آبهای گرم معدنی این روستا با حرارتی در حدود ۶۲ درجه سرشار از مواد گوگردی بوده و به همین دلیل برای درمان انواع بیماریهای پوستی، دردهای استخوان، مفاصل و روماتیسم مفید می‌باشد.
دریاچه تار و هویر: در پایین دست دوبرار لاسم در آمل قرار دارند.این دو دریاچه در فاصله حدود 500 متری از یکدیگر قرار دارند. بیشترین درازای دریاچه تار 3/1 کیلومتر و میانگین پهنای آن 400 متر و درازی دریاچه هویر حدود 900 متر و میانگین پهنای آن 150 متر است.دو دریاچه روی هم نزدیک به 7/0 کیلومترمربع وسعت دارند. سرشاخه آب‎هایی که به این دریاچه‎ها می‎ریزند، چشمه‎ساران کوه‎های قره‎داغ، سیاه‎چال و شاه‎نشین در شمال و آبراهه‌های فصلی از جنوب است که قسمتی ازآب آنها وارد دریاچه‎ها می‎شود و قسمتی دیگر، آب رود‎های تار و هویر را تأمین می‎کنند.
دشت لرا: دشتی وسیع و زیبا در منطقه نمارستاق با آب ها و چشمه های فراوان و گل های شقایق است که به لرا یا دشت نمارستاق مشهور است.

پارک ملی لار: پارک ملی لار که دارای اکوسیستم‌های کوهستانی مرتفع و آبی می‌باشد، در دامنهٔ جنوب غربی دماوند. منطقه حفاظت‌شده لار بین استان‌های تهران و مازندران و در موقعیت ۳۵٬۵۴ عرض شمالی و ۵۱٬۳۳ طول شرقی قرار دارد. دریاچه ۲۰ کیلومتری لار یکی از مراکز تفریحی این منطقه‌است. وسعت این پارک در حدود ۳۰،۰۰۰ هکتار است. قدمت تاریخی دره لار به قرون اولیه اسلام می‌رسد و در چند سده اخیر به سبب داشتن آب و سبزه خوب مورد توجه خاص بوده‌است که از ۲۷ سال پیش این منطقه با وسعت ۷۳۵۰۰ هکتار به پارک ملی تبدیل شد، در سال ۱۳۵۷ پاره‌ای تغییرات در حد و حدود منطقه داده شده و از سال ۱۳۶۱ برابر مصوبه شورای عالی حفاظت محیط زیست به منطقه حفاظت شده تبدیل و در سال گذشته نیز منطقه مذکور مجدداً طبق مصوبه شماره ۱۹۷ مورخ ۲۵/۷/۱۳۸۰ شورای عالی حفاظت محیط زیست به پارک ملی ارتقا یافت و قسمت‌های گسترده‌ای از حوزه آبخیز لار نیز با مصوبه قانونی به عنوان منطقه شکار و تیراندازی ممنوع اعلام شده‌است.
غار کمربن: غاری که اابته حفرهای ورودی آن دست کند شده است و در منطقه لاسم کنار هفت ابشار قرار دارد که به صورت زیر زمینی می باشد که نسبت آن را به دوره اساطیری داده اند.
آب آهن آب فرنگی لاریجان: آب آهن فرنگی در منطقه کوهستانی لاریجان در آمل قرار دارد و برای رماتیسم و بیماری پوستی مفید می باشد.
آب معدنی گرو کلرد: آب معدنی گرو کلرد از دل شنگ ها به بیرون می ریزد و از آبهای معدنی و طبیعی شفا بخش بوده است.
آبشار یخی: آبشار یخی از عجیب ترین آبشارهای جهان، آبشاری است در ارتفاع ۵۱۰۰ متریاز جبههٔ جنوبی کوه دماوند. ارتفاع این آبشار بین ۷ تا ۱۲ متر گفته شده و به جز در زمان‌های کوتاهی از تابستان که برای مدت کوتاهی باریکهٔ آبی از کنار آن جاری می‌شود، در سایر زمان‌ها یخ‌زده است.دسترسی به این آبشار، نیازمند منحرف‌شدن از مسیر اصلی جبههٔ جنوبی است.این آبشار با قرار داشتن در ارتفاع ۵۱۰۰ متری، از نظر ارتفاع از سطح دریا مرتفع‌ترین آبشار خاورمیانه است.
آب معدنی استراباکو:
این آب گرم بین راه لاریجان به روشاق، نزدیک روستای بایجان در محلی به نام قلابن قرار دارد، از کوهی می جوشد و پس از چند متر به رودخانه هراز می ریزد. آب این چشمه ماده ای به نام زبیق دارد که درمان امراض جلدی ، به ویژه بیمارهای عفونی مؤثر و عالی است.
گرمارود: رودخانه گرمارود دارای طولی حدود 50 کیلومتر می‌باشد که از ارتفاعات شمالی رشته کوههای البرز بنام هلی‌بار سرچشمه می‌گیرد و در مسیر خود تراس‌های آبرفتی زیبایی را بر جای گذاشته است. در حول و حوش این رودخانه دو چشمه آب‌معدنی اصلی به نام‌های «گرو» و «لاله‌زار» و دهها چشمه آب معدنی فرعی وجود دارند که به سبب دارا بودن املاح معدنی گوناگون دارای خاصیت درمانی شفابخش برای امراض پوستی و دردهای مفصلی می‌باشند بستر رودخانه از بالا به پایین از تخته سنگ، قلوه سنگ و شن تشکیل شده است جریان آب رودخانه طوری است که با حفر بستر خود در جاهای مختلف حوضچه‌های مناسب برای شنا ایجاد نموده است که در تمام مدت تابستان بالاخص روزها بیشتر مردم ناحیه آمل به طول تقریبی 15 کیلومتر در فاصله‌های مجزا به شنا در داخل آن می‌پردازند. روستای جنگلی بلیران نیز بر روی تراس آبرفتی رودخانه گرمارود واقع شده و به سبب همجواری با رودخانه پرآب گرمارود از جاذبه و چشم‌انداز ویژه‌ای برخوردار است، مصالح خانه‌های این روستای جنگلی عمدتاً از چوب و گل است. فرم خانه‌ها با معماری ویژه‌خانه‌های جنگلی منطقه تطبیق یافته است. جاده دسترسی به این منطقه زیبا از روستای معروف کمدره واقع در کیلومتر 15 جاده قدیم آمل به بابل می‌باشد. به دلیل اینکه جاده خاکی و جنگلی است همه کسانی که تاکنون به نیت طبیعت درمانی و طبیعت گردی به گرو و لاله‌زار در گرمارود سفر کرده‌اند با شوق و علاقمندی این محیط طبیعی بکر و باصفا را به عنوان مکان تفریحی دایمی خود در فصل بهار و تابستان پذیرفته‌اند.
آبشار شاهان دشت: از بکر ترین آبشارها، آبشار شاهاندشت در روستای شاهاندشت واقع در کیلومتر ۹۶ جاده هراز(در ۶۵ کیلومتری شهر آمل) بخش امیری آمل قرار دارد و از سمت جاده نسبت به آن دید وجود دارد.این آبشار پرآب، دائمی و عظیم، درجانب جنوبی جاده و رودخانه هراز باشکوهی وصف‌ناپذیر خودنمائی می‌کند. که از کنار قلعه شاهاندشت بر روی یک‌کوه هرمی شکل مشرف به روستای شاهان‌دشت به پایین میریزد.در ارتفاعات مشرف به روستای شاهاندشت آبشار شاهان‌دشت با ارتفاع تقریبی ۵۰ متر که یکی از بزرگترین آبشارهای استان مازندران به شمار می‌رود.
دهکده الیمستان: یکی از زیباترین مناظر را درفصول بهار وتابستان به گردش گران وطبیعت دوستان نوید می دهد.این جنگلها محل رویش گیاه " الیما " ست که دراردیبهشت ماه رشد می کند. می گویند نام جنگل الیمستان نیز برگرفته ازآن می باشد.الیمستان یکی از مناطق توریستی ایران در آمل است که تورهای زیادی از جوانان برای تفریج و سفر به دل طبیعت الیمستان می زنند این منطقه نگاه عکاسان داخلی و خارجی راه هم به خود جذب کرده و طبیعت بکر و زیبایی جنگلها و مراتع و سر سبزی آن وصف نشدنیست.آب مردم آن از چشمه تامین می شود و محصول آن غلات، لبنیات و عسل است. اما از همه این ها گذشته، قله الیمستان هم یکی دیگر از جاذبه های این روستا است که در زمستان و بهار کوهنوردان زیادی را به خود جذب می کند. قله ای که حدود ۲۵۱۰ متر ارتفاع دارد و یکی از بهترین گزینه های کوهنوردی در زمستان به شمار می رود. اگر اهل کوهنوردی باشید، این قله با تمام جاذبه های طبیعی اطرافش بهترین گزینه سفر کوهنوردی شما به شمار خواهد رفت.
کوه انر:قله دور افتاده اِنِر در جنوب منطقه نمارستاق است مازندران در شمال قله دماوند قرار دارد. بررسی توپوگرافی قله : انر که در واقع منتهی الیه جناح شمالی یال سرداغ می باشد، از سمت شمال با تشکیل قلل متعدد 3800 متری به قله کهون و ناظر و از سمت شرق به قلل زردسر در شمال ناندل متصل می شود.
پاک نم.نه گردشگری هلومسر: پارک نمونه سال 90 ایران،پارکی طبیعی و بزرگ در آمل که فضایی بسیار تمیز با پتانسیل و خدمات دهی بالا برای مردم و مهمانان در خود اندیشیده است و در سال نورد هم مصوب به منطقه نمونه گردشگری شده است.که دارای پلاژها و پیست اسکیت و دوچرخه سواری است.
بلیران: بلیران از مناطق ویژه گردشگری است که با دارا بودن پتانسیلهای گردشگری وآب درمانی رودخانه (گرمارود) مورد توجه مسئولین استانی ومنطقه قرار گرفته بدین لحاظ وبا توجه به استقبال گروههای مختلف گردشگری این منطقه بعنوان یک منطقه بکر با چشمه و رودخانه و فضای سبز زیبا قرار گرفته و غیر از طبیعت آن به تاریخی بودن این منطقه می شود اشاره کرد که سر نیزه ها دوره عصر آهن در این منطقه زیاد پیدا می شود.اجرای تور در بلیران وحومه هر هفته در گروههای مختلف وبا برنامه های متنوع اجرا میگردد و همچنین خانواده ها برای تفریح در کنار طبیعت و رود به این روستا زیبا می روند.
آبشار آلامل: این آبشار از دامنه‌هاى شمالى دماوند سرازیر مى‌شود و بیش از ۱۰۰ متر ارتفاع دارد ، ‌ و آب فراوان آن چون پودرى نمناک در هوا پخش مى‌شود و منظره‌اى بسیار بدیع کم‌نظیر دارد.
تالاب آمل سرخرود:
این تالاب در ما بین بخش سرخرود و شهرستان آمل قرار دارد که هر سال پرندگان زیادی به این تالاب کوچ می کنندفاین تالاب زیر نظر اداره نگه داری تالاب و مراتع آمل است.
آبشار پرو مد: آبشاری روان در دل کوه در منطقه یور امیری در دهستان دینان قرار دارد که هر ساله گردشگرهای زیادی برای تفریح تلبستان به این مرتع و آبشار می روند.
آبشار شیخ علی‌ خان: این آبشار نام خود را از رود زیار گرفته است و حدود 40 متر ارتفاع دارد . مناظر سرسبز و کوهستانی و چمنزارهای زیبای اطراف و حواشی آن ، از این آبشار عنصر ممتاز طبیعی جهانگردی پدید آورده اند.
دشت لرا:دشت لرا یا لهرا دشتی عظیم در منطقه نمار یا نمارستاق است با آب ها و رودهای فراوان و گل های شقایق که هر ساله کوه نوردان و گردشگران زیادی به آن جا می روند.
آبشار قلعه دختر: آبشار قلعه دختر آمل-لاریجان هنگامی که از گردنه امامزاده هاشم به سمت پلور سرازیر می شویم، درست بعد از اولین پل و در نزدیکی تاسیسات تونل امامزاده هاشم، آبشار کوچکی بر روی صخره های غرب جاده به نام آبشار قلعه دختر دیده می شود که برای کوهنوردان، ابتدای مسیر شرقی صعود به قله گل زرد به حساب می آید. چشمه زیبای قلعه دختر نیز در مجاورت آبشار واقع است. زیبایی این آبشار مسافران بسیاری را به توقف و استراحت در کنار آن مجبور می کند.
کاعون: قله کاعون در غرب دره هراز و شمالغرب قله دماوند سربرافراشته. در حوالی کاعون چند قله کوتاهتر به شرح زیر مشاهده میشوند:--قله فرعی کاعون ۳۹۵۶ متر (به روی یال غربی کاعون)--دو قله مخروطی شکل بی نام در غرب به ارتفاعهای ۳۸۹۸ و ۳۸۹۰ متر--دو قله در شمال به نام سیارو هر دو به ارتفاغ ۳۷۸۳ متر،دامنه های شمالی و شرقی این قلل به شاخه های رودخانه دریوک (پنیری) منتهی میشوند و دامنه های جنوبی آنها به دره رودخانه سه سنگ مشرف میباشند. در جنوب رودخانه سه سنگ چندین قله ۴۰۰۰ متری که بلندترین آنها دوخواهران (۴۳۳۸ متر) و چپکرو (۴۲۶۰ متر) میباشند به چشم میخورند. بر خلاف قلل جنوب رودخانه سه سنگ که شیبهای تند و بعضا صخره ای دارند اکثر دامنه های کاعون شیبهای نسبتا ملایمی دارند. به همین لحاظ کوهنوردانی که در فصل تابستان به کاعون صعود میکنند احتمالا با هیجگونه مشکل فنی روبرو نمیشوند.دامنه های کاعون پوشیده از سنگریزه هایی به رنگ سبز مایل به خاکستری میباشند. به روی بعضی از قلل اطراف کاعون سنگریزه ها صورتی رنگ مینمایند. این رنگها همراه با لکه های سفید برف غلفهای سبز و آسمان آبی زیبایی توصیف ناپذیری به منطقه میبخشند.اگر قصد صعود به کاعون و بازگشت به نقطه مبدا در یک روز را دارید بهتر است خود را برای یک راهپیمایی ۳۳ کیلومتری آماده کنید (رفت و برگشت). نزدیکترین آبادی به قله کاعون روستای نمار (نمارستاق) به ارتفاع ۲۱۵۰ متر در شرق کاعون میباشد. کاعون معمولا در یک برنامه چند روزه به همراه قلل دیگر منطقه دوخواهران صعود میشود.


آبشار سرآسیاب:آبشار روان و زمینی در منطقه رینه آمل است که دارای آبی زلال و گوارا است

آبشار نمار و گنجه طلا: سومین آبشار دشت نمارستاق بعد از دریوک و کوه اره است که ابشاری زمینی و روانی است در کنار ان سخره ای عظیم وجود دارد که رنگ ان زرد و سفید رنگ است و زیر آن آب خروشان می جوشد.

 

کوه کرنا: قله کرنا واقع در بخش لاریجان از استان مازندران بر روی یال جنوب جنوب شرقی دماوند در شمال آبادی آبگرم و رینه قرار گرفته است.بررسی توپوگرافی قله، علیرغم نمای عمومی و یکپارچه قله دماوند که به صورت مخروطی بزرگ است، بر روی یال های متفاوت آن قله ها و برج های صخره ای بزرگی خودنمایی می کند که فقط با بررسی بیشتر می توان به آنها دست یافت. قلل کرنا بر روی یال جنوب، جنوب شرقی دماوند قرار دارد که از طریق یال های بزرگ و طولانی اش به رینه و آبگرم و ملارد منتهی می شود.ویژگی خاص، از جمله مهمترین ویژگی کرنا یخچال بزرگی است که در قسمت شمالی آن قرار دارد.
آبشار تماره:آبشار تماره(تیمره) در منطقه کم نظیر وانا در 75 کیلومتری جنوب شهرستان آمل، پنج کیلومتری شمال گزنک و در ضلع شرقی جاده هراز واقع است. این آبشار در ضلع شمال شرقی دره امیری و از آخرین صخره های غربی قله انیس به پایین می ریزد. درختانی چون گیلاس، گلابی، آلبالو، سیب، هلو، زردآلو، و گردو در اطراف این دره زیبا پراکنده هستند. باغ های این منطقه از دیرباز توسط رودخانه امیری و به طور سنتی آبیاری می شوند. قله های زیره ور، دین ریز، چمن خو و کهوتو در این منطقه میعادگاه کوهنوردان عاشق است.
دوبرار:دو برار مرتفع ترین خط الرأس رشته کوه های فیروزکوه است و در حد فاصل دو جاده هراز تا جاده فیروزکوه و در جناح جنوبی این رشته کوه ها قرار دارد.بررسی توپوگرافی قله ، خط الرأس 75 کیلومتری دو برار از جنوب بخش پلور در جاده هراز آغاز و با تشکیل قلل مرتفع متعددی از جمله بزم چال یا چنگیزچال، پروانه، انگمار، دوبرار، سوزچال، قره داغ، قیاق لکه و شاه تپه به نمرود در جاده فیروزکوه می پیوندد. دریاچه تار و رودخانه های دلیچای و تار در جنوب خط الرأس و رودخانه نمرود و لاسم در شمال آن جریان دارند. این خط الرأس از طریق یال و قله کم ارتفاع 3208 متری سیاه ریز به کوه پاشوره و سایر جناح ها کاملاً آزاد می باشد.ویژگی خاص ، برف دائمی و برفچال در میان گرده های شمالی این خط الرأس همواره وجود دارد و دریاچه تار و هویر از ویژگی های طبیعی منطقه می باشد.
دریاچه دو خواهران: با پشت سر گذاشتن دو سوم جادۀ هزار در قلب منطقۀ البرز مرکزی، به محلی موسوم به دو راهی پنجاب می رسید. این دو راهی و جاده ای خاکی که مسیر مواصلاتی نمارستاق نام گرفته، از آبادیهای چندی چون پنجاب، سوا، شیخ محله، کلری، دیوران عبور کرده و سرانجام به آبادی بزرگ نمارستاق در کنار رودخانۀ خروشان آن که سرچشمه از کوههای ناظر و شکر لقاس دارد می رسید. اواخر خرداد ماه بهترین موقع است. و هوا رو به گرمی است. از پلی بر رودخانه عبور کنید، در مسیری پاکوب قرار می گیرید و به سوی غرب ادامۀ مسیر دهید. پس از یک ساعت به دشت وسیع و بی انتهای دریوک می رسید. تمامی دشت سرسبز را طی می کنیم و به سوی جنوب مایل شده، وارد دره کوچکی در پای قلل لهرا می شوید.وبعد از ان به دریاچه دوخواهران آمل می رسید.
آبشار سنگ درکا: این آبشار زیبا در نزدیکی روستای سنگ درکا، در 25 کیلومتری جنوب غرب آمل و در دامنه کوه وردوی واقع است. این روستا در کنار جاده گاز و در میان جنگل های متراکم البرز شمالی، جلوه ای خاص از جنگل و کوه مرتع دارد. کوه وردوی سرچشمه رودهای گزناسرا، انگتارود و آلش رود است.
رباط سنگی آبشار اول: رباط سنگی آبشار اول مربوط به دوره صفوی است و در شهرستان آمل، دشت لار، راست کوه نقارخانه واقع شده است.
آبشار دعیز: آبشار دعیز در منطقه لاریجان آمل قرار دارد و در کنار ان حفره های سنگی زیبا و آبشاری روان را به طبیعت گردان هدیه می دهد.
سد لار: سد لار در مازندران، یکی از سدهای خاکی تأمین‌کننده آب آشامیدنی حوالی تهران و تأمین‌کننده آب مورد نیاز آبیاری‌های کشاورزی منطقه می‌باشد. این سد در ۷۵ کیلومتری شمال شرق تهران و در ۱۰۰ کیلومتری شهر آمل قرار دارد. مطالعات احداث این سد از سال ۱۳۳۰ آغاز شد و در نهایت در سال ۱۳۶۱ گشایش یافت از جمله مناطق تفریحی و زیبا ایران است که شهرتی جهانی دارد.
آبشار آب مراد لاسم: ازمکان‌های دیدنی و زیبای منطقه بالا لاریجان – منطقه روستای لاسم شهرستان آمل مجموعه آبشار‌های دیدنی معروف به آب مراد است که در دامنه شمالی خط الاراس دوبرار قرار دارد که تعداد آنها به طور تقریبی به 13 آبشار می‌رسد. از این میان فقط اولین و بلندترین آنها که در پایین‌ترین نقطه آن در شکاف دو صخره قرار دارد و منظره بسیار زیبایی را پدید آورده و به آسانی در دسترس می‌باشد. آبشار آب مراد در گذشته تفرجگاه شاهان قاجار از جمله ناصر الدین‌شاه بوده است که بر سر در ورودی غار این ابیات با تصاویر بدیع و زیبای شکار و شکارچی بر روی سنگ حک شده و قدمت تاریخی دارد.
جنگل زیارو:
آمل از غنی ترین مناطق فضای سبز و طبیعت گردی است و یکی از مناطق زیبا آن منطقه و جنگل زیارو با جنگل هایی انبوه است که در بام آن آمل و دریا به خوبی مشاهده می شود.
آبشار پردمه: آبشار پردمه در منطقه بایجان، کنار روستا و رودخانه زیبای پردمه در هفتاد کیلومتری جنوب آمل واقع شده است و یکی از جلوه های طبیعی مورد توجه کوهنوردان و علاقمندان به طبیعت است. رودخانه فصلی پردمه به طول هجده کیلومتر از دامنه کوه های سرخره و بوم در شصت کیلومتری جنوب آمل سرچشمه گرفته و پس از گذشتن از منطقه موزون از کنار روستای پردمه و آبشار آن گذشته و در انتها به رودخانه شیرکلا می ریزد. بایجان در بیست کیلومتری شمال گزنک در جاده هراز واقع است و روستای پردمه از دهستان بایجان حدود پانزده کیلومتر فاصله دارد.


 

دانشگاه و مراکز آموزشی
آمل در زمان قدیم دارای هفتاد مراکز علمی بوده و تنها شهر دارای بیشترین دانشگاه قدیم یا همان نظامیه بوده است.در قرن های سوم تا نهم آمل دارای 70 خانقاه و دانشگاه قدیم بوده است که از این نظر پایتخت علمی جهان خوانده می شد.ماتسول بژنیکوف-Zhinkov می نویسد: وقتی وارد ایران شدم به شهری رسیدم که به هر سوی آن می رفتی علم بودو خانقاه و دانشگاه ،در آنجا تمام مردم با فرهنگ و کتاب به دست و بزرگ نظر بوده اند و یک روز در یک کوچه ای بوده ام که برج دانشگاهی عظیمی داشت داخل که شدم دیده ام از سراسر جهان به این جا آمده و علم یافت می کنند.




دانشگاه آزاد واحد بین المللی آیت الله آملی- دانشگاه شمال آمل-دانشگاه هوا فذا-دانشگاه پزشکی-دانشگاه سبز-دانشگاه آمل، آمل-دانشگاه سمنگان-دانشگاه پیام نور-دانشکده توحید-دانشکده علوم قرآنی-دانشکده پرستاری مامایی-دانشکده دام پزشکی-انستیتو پاستور ایران-دانشگاه مرکزی از جمله دانشگاهای فعلی و مهم آمل هستند. دانشگاه آزاد واحد علوم تحقیقات آیت الله املی بزرگترین دانشگاه خاورمیانه است و دانشگاه شمال با مصوبه هیئت اجرایی کمیته دیدگاهی Ultrast دانشگاه شمال زیباترین دانشگاه خاورمیانه انتخاب شده است.

مدارس
مدرسه امام خمینی آمل یکی از مهم ترین مدرسه ها و قدیمی ترین مدارس ایران است که معماری آن به دست المانی ها ساخته شده است.از جمله مدارس های قدیمی می توان به مدرسه های قدیمی در آمل قدیم(بازارچه) یا پایین بازار و کاخ چایی که بعدها به مدرسه تبدیل شد و مدارس هوشمند فعلی و مجهز اشاره کرد.

ورزش
آمل از شهرهای ورزشی و مشهور است که سنت ورزشی آن والیبال ، کشتی ، بسکتبال و بدمینتون و رزمی است. اما هر ساله ورزش‌های فوتسال، تنیس، اسکواش، پینت بال، اتوموبیل‌رانی و شطرنج در سطح کشور و منطقه مقام آور می‌باشد. باشگاه والیبال کاله مازندران و باشگاه بسکتبال کاله مازندران و شهرداری آمل معروفترین تیم ورزشی این شهر است.از نظر امکانات ورزشی آمل برترین شهر مازندران است.همچنین تیم والیبال مازندران در لیگ پاسارگارد فهرمان شد و تیم به مرحله بین المللی رسید و تمام تیم هارا بدون شکست ،شکست داد و در آن تیم چند آملی حضور داشتند.

موزه ها
موزه تاریخ آمل:موزه تاریخ آمل درسه طبقه وشامل گالری های آثار باستان شناسی، مردم شناسی واسناد تاریخی استان مازندران است. گالری بخش اشیا مردم شناسی موزه آمل نمونه ای ازبافته های محلی شامل جاجیم، گگلیم و نیز ظروف چوبی، ظروف مسی مانند آفتابه لگن، کاسه، سینی ودهها اثر دیگر را در خود جمع آورده است .
دربخش اسناد تاریخی این موزه ، اسنادی از گزارش های ادارای دوران های مختلف از جمله در مورد زلزله وآتش سوزی آمل مربوط به سال های 1335 و1336 و نیز دست نوشته های شاهان دوره قاجار ومکاتبات اداری دربارقاجاریه با رؤسای حاکمان این شهرستان به چشم می خورد.
قدیمی ترین دست نوشته های اسناد تاریخی موزه صورت اسامی علما درآمل در سال 1286 هجری قمری است.
اما دربخش باستان شناسی که این بخش را از دیگر قسمت های موزه متمایزکرده وجود اشیاء با ارزش تاریخی است که قدمت تعدادی از این آثار به بیش از سه هزار سال قبل از میلاد مسیح می رسد.

بخش باستان شناسی موزه تاریخ آمل آثاری همچون سفال ، فلز، سنگ وشیشه که به جای مانده از دوران پیش از تاریخ تا زمان قاجار درمحدوده شمال کشورونیز معرفی اشیای سفالینه از سایراستانهای کشور وفرهنگهای تاثیرگذار وتاثیرپذیرمنطقه شمال کشوراست، چشم هر بیننه ای را به خود جذب می کند.
درموزه آمل یکی از بخش های جالب توجه که بازدیدکنندگان ومحققان تاریخی را برای دقایقی بیشترکنارخود نگه می دارد، ویترین های سکه ها است.
موزه تارخ آمل از وجود سکه ها که تاریخ مصوری از خط، آداب ورسوم کهن، آرایش صورت ونوع پوشش شاهان را نشان می دهد،بی بهره نمانده وسکه های مربوط به دوره های هخامنشی ، اسکندر، سلوکیان، اشکانیان، ساسانیان ودوره های اسلامی تا قاجار را در خود جای داده است.
آثاربه دست آمده ازکاوش های علمی باستان شناسان آملی در سال 1388 درمحوطه باستانی ' قلعه کش' آمل که مربوط به دوره مفرغ وآهن هست نیز در موزه تاریخ آمل به نمایش گذاشته شده است.موزه تاریخ آمل در خیابان امام رضا(ع) ودروسط دوپل معلق و12چشمه که از آثار باارزش تاریخی این شهرستان محسوب می شود، قراردارد.

این ساختمان درسال 1315 به عنوان اداره مالیه شهرستان آمل بنا شده وسال 1387 با کاربری فرهنگی در اختیار اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی وگردشگری مازندران قرارگرفته وپس ازمرمت واحیا بهمن ماه سال گذشته افتتاح شد.

موزه شهدا: موزه شهدا آمل در مقبره تاریخی میر بزرگ مرعشی کبیر در آمل ساکن است که در دو طبقه مجهز است ،آثار به جا مانده از شهدا وصیت نامه و کروکی ها و نقشه های مهم هشت سال دفاع مقدس و ... دراین مکان برای بازدید قرار دارد.


ورزشگاه و مجموعه ها
مجموعه مرعش،بزرگترین و مدرنترین مجموعه ورزشی سرپوشیده شمال کشور- مجموعه پیامبر اعظم-نشاط-مجموعه ورزشی آدمرس-ورزشگاه چمران-ورزشگاه های شهرک های آمل-ورزشگاه و سالن شهید حسن نژاده-ورزشگاه چهل شهید-پارک و سالن بانوان غـدیر-حجاب-سالن های بلیارد و بولینگپ-یست اسکیت و چند ده ورزشگاه و مجموعه دیگرو دوازده مجموعه ورزشی خوصوصی ،این ورزشگاها از ورزشگاه های رسمی آمل هستند.



ارتباط های بین المللی
گمرک
آمل در زمان قدیم بندرگاه بزرگی بوده است که این بندرگاه تجارتگاه عظیم شمال ایران بود،در گذشت زمان این بندر تبدیل به شهر محمود آباد شد،و در حال حاظر گمرک آمل به صورت بخش سرخرود که گمرک آمل است انجام میشود،گمرک مرکزی در شهر آمل قرار دارد و صادرات محصولات آمل در مرزهای آبی و زمینی و هوایی در شهرهای دیگر زیر نظر آمل انجام می شود.


شهرهای هم پیوند و خواهرخوانده


واتر: ایتالیا لاهور: هند

نویسنده : aseahendoie : ۱٠:٤٢ ‎ق.ظ ; جمعه ۱۳٩۱/۱/۱۱
Comments نظرات () لینک دائم

جاذبه های گردشگری آمل

http://amardian.persiangig.com/13164662.jpg


 

http://amardian.persiangig.com/Lasem%20Amol.jpg


http://amardian.persiangig.com/8895554014700.jpg


http://amardian.persiangig.com/Malek%20Bahman%20Castle.jpg


http://amardian.persiangig.com/NASER%20AL%20HAGH.jpg


http://amardian.persiangig.com/hashem.jpg


http://amardian.persiangig.com/Shabestan%20Mosque%20Jameh%20Amol.jpg


http://amardian.persiangig.com/%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C%20%D8%A7%D8%B2%20%D9%BE%D9%84%20%D9%81%D9%84%D8%B2%DB%8C.JPG

نویسنده : aseahendoie : ۸:۳٧ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳٩۱/۱/۱
Comments نظرات () لینک دائم

سفر به شهر علم و فلسفه جهان،کهن شهر آمل

Archivo:Damavand Arad.jpg
گزارش فارس از جاذبه‌های مرکزی‌ترین شهر مازندران کهن شهر آمل بالش را برای فرود مسافران گسترانیده است.

خبرگزاری فارس: کهن شهر آمل یکی از زیباترین شهر مازندران است که با اماکن تاریخی، مذهبی، گردشگری و زیبایی‌های بکر خدادادی خود منتظر قدوم مسافران نوروزی است.

به گزارش خبرگزاری فارس از شهرستان آمل، یکی از مهمترین حُسن‌های نوروز، تعطیلاتی است که می‌تواند پیوند خانوادگی را بیش از گذشته مستحکم کند.

مردمی که از زندگی روزمره و کار در طول یک سال نیاز به تفریح و گردش دارند در فرصت مغتنم نوروز یا میزبان مهمانان بوده و یا میهمان شهرهایی که در گردشگری و وجود اماکن تفریحی و تاریخی زبانزد عام و خاص هستند.

آمل یکی از شهرهای زیبا و مرکزی مازندران است که ورودی شمال کشور از سوی پایتخت بوده و از زیبایی‌های توام کوهستان، جنگل و جلگه در جای جای خود برخوردار است که سعی داریم با معرفی تعدادی از آنها به عنوان راهنمایی مفید و موثر برای گردشگران و مسافران نوروزی باشیم.آمل یکی از کهن ترین شهرهای ایرانی و با تمدن است.

این شهر در بخش میانی استان سرسبز مازندران با مساحت 3 هزار و 211 کیلومترمربع واقع شده که از شمال به شهرستان محمودآباد و دریای خزر، از جنوب به دامنه‌های البرز، قله دماوند منطقه لاریجان به استان تهران، از غرب به شهرستان ساحلی نور و چمستان و از شرق به شهرستان بابل متصل شده است.

این شهر که به نوعی دروازه ورودی گردشگران به استان‌های شمالی کشور محسوب می‌شود در خود محور پرتردد مواصلاتی هراز که سال گذشته حدود 13 میلیون مسافر را در خود جای داده است را می‌بیند و بلندترین قله ایران در آن قرار دارد.

ارتفاع آمل از سطح دریا 79 متر است و رود هراز با 150 کیلومتر طول که یکی از پرآب‌ترین رودخانه‌های کشور محسوب می‌شود نیز با عبور خود از این شهر جلوه خاصی به آن بخشیده است.

این شهر باستانی با حدود 370 هزار نفر جمعیت از قدیمی‌ترین شهرهای کشور محسوب می‌شود که خانه‌های قدیمی با آجرهای خشت و سفالی خاص در منطقه پایین بازار خود گواهی بر این ادعا است.

چهار بخش مرکزی، امامزاده عبدالله(ع)، دابودشت و لاریجان در این شهرستان واقع شده و دو شهر گزنگ و رینه آن از مرتفع‌ترین شهرهای کشور محسوب می‌شوند.

آمل از لابه‌لای هزاره‌های مه گرفته آغازین استقرار تمدن قوم آریایی را درهم آمیخته و مردم این شهر با دعوت مشتاقانه نوادگان امام علی(ع) افتخار بنیانگذاری نخستین دولت شیعه 12 امامی را در دنیا دارند و دولت علویان به مرکزیت آمل همانند دژی مستحکم دفاع از هویت ملی ایرانیان را در مقابل تجاوزات تازیان و ترکان برعهده داشت.

* تکرار 16 باره نام آمل در شاهنامه

به گفته مورخان و ادیبان نام این شهر 16 بار در شاهنامه تکرار شده و فردوسی زمانی که از ستم و جور سلطان محمود غزنوی ترک وطن کرد به این شهرستان پناه آورد و در پناه پادشاهان شیعه مذهب تبری قرار گرفت.

در قرن پنجم هجری نخستین مدرسه معتبر نظامیه در این شهرستان همپای فرهنگ شهرهای بزرگ جهان اسلام آغاز به کار کرد که دو قرن پیش‌از آن محمدابن جریر طبری مفسر قرآن و مورخ مشهور جهان اسلام در این آب و خاک می‌زیسته است.

آستانه مقدس امامزاده عبدالله(ع) یکی از مهمترین اماکن زیارتی و سیاحتی آمل محسوب می‌شود که در منطقه اسکومحله در دامنه‌های سرسبز شمالی گرفته در خود بقعه‌های تاریخی همچون حوض شفا، مرقد بیبی فاطمه و سقاخانه را جای داده است.

وجود امامزاده‌گان جبار کیا سلطان، امامزاده محمد، امامزاده آل کیا سلطان و تکیه مقدس سنگ درکا در ارتفاعات جنگلی منطقه فضایی سبز و معنوی را ایجاد کرده‌ است.

امامزاده ابراهیم(ع) که در مرکز این شهر و در جوار گلزار شهدای هشت سال دفاع مقدس و جنگ تحمیلی قرار دارد، مدفن ابومحمد ابراهیم(ع) از فرزندان امام موسی کاظم(ع) است و آرامگاهش در قرن پنجم هجری بنا شده و بر روی درب و صندوق‌های چوبین آن کتیبه‌های زیبائی به خط رقاع حک شده است.

دیگر بقعه تاریخی متعلق به قرن هشتم هجری در منطقه پایین بازار این شهر امامزاده قاسم(ع) است که آجر چینی فوق‌العاده زیبایی داشته و از لحاظ شکل و پلان دارای ویژگی‌های منحصر به فرد است.

* ناصرالحق زیارتگاه شیعیان چهار امامیه جهان و ارادتمندان زیدیه یمن

بقعه ناصرالحق حسن بن علی آملی محل زیارت شیعیان چهار امامیه سراسر جهان به ویژه زیدیه یمن بوده، مدفن حسن‌بن علی ناصرالکبیر است که در قرن نهم هجری از دار دنیا رفت و سید علی مرعشی حاکم آن زمان مازندران این بقعه را بنا نهاده که در منطقه  پائین بازار قرار دارد.         

یکی از بناهای تاریخی و اصلی این شهرستان که در قرن ششم هجری بنا شده و در ادوار مختلف با توجه به بازسازی‌های مختلف، شکل اولیه‌اش را حفظ کرده است بقعه میرحیدر آملی است، این مکان مقدس مدفن ابوالقاسم پسر ابوالحسن الرویانی است که به‌ واسطه آن در طول قرون هشتم و نهم هجری سه تن از سادات و عرفا در آن مکان مدفون شدند که یکی از آنها متفکر و مشاهیر شیعه علامه میرحیدر آملی است.

بقعه میربزرگ نیز از مهمترین بقاع تاریخی مازندران محسوب می‌شود که در زمان شاه عباس صفوی در سال 1020 هجری قمری روی مدفن میرقوام‌الدین مرعشی بنیانگذار سلسله مرعشیان مازندران و سادات مرعشی بوده که مردم جنازه او را از بارفروش به آمل انتقال داده و در سبزه میدان کنار مصلای بزرگ قدس این شهرستان به خاک سپرده در اواخر قرن هشتم هجری بقعه‌ای زیبا برای مقبره‌اش ساختند.

در بیان دیگر آثار تاریخی این شهر می‌توان به مسجد مقدس امام حسن عسگری(ع) اشاره کرد، قدیمی‌ترین بنای باقیمانده تاریخی شهر که در قرن دوم هجری توسط ناصرالکبیر در بلوار طالب آملی منطقه پایین بازار ساخته شده و قدیمی‌ترین قسمت آن گلدسته مسجد متعلق به دوران قاجاریه است.

آتشکده همان‌طور که از نامش بر می‌آید یکی از بناهای زرتشتیان است، این بقعه آرامگاه حضرت شمس‌الدین محمد آملی ملقب به شمس آل رسول شمس طبری بوده که ساخت بنای آن به قرن نهم هجری برمی‌گردد و علاوه بر آن قبر قاضی حجیم آملی نیز در این مکان قرار دارد همچنین علاقه‌مندان می‌توانند برای بازدید از این بقعه تاریخی به بلوار یوسفیان و منطقه چاکسر مراجعه کنند.

مسجد جامع بنایی بسیار قدیمی است که توسط عثمان ابن نهیک در کاردگر محله در سال 177 هجری قمری بنا شده است.

ضلع غربی این مسجد بر اثر زلزله و آتش‌سوزی متوالی تخریب شده که در سال 1335 هجری قمری مورد تعمیر اساسی قرار گرفت.

از قدیمی‌ترین آثار موجود در این مسجد سنگ فرمان شاه سلطان حسن صفوی حک شده در سال 1106 قمری بر مدخل مسجد است.

* شکل شاه نقش سنگی ناصرالدین شاه سوار بر اسب

در بخش لاریجان این شهرستان نیز بقعه‌های تاریخی زیادی محل بازدید علاقه‌مندان، گردشگران و مسافران نوروزی خواهد بود که نقش سنگی شکل شاه از معروفترین این بناها است.

در این نقش سنگی ناصر الدین شاه سوار بر اسب و پنج نفر از درباریان در سمت راست و پنج نفر دیگر در سمت چپ او دیده می‌شوند.

در اطراف نقش 16 بیت شعر در مدح ناصرالدین شاه و سختی رفت و آمد در راه لاریجان و فرمان شاه در زمینه ترمیم و مرمت آن حجاری شده و نقش بسته است.

قلعه ملک بهمن از دیگر نقاط دیدنی لاریجان است که این قلعه بنام ملک بهمن آخرین سلطان لاریجان نامگذاری شده و از بزرگ‌ترین قلعه‌های کوهستانی در منطقه البرز بوده که در کنار آن آبشار شاهان‌دشت جاذبه زیبایی به آن بخشیده است.

آبشار شاهان‌دشت در روستای ییلاقی و باصفای شاهان‌دشت در 65 کیلومتری آمل و محور مواصلاتی هراز قرار دارد که با ارتفاع تقریبی 50 متر یکی از بزرگ‌ترین آبشارهای شمال کشور به شمار می‌آید.

در نزدیکی آن قلعه زیبای شاهان‌دشت قرار دارد.

در بیان دیگر جاذبه‌های طبیعی این بخش کوهستانی می‌توان به قله دماوند و دامنه‌های البرز، دره و دریاچه سد لار، آب معدنی لاریجان، آب معدنی استراباکو، آب‌های گرم و معدنی اسک و ایرا، جنگل‌های انبوه و زیبای البرز، دشت دیدنی شقایق، غارهای طبیعی لاریجان، غار کافر کلی، آب آهن، بقعه عارف سید حسن ولی، زندان تاریخی، آبگرم شاه عباسی، امامزاده‌ هفت‌تن و دیگر امامزادگان اشاره کرد.

* پل معلق ساخته دست مهندسان آلمانی در مرکز شهر و پل دوازده چشمه بر روی رود هـراز

آمل از شهرستان‌هایی که در پل‌سازی نیز آوازه‌ای دیرینه دارد، پل معلق در سال 1327 هجری شمسی توسط مهندسان آلمانی در مرکز شهر بر روی رودخانه هراز احداث شد که ضلع شرقی و غربی این شهر را به هم متصل می‌کند.

پل تاریخی دوازده چشمه از پل‌های تاریخی عصر شاه عباس صفوی در قرن 12 هجری قمری بر روی رودخانه هراز است که در مرکز شهر احداث شده است.

این پل در دوران قاجار مرمت شده و به نیت دوازده معصوم دارای 12 طاق و دهنه است که طول آن به 120 متر، عرض آن به 4.6متر و ارتفاعش تا سطح رودخانه نیز به هفت متر می‌رسد.

آمل نخستین شهر مازندران در بخش جاذبه‌های توریستی و طبیعی است که در بین دیگر جاذبه‌های طبیعی آن می‌توان به پارک بزرگ میرزاکوچک‌خان جنگلی، چشمه‌سار منطقه گرمارود از بلیران تا لاله‌زار اشاره کرد که زیبایی خاصی به این شهر بخشیده است.

پارک‌های دهکده طلایی، بنفشه، نارنجستان، فرهنگ، ارکیده، شهر، میلاد، دانشجو، بانوان و هلومسر از اماکن تفریحی این شهر است.

* آمل شهر بزرگان و مشاهیر نامی جهان اسلام

آمل محل زندگی بزرگان و مشاهیر نامی همچون امام محمد بن جریر طبری،قاضی هجیم و سراج قمری آملی، خواجه امام عمادالدین،حکیم شیخ ابو العباس قصاب آملی،یحیی ابن ابی منصور،فیلسوفان طبری ابن ربن و فرخان طبری،ابوسهل کوهی،شمس الدین محمد بن محمود آملی،عبدالله ناتلی آملی،ظهیر الدین مرعشی،ابن اسفندیار آملی، امام شهید فخراسلام، قاضی القضاه ابوالقاسم، محمدبن علی‌بن یزدادی، شیخ اوالعباس قصاب آملی، قاضی اواحمد آملی، قوام‌الدین میربزرگ، عبدالله بن حسین سهل، علی بن هشام آملی، آقا الربن محمد رفیع، شریف‌العلما آملی، شیخ جعفربن محمدعلی نوری، حاج میرزا حسین طبرسی، حاج سید اسماعیل عقیلی، محمد صوفی آملی، ملک‌الشعرا طالب آملی، آیت الله غروی، امیر مکرم لاریجانی و حاج میرزا احمد درکایی،امام فخر رازی،خلیفه سلطان،عباس میرز،ملا علی کنی، است.ابن فورک، آقا سید محمدعلی نیاکی، سید ابوطالب لاریجانی، شیخ عبدالنبی نوری، حاج سید رضی لاریجانی، میرزامحمدتقی نوایی، میرزا علیقلی اقبال، سید نعمت‌الله فکرت، شریف‌الدین محمد، ملا عنایت‌الله لهری، ملامحمد وازی نائیجی، ملامحمدعلی پیشنماز، میرزا عبدالحسین،شیخ اسماعیل شهابی، قاضی هجیم آملی، سیدعزالدین آملی، شمس‌الدین محمدآملی، آیت الله علامه محمدتقی آملی، آیت الله میرزاهاشم آملی،علامه شیخ الصوفی میر حیدر آملی،حکیم خلیل آملی،عزالدین آملی،شریف العلما مازندرانی، از مراجع تقلید جهان و بزرگان علم و شاعر چامه‌سرا از شاعران معاصر کشورمان در این شهر زیست داشته‌اند.

هم‌اکنون نیز علامه ذوالفنون آیت الله حسن حسن‌زاده آملی که از نوادر جهان اسلام و جهان خلقت است در این شهر زندگی می‌کند، آیت الله عبدالله جوادی آملی مرجع تقلید جهان اسلام و مفسر کبیر قرآن از علما و فقهای این خطه است.

علی آملی لاریجانی و آیت الله شیخ صادق اردشیر لاریجانی آملی از فرزندان آیت الله میرزاهاشم آملی هستند که از این شهرستان به جهان سیاست معرفی شده و در راس قوای مقننه و قضاییه دو پایه از سه پایه سیاست جمهوری اسلامی را در اختیار دارند.

شهر زیبا و توریستی آمل در ایام نوروز 1391 آمادگی کامل دارد تا از مسافران و گردشگران نوروزی سراسر کشور که قصد عزیمت به استان‌های شمالی کشور را دارند و یا برای پابوس آستان مقدس امام‌رضا(ع) عازم استان خراسان رضوی هستند، به خوبی میزبانی کند.

نویسنده : aseahendoie : ۸:۳٤ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳٩۱/۱/۱
Comments نظرات () لینک دائم

به پرشین بلاگ خوش آمدید

بنام خدا

كاربر گرامي

با سلام و احترام

پيوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنويسان فارسي خوش آمد ميگوييم.
شما ميتوانيد براي آشنايي بيشتر با خدمات سايت به آدرس هاي زير مراجعه كنيد:

http://help.persianblog.ir براي راهنمايي و آموزش
http://news.persianblog.ir اخبار سايت براي اطلاع از
http://fans.persianblog.ir براي همكاري داوطلبانه در وبلاگستان
http://persianblog.ir/ourteam.aspx اسامي و لينك وبلاگ هاي تيم مديران سايت

در صورت بروز هر گونه مشكل در استفاده از خدمات سايت ميتوانيد با پست الكترونيكي :
support[at]persianblog.ir

و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الكترونيكي
abuse[at]persianblog.ir
تماس حاصل فرماييد.

همچنين پيشنهاد ميكنيم با عضويت در جامعه مجازي ماي پرديس از خدمات اين سايت ارزشمند استفاده كنيد:
http://mypardis.com


با تشكر

مدير گروه سايتهاي پرشين بلاگ
مهدي بوترابي

http://ariagostar.com
نویسنده : پرشین بلاگ : ۸:٠٢ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳٩۱/۱/۱
Comments نظرات () لینک دائم